یکشنبه 7 تیر1388 ساعت
نامه دکتر علیرضا بهشتی به پدرش شهید بهشتی: پدر دیدی چه کردند؟
نامه دکتر علیرضا بهشتی به پدرش شهید بهشتی: پدر دیدی چه کردند؟
بار دیگر بی تو
چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.
پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟
اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.
یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:
تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
......
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید
سید علیرضا حسینی بهشتی هفتم تیرماه ۱۳۸۸
بار دیگر بی تو
چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.
پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟
اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.
یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:
تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
......
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید
سید علیرضا حسینی بهشتی هفتم تیرماه ۱۳۸۸
نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه شهرکرد | لینک ثابت | موضوع: ساير خبر ها (اقتصادی, اجتماعی ,بین الملل و...)
درباره وبلاگ

این خبرنامه زیر نظر مستقیم شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد اداره شده و اخبار مندرج در آن به هیچ وجه نشان دهنده نظر مستقیم انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد نخواهد بود و مسئولیت آن بر عهده منبع خبر می باشد.انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد نظرات و سیاست هاو خط و مشی خود را تنها در قالب بیانیه و به طور رسمی اعلام می نماید... .
( مرحوم دکتر محمد تقدیری مدیر این خبرنامه بود، با تمام وجود برای اهدافش پیش می رفت...او دیگر نیست...ارزو داریم گوشه ای از اقیانوس بیکران او باشیم...راهش پایدار و یادش همیشه گرامی...)
( مرحوم دکتر محمد تقدیری مدیر این خبرنامه بود، با تمام وجود برای اهدافش پیش می رفت...او دیگر نیست...ارزو داریم گوشه ای از اقیانوس بیکران او باشیم...راهش پایدار و یادش همیشه گرامی...)
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388مرداد 1388تیر 1388خرداد 1388اردیبهشت 1388فروردین 1388اسفند 1387بهمن 1387دی 1387آذر 1387آبان 1387مهر 1387شهریور 1387مرداد 1387تیر 1387خرداد 1387اردیبهشت 1387فروردین 1387اسفند 1386بهمن 1386دی 1386آذر 1386آبان 1386مهر 1386شهریور 1386مرداد 1386تیر 1386خرداد 1386اردیبهشت 1386فروردین 1386اسفند 1385بهمن 1385دی 1385آذر 1385مرداد 1385تیر 1385خرداد 1385شهریور 1384
آرشیو موضوعی
نویسندگان
پیوندها
نشریه دانشجویی آوا (انجمن اسلامی شهرکرد)وبلاگ گروهی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرانجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه ايلامانجمن اسلامی دانشجویان دانشکدهی اقتصاد و علوم اداری دانشگاه سیستان و بلوچستان خبرنامه انجمن اسلامي مشهد و علوم پزشكيخبرنامه انجمن اسلامی علوم پزشکی خبرگزاری ایسناخبرگزاری ادوار دفتر تحکیم وحدتخبرگزاری ایرناخبرنامه دانشگاه امیرکبیرروزنامه اعتمادخبرگزاری آفتابروزنامه اعتماد ملیروزنامه کارگزارانخبرگزاری BBCانجمن اسلامی دانشگاه زنجاننیک آهنگ کوثرفرید مدرسیوبلاگ ايران(علي رضا فيروزي)کیانوش سنجریمحمد علی ابطحیوبلاگ مسعود بهنودوبلاگ لوتوسوبلاگ یار دبستانیوبلاگ کارگرانجمن وبلاگ نویسان متحد ایرانكانون وحدت دانشجويان دانشگاه آزاد تبريزمبرا(دبير انجمن اسلامي دانشگاه شهركرد)وبلاگ انجمن اسلامی مرکز آموزش عالی باهنر شیراز انجمن اسلامي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطباييسایت تغییر برای برابری(کمپین میلیون امضا)وبلاگ رویشوبلاگ سازمان مجاهدین انقلاب شاخه استان چهارمحال و بختیاریانجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بابلوبلاگ به سوی 8 مارسسايت ميدان زنانوبلاگ دانشجویان دانشگاه خیامسپاس معلمخبرنامه اعتراضات و مطالبات دانشجویانانجمن اسلامي دانشگاه همدانکانون وحدت دانجشجویان دانشگاه ازاد تبریزخبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه ازاد تبریزوب سايت شخصي عباس عبديانجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهرکرد:: قالب ساز ::
طراح قالب