تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
 

بیانیه ۳۶ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های کشور در رابطه با برخوردهای صورت گرفته در دانشگاه مازندران نسبت به حریم دانشگاه و دانشجویان

نظر به شکست برخوردهای گسترده سال گذشته ــ احضار به کمیته های انضباطی ستاره دار شدن فعالین دانشجویی انحلال و تعلیق انجمن های اسلامی و شوراهای صنفی و کانون های فرهنگی توقیف نشریات دانشجویی ــ اینبار در سال ۸۶ دامنه ی برخوردها در  دانشگاه ها  گسترش یافته و مسئولین وزارت علوم با همکاری نهادهای امنیتی بر فشار خویش افزوده اند. در این راستا و  در ادامه ی برخوردهای غیر اصولی و اقتدارگرایانه با جنبش های دانشجویی ، فرهنگیان ، زنان و کارگران در ماههای اخیر ، ناباورانه از بازداشت غیرقانونی 15 تن از فعالین دانشجویی در دانشگاه مازندران مطلع شدیم. اخبار حاکی از تعرض ، هتک حرمت و ورود غیر قانونی نیروهای امنیتی و لباس شخصی به دانشگاه و ورود غیرقانونی به منازل دانشجویان و همچنین حمله ی عده ای از اعضای یک نهاد شبه نظامی به دفاتر انجمن اسلامی دانشکده های دانشگاه مازندران است. انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های صادر کننده بیانیه حاضر این اعمال را در راستای تهدیدات اخیر مقامات ارشد امنیتی بر علیه جنبش زنان و دانشجویان ارزیابی کرده و ضمن اعلام همبستگی و پشتیبانی با دوستان دربند این اقدام را به شدت محکوم می نمایند. همچنین از کلیه ی نهادهای مدنی ، سازمان ها و احزاب سیاسی و حقوقی ، عموم دانشجویان و ملت آزاده می خواهیم واکنشی مناسب به این اقدام شنیع از خود نشان دهند. بدیهی است سکوت جامعه ی دانشگاهی و ملت آزاده در مقابل چنین اعمالی ، حاصلی جز تنگ تر شدن طناب قدرت بر گردن جامعه ی فکری و فرهنگی ندارد. بی شک مقصر اصلی این حادثه و حوادث مشابه در دانشگاه های دیگر مسئولین وزارت علوم می باشند و تنها با تغییر این افراد است که آرامش به دانشگاه باز خواهد گشت.

و نیز به برخی نهادهای اقتدارگرای حاکمیت هشدار می دهیم که اصرار بر ادامه ی این برخوردهای گسترده و غیرانسانی که در جهت تهدید و تحدید فضای دانشگاه ها و جامعه می باشد ، نه تنها منجر به اتحاد و انسجام ملی نخواهد شد بلکه با توجه به شرایط خطیر فعلی کشور منجر به دوری بیش از پیش جامعه و حاکمیت خواهد گردید.

در پایان دانشجویان دانشگاه های زیر خواهان موارد ذیل می باشند:  

 

1-    مشخص شدن وضعیت دانشجویان ربوده شده

2-    آزادی فوری و بدون قید و شرط 15 فعال دانشگاه مازندران

3-    شناسایی و دستگیری و محاکمه آمران و عاملان این واقعه  بی شرمانه

4-    تعهد رئیس دولت مبنی بر حفظ امنیت و صیانت از حریم مقدس دانشگاه

 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های:

 

۱- صنعتی شاهرود

۲- شیراز و علوم پزشکی

۳- سيستان و بلوچستان

۴- امور اقتصاد و دارايي

۵- تربيت معلم تهران

۶- شهركرد

۷- علوم پزشكي شهركرد

۸- زنجان

۹- شهيد باهنر كرمان

۱۰- علم و صنعت

۱۱- الزهرا

۱۲- علوم پزشكي كرمانشاه

۱۳- لرستان

۱۴- شهيد عباسپور

۱۵- شهيد رجايي

۱۶- علامه طباطبايي

۱۷- علوم پزشكي ايران

۱۸- تربيت معلم سبزوار

۱۹- فردوسي

۲۰- علوم پزشكي مشهد

۲۱- اميركبير

۲۲- ايلام

۲۳- صنعتي شريف

۲۴- بيرجند، كردستان

۲۵- همدان

۲۶- مازندران

۲۷- دانشگاه كشاورزي و منابع طبيعي ساري

۲۸- خواجه نصير

۲۹- صنعتي اصفهان

۳۰- گرگان

۳۱- اروميه

۳۲- محقق اردبيل

۳۳- اقتصاد زاهدان

۳۴- صنعتي سهند تبريز

۳۵- كاشان 

۳۶- مجمع اسلامي دانشگاه سمنان 

سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت

اتحاد ملی و انسجام اسلامی

 نشریه دانشجویی باران

 

نام گذاری سال ۱۳۸۶ به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی ابتکاری جالب بود از سوی رهبری کشور، ابتکاری که البته همراه با ابهام های فراوان همراه است. این نکته که در کشور باید اتحاد و یکپارچگی وجود داشته باشد مسئله ای است که اشکالی برای آن وجود ندارد اما مسئله اصلی این است که این اتحاد و انسجام برای چه چیزی باید باشد؟ آیا باید حول شعارها و سیاست های جنگ طلبانه و تهاجمی عده ای تندرو در کشور و جهان اسلام اتحاد و انسجام ایجاد نمود؟ و یا اینکه مسئله مهمتری هم وجود دارد؟

سوال دیگری که وجود دارد این است که این اتحاد و انسجام به چه مفهومی است؟ آیا مقصود از این اتحاد ملی آن است که در کشور باید هیچ گونه اختلافی وجود نداشته باشد و یا اینکه با وجود اختلاف دیدگاه ها و نظرات می بایست حول یک موضوع اتحاد ملی داشت؟ آیا می بایست دستوراتی از بالا آمده مورد قبول همه قرار گیرد و یا اینکه پس از طرح مسائل مختلف همه برای رسیدن به آن هدف ها یکپارچگی داشته باشند؟ آیا نقد و طرح اشکالات عملکرد دولت، ایجاد تفرقه و اختلاف می باشد و یا نمودی از همین اتحاد ملی می باشد؟

در کلام آقای خامنه ای گویا هیچ گونه جایی برای اختلاف نظر و نقد وجود ندارد.
“دشمنان با تبلیغات خود، با جنگ روانی خود، با تلاش های موذیانه گوناگون خود سعی می کنند بین صفوف ملت ایران اختلاف بیاندازند.”
از سخنان مشابه و علی الخصوص برخی اطرافیان آقای خامنه ای مانند آنچه که آقای جنتی در نماز جمعه این هفته تهران بیان نموده است که مخالفین و منتقدین دولت، مخالف رهبری هستند. می توان به نگاهی رسید که در آن همه باید پیرو باشند و حق اظهار نظر و نقد ندارند و می بایست سخنان و رهنمود های داده شده از بالا را مو به مو اجرا نمایند و سخنی بر خلاف این نظرات بیان نکنند.

این مسئله تا بدانجا پیش می رود که رهبری موفقیت های کشور را بیش از توقف ها و سکون ها معرفی می کنند و تصمیم های مسئولین را به جا و خوب معرفی می کند. بدون توجه به این مسئله این سخن چندان پایه علمی و مستندی محکمی ندارد.

نگاهی به سیاست ها و عملکرد های سال گذشته نشان می دهد که بر خلاف نظر آقای خامنه ای، “ابهت ملی ما و نگاه مهربانانه ی مردم ما نسبت به ملت های جهان و ملت های مسلمان در همه حوادث آشکار” نشده که بر عکس نگاه و نگرش جهانی نسبت به کشور با به شدت بدبینانه تر گردیده است. نگاه واقع بینانه تر نسبت به اتفاقات دو سال گذشته بیانگر این است که ایران از موضع کشوری طرفدار صلح و گفتگوی تمدن ها تبدیل به کشوری جنگ طلب گردیده است که حتی به دنبال حذف فیزیکی بخشی از نقشه مورد پذیرش جهانی می باشد. مسئله ای که حتی با اقبال خود فلسطینی ها هم مواجه نشد.”مواظب باشید آوار اسراییل بر سر ما نریزد” جمله ای اعتراض آمیز بود که از سوی رییس دولت فلسطینیان، اسماعیل هنیه، در دانشگاه تهران زده شد. طرح مسائلی مانند نفی هولوکاست براستی باعث شد که ملت جهان ما را ملتی دارای نگاه مهربانانه ببینند و یا اینکه باعث شدیم برای اولین بار در برخی کشورهای اروپایی تظاهراتی در حمایت از رژيم اسراییل شکل بگیرد و در سازمان ملل هم بیانیه ای در رد نظرات ما صادر گردد. و این فشار بین المللی تا بدانجا پیش رفت که مشاور رهبری، آقای ولایتی هم نفی و رد هولوکاست را رد نماید و وقوع آن را بپذیرد. در حوزه های دیگر نیز همین اتفاقات افتاده است و در آن حوزه ها هم ضعف ها و سکون های بسیاری مشاهده می شود که البته قابل بحث می باشد.

زمانی که سیاست ها و عملکرد تیم سیاست خارجی فعلی ایران این چنین پر اشکال می باشد (البته در داخل نیز با همین نقص ها و اشکال ها مواجه هستیم) چگونه می توان سکوت کرد و اعتراض ننمود؟ اگر آقایان به دنبال آن هستند که سیاست هایی را دنبال نمایند که عاقبتی جز جنگ ندارد بر سایرین واجب است که این نکته را به آنها متذکر شوند و آنها را متوجه اشتباه خود نمایند.

اگر واقعا به دنبال “پیشرفت های چشمگیر” و “ابهت ملی” باشیم این رخ نخواهد داد مگر در نتیجه کار کارشناسی و علمی و البته طرح نظرات مخالف و نقدها و بررسی های گوناگون تا در انتها به طرح و راهکاری برسیم که کشور را به سمت این اهداف سوق دهد و گرنه اتکا به یک نظر و یک گروه نتیجه ای به جز آنچه که در سال گذشته اتفاق افتاد را به همراه نخواهد داشت و اگر به دنبال از بین بردن “عقب ماندگی های دویست ساله ” هستیم این “عقب ماندگی هادویست ساله” جز با نظرات مختلف و ارتباط مناسب با دیگر کشورهای جهان میسر نخواهد شد.

باید فراموش نکنیم در کشوری زندگی می کنیم که قومیت ها و اقلیت های مختلف همیشه حساسیت فراوانی را ایجاد نموده است و صدمات خود را بر اتحاد و وحدتملی وارد ساخته است. اگر واقعا به دنبال انسجام اتحاد ملی و انسجام اسلامی هستیم باید به این نکته واقف باشیم که حصول به نیات ما جز در گرو احترام به همه آرا و رفع هر گونه تبعیض نیست. دست کشیدن از عقاید صلب دینی و دوری از بنیادگرایی اسلامی اولین گام در ایجاد انسجام اسلامی است و در مورد اتحاد اسلامی نیز نگاهی به اتفاقات سال گذشته خالی از لطف نیست. اتحاد ملی در ایران در گرو احترام به همه اقلیت ها و رسیدگی به مطالبات آن ها از آذربایجان و کردستان و خوزستان گرفته تا سیستان و گلستان، امکان پذیر است. و مهمتر از همه سخن از اتحاد ملی با سرکوب اعتراضات بحق زنان و معلمان هیچ گاه صورت نخواهد پذیرفت که امید است بدنه حاکمیت ایران به این امر وقوف لازم را بیابد.

در زمانی که کشور را خطر جنگ و تهاجمی دیگر تهدید می نماید بهترین کار آن است که در سیاست ها و عملکردهای گذشته نگاهی بیاندازیم و ببینیم چه چیزی باعث گردیده است به یکباره این چنین سیل بیانیه ها و قطعنامه های علیه ایران شکل بگیرد و در سطح جهانی اتحادی قویتر و اجماعی محکمتر در برخورد با ایران ایجاد گردد. امسال باید سال “اتحاد ملی و انسجام اسلامی ” باشد اما نه برای بردن کشور به سمت جنگ که می بایست “سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی” در جهت جلوگیری از حمله احتمالی و البته نابودی کشور در نتیجه سیاست های عده ای تندرو. به جای آنکه تمام تلاش ها معطوف به دستیابی انرژی هسته ای در سال جدید باشد می بایست معطوف به جلب اعتماد جهانی و اعتماد سازی جهانی باشد و آنگاه می توان با هزینه ای به مراتب پایین تر انرژی صلح آمیز هسته ای نیز داشت.

منبع:خبرنامه امیرکبیر

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت

احـضـار حامد ايرانشاهی، فـعـال دانـشـجـویـی بـه دادسـرا

 

حامد ايرانشاهی گفت: « اوايل هفته جاری احضاريه‌ای به دستم رسيد که براساس آن بايد ۴ ارديبهشت ماه در سومين جلسه رسيدگی به اتهاماتم در دادسرای ۱۰۱ جزايی اراک حاضر شوم.»

دبیر سابق سیاسی دفتر تحکیم وحدت در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار داشت: « اتهامات بنده، توهين به برخی نهادها و اقدام عليه امنيت ملی ذکر شده است و اين پرونده در خردادماه سال ۸۴ بر اساس بيانيه‌ای که از طرف انجمن اسلامی دانشگاه اراک صادر شده بود، شکل گرفت.»

وی ابراز عقيده کرد: «قبل از سال جديد اخطار تلفنی به من داده شد که براساس قوانين اخطاری که تلفنی باشد قانونی نيست، چراکه بايد اخطاريه به رويت متهم يا وکيل وی برسد. بنده در اعتراض به اين موضوع در جلسه قبل از عيد حاضر نشدم اما ۴ ارديبهشت ماه بايد در دادسرا حاضر شوم.»

سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
گزارش كانون مدافعان حقوق بشر ایران در مورد وضعيت حقوق بشر در زمستان 85 منتشر شد


كانون مدافعان حقوق بشر گزارش فصل زمستان خود را در مورد «بررسي وضعيت حقوق بشر در ايران» منتشر كرد.

به گزارش "ايلنا"، در اين گزارش آمده است: در جوامع مختلف، نقض حقوق بشر در حوزه‌‏هاي مختلف صورت مي‌‏پذيرد كه پاره‌‏اي از اين موارد از جمله همسرآزاري، كودك‌‏آزاري و امثال آن نياز به تلاش مداوم همه آحاد جامعه و مسوولان امر در راستاي ارتقاي سطح فرهنگي مردم و نهادينه كردن انديشه‌‏هاي حقوق بشري در لايه‌‏هاي مختلف اجتماع است اما زشت‌‏ترين چهره نقض حقوق بشر زماني رخ مي‌‏دهد كه مسوولان امر در حوزه‌‏هاي مختلف در رابطه با مردم عمداً يا سهواً حقوق آحاد ملت را تضييع كنند و عمق فاجعه زماني درك مي‌‏شود كه بدانيم مسوولان امر با وجود اين ادعا كه خود را از نخبگان جامعه قلمداد مي‌‏كنند، در برخورد با منتقدان يا مخالفان سياسي خود مباشرتاً يا مع‌‏الواسطه به شكل فاحشي مرتكب نقض حقوق بشر مي‌‏شوند.
اين گزارش در ادامه با اشاره به انتخابات 24 آذر سال گذشته و انتقاد از روند برگزاري آن، تحت پيگرد قرار دادن فعالان سياسي و فعالان حقوق بشر، برخورد با عده‌‏اي از وكلاي دادگستري و احضار يا محاكمه يا ادامه بازداشت برخي از آنان به‌‏ويژه وكلايي كه وكالت فعالان سياسي يا مدافعان حقوق بشر را به‌‏عهده مي‌‏گيرند، تضييع حق دفاع مردم و برخورد با وكلاي دراويش گنابادي، تشكيل دادگاه‌‏ها و محاكمه منتقدين و فعالان سياسي پشت درهاي بسته و بدون رعايت ضوابط دادرسي منصفانه و عادلانه را از ديگر موارد نقض حقوق بشر در ايران عنوان كرده است.
اين كانون همچنين در گزارش خود با اشاره به فوت ولي‌‏اله فيض مهدوي و اكبر محمدي در زندان، از عدم تحقيق و تفحص جدي در مورد فوت اين دو زنداني انتقاد كرده است.
كانون مدافعان حقوق بشر همچنين جلوگيري از انتشار تعداد زيادي از كتب نويسندگان و ناشران، برخورد سياسي با فعالان مطبوعاتي و نويسندگان و مديران مسوول روزنامه و مطبوعات، لغو امتياز پاره‌‏اي از نشريات و توقيف برخي از مطبوعات و عدم صدور مجوز براي پاره‌‏اي از درخواست‌‏كنندگان مجوز صدور نشريات، اعمال سانسور بر آثار اهل قلم، فيلتركردن سايت‌‏هاي منتقدان و فعالان سياسي و اجتماعي، محروم كردن موقت يا دائم عده‌‏اي از دانشجويان از تحصيل به بهانه ارتكاب يا داشتن عقيده سياسي، برخورد با تشكل‌‏هاي دانشجويي و صنفي از جمله سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و برخورد با تشكل‌‏هاي صنفي معلمان، بازنشسته كردن اساتيد پر سابقه و انتصابي‌‏كردن روساي دانشگاه‌‏ها و دانشكده‌‏ها، برخورد با فعالان حقوق زنان و دستگيري عده‌‏اي از آنان و اقدام جهت تصويب مقررات ناظر بر اعمال سهميه‌‏بندي جنسيتي در دانشگاه‌‏ها را از ديگر موارد نقض حقوق بشر در ايران عنوان كرده است.
اين كانون همچنين، تهديد امنيت شغلي كارگران و اخراج دسته‌‏جمعي آنان و بيكار شدن ده‌‏ها هزار كارگر و عدم توجه به شرايط سخت و دشوار محيط‌‏هاي كارگري، برخورد با اقليت‌‏هاي ديني و مذهبي، برخورد با اقليت‌‏هاي مختلف قومي، ادامه تخريب محيط زيست و تجاوز به حريم ميراث فرهنگي و عدم اقدام جدي جهت حفظ آثار باستاني و جلوگيري از تخريب بيش از پيش محيط زيست و جنگل‌‏ها، عدم اجراي دقيق طبقه‌‏بندي زندانيان و نگهداري برخي از متهمان يا محكومان سياسي در بندهايي كه محل نگهداري مجرمان خطرناك است، نگهداري برخي متهمان در سلول‌‏هاي انفرادي، دستگيري متهمان سياسي و مطبوعاتي بدون رعايت ضوابط قانوني يا احضار و تحقيق توسط نيروهاي انتظامي و امنيتي و نبودن امكانات كافي بهداشتي و درماني در زندان‌‏ها و بازداشتگاه‌‏ها را از ديگر موارد نقض حقوق بشر در ايران ذكر كرده است.
كانون مدافعان حقوق بشر در ادامه گزارش خود با اشاره به وضعيت كارگران و سنديكاهاي كارگري در زمستان سال 85، «برخورد با فعاليت‌‏هاي صنفي»، «تهديد امنيت شغلي كارگران و اخراج آنها»، «تأخير در پرداخت حقوق و دستمزد كارگران» و «شرايط دشوار كار» را مورد بررسي قرار داده و ضمن انتقاد از برخوردهاي صورت‌‏گرفته با فعاليت‌‏هاي صنفي كارگران، آورده است: در سه ماه اخير سال 85 تعداد بيكاران و اخراج‌‏شدگان به مراتب افزايش يافته است، به نحوي كه تنها در استان تهران بيش از دو هزار و 300 كارگر، در استان قزوين بيش از 755 نفر، در استان سمنان بيش از 400 نفر، در استان ايلام بيش از 300 نفر، در استان مازنداران بيش از 200 نفر و در استان گيلان بيش از 400 نفر از كارگران اخراج يا به نحوي بيكار شده‌‏اند. فاجعه وقتي عميق‌‏تر مي شود كه برابر شاخص‌‏هاي معتبر اعلاني، دولت نهم قادر به مهار گراني و تورم نبوده و گراني در بخش مسكن از 40 تا 200 درصد در شهرهاي مختلف متفاوت بوده و نيز نرخ تورم در ساير موارد به عدد دو رقمي بيش از 17 درصد رسيده است.
در اين گزارش با اشاره به وضعيت فرهنگيان در كشور، آورده است: علي‌‏رغم شعارهاي پرطمطراقي كه براي جايگاه معلم در جامعه داده مي‌‏شود، متأسفانه بايد اذعان كرد كه وضعيت معيشتي صدها هزار فرهنگي، رقت‌‏بار بوده و در عمل آنان بر اساس گزارش‌‏هاي رسمي زير خط فقر زندگي مي‌‏كنند. معلمان و ساير فرهنگيان به تنگ آمده از فشارهاي طاقت‌‏فرساي زندگي براي مطالبه حقوق صنفي و بهبود وضع معيشتي دست به دامن نمايندگان مجلس در خانه ملت شدند كه متأسفانه در آخرين روزهاي سال 85 با برخوردهاي خلاف قانون عده‌‏اي از مأموران مواجه شده و تعدادي از آنان به‌‏ويژه رهبران تشكل‌‏هاي صنفي اين قشر زحمت‌‏كش دستگير و روانه زندان شدند.
كانون مدافعان حقوق بشر در گزارش خود با اشاره به وضعيت زنان در ايران، به ذكر مواردي از نقض حقوق زنان پرداخته و دستگيري تعدادي از زنان فعال در زمينه حقوق بشر و حقوق زنان كه در يك تجمع اعتراض‌‏آميز و مسالمت‌‏جويانه مقابل دادگاه انقلاب اسلامي تهران گردهم آمده بودند، احضار 21 نفر از دختران دانشجوي دانشگاه تهران به كميته انضباطي و محروم كردن موقت تعدادي از آنان از تحصيل و تهيه طرح سهميه‌‏بندي جنسيتي در پذيرش دانشجويان توسط عده‌‏اي از نمايندگان را كه مي‌‏تواند مانع حضور زنان در برخي از رشته‌‏ها شود، از اين جمله اين موارد برشمرد.
اين كانون با اشاره به وضعيت دانشجويان و دانشگاهيان در سه ماهه آخر سال 85، آورده است: جنبش دانشجويي در نيمه دوم قرن بيستم، نقش به‌‏سزايي در معادلات سياسي جامعه پرتلاطم ايران داشته است. جوانان غيور و فرهيخته اين مرز و بوم در سنگر دانشگاه همواره همچون ديده‌‏بانان تيزبيني عمل كرده‌‏اند كه با هر نوع تضييع حقوق مردم توسط مسوولان حكومتي برخورد هشيارانه كرده و در اين راه پرخطر از بذل جان و محروميت از آزادي نيز دريغ نورزيده‌‏اند.
كانون مدافعان حقوق بشر با اشاره به برخوردهاي صورت‌‏گرفته با فعالان دانشجويي در زمستان سال 85، صدور حكم محكوميت، محروميت از تحصيل، ممنوع‌‏الورود كردن و احضار بيش از 100 نفر از فعالان دانشجويي و نيز توقيف برخي نشريات دانشجويي را محكوم كرد.
اين كانون در ادامه با اشاره به وضعيت فعالان سياسي و حقوق بشري، به ذكر نمونه‌‏هايي از صدور حكم محكوميت و ممنوع‌‏الخروج كرده برخي فعالان سياسي پرداخت.
كانون مدافعان حقوق بشر در ادامه گزارش فصلي خود در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران با اشاره به وضعيت كتاب، مطبوعات، نويسندگان و روزنامه‌‏نگاران در زمستان 85، به ذكر 14 مورد جلوگيري از نشر آثار، اعمال سانسور، عدم ارايه مجوز انتشار و لغو مجوز كتاب و جلوگيري از چاپ مجدد برخي كتاب‌‏ها و توقيف برخي روزنامه‌‏ها و نشريه‌‏ها از سوي هيات نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پرداخت.
اين كانون در ادامه با ذكر 26 مورد از احضارها و محكوميت‌‏هاي مديران مسوول روزنامه‌‏ها و نشريه‌‏ها، نسبت به وضعيت قوميت‌‏ها و اقليت‌‏ها در ايران انتقاد كرد.
در اين گزارش همچنين ضمن انتقاد از وضعيت محيط زيست و ميراث فرهنگي كشور، آمده است: بي‌‏توجهي به محيط زيست و ميراث فرهنگي در زمستان سال 85 ادامه داشته است، به‌‏نحوي كه با آبگيري سد سيوند امكان به خطر افتادن بناي پاسارگاد و ساير آثار باستاني مجاور آن بسيار جدي است و از طرفي اقدام براي تخريب جنگل سرخه حصار و عدم جلوگيري از تخريب جنگل‌‏هاي شمال كشور محيط زيست اين مرز بوم را با خطر جدي روبرو كرده است.
كانون مدافعان حقوق بشر در ادامه گزارش خود ضمن انتقاد از وضعيت زندان‌‏هاي كشور، تأكيد كرد: تا زماني كه نهادهاي مدني و سازمان‌‏هاي غيردولتي و احزاب و تشكل‌‏هاي مختلف صنفي نتوانند به طرق مقتضي نظارت جدي خود را بر اَعمال مسوولان حكومتي اِعمال كنند و امكان استيفاي اين حق كه از حقوق اساسي هر ملت، آن‌‏گونه كه در مقدمه قانون اساسي بدان تصريح شده است، براي مردم ايران فراهم نشود، ملت ايران شاهد نقض مكرر حقوق بشر در حوزه‌‏هاي مختلف خواهد بود. اگر اجازه داده مي‌‏شد وكلاي دادگستري بنا به اطلاق اصل 35 قانون اساسي در كليه مراحل دادرسي از جمله تحقيقات مقدماتي حضور يابند به طور قطع بسياري از حوادث تأثر بار و فاجعه‌‏آميز فوق اتفاق نمي‌‏افتاد.
اين گزارش ضمن انتقاد از عدم اجراي اصول 27 و 36 قانون اساسي و ماده 20 اعلاميه جهاني حقوق بشر كه حق تشكيل انجمن و حزب و حق تشكيل اجتماع و راهپيمايي را به رسميت شناخته است، نمونه‌‏اي از اين عدم اجراي مفاد مزبور را برخورد با تجمع زنان مقابل دادگاه انقلاب و تجمع معلمان مقابل مجلس شوراي اسلامي عنوان كرد.
كانون مدافعان حقوق بشر همچنين با اشاره به وضعيت رفاهي مردم در زمستان 85، آورده است: علي‌‏رغم افزايش قابل توجه درآمدهاي نفتي در سال 1385 تا پايان اين سال نه تنها اقدام قابل توجهي به منظور كاهش فقر و نابرابري و بهبود رفاه اجتماعي مردم ايران نشد، بلكه سياست‌‏هاي اقتصادي غير كارشناسانه دولت وضعيت معشيتي مردم را در شرايط دشوارتري قرار داد. رشد قابل توجه قيمت مسكن در ماه‌‏هاي پاياني سال به ميزان حدود 40 تا 50 درصد در تهران و افزايش نزديك به 200 درصدي آن در برخي شهرهاي كشور، زندگي 30 درصد جمعيت اجاره‌‏نشين را در معرض تهديد جدي قرار داده است.
اين گزارش مي‌‏افزايد: به علاوه افزايش ماهيانه شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي (شاخص تورم) در ماه‌‏هاي پاياني سال و نرخ تورم دو رقمي حدود 17 درصد، امكان تأمين حداقل نيازهاي اساسي را براي بخش‌‏هاي قابل توجهي از جمعيت ناممكن ساخت. كليه موارد فوق حكايت از نقض مواد 22 تا 27 اعلاميه جهاني حقوق بشر و اصول 21، 29، 30 و 31 و بند اصل 43 قانون اساسي دارد. با وجود شرايط فوق، بودجه ساليانه پيشنهادي دولت براي سال 1386 بيش از آن‌‏كه متوجه بهبود رفاه اجتماعي مردم شود، با افزايش بودجه‌‏هاي نظامي و امنيتي منابع ملي را هدر داده و زندگي سخت‌‏تري را پيش روي حداقل 10 ميليون نفر جمعيت زير خط فقر در سال 86 قرار داده است. همچنين آمار فحشاء و اعتياد و طلاق افزايش يافته و دولت هيچ راهكار مؤثري جهت مهار نابساماني‌‏هاي فوق به كار نگرفته است.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
سه دانشجوي دانشگاه مازندران بازداشت و سپس آزاد شدند


سه تن از دانشجويان دانشگاه مازندران در بابلسر و ساري بازداشت و پس از چند ساعت آزاد شدند.
علي وفقي، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با اعلام اين خبر گفت: مطلع شديم يكي از آن افراد در بابلسر و يكي از آنها در ساري دستگير شدند. يكي از دانشجويان نيز پس از چند ساعت بازداشت در جاده محمودآباد رها شده است.
پيش از اين نيز 15 دانشجوي دانشگاه مازندران در بابل دستگير شده بودند. دانشجويان دانشگاه مازندران در بابل امروز نيز تجمع كردند. خواسته اصلي اين دانشجويان آزادي دانشجويان بازداشت‌‏شده است. اين دانشجويان تأكيد دارند كه حركت آنها به هيچ وجه سياسي نيست. همچنين قفل در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه مازندران عوض شده است.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه‌‏هاي شيراز حوادث دانشگاه مازندران را محكوم كرد


شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه‌‏هاي شيراز و علوم پزشكي شيراز در بيانيه‌‏اي حوادث اخير دانشگاه مازندران و هتك حرمت دانشگاه را محكوم كرد.
به گزارش "ايلنا"، در اين بيانيه با اشاره به بازداشت دانشجويان دانشگاه مازندران توسط نيروهاي لباس شخصي در پي اعتراض به احكام كميته‌‏هاي انضباطي براي فعالان دانشجويي اين دانشگاه، آمده است: متاسفانه بار ديگر نيروهاي لباس شخصي با ورود به حريم مقدس علم و انديشه و برخورد با جمع دانشجوياني كه در اعتراض به بازداشت يكي از دانشجويان در محيط دانشگاه تجمع كرده بودند، 15 تن از ديگر ياران دبستاني‌‏مان را بازداشت كردند و به مكان نامعلومي بردند.
اين بيانيه مي‌‏افزايد: شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه‌‏هاي شيراز و علوم پزشكي ضمن محكوم كردن اين اقدام، فاجعه هتك حرمت دانشگاه، اين سنگر سترگ دفاع از آزادي و آزادانديشي را به جامعه دانشگاهي كشور تسليت گفته و هم‌‏صدا با جامعه دانشجويي و روشنفكري، خواستار آزادي فوري و بي‌‏قيد و شرط دانشجويان بازداشت‌‏شده، محاكمه عادلانه عاملان و آمران ورود به دانشگاه و توبيخ مديران دانشگاه مازندران كه اجازه چنين هتاكي را داده‌‏اند، است.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
مريم ميرزا، يكي از فعالان جنبش زنان احضار شد


مريم ميرزا، از زنان بازداشت‌‏شده در تجمع مقابل دادگاه انقلاب تهران كه در حال حاضر با قرار آزاد است، به شعبه ويژه امنيت دادسراي انقلاب تهران احضار شد.

نسرين ستوده، وكيل مدافع اين فعال جنبش زنان در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: بر اساس احضاريه‌‏اي كه از سوي شعبه ويژه امنيت دادسراي انقلاب تهران به دست موكلم رسيده است، وي بايد ظرف سه روز آينده در شعبه مزبور حاضر شود.
وي در مورد اتهامات موكلش گفت: در برگه احضاريه‌‏، اتهام موكلم ذكر نشده است اما طبق اعلام وي و نيز تفهيم اتهامي كه پيش از اين به وي شده بود، اتهام خانم ميرزا اقدام عليه امنيت ملي عنوان شده است.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز به كميته انضباطي احضار شد

سخنگوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز و علوم پزشكي شيراز به كميته انضباطي احضار شد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، مسعود خيراتي روز دوشنبه در كميته انضباطي حضور يافت و شاكي وي محمدهادي ايمانيه، رييس دانشگاه علوم پزشكي شيراز عنوان شد.
اتهام وي مربوط به مصاحبه مطبوعاتي در اسفند ماه سال 85 است كه در بخشي از اظهارات خود به احضار پي در پي دانشجويان به كميته انضباطي و حمل باتوم توسط نگهبانان اعتراض كرده وآن را دور از شان دانشجويان و دانشگاه و در جهت ايجاد محيط پادگاني دانسته بود.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران:
برخورد با دانشجويان دانشگاه مازندران ياد و خاطره 18 تير 78 را زنده مي‌‏كند
دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: برخوردهاي صورت‌‏گرفته با دانشجويان دانشگاه مازندران، امنيت ملي را خدشه‌‏دار مي‌‏كند، نه اعتراض مدني دانشجويان.

پدرام قدرتي با انتقاد از برخورد صورت گرفته با دانشجويان دانشگاه مازندران، به خبرنگار "ايلنا"، گفت: اعتراض مدني تنها وسيله احقاق حقوق دانشجويان است و دانشجويان اغلب از اين حق براي رسيدن به خواسته‌‏هاي صنفي، آموزشي و فرهنگي در شرايطي كه همه راه‌‏ها به روي آنها بسته است، استفاده مي‌‏كنند.
وي افزود: متاسفانه اين‌‏گونه اعتراضات مدني معمولا از سوي نظام، امنيتي و سياسي تلقي شده و برخوردهاي متفاوت از آنچه بايد باشد، با آن مي‌‏شود چنانكه در واقعه اخير دانشگاه مازندران شاهد بوديم؛ در اين واقعه به شكلي شديدتر از قبل به طوري كه پس از مدت‌‏ها نيروهاي انصار و لباس شخصي كه كمتر در صحنه علم و فرهنگ دانشگاه حضور پيدا كرده بودند، اين بار به طور سازمان‌‏يافته وارد اين مكان فرهنگي -كه سنخيتي با آنها ندارند- شدند و با بازداشت 15 دانشجوي دانشگاه بدون هيچ‌‏گونه مشخصات و انتقال آنها به مكان نامعلوم و با هتك حرمت مكان مقدس دانشگاه، ياد و خاطره 18 تير 78 را زنده كردند و لكه ننگين ديگري را از عملكرد خود در تاريخ به ثبت رساندند.
دبير سياسي انجمن اسلامي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: انجمن اسلامي خواهان اطلاع دقيق از وضعيت اين 15 دانشجو و معرفي و برخورد با افرادي كه وارد دانشگاه شده‌‏اند، است و اميدواريم ديگر هرگز شاهد اين‌‏گونه حركات نباشيم چراكه اين اقدامات است كه امنيت ملي را خدشه‌‏دار مي‌‏كند، نه اعتراض صنفي و مدني دانشجويان.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
پرونده سه فعال دانشجويي به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد


پرونده كيوان انصاري، سعيد درخشندي و ابوالفضل جهاندار، از فعالان دانشجويي به شعبه 32 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد.

نعمت احمدي، وكيل مدافع كيوان انصاري در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اينكه پرونده موكلش به شعبه 32 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شده است، گفت: پيش از اين موكلم از سوي شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، اجتماع و تباني به منظور فعاليت تبليغي عليه نظام و توهين به مقامات به تحمل چهار سال و نيم حبس تعزيري محكوم شده بود كه با اعتراض ما نسبت به حكم صادره و ارايه لايحه تجديدنظرخواهي، پرونده به شعبه 32 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد.
محمدعلي دادخواه، وكيل مدافع درخشندي و جهاندار نيز در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اينكه پرونده موكلانش به شعبه 32 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شده است، گفت: به دنبال صدور حكم محكوميت سه و دو سال و نيم حبس براي موكلانم به اتهام اقدام عليه امنيت ملي و اجتماع و تباني جهت برهم زدن امنيت كشور، لايحه تجديدنظرخواهي خود را تقديم دادگاه كرديم كه دادگاه نيز لايحه ما را به همراه پرونده به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع كرد كه شعبه 32 اين دادگاه مأمور رسيدگي به اين پرونده شده است.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
مرضيه مرتاضي لنگرودي به دادسراي انقلاب احضار شد


مرضيه مرتاضي لنگرودي، از بازداشت‌‏شدگان تحصن مقابل دادگاه انقلاب تهران به دادياري ويژه امنيت دادسراي انقلاب تهران احضار شد.

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، بر اساس احضاريه‌‏اي كه به دست اين فعال جنبش زنان و عضو انجمن دفاع از حقوق زندانيان رسيده است، وي بايد ظرف سه روز در اين دادياري حاضر و به سوالات بازپرس پرونده پاسخ دهد.
اتهام مرتاضي لنگرودي در اين پرونده، اقدام عليه امنيت ملي از طريق ايجاد هياهو و جنجال در برابر دادگاه انقلاب تهران عنوان شده است.
اين عضو انجمن دفاع از حقوق زندانيان پيش از اين در تحصن زنان مقابل دادگاه انقلاب بازداشت و پس از تحمل شش روز بازداشت موقت با قرار كفالت آزاد شد.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
سخنگوي كميته دانشجويي دفاع از پاسارگاد:
با وجود تصميم‌‏گيرندگان آبگيري سد سيوند ديگر نيازي به 300سازان در هاليوود نيست


سخنگوي كميته دانشجويي دفاع از پاسارگاد از تجمع اعتراض‌‏آميز اعضاي اين كميته در روز شنبه، ساعت 10 صبح مقابل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خبر داد و از تمام گروه‌‏ها و جريان‌‏ها درخواست كرد براي حفظ پاسارگاد و جلوگيري از آب‌‏گيري سد سيوند تلاش كنند.

مهرداد رحيمي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با علام اين خبر گفت: در اين تجمع از حضور تمام جريان‌‏هاي سياسي استقبال مي‌‏كنيم و از گروه‌‏هايي كه دغدغه فرهنگي و تاريخي دارند، مي‌‏خواهيم براي دفاع از اين نماد تاريخي در كنار ما باشند.
وي با بيان اينكه اين تجمع به هيچ عنوان سياسي نيست، افزود: با وجود آقايان به عنوان تصميم‌‏گيرندگان آبگيري سد سيوند، ديگر نيازي به 300سازان در هاليوود نيست و دوستان كار خودشان را مي‌‏كنند.
سخنگوي كميته دانشجويي دفاع از پاسارگاد گفت: روزگاري است كه تمام ملت‌‏ها و اقوام سعي مي‌‏كنند نمادهاي ملي و فرهنگي خود را پررنگ كنند و اگر ندارند، سعي مي‌‏كنند با جعل هم كه شده نمادسازي كنند اما آقايان كمر همت بسته‌‏اند كه نمادهاي فرهنگي ايران‌‏زمين را از بين ببرند.
رحيمي تصريح كرد: دوستاني كه در جواب اعتراض‌‏ها، ما را متهم مي‌‏كنند كه خاك‌‏پرست و مرده‌‏پرست هستيم، بدانند كه ما از يك نماد فرهنگي تمدن‌‏ساز دفاع مي‌‏كنيم كه بشريت وامدار و مديون آن است.
وي در پايان گفت: آدرس اينترنتي كميته دانشجويي دفاع از پاسارگادWWW.PASARGADSTUDENT.BLOGFA.COM است و دوستاني كه دغدغه فرهنگي و تاريخي دارند، مي‌‏توانند آخرين اطلاعات را براي حفظ پاسارگاد و جلوگيري از آبگيري سد سيوند در آن جستجو كنند.
در اين تجمع كميته دانشجويان دفاع از پاسارگاد، كانون دانشجويان مسلمان ـ دانشكده حقوق واحد تهران مركزـ و كميته فرهنگي اجتماعي دفتر تحكيم وحدت حضور دارند.
وزير نيرو روز دوشنبه اعلام كرد كه سد سيوند تا آخر اين هفته ابگيري مي‌‏شود.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
دادگاه مسوول كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت فردا برگزار مي‌‏شود

جلسه رسيدگي به اتهامات «بهاره هدايت»، مسوول كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت و دبير واحد حقوق بشر اين تشكل صبح فردا در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار مي‌‏شود.
به گزارش خبرنگار‌‏ "ايلنا"، بر اساس احضاريه‌‏اي كه براي مسوول كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت ارسال شده است، وي بايد صبح فردا در شعبه مزبور حاضر و به دفاع از خود بپردازد.
موضوع پرونده بهاره هدايت مربوط به حضور وي در تجمع 22 خرداد سال گذشته در ميدان هفت‌‏تير تهران عنوان شده است.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت

*تجمع در دانشگاه‌هاي ساري، مازندران و سهند تبريز*
بيانيه انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي سهند و دانشجويان منتخب خردادماه دانشگاه اميركبير

دانشجويان دانشگاه كشاورزي بابل صبح امروز در اعتراض بازداشت تعدادي از دانشجويان دانشگاه مازندران تجمع كردند.

رضايي‌نيا دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بابل در گفت و گو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: جمعي از دانشجويان دانشگاه كشاورزي بابل، امروز در صحن دانشگاه تجمع كردند و در اعتراض به بازداشت شدن دانشجويان دانشگاه مازندران سرود «يار دبستاني من» را در صحن دانشگاه خواندند.

هم‌چنين دبير تشكيلات انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز از تجمع جمعي از دانشجويان اين دانشگاه خبر داد.

انجيدني در گفت و گو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: دانشجويان از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر امروز در اعتراض به بازداشت شدن جمعي از دانشجويان دانشگاه مازندران اعتصاب غذاي نمادين انجام دادند و تحصن ما تا بعد از ظهر امروز ادامه داشت.

به گزارش ايسنا، چهارمين روز از تحصن دانشجويي دانشگاه نوشيرواني بابل نيز در اعتراض به بازداشت شدن 15 نفر از دانشجويان اين دانشگاه برگزار شد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز در همين زمينه با صدور بيانيه‌اي نسبت مسايل اخير در دانشگاه مازندران اعتراض كردند.

در اين بيانيه با اشاره به بازداشت بيژن صباغ دانشجوي دانشكده فني دانشگاه مازندران و برخي ديگر از دانشجويان اين دانشگاه و محكوم كردن چنين اقدامي، ابراز عقيده كرده‌اند: «انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز ضمن آرزوي آزادي براي ياران خود به تمام دانشجويان کشور اعلام مي‌دارد که اگر چنين برخوردهايي در نطفه خفه نشود ماهيت جنبش دانشجويي را تهديد خواهد کرد و هشدار مي‌دهد كه در صورت استمرار اين فضا در دانشگاه‌هاي کشور و عدم آزادي دانشجويان ربوده شده بدون شک دانشجويان سکوت نخواهند کرد و تا آخرين نفس از بزرگترين ناموس خود يعني حقشان دفاع خواهند کرد.»

دانشجويان منتخب خرداد ماه دانشگاه اميركبير نيز با صدور بيانيه‌اي حوادث اخير دانشگاه مازندران را محكوم كردند.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، در اين بيانيه ابرازعقيده شده است: «روزهاي اخير فضاي دانشگاه‌ها باز دستخوش ماجراجويي‌هايي گرديد. در شرايطي که دانشجويي به دليل دفاع از بديهي‌ترين حق خود که همانا حضور در دانشگاه است محکوم به لمس ميله‌هاي سرد زندان مي‌گردد، دانشجويان ديگر که به اين عمل اعتراض مي‌کنند، بازداشت مي‌شوند.»

منبع:ایسنا

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت

"سد سيوند را آب‌گيري نكنيد"

 

«منطقه‌ي پاسارگاد ـ و تنگ بلاغي ـ مي‌تواند به موزه‌اي روباز تبديل شود و همچنين به‌خاطر طبيعت بكر و بسيار زيبايي كه دارد، براي طبيعت‌گردان نيز جذاب است».

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، اين مطلب بخشي از نوشتاري است كه پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني تحت عنوان «سد سيوند را آب‌گيري نكنيد» منتشر كرده است.

در اين مطلب آمده است: «با موافقت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار است، آب‌گيري «اسمي» سد سيوند واقع در شمال شهر شيراز و درون تنگ بلاغي ـ ميان دو دشت مرغاب (پاسارگاد) و مرودشت ـ ‏‏ آغاز ‌شود (هنگام واقعي آب‌گيري اواخر پاييز است و به‌نظر مي‌رسد، اين افتتاح ـ كه زودهنگامي‌اش به انبوه پرده‌برداري‌هاي به‌ثمرنرسيده‌ي دولت‌ سازندگي شباهت دارد ـ براي كاستن حساسيت افكار عمومي در زمان واقعي آب‌گيري است)».

در ادامه خطاب به مردم و مسؤولان اظهار شده است: «نمي‌دانيم كه از روند پرشتاب ويران‌سازي آثار تاريخي اين سرزمين ـ در كنار هجمه‌هاي وسيع به خود تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياكان خردمندمان ـ تا چه ميزان آگاه هستيد، ولي قطعا نيك آگاهيد كه شناخت بهتر تاريخ و فرهنگ ديرينه‌سالمان ـ كه يادمان‌هايي چون ارگ عليشاه كه نابخردانه بخشي از آن تخريب شد، نقش جهان و آنچه در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آن به‌شمار مي‌روند ـ در ايستادگي امروز ما دربرابر فرهنگ‌هاي ديگر نقشي به‌سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلنداي سيل بنيان‌كن تخريب ميراث فرهنگي ـ چه غارت غيرقانوني آن و چه تخريب قانوني آن در لفافه‌ي عمران ـ افزوده مي‌شود. آب‌گيري و راه‌اندازي اين سد كه ـ به درست يا غلط ـ به نماد مبارزه با بخشي از تاريخ ايران تبديل شده است، نقطه‌ي اوج چنين حركتي است و اين درحالي است که سرزمين ما تنها سرزميني است که هرچند «پر فراز و نشيب»‌ترين تاريخ را در جهان داشته، هنوز با ريشه‌ي فرهنگي و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاريخي نشده است».

همچنين در اين مطلب اشاره شده است: «تنگ بلاغي يكي از كم‌مانندترين موزه‌هاي طبيعي و زنده‌ي ايران است كه روند زندگى در آن در يك درازاى شگفت‌انگيز ده هزار ساله قطع نشده است. به عبارتي ديگر، در آن مي‌توان از همه‌ي اين دوره‌هاي پيشاتاريخي و تاريخي (باستاني، اسلامي و ...) اسنادي را به‌دست آورد كه نه‌تنها خود آن اسناد از اهميت به‌سزايي در بررسي و شناخت تاريخ و فرهنگ ما برخوردارند (كه آب‌گيري آن سد مي‌تواند همه‌ي اين آثار را به زير غبار فراموشي و شايد نابودي ببرد)، بلكه خود تنگه نيز يكي از ارزشمندترين سندهاي تاريخ ايران است. همچنين رطوبت برخاسته از درياچه‌ي پشت سد در درازمدت بر زيست‌بوم منطقه تاثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روي سازه‌هاي دشت پاسارگاد، بويژه آرامگاه كوروش بزرگ (نماد جهاني ارج‌گزاري به حقوق بشر و كسي كه به تعبير علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، اثرات ويران‌گري بر اين يادمان‌هاي گران‌قدر خواهد داشت».

پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني در ادامه آورده است: «از اين‌رو مي‌خواهيم كه اين سد آب‌گيري نشود، چراكه نه‌تنها گزارش مطالعات كارشناسي هنوز منتشر نشده، بلكه نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده، دقيقا بر فاجعه‌بار بودن آب‌گيري اين سد مهر تاييد زده است: از ميان رفتن كهن‌ترين راه بازمانده‌ي جهاني، خدشه‌دار شدن ثبت جهاني پاسارگاد، تخريب سازه‌هاي باستاني براثر بالا آمدن ميزان آب‌هاي زيرزميني، از ميان رفتن گذرگاه تاريخي عشاير و مراتع آن‌ها، محو وضعيت توپوگرافي منطقه‌ي بلاغي، احتمال وقوع زمين‌لرزه پس از آب‌گيري و آسيب‌هاي زيست‌محيطي ناشي از آن، همچون نابودي حداقل هشت هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع و زمين مرغوب كشاورزي و خاك و همچنين گنجينه‌ي ژنتيکي غني تنگه، و مهم‌تر از همه، تشويش افكار عمومي و از دست رفتن اعتماد، آسيب‌هايي است كه از آب‌گيري سد سيوند حاصل مي‌شود».

به اين نوشتار افزوده شده است: «سرمايه‌ي ملي هزينه‌شده براي ساخت اين سد ـ كه متاسفانه اكثر آن در دو سال اخير و هم‌زمان با اعتراض‌ها به ساخت آن، هزينه شده است (درحالي‌كه سازمان ميراث فرهنگي به استناد بخش‌نامه‌ي دولت مي‌توانست مانع ادامه‌ي ساخت سد شود) ـ هيچ قابل قياس با سرمايه‌ي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوست‌دار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت، اثري كه شايد بر روند وقايع آتي ايران تاثيرگذار باشد. در نقطه‌ي مقابل، اعلام عدم آبگيري سد مي‌تواند مزاياي چندي داشته باشد كه به‌گمان ما برجسته‌ترين اثر آن، ارج‌گذاري هيات دولت است، به سالي كه «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نام گرفته و چه نمادي براي اين سال برازنده‌تر از كوروش بزرگ، انسان وارسته‌اي كه به كوشش او قوم‌هاي ايراني نخستين گام‌ها را براي شكل دادن كشور ايران و ملت ايران برداشتند و در كتاب ديني ما هم از وي زير نام ذوالقرنين به بزرگي ياد شده است».

در پايان اين مطلب اضافه شده است: «پايگاه اطلاع‌رساني بر اين باور است كه منطقه‌ي پاسارگاد ـ و تنگ بلاغي ـ مي‌تواند به موزه‌اي روباز تبديل شود و همچنين به‌خاطر طبيعت بكر و بسيار زيبايي كه دارد براي طبيعت‌گردان نيز جذاب است. سازمان ميراث فرهنگي با طرحي حساب‌شده مي‌تواند اين مسير بي‌مانند تاريخي را ـ چون هزاران سال پيش ـ براي بازديد گردشگران آماده سازد، به‌طوري‌كه بتوان چند برابر ارزش اقتصادي سدي كه درحال ساخت است، از آن بهره برد. با توجه به معروفيت بي‌همانندي كه تنگ بلاغي در اين چند سال كسب كرده است (موردي كه درباره‌ي هيچ‌كدام از محوطه‌هاي تاريخي ايران ـ حتا معتبرترين‌هاي‌شان ـ صدق نمي‌كند و افزايش بازديدكنندگان نوروزي امسال از پاسارگاد هم گواه آن است)، اين امر بعيد نيست و مي‌توان آنجا را به يكي از قطب‌هاي برجسته‌ي گردشگري تبديل كرد. آن‌گاه مي‌توان علاوه بر ايجاد اشتغال براي اهالي، درصدي از درآمد را هم براي رفع محروميت‌هاي مردم شريف ارسنجان به‌كار برد. كما اين‌كه ـ همان‌طور كه اشاره شد ـ توقف چنين پروژه‌اي خود نقطه‌ي مثبتي در كارنامه‌ي مسؤولان خواهد بود و مي‌تواند ـ بر خلاف تبليغات بيگانگان ـ نشان‌دهنده‌ي اهميتي باشد كه نظام، بويژه در برهه‌ي حساس كنوني، براي تاريخ و فرهنگ ايران قايل است. آشكار است كه عكس اين جمله نيز مي‌تواند صادق باشد و باعث نوميدي كساني گردد كه در اين يك‌ونيم سال از همه‌ي نهادهاي درون كشور ياري خواستند و كوچك‌ترين پاسخي نگرفتند».

منبع:ایسنا

سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
رييس كل حراست دانشگاه مازندران:
تعدادي از اين دانشجويان با تعهد كتبي خانواده‌‏هايشان كه به دادستاني خوانده شده بودند، آزاد شدند


رييس كل حراست دانشگاه مازندران گفت: 9 نفر از 15 دانشجوي بازداشت‌‏شده دانشگاه مازندران آزاد شدند و در حال پيگيري هستيم تا 6 نفر باقيمانده نيز فردا يا پس فردا آزاد شوند.
حبيب‌‏الله حليمي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با اعلام آزادي 9 نفر از دانشجويان دانشگاه مازندران، گفت: تعدادي از اين دانشجويان با تعهد كتبي خانواده‌‏هايشان كه به دادستاني خوانده شده بودند، آزاد شدند و از وثيقه 50 ميليوني براي بقيه آزادشدگان بي‌‏اطلاعم.
وي افزود: در حال پيگيري هستيم كه بقيه بازداشت‌‏شدگان نيز حداكثر تا فردا يا پس فردا آزاد شوند.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت

 احمد‌ی نژاد شخصا سیوند را آب‌گیری می‌کند!

با وجود اعتراضات گسترده مدافعان آثار باستانی و هشدار کارشناسان، محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور قصد دارد در جریان سفر جاری خود به استان فارس آب‌گیری سد سیوند را آغاز کند. این تصمیم احمدی‌نژاد در حالی اتخاذ شده است که کارشناسان و علاقمندان میراث فرهنگی هشدار داده‌اند در صورت آب‌گیری سد سیوند که در منطقه تنگه بلاغی قرار دارد بخش بزرگی از آثار تمدنی به جامانده از دروان هخامنشی و ساسانی که هنوز مراحل کاوش‌های باستانشناسی در آن تکمیل نشده به زیر آب فرو خواهد رفت و حتی احتمال تخریب آرامگاه کورش بزرگ، بنیان‌گذار سلسله هخامنشی نیز وجود دارد.

 خبر آب‌گیری سد سیوند ـ آن هم با حضور شخص رئیس‌جمهور ـ که توسط محمود احمدی نژاد در جمع مردم مرودشت فارس اعلام شد با بهت و حیرت بسیاری از ناظران روبرو شده است.
این در حالی است که مخالفان این امر در ماه‌های اخیر زنجیره‌ای از اقدامات اعتراضی  از تحصن در مقابل مجلس و سازمان میراث فرهنگی تا شکایت علیه وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی را سامان داده‌ بودند. اقداماتی که به نظر می‌رسد با تصمیم احمدی‌نژاد برای آب‌گیری سد سیوند تنها «گره‌ای بر باد» بوده است.

گفتنی است پیش از این پرویز فتاح، وزیر نیرو از موافقت كتبی و رسمی‌ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با آب‌گیری سد سیوند و آب‌گیری این سددر هفته جاری خبر داده بود. 

جالب اینکه عماد افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در بهمن‌ماه گذشته در واکنش به تجمع انجمن‌های حمایت از آثار میراث فرهنگی در اعتراض به آبگیری سد سیوند و احتمال تخریب آثار باستانی به همین نکته اشاره کرده و گفته بود زمانی که سازمان میراث فرهنگی اعلام می‌کند آبگیری این سد مشکلی ندارد و به آثار باستانی را تخریب نمی‌کند، ما چه اقدامی می‌توانیم انجام دهیم؟ 

منبع:آفتاب

سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
اعتصاب گسترده معلمان سراسر کشور/بازداشت دبیر کانون صنفی معلمان در کلاس درس
 

علي اكبر باغاني، دبيركل كانون صنفي معلمان، صبح امروز در كلاس درس دستگير شد.
امروز ساعت 9:30 سه نفر از ماموران با لباس شخصي به مدرسه راهنمايي "رشد" واقع در منطقه 7 تهران مراجعه كرده و دو نفر از آنها در حياط مدرسه مستقر شده و يك از نفر ماموران مستقيماً به كلاسي كه "باغاني" در حال برگزاري امتحان از دانش‌‏آموزان بود, رفته و با نشان دادن برگه‌‏اي به عنوان حكم جلب، وي را دستگير كرده و از مدرسه بردند.
چنين امري در محيط‌‏هاي آموزشي بي‌‏سابقه است و معمولاً مسائل قضايي معلمان يا دانش‌‏آموزان به صورت محرمانه و از طريق حراست اداره انجام مي‌‏شود. در چنين مواردي متهم به صورت محرمانه به اداره احضار و اقدامات قانوني صورت مي‌‏گيرد تا حرمت محيط‌‏هاي آموزشي و معلمان حفظ شود.
دستگيري "باغاني" در مدرسه بدون هماهنگي با مدير و در مقابل چشم دانش‌‏آموزان از نظر فرهنگيان اين مدرسه, ضربه‌‏اي به منزلت معلمان است.
شايان ذكر است؛ علي‌‏اكبر باغاني 23 اسفندماه 85 همراه با 5 نفر از اعضاي هيات مديره كانون دستگير و روز هشتم فروردين‌‏ماه آزاد شده بود.
در حال حاضر 6 نفر از اعضاي هيات مديره كانون صنفي معلمان كه در تاريخ‌‏هاي 22 و 25 فرودين‌‏ماه به معاونت امنيت دادسراي تهران احضار شده بودند, براي ادامه تحقيقات بازداشت و به زندان اوين منتقل شدند.
اين افراد شامل حميد پوروثوق, نايب رييس كانون, سيدمحمود باقري, محمدتقي فلاحي, علي‌‏اصغر منتجبي, محمدرضا رضايي و عليرضا اكبري نبي هستند.
همچنين يكي از معلمان كرج به نام "اسدي" نيز در هفته جاري احضار شده است.
معلمان خواستار اين موضوع هستند كه برخوردهاي انتظامي و امنيتي متوقف و پروژه مطالبات معلمان در دولت و مجلس مورد بررسي قرار گيرد.
خواسته اصلي معلمان اجراي لايحه مديريت خدمات كشوري كه پيش از اين به تصويب مجلس رسيده, عزل وزير آموزش و پرورش, آزادي معلمان در بند و عذرخواهي دولت از ضرب و شتم و هتك حرمت معلمان در جريان حوادث روز 23 اسفندماه است.
در حمايت از فرا‌خوان كانون صنفي معلمان كشور؛
معلمان مناطق غرب كشور از حضور در كلاس‌هاي درس خوداري كردند
در حمايت از فرا‌خوان كانون صنفي معلمان كشور جمعي از معلمان مناطق غرب كشور روز 26 و 27 فروردين سال جاري از حضور در كلاس‌هاي درس خود‌داري كردند.
مسعود كرد‌پور، دبير آموزش و پرورش،  در سنندج، گفت: در حمايت از فرا‌خوان كانون صنفي معلمان ايران مبني بر اعتصاب معلمان كشور براي عدم حضور در كلاس‌هاي درس فرهنگيان مناطق غرب كشور از جمله شهر‌هاي سنندج، مريوان، سقز و بوكان به صورت پراكنده در اين اعتصاب شركت كرده و از حضور در كلاس‌هاي درس خود‌داري كردند.
وي ادامه داد: اين اعتصاب در حمايت از خواسته‌هاي صنفي معلمان كشور و اجراي قانون خدمات كشوري و آزادي معلمان دستگير شده كه در تجمعات قبلي در مقابل مجلس شوراي اسلامي امروز نيز ادامه خواهد داشت.
اين روزنامه‌نگار گفت: انگيزه كلي كانون صنفي معلمان تنها بحث حقوق و مزاياي معلمان نيست، بلكه وضع عمومي آموزش و پرورش در خصوص دانش‌آموزان و معلمان و همچنين محتواي آموزشي است.
داود روحاني، يكي ديگر از معلمان شهر سنندج گفت: در حقيقت انگيزه كلي معلمان حقوق و مزاياي معلمان نيست؛ بلكه هدف‌هاي بالاتري داريم كه مي‌توان به وضع عمومي آموزش و پرورش و عدم فضاي كافي آموزشي اشاره كرد.
وي بيان كرد: آموزش‌ها در حال حاضر هدف‌هاي جامعه را بر‌آورد نمي‌كند به عنوان مثال شركت گاز، راهنمايي و رانندگي و..... خود به نحوي آموزش مي‌دهند كه اين عمل مربوط به آموزش و پرورش است.
وي در پايان گفت: اعتصاب ديروز و امروز معلمان به عنوان همدردي با معلمان دستگير‌شده است و تا رسيدن به خواسته‌هاي به حق خود و آزادي همكارانمان اين اعتصابات ادامه خواهد داشت.
تعدادي از معلمان شهرستان اسلامشهر در كلاس‌‏هاي درس حاضر نشدند
رييس آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر: تحصن معلمان غيرقانوني است
تعدادي از معلمان شهرستان اسلامشهر در اعتراض به وضع معيشتي و منزلتي معلمان و عدم اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت امروز از رفتن به كلاس‌‏هاي درس سر باز زدند.
به گزارش "ايلنا"، در ادامه اعتراض‌‏هاي سراسري معلمان در روزهاي 26 و 27 فروردين در اعتراض به عدم اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت، تعدادي از معلمان در شهرستان اسلامشهر از رفتن به كلاس‌‏هاي درس در مدارس پسرانه امتناع كردند.
بر اساس اين گزارش، يكي از معلمان كه حاضر به حضور در سر كلاس درس نشده بود، گفت: اكثر مدارس مقاطع راهنمايي و دبيرستان در اين اعتراض دسته‌‏جمعي شركت كرده‌‏اند و در نيمي از مدارس معلمان به طور مطلق از حاضر شدن بر سر كلاس درس خودداري كرده‌‏اند.
وي افزود: ما اعتراض داريم كه چرا بايد يك انباردار در شركت نفت يك ميليون تومان حقوق بگيرد اما يك معلم با مدرك ليسانس بالاترين سقف دستمزدش 375 هزار تومان باشد. مگر قرار نيست پول نفت به طور يكسان ميان اقشار مختلف جامعه تقسيم شود.
اين معلم معترض تصريح كرد: دولت نهم نام مهرورزي را يدك مي‌‏كشد اما تاكنون تنها توبيخ و عدم توجه به خواسته‌‏ها نصيب معلمان شده است.
وي گفت: رييس آموزش و پرورش اسلامشهر گفته است معلماني كه امروز در سر كلاس درس حاضر نشدند، حق حضور در مدارس را ندارند و مديراني كه اين دستور را ناديده بگيرند، توبيخ مي‌‏شوند. آيا اين نوع برخورد با يك تحصن صنفي درست است؟
اين دبير آموزش و پرورش ادامه داد: رييس آموزش و پرورش شهرستان توانسته است با جلب نظر بعضي از انجمن‌‏هاي اوليا و مربيان طوماري را آماده كند كه چرا معلمان در مدارس حاضر نيستند. من به آن اوليا مي‌‏گويم كه آنها از وضعيت ما بي‌‏خبرند. اگر معلمان تامين باشند، در امر آموزش و پرورش انگيزه بيشتري خواهند داشت. شايد خود آنها هم كارمند باشند و از اجرايي شدن لايحه نظام هماهنگ پرداخت منفعت ببرند.
وي گفت: رييس آموزش و پرورش با زبان تهديد ما را به حراست دعوت كرده و مي‌‏گويد تحصن شما صنفي نيست، سياسي است و چه بسا دست بيگانگان در كار باشد. كدام دست بيگانه؟ بيگانه كسي است كه دغدغه‌‏هاي وطني نداشته باشد، نه معلمي كه در حين تدريس مي‌‏سوزد اما به فكر ساختن است.
بر اساس اين گزارش، ابراهيم خليلي، رييس آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر، گفت: در تحصن معلمان اسلامشهر تنها 4 يا 5 مدرسه همراهي كردند. اين تحصن غيرقانوني است و سازماندهي‌‏كننده آن مشخص نيست و معلوم نيست كه معترضان زير علم چه كسي سينه مي‌‏زنند.
وي افزود: تعدادي از اوليا اعتراض كرده‌‏اند كه چرا معلمان سر كلاس نمي‌‏روند. آنها شكايت‌‏نامه‌‏اي را براي ما نوشته‌‏اند و من اين مساله را با مقامات مسوول بالاتر در ميان مي‌‏گذارم. آنها حق دارند شكايت كنند و مدعي‌‏العموم باشند.
خليلي گفت: اين تجمع برخلاف اصول 19 و 33 آيين‌‏نامه تخلفات اداري است كه در آن به تجمع غيرقانوني و اعمال فشار گروهي براي نيل به اهداف غيرقانوني و شايعه‌‏پراكني به طور مشخص اشاره شده است.
وي تصريح كرد: در قانون آمده است كه اگر معلمان نمي‌‏خواهند درس بدهند، نبايد در مدارس بمانند و بايد به خانه‌‏شان بروند. دانش‌‏آموزان حقوقي دارند و ما نمي‌‏توانيم براي رسيدن به حق خودمان، حقوق ديگران را زير پا بگذاريم.

منبع:ایلنا

دور تازه اعتراض و اعتصاب معلمان در بسیاری از شهرها

 
امروز (دوشنبه)، دومین روز اعتصاب سراسری معلمان کشور در حالی آغاز شد، که روز یکشنبه، بنابر گزارش ها، در بسیاری از مدارس، معمان با حضور در دفاتر مدارس، از رفتن به کلاس های درس خودداری کردند.
شورای هماهنگی کانون های صنفی معلمان، در روز دهم فرودین تشکیل جلسه داد و تصمیم گرفت در ادامه ی اعتراضات فرهنگیان، روزهای یکشنبه ۲۶ و دوشنبه ۲۷ فروردین ملعمان را به تعطیل کلاس ها فرا خواند.
به گزارش وبلاگ کارگر، که اخبار این اعتصاب را از طریق وبلاگ ها و سایت های مختلف تنظیم کرده است، روز یک شنبه ۲۶ فروردین دراولین روز این اعتصاب معلمان سرتاسر کشور در اقدامی هماهنگ به این اعتصاب پیوستند. گزارش های رسیده از مدارس کل کشور حاکی است معلمان با حضور در دفاتر مدارس از رفتن به سر کلاس ها خودداری کردند. در اکثر شهر ها فشارهایی از طرف نهادهای امنیتی از جمله حراست وزارت آموزش و پروش، فرمانداری ها و اداره اطلاعات شهر برای مرعوب کردن معلمان صورت گرفته است. از جمله در تهران ۶ تن از فعالین صنفی معلمان در زندان اوین در بازداشت به سر می برند. در خمینی شهر یکی از فعالین صنفی بازداشت شده است. در همدان ۴ تن از فعالین صنفی همچنان در بازداشت هستند. در کرمان نیز چندین تن از فعالین صنفی بازداشت شده اند.
استان تهران
در پایتخت نیز هم چون دیگر شهرهای کشور علارغم آن که سرکوب و بازداشت معلمان وسیع تر از جاهای دیگر بوده و هم اکنون جمع کثیری از سازماندهان اصلی اعتراضات صنفی معلمان از جمله آقایان: منتجبی؛ فلاحی؛ باقری؛ پوروثوق؛ علیرضا اکبری و محمدرضا رضایی در زندان اوین به سر می برند، اعتصاب به نحو مطلوبی صورت گرفته است. روز یکشنبه اغلب مدارس منطقه ۹ تهران در حالت اعتصاب بسر بردند و معلمان اعتصابی هیچ زنگی در کلاس درس حضور نیافتند. معلمان منطقه ۵ تهران نیز در حمایت از همکاران و معلمان بازداشت شده اعتصاب نمودند و در کلاس های درس حاضر نشدند. از دیگر مناطق تهران نیز خبرها حاکی از اعتصاب معلمان بوده است. در مناطق ۱ و ۳و ۷ تهران اکثر مدارس به حالت تعطیل در آمده بود.
از شهرستان اسلامشهر از توابع استان تهران خبر می رسد رئیس آموزش و پرورش اسلامشهر برای فریب معلمان احکام تقلبی درست کرده و آن ها را در سراسر تهران پخش نموده، مبنی بر این که احکام معلمان از مبلغ هفتاد هزار تومان تا یک صد و پنجاه هزار تومان افزایش پیدا کرده است. معلمان اما متوجه این فریبکاری شده و به اعتصاب پیوسته اند. رئیس آموزش و پرورش این منطقه همچنین به مدیران مدارس دستور داده اعضای انجمن اولیاء و مربیان را به مدرسه دعوت کنند تا اگر معلمی اعتصاب کرد و به کلاس نرفت معلم مربوطه را از مدرسه اخراج نمایند. وی در اقدامی دیگر به تک تک مدارس زنگ زده و گفته است هر معلمی اعتصاب کند از آموزش و پرورش اخراج می شود! این پایان ماجرا نبود بلکه تصمیات زیر نیز از طرف رئیس اداره آموزش و پرورش اسلامشهر جهت برخورد قاطع با متحصنین از طرف مدیران به دبیران ابلاغ گردید:
۱ - همکاران متحصن باید هر چه زودتر از مدرسه خارج شوند و حق حضور در آموزشگاه را ندارند. و از فردا سرایدار مدرسه از حضور انها را به آموزشگاه ممانعت به عمل آورد.
۲ - معلمین متحصن از فردا هیچگونه سمتی در مدرسه ندارند و ابلاغ آن ها لغو خواهد شد.
٣ - رئیس انجمن اولیاء مدارس هر چه سریع تر به مدرسه دعوت شده و با تنظیم شکایت علیه معلمان متحصن، به عنوان مدعی العموم علیه معلمان به علت عدم حضور در کلاس شکایت کرده و شکایت خود را جهت رسیدگی تحویل مراجع قضایی نمایند.
۴ - نیروهای گشت نامحسوس حراست اداره بر تمام مدارس شهرستان اشراف کامل خواهند داشت تا مستقیماٌ با معلمان برخورد نمایند و اسامی معلمین متخلف را به نیروهای امنیتی گزارش کنند.
گزارش می رسد با وجود تمام این اقدامات، اعتصاب در مدارس اسلام شهر به خوبی برگزار شده است.
در کرج در پی تقاضای کانون صنفی معلمان، بسیاری از کلاس ها در اعتراض به بازداشت ها و دستگیری غیر قانونی معلمان؛ روز ۲۶/۱/۸۶ تعطیل بوده و معلمان در کلاس های درس حاضر نشده اند. علی رغم فشار بسیار زیاد از سوی اداره، معلمان با تحصن در دفتر مدارس در اعتراض به بازداشت همکاران فرهنگی به کلاس نرفتند. نواحی مختلف شهرستان کرج خصوصا ناحیه ۱ و ناحیه ۳ و ناحیه ۴ شاهد این تجمعات بودند. در ناحیه ۱ معلمان دبیرستان های سهروردی و قریشی ها واقع در منطقه ی عظیمیه اعتصاب شان چشم گیرتر بود.
استان همدان
در همدان، بنابر گزارش یکی از معلمان، اعتصاب به صورت فراگیری شروع شد. به جز چند مدرسه در بقیه مدارس معلمان در دفتر بودند و بچه ها در کلاس با رعایت سکوت. از طرف اداره برای سر کشی به برخی مدارس آمدند اما با جواب های دندان شکنی روبه رو شدند. در ضمن اعلام شده است، معلمان برای آزادی ۴ نفر از همکاران خود که همچنان در بازداشت هستند، روز سه شنبه ۲۸ فروردین در اداره آموزش و پرورش تجمع خواهند کرد.
استان اصفهان
از اصفهان نیز خبر می رسد اعتصاب گسترده بوده است و قریب ۹۰ درصد مدارس در اعتصاب شرکت کرده اند.
بنابر این گزارش تمامی مدارس ناحیه ۵ و ناحیه ی ۲ اصفهان در اعتصاب کامل بودند و به همین دلیل رییس اداره آموزش و پرورش ناحیه ۵ اصفهان با سرکشی به مدارس از آنها خواسته است در ایام تعطیلات مثل جمعه اعتراض خود را با تجمع اعلام کنند!
دبیرستان های شهید رجائی ناحیه ۲ جنب اداره آموزش و پرورش ناحیه ۲ و دبیرستان شهید مفتح و دبیرستان فرهنگ و دبیرستان ادب روبروی سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان از جمله مدارس اعتصابی بودند.
از دیگر شهر های استان اصفهان نیز خبر می رسد که تمامی مدارس زرین شهر و فولادشهر، فلاورجان، کرچگان، پیربکران نیز در اعتصاب مشارکت کرده اند. معلمان ضمن حضور در دفتر مدرسه از حضور در کلاس ها خوداری کردند. دبیران دبیرستانهای امام حسین، پیش دانشگاهی شهدا، دبیرستان خوارزمی از باغبهادران، دبیرستان امام زمان کرچگان و …. تمام وقت در دفتر مدرسه حضور داشتند با وجود این که از اداره باغبهادران طی تماس های مکرر سعی در ایجاد تفرقه بین دبیران و بین مدارس مختلف داشتند. اکثر مدارس شهرستان فلاورجان و بخش پیربکران روز یکشنبه در اعتصاب کامل بسر بردند.
در خمینی شهر دو نفر از فعالان کانون صنفی (آقایان ابطحی و مجیری) احضار شدند و آقای ابطحی دستگیر شد. به همین جهت، معلمان قصد دارند روز دوشنبه به حمایت از آقای سید مجتبی ابطحی فعال صنفی که روز یکشنبه بازداشت شد در مقابل اداره آموزش وپرورش تجمع کنند.
استان مرکزی
بر اساس اخبار واصله از شهرستان های استان مرکزی اغلب دبیرستان های شهرهای شازند، خمین، اراک، تفرش، فراهان، دلیجان و… در اعتصاب به سر می برند. استقبال مدارس دخترانه و مقاطع ابتدایی و راهنمایی چندان چشمگیر نبوده است.
در شهرستان خمین اکثر قریب به اتفاق معلمین بنا به درخواست انجمن صنفی معلمان کشور از حضور در سر کلاس ها خودداری کرده و خواستار رهایی معلمان و همکاران عدالت خواه خود شده و روز دوشنبه نیز از حضور در کلاس ها خودداری خواهند کرد. تعدادی از اعضای انجمن شهرستان توسط اطلاعات احضار شدند که این امر باعث یکپارچگی بیشتر معلمینن شده است.
استان خراسان
در شهرستان مشهد ناحیه های ٣- ۵- ۶ اعتصاب بسیار گسترده ای را شاهد بودند و معلمان در مدارس این نواحی از حضر در سر کلاس ها امتناع کردند.
در ناحیه ی ٣ مشهد، در دبیرستان های پسرانه و در نواحی دیگر به خصوص ناحیه ی ۶ معلمان در مدارس حضور یافتند اما به کلاس های در س نرفتند.
در شهر سبزوار اکثر دبیرستان های پسرانه و تعدادی هم از مدارس راهنمایی و ابتدایی در تحصن به سر بردند. در منطقه ی خوشاب سبزوار هم تحصن در مدرسه با شدت بیشتری از سبزوار برگزار شده است.
معلمان بروجن نیز همسو با سایر معلمان عدالتخواه روز یکشنبه در دفتر مدارس تحصن کردند.
از بجنورد نیز خبر می رسد که معلمان در دفتر نشستند و سر کلاس حاضر نشدند. اکثر دبیرستان های شهر بجنورد چنین اعتصاب با شکوهی را تا امروز تجربه نکرده بودند. هر چند یک روز پیش از آن، مدیر کل آموزش و پرورش خراسان شمالی با فرا خواندن مدیران سعی در جلو گیری از اعتصاب کرده بود، اما به موفقیتی نرسید.
از منطقه تحت جلگه ی نیشابور خبر می رسد که معلمان پس از حاضر نشدن در کلاس ها و پیوستن به اعتصاب سراسری مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته و رییس منطقه آنان را جهت معرفی به مراجع امنیتی مورد تهدید قرار داد
همچنین منابع مستقل فرهنگی از شهرستان قوچان خبر از شناسایی معلمان گزارشگر در قوچان توسطِ مأموران اطلاعات خبر داده اند. بنابر این گزارش نویسندگان وبلاگ جمعی از فرهنگیان قوچان از طرف نیروهای اطلاعات شناسایی شده اند.
استان های آذربایجان
از شهر های مختلف آذربایجان خبر می رسد که معلمان هم گام با همکاران و هم صنفی های خویش در اعتصاب با شکوه روز یک شنبه ۲۶ فروردین شرکت داشتند.
در تبریز برخلاف اسفند ماه جنب وجوش خاصی در بین معلمین برقرار بود. قریب به اتفاق دبیرستان های پسرانه ی ناحیه ی ۲ تبریز و تعدادی از مدارس ناحیه ۴ تبریز در حمایت از حقوق صنفی معلمان از حضور در کلاس های درس خودداری کردند.
در ارومیه اکثر معلمان ناحیه ی ۱ و ناحیه ی ۲ و در تمام هنرستان ها معلمان با حضور در دفتر مدارس از رفتن به کلاس ها خوداری کردند. مسوولین ناحیه برای جلوگیری از شکل گیری اعتصاب طرح بردن معلمین به اردو را به مدیران پیشنهاد کرده بودند که با مقاومت قاطع معلمان اعتصابی مواجه شدند.
در شهرستان ملکان واقع در آذربایجان شرقی دبیران مدارس در دفاتر مدارس تحصن نموده و به کلاس درس نرفتند و با امضای صورت جلسه ای خواهان رسیدگی به درخواست های معلمان شدند.
در اردبیل تمامی مدارس بدون استثنا اعم از نمونه دولتی و تیز هوشان و غیر انتفاعی و… به طور یک پارچه در تحصن کامل بودند. موضوع بازداشت نایب رئیس کانون صنفی تهران آقای حمید پور وثوق که در اصل اردبیلی است و همچنین خبر دستگیر ی و بازداشت معلمان در استان کرمان و یار همیشگی تشکل های صنفی آقای ابطحی در خمینی شهر، معلمان اردبیل را به شدت ناراحت نموده و آنان را در پی گیری تصمیمات شورای هماهنگی تشکل ها مصمم نموده است. بنا به همین گزارش مدارس شهرستان اردبیل یک پارچه در اعتصاب بودند و چهره شهر کاملا تحت تاثیر این اعتصاب بود. در این شهر یکی از باشکوه ترین اعتصابات معلمان برگزار شد که این امر با حمایت کامل دیگر اقشار مردم شهر اردبیل صورت گرفت.
همچنین در شهر پارس آباد نیز اعتصاب بسیار گسترده صورت گرفت.
در شهرستان مشکین شهر از توابع استان اردبیل به دلیل حضور نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در اداره ی آموزش و پرورش، جو رعب و وحشت فراوانی حاکم است. با اینحال در دبیرستان های مطهری و بهشتی و هنرستان های شهید کلانتری تحصن در دفتر مدرسه صورت گرفت که در دبیرستان مطهری، مدیر مدرسه به حراست اداره متوسل شده و حراست اداره با حضور در دبیرستان، به تهدید معلمان پرداخته است.
در ضمن روز یک شنبه ۲۶ فروردین مدارس متوسطه شهر شیرگاه در اعتصاب سرتاسری معلمان سراسر کشور شرکت کرده و با حضور در دفتر مدرسه، سر کلاس های درس حاضر نشدند.
استان زنجان
از شهرستان های استان زنجان نیز خبر می رسد که روز ۲۶ فروردین اکثر مدارس استان زنجان علارغم تلاش نیروهای امنیتی ورئیس سازمان در تحصن کامل بودند که بنا به قرار قبلی روز ۲۷ نیز ادامه خواهد داشت.
استان قزوین
از استان قزوین نیز خبر می رسد که معلمان شهر قزوین خصوصا معلمان منطقه خیابان خیام در اعتصاب گسترده به سر برده اند همچنین از تاکستان نیز خبر هایی مبنی بر حضور مطلوب معلمان در اعتصاب به دست رسیده است.
استان کردستان
در استان کردستان معلمان دست به اعتصاب گسترده زدند. معلمان سنندجی هم چون هفته های گذشته که در هماهنگی هم صنفی های خویش همواره پیشگام بودند امروز نیز همگام با سایر همکاران خود در اعتراض به تبعیض و در جهت اعتراض به بازداشت معلمین در تهران - همدان - کرمان - خمینی شهر و … در کلاس های درس حاضر نشدند.
استان کرمان
در کرمان و شهرستان های این استان خصوصا رفسنجان معلمان ذز اعتصاب شرکت کردند. رئیس آموزش و پرورش، معلمان را به توطئه چینی علیه نظام محکوم کرد و تعدادی از مهلمان توسط اداره اطلاعات شهرستان کرمان نیز بازداشت شدند و به زندان انتقال یافتتد.
در پایان این گزارش آمده است: در دیگر شهرهای کشور نیز معلمان در اعتصاب سراسری روز یک شنبه ۲۶ فرورین شرکت داشتند که اخبار تکمیلی آن متعاقبا اعلام می شود. نکته ی قابل توجه در این میان عدم اطلاع رسانی رسانه های مختلف اعم از دولتی و غیردولتی در مورد اعتصاب گسترده ی امروز (یکشنبه) معلمان بود.
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف از اعتراض‌‏هاي دانشجويان مازندران اعلام حمايت كرد

شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شريف در بيانيه‌‏اي از اعتراض‌‏هاي دانشجويان دانشگاه مازندران اعلام حمايت كرد.
به گزارش "ايلنا" در اين بيانيه آمده است: همانطور كه از سخنان اخير مسوولان امنيتي كشور انتظار مي‌‏رفت دور جديدي از برخوردهاي غيرقانوني نهادهاي امنيتي با فعالان مدني و دانشجويان آغاز شده است.

در ادامه اين بيانيه با اشاره به بازداشت بيش از 15 نفر از دانشجويان دانشگاه مازندران در پي اعتراضات مدني و مسالمت‌‏آميز آنها به پايمال شدن حقوق صنفي بديهي‌‏شان توسط نيروهاي امنيتي، آمده است: شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف ضمن محكوم كردن اين عمل، حمايت همه‌‏جانبه خود را از اعتراضات مدني دانشجويان اعلام مي‌‏دارد و خواستار آزادي فوري و بي‌‏قيد و شرط دانشجويان بازداشت‌‏شده است.
همچنين شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف حمايت خود را از دانشجويان مازندران اعلام كردند.
در اطلاعيه اعلام حمايت شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف، آمده است: شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف اعتراض مدني را حق مسلم مردم به‌‏ويژه دانشجويان به عنوان فرزندان آگاه ملت مي‌‏داند. اين شورا ضمن حمايت از اعتراضات مدني دانشجويان دانشگاه مازندران، اعتراض جدي خود را نسبت به ايجاد جو پليسي و امنيتي در اين دانشگاه و بازداشت غيرقانوني تعدادي از دانشجويان اعلام مي‌‏دارد و خواستار آزادي فوري و بي‌‏قيد و شرط ايشان است.
منبع:ایلنا
سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت

خودتان قضاوت کنید 

عده ای از دانشجویان به بازداشت شدن یکی از دوستانشان اعتراض می کنند. نام دوستشان بیژن صباغ بود.او را به وحشیانه ترین حالت ممکن در جلوی درب دانشگاه ربودند.در حالی که او فریاد میزد: ولم کنید!! در حالی که یکی از دوستانش به مامرین یادآور می شد که او یک دانشجوست و این رفتار با یک دانشجو شایسته نیست.اما وی نمی دانست که دانشجو حق ندارد که حقی تقاضا کند.او نمی دانست که آن لباس شخصی هایی که بیژن را ربودند فهم این را ندارند که بدانند که دانشجو یعنی چه؟

ولی رفتار لباس شخصی ها قابل درک است ولی رفتار مسئولین دانشگاه چه؟ وقتی گروهی از دانشجویان به دفتر دکتر می روند دکتر جانعلی زاده رییس دانشگاه بعد از اصرار دانشجویان انها را می پذیرد و می گوید:من در جریان ربایش او نیستم در حالی که نگهبان مجموعه او از ساعت ۸ صبح از همه چیز خبر داشت.جالبتر انکه رییس حراست دانشگاه خود را در اتاق رییس پنهان می کند و هیچ گونه جوابی به دانشجویان نمی دهد.زیرا قربانی جوابی ندارد که بدهد.

شب بعد عده ای از دانشجویان که در دانشگاه بودند دزدیده می شوند.آنها به این دلیل در دانشگاه بودند که بیرون دانشگاه امنیت نداشتند.چون تهدید شده بودند.چون دانشگاه را مامن خود می دانستند.هرگز فکر نمی کردند که این مکان مقدس نیز ممکن است روزی حرمتش شکسته شود.ترسویان شبانه به دانشجویان حمله کردند.زیرا می دانستند که اگر دانشجویان دیگر انها را ببینند چه اتفاقی می افتد.

دوستان من خودتان قضاوت کنید.اگر از همان روز اول که حراست و در راس آن قربانی فشار به دانشجویان و گروه های دانشجویی را آغاز کرده بود جلوی او می ایستادیم آیا هیچوقت بیژن ربوده می شد؟آیا مهدی شریف النسبی ربوده می شد؟ ما کوتاهی کردیم.و نتیجه ظلم پذیری در قبال ظالم همین است.سکوت ما ظالم را به فشار بیشتر ترغیب نمود.واقعا چرا به جشن فارغ اتحصیلی یا یک نشریه داخلی دانشگاه که هیچ چیز خاصی و توهینی در ان نبود  مجوز نمی دهند؟چرا ؟ از خودتان بپرسید چگونه دستان قربانی این گونه باز شد.اگر این روند ادامه پیدا کند احتمالا ما مجبوریم برای نفس کشیدن در دانشگاه هم از قربانی مجوز بگیریم.مقصر ماییم.مقصر سکوت ماست.از شما خواهش می کنم دیگر سکوت نکنید.دیگر به حراست اجازه پیشروی ندهید.همیشه دیکتاتورها ترسوترین افرادند.قربانی هنگامی که وضعیت را خطرناک دید در اتاق رییس پنهان شد.مقاومت ما باعث ترس و وحشت اوست.امروز خبرگزاری های ایسنا و ایلنا و روزنامه افتاب راجع به ما مطلب نوشتند و اگر این روند را ادامه دهیم رسانه های بیشتری ما را تحت پوشش خود قرار می دهند.ما میتوانیم با تحت فشار قرار دادن انها از طریق رسانه ها دوستانمان را آزاد کنیم.پس با شرکت در تحصن فردا به افزایش پوشش رسانه ای کمک کنید. 

منبع:وبلاگ اخبار دانشکده فنی بابل

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 27 فروردین1386 ساعت
دستگیری ۱۵ نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران توسط نیروهای امنیتی

خبرنامه انجمن اسلامی شهرکرد: بنا بر آخرین اخبار رسیده از دانشگاه مازندران ۱۵ نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران که در حمایت از بيژن صباغ و احكام انضباطي صادره عليه دانشجويان دست به اعتصاب غذا و تحصن  زده بودند توسط نیروهای امنیتی ربوده شدند

 

بنا به گزارش ایلنا ۱۵ تن از دانشجويان دانشگاه مازندران بازداشت شدند و دفتر تحكيم وحدت به بازداشت دانشجويان دانشگاه مازندران اعتراض كرد .

به گزارش "ايلنا"، در روزهاي گذشته اعتراضاتي در دانشگاه مازندران رخ داد كه دليل اصلي آن بازداشت بيژن صباغ، از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه مازندران در مقابل دانشگاه بود. اين بازداشت منجر به تجمع و اعتصاب غذاي سه تن از دانشجويان شد و اعتراضات تا عصر روز يكشنبه ادامه يافت.
در ادامه اين اعتراض‌‏ها، بامداد دوشنبه نيروهاي لباس شخصي با ورود به دانشگاه 15 تن از دانشجويان حاضر در دانشگاه را بازداشت كردند.
طبق اطلاعات رسيده، اسامي تعدادي از دانشجويان بازداشت‌‏شده به اين شرح است: سعيد يعقوبي‌‏نژاد(دبير انجمن اسلامي دانشجويان)، عميد مشرف‌‏زاده(دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان)، سيدمهدي شريف‌‏النسبي(دبير شوراي صنفي)، سيدضيا نبوي(عضو انجمن)، علي تقي‌‏پور(عضو انجمن)، عليرضا كلاراستاقي‌‏نژاد، جواد ميرشفيعي، هومن شريفي، رامين آجرلو، سياوش سليمي، علي كيايي و نجات‌‏الله افشار كه به احتمال زياد نفر آخر آزاد شده است.
مسوول روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت با اعلام اين خبر و بيان اعتراض دفتر تحكيم وحدت به اين بازداشت‌‏ها، به خبرنگار "ايلنا"، گفت: دفتر تحكيم وحدت ضمن ابراز نگراني نسبت به سلامت اين دانشجويان، ورود نيروهاي لباس شخصي به دانشگاه را كه يادآور حوادث تلخي مانند حادثه كوي دانشگاه تهران است، محكوم مي‌‏كنيم و خواستار آزادي هرچه سريع‌‏تر دانشجويان بازداشت‌‏شده، مشخص شدن هويت اصلي گروه‌‏هاي بازداشت‌‏كننده و عذرخواهي و بركناري مسوولان دانشگاه مازندران هستيم و حمايت خود را از خواسته‌‏هاي به‌‏حق دانشجويان دانشگاه مازندران اعلام مي‌‏كنيم.
علي نيكونسبتي افزود: تنها جرم اين دانشجويان اعتراض به بي‌‏تدبيري‌‏هاي مسوولان دانشگاه و صدور احكام سنگين كميته انضباطي است.


وي ادامه داد: افزايش برخورد نيروهاي لباس شخصي پس از سخنان برخي از دولتمردان و ايراد اتهاماتي به جنبش دانشجويي و از سوي ديگر قانوني شدن بازداشتگاه‌‏هاي برخي نهادهاي نظامي و انتظامي، حاكي از قدرت گرفتن دوباره گروه‌‏هايي است كه وجود آنها همواره مورد اعتراض فعالان دانشجويي و جامعه مدني بوده است.
مسوول روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت افزود: حوادث اخير اين شايبه را تقويت مي‌‏كند كه مسوولان وزارت علوم كه خود را از برخورد با جنبش دانشجويي عاجز ديده‌‏اند، اكنون با كمك نيروهاي لباس شخصي مي‌‏كوشند صداي عدالت‌‏خواهانه و آزادي‌‏طلبانه دانشجويان را ساكت كنند.

 

دوشنبه 27 فروردین1386 ساعت

سال 85 در گفت و گوي روز با آيت الله منتظري:

سال شعار، تنش جهاني، سکوت و سانسور

 

مقدمه: بعد از چند سالي پاي مصاحبه اي نام خود را مي گذارم و در گفت وگو با کسي که مي انديشد: "نمي توان ديگران را غيرخودي دانست، برخي را از حقوق شهروندي محروم کرد، در مديريت ها و تصميمات کلان تنگ نظري و انحصار طلبي رانصب العين قرار داد و مردم را نامحرم پنداشت". اين حرف هاي آيت الله منتظري است که دليل حضورم در غربت و حذف نامم از حرفه ام را در پيوند باسرنوشت مشابه بسياري ديگراز مردمان کشورم باز مي گويد.

اين مصاحبه از طريق ايميل انجام شده؛ اما به آرزوي روزي که در ميهن خويش، آزادانه بگوييم و بشنويم و نهراسيم.
و يک توضيح : همان طور که از متن پيداست، پاسخ برخي سئوال ها در يک جواب آمده است.

1 ـ بسياري مي پرسند آيت الله منتظري آزاد است يا در "حبس" به سر مي برد. در پاسخ گفته مي شود شما در حبس خانگي نيستيد. اين پاسخ دقيقي است؟ شما در چه وضعيتي قرار داريد؟

2 ـ کلاس هاي درس شما برقرار است؟ در چه وضعيتي؟ شاگردان شما همانگونه به شما دسترسي دارند که در دوران پيش از "حبس خانگي"؟

3 ـ در کلاس هاي درس تان از چه مقولاتي سخن مي گوييد؟

جواب1 و 2 و 3 ـ اين جانب در بهمن ماه 1381 پس از تحمل بيش از 5 سال حبس خانگي آزاد شده و در حال حاضرمراجعه کنندگان شامل شاگردان و ديگر اقشار مردم، بدون مانع مي توانند با من ملاقات نمايند. فعاليت هاي علمي روزانه اين جانب شامل پاسخ گويي به پرسش هاي مختلف با موضوع هاي فقهي، قرآني، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... است که يا از طريق نامه، مراجعه حضوري و يا از طريق ايميل مي باشدو تدريس کتاب جامع السادات مرحوم نراقي با موضوع اخلاق و برخي بحث هاي فلسفي يا فقهي هم از فعاليت هاي علمي در طول هفته است. برخي از آثار هم ياچاپ نشده يا بايد تجديد چاپ شود که بر روي آنها هم نظارت مستقيم دارم.

4 ـ جدا از سئوالات مشخص ديني، مهم ترين سئوالاتي که از جانب شاگردان و طرفداران شما با شما مطرح مي شود، چيست؟ چه تغييري در جنس اين سئوالات مي بيند؟ مايليد نمونه هايي از آن را نقل کنيد؟

به جز پرسش هاي ديني، فقهي و کلامي؛ در زمينه هاي سياسي، فرهنگي و مسائل روز پرسش هاي بسياري از راه هاي مختلف واصل مي شود. [به ويژه مسائل روز که به فراخور تحولات ايجاد شده براي مردم مطرح مي شود]مي توانيد براي اطلاع از موضوعات مختلفي که در اين زمينه طرح مي گردد، به سايت اين جانب مراجعه فرماييد.

5 ـ امروز در باورهاي ديني و سياسي شاگردان تان چه ويژگي هايي را مشاهده مي کنيد که با گذشته تفاوت دارد و توجه شما را بر مي انگيزد؟

شاگردان اين جانب هر يک با توجه به استعداد، تلاش، کوشش و تحقيق خويش داراي نگرش هاي متفاوتي هستند که حق هم همين است که آنان پس از فراگيري روش ها نزد استاد، خود در موضوعات مختلف علمي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي صاحب راي و نظر باشندو بر باوري که به آن معتقد شده اند، پافشاري نمايند. برخي از شاگردان اين جانب با توجه به تحول و تطور سريع در انديشه بشري، نسبت به حقوق طبيعي انسان و چگونگي تطبيق موضوعات با احکام، فعاليت هاي علمي قابل ارزش و تقديري انجام داده اند که اميدوارم هر يک در هر کجا که هستندبا استقلال راي و نظر، از تحقيق، تامل و تتبع در متون بازنمانده، علم اندوزي را به عنوان يک اصل اولي فراموش نکنند.

6 ـ بسياري سال 86 را براي ايران سال دشواري ترسيم مي کنند. شما اين سال را چگونه مي بينيد؟

من نيز چون بسياري از مردم ايران با توجه به وضعيت داخلي و خارجي و به ويژه مشکلاتي که در حوزه سياست و اقتصاد مشاهده مي کنم، مشکلات را قابل پيش بيني مي دانم که اميدوارم با درايت و تنش زدايي در عرصه هاي داخلي و خارجي از وقوع معضلات پيش رو جلوگيري گردد.

7ـ مسئولين جمهوري اسلامي، سال "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" ناميده اند. اين ترکيب از نظر شما چه معنايي دارد و چشم انداز اجرايي شدن آن را چگونه مي بينيد؟

8ـ در سخنان مسئولين "ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ملي ايرانيان" مورد نکوهش قرار گرفته. به نظر شما چه کس يا کساني و چه گروه يا گروه هايي موجب "ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ايرانيان" مي شوند؟ چگونه؟

جواب 7 و 8 ـ اگر شعارهاي داده شده مبني بر ايجاد وحدت و يکپارچگي ـ چه در سطح مليت و چه اسلاميت ـ تنها در مرحله حرف، بيان و تبليغات رسانه اي باشد، چون گذشته آثار عملي بر آن بار نخواهد شد. "وحدت" امري دستوري نيست که با اوامر فرادستان به منصه ظهور برسد. نمي توان ديگران را غيرخودي دانست، برخي را از حقوق شهروندي محروم کرد، در مديريت ها و تصميمات کلان تنگ نظري و انحصار طلبي رانصب العين قرار داد و مردم را نامحرم پنداشت و از سويي از وحدت و همدلي ـ آن هم يک طرفه ـ سخن به ميان آورد. البته به مقتضاي "الناس علي دين ملوکهم" چنانچه رهبران جامعه دست از تنگ نظري بردارند و مخالفان فکري خود را تحمل کنند و مثلا در انتحابات آينده آنان را حذف ننمايند و فضاي سياسي را آزاد کنند، اين گونه امور مي تواند به اتحاد و انسجام واقعي در بين آحاد ملت کمک فراواني نمايد و اميدوارم به بهانه ايجاد وحدت، مردم از حقوق شهروندي خويش محروم نشوند.

9 ـ گفته مي شود "دشمنان به بهانه هايي همچون قوميت، مذهب و گرايش هاي صنفي درصدد هستند وحدت کلمه ملت ايران را از بين ببرند و در جهان اسلام نيز اختلافات مذهبي را دامن بزنند و با براه انداختن جنگ شيعه و سني ميان ملت ايران و جوامع اسلامي فاصله ايجاد کنند". شما با اين باور موافقيد؟ منشا اين بهانه ها کجاست و چيست؟

ايجاد اختلاف ميان اقوام و مذاهب و گرايش هاي ديني از سياست هاي ديرينه استعمار است که متاسفانه برخي از همين مذاهب و اقوام با تاکيد بر اختلافات ـ بدون در نظر گرفتن مشترکات ـ به دام دشمنان خود افتاده اند. اما درباره گرايش هاي صنفي بايد گفت اعتراضات اخير ناشي از برخي شعارهاي بدون پشتوانه اقتصادي است. متاسفانه قشر هايي چون معلمان و کارگران که بايد مورد احترام و تکريم باشند در برخي بخش ها از مشکلات معيشتي رنج مي برند. قهرا آنان نيز چون دولت فعلي با شعارتوسعه اقتصادي به عرصه آمده اند و پس از عدم تحقق وعده ها اعتراضات خود را مطرح مي کنند که در برخي شهرها با بازداشت و برخوردهاي تند مواجه شده اند. بدون دليل و ارائه اسناد و مدارک نمي توان به اعتراض کنندگان تهمت ارتباط با بيگانه زد و آنها را عامل اختلاف و برهم زننده وحدت ملي دانست. وجود فاصله ميان حاکمان و اقشار، مذاهب و اقوام مهم ترين عامل تفرقه و جدايي است که قهرا بيگانگان از اين آب گل آلود بهره مي برند.

10 ـ آقاي احمدي نژاد، رئيس جمهوري اسلامي در پيام نوروزي خود، سال 85 را "سالي سرشار از کوشش، جوشش، عزت، مجاهدت همگاني و افتخار براي ملت ايران" دانسته و گفته است: "در سال گذشته در عرصه علمي و فناوري پيشرفت‌هاي بزرگ و دستاوردهاي ارزشمندي براي ملت ايران بدست آمد و در عرصه اقتصادي نيز گام‌هاي بلندي در زمينه‌هاي مختلف از جمله در سرمايه‌گذاري داخلي و خارجي و سازندگي برداشته شد بطوريکه حجم تقاضابراي سرمايه‌گذاري داخلي دو برابر و در سرمايه‌گذاري خارجي نيز اين حجم چند برابر شده است. در سال 85 در عرصه فرهنگي اميد و تلاش، ايمان و محبت و عشق به انسان‌ها و آرمان‌هاي الهي در ايران موج زد". اين جملات بي غلط است؟

عمده موفقيت هاي فعلي مرهون تلاش و کوشش دولت هاي قبلي هم هست. اميدوارم آمار، ارقام و گزارش هايي که درباره پيشرفت ها در عرصه هاي مختلف ارائه مي گردد، در زندگي روزمره مردم به ويژه اقشار ضعيف مردم، مستمري بگيران و کارگران قابل لمس باشد. در حقيقت اين مردم هستند که بايد درباره صحت يا سقم اين اظهارات نظر دهند.

11ـ اگر شما قرار بود سال 85 را تصوير کنيد از چه جملاتي استفاده مي کرديد؟

سال گذشته داراي فراز و نشيب هايي بود، اما سالي پر از شعار، فشار اقتصادي، ايجاد تنش در سطح جهاني، بهره نبردن از نيروهاي دلسوز و انقلابي، سکوت نخبگان، تشديد سانسور و...

12 ـ آرزوي شما براي سال 86 چيست؟

آرزوي قلبي من سعادت و سلامت ملت ايران، رفاه و گشايش در امور اقتصادي و امکان رشد معنوي آنان و مصون ماندن از گزند مشکلات داخلي و خارجي است. و اين معنا محقق نمي شود جز با جلب رضايت عامه مردم و عدم تبعيض در عرصه هاي مختلف توسط حاکميت.

13 ـ امروز فعالين زن در جامعه ايران، کمپيني تحت عنوان "يک ميليون امضا براي رفع تبعيض از زنان" به راه انداخته اند. در جريان اين کمپين هستيد؟ نظر شما درباره دستگيري فعالين اين حرکت چيست؟

صرف نظر از اينکه معنا و مراد از تبعيض در مورد زنان چيست و اينکه آيا هر تبعيضي ظلم محسوب مي شود يا نه؛ نظرم اين است که نبايد مانع از اظهار نظر شد و نبايد اظهار نظر را با زندان ومجازات و توهين پاسخ داد.

14 ـ خانم شيرين عبادي پيشنهاد کرده براي حل مسئله اتمي ايران، بهتر است دولت جمهوري اسلامي "رفراندوم هسته اي" برگزار کند و نظر مردم را جويا شود. سئوال اين است که به نظر شما الف: اين رفراندوم کارساز است؟ ب: آيا زمينه هاي برگزاري اين رفراندوم را مي بينيد؟ ت :از ديد شما اين مسئله با توجه به جميع جهات، چه راه حلي دارد؟

در امور بسيار مهمي که به مصالح کشور مربوط است مانند موضوع مورد سئوال، بايد علاوه بر استفاده از نظر کارشناسان مختلف ـ اعم از آنهايي که داخل نظام مي باشند يا غيرآنان ـ از مردم يا نمايندگان آنها نظرخواهي شود. ولي بعضي از قسمت هاي مورد سئوال که جنبه کاملا تخصصي دارد بايد کارشناسان نظر دهند. البته در چنين امري که قدرت هاي جهان نسبت به آن حساسيت پيدا کرده اند براي عبور از بحران جاري نبايد با شعارهاي تحريک آميز و بدون خاصيت، حساسيت آنها را تشديد نمود و آنها را به اجماع و مقابله با کشور واداشت. گاه در تزاحم ميان اهم و مهم، عقل حکم مي کند که براي حفظ اهم از مهم صرف نظر کرد و اگر "انرژي هسته اي" حق ماست ـ گذشته از اينکه ما حقوق ديگري هم به جز اين داريم ـ قطعا با شعارهاي تند و گاه بي محتوا نمي توان از آن حراست کرد، بلکه سرمايه عظيم مردمي مي تواند در اين راستا کارساز باشد.

و آخر آنکه: شما از حقوق شهروندي خود برخورداريد؟

گرچه وضعيت اين جانب به ظاهر عادي است اما برخي اقدامات امنيتي و قضايي درباره شاگردان، مقلدان و اماکن مربوط به اينجانب، و به ويژه نشر انديشه هاي علمي وسياسي ادامه دارد. چنانچه برخي از علاقمندان، شاگردان و منسوبان پس از سال ها هنوز با قرار وثيقه هاي سنگين آزادند ولي پرونده هاي آنان هنوز مفتوح است. در سال گذشته تعداد ديگري از آنان احضار و محاکمه شده اند. جرايد از انتشار نظرات اين جانب منع شده اند و در موارد نادر هم با سانسور همراه است. برخي رسانه ها آزادند مطالب خلاف واقع و تهمت هايي را مطرح مي کنند که براي ما امکان پاسخگويي فراهم نيست و حق دفاع از خود را نداريم. چاپ کتاب هاي علمي و مذهبي هم در برخي موارد دچار اشکال و بهانه جويي مي شود. حسينيه شهدا در کنار بيبت، دفتر اصفهان و مشهد هم هنوز توسط نيروهاي امنيتي و دادگاه ويژه روحانيت بازپس داده نشده است. با اين اوصاف نمي توان گفت که حقوق شهروندي به طور کامل اجرا مي شود.

منبع:روز

دوشنبه 27 فروردین1386 ساعت

تنها راه رهايي

محمد ملکي

در خبرها خوانديم و شنيديم به تجمع جمعي از زنان و كارگران و معلمان كه براي احقاقِ حقوقِ خود گرد آمده بودند از سوي مأمورين انتظامي و لباس شخصي‌ها حمله شد، تعداد زيادي از استادان به بهانة رسيدن به سن بازنشستگي از دانشگاهها اخراج و جمعي از دانشجويان بازداشت و محروم از تحصيل و يا ستاره‌دار شدند. اينها باضافه تجاوزهاي مكرر به حقوقِ ملت كه در نظام ولائي امر عادي شده در زمان به قدرت رسيدن كسي كه خود را رئيس‌جمهور «مهرورز» و عدالت‌خواه معرفي كرده بود بي‌رحمانه‌تر صورت گرفت، و در بين اين ماجراها كتك زدن و دستگيري و زنداني كردن گروهي از زنان و معلمان كه براي احقاقِ حقوقِ صنفي خود در برابر مجلس شوراي اسلامي گرد آمده بودند از همه دردآورتر بود، خبر حمله به معلمان براي معلمي مثلِ من كه پس از ده‌ها سال تدريس و تحقيق سال‌ها زير سخت‌ترين و وحشيانه‌ترين شكنجه‌ها و توهين و تحقير و فحاشي‌ها و اسارتِ اين نظام بوده‌ام چندان غيرعادي و درك‌ناشدني و بعيد نبود امّا براي آقاي احمدي‌نژاد خجلت‌آور است كه با آنكه خود را يك معلمِ دانشگاه مي‌داند و ادعاي مهرورز بودن دارد به خود اجازه ميدهد تا مأمورين وابسته به او به سروصورت و بدن همكارانش بكوبند و چنين رفتار وحشيانه و غيرانساني با آنها داشته باشند و بي‌تفاوت از كنار موضوع بگذرد و به جاي احساسِ شرم و حداقل معذرت‌خواهي باز هم در پيام نوروزي خود آن وعده‌هاي دروغين و عوام‌فريبانه را تكرار ‌كند، مگر به اطلاع ايشان نرساندند كه معلمين فرياد مي‌كردند «مدعي عدالت، خجالت، خجالت»

يادمان نرود آقاي احمدي‌نژاد قبل از انتخاب به رياست جمهوري با فريبكاري شعار مهرورزي و عدالت‌خواهي سردادند و با اين نيرنگ توانستند با هزار دوز و كلك 17 ميليون رأي به نام خود از صندوقها بيرون بكشند ولي پس از به قدرت رسيدن، همة وعده‌ها را فراموش كرده جاي مهرورزي و عدالت را با خشونت و بي‌عدالتي عوض كردند و به جانِ زنان و مرداني كه حق زندگي براي خود طلب مي‌كردند افتادند و معترضين از جمله زنان، كارگران، معلمان، دانشجويان، استادان و دگرانديشان و... را سركوب نمودند، غافل از آنكه اگر جباران به درازاي تاريخ توانستند روي شمشير بنشينند ايشان هم مي‌تواند، قدرت به دستان هرگز نتوانسته‌اند به حكم تاريخ و قانونمنديهاي حاكم بر طبيعت به ستيز برخيزند. مردم را مي توان براي چند صباحي فريفت امّا براي هميشه هرگز!

آقاي احمدي‌نژاد؛ آخر عوام‌فريبي و لاف‌زني تا كي و كجا؟ شما كه ژستِ مردمي بودن، با مردم زيستن و از ميانِ مردم برخاستن را مي‌گيريد مگر كارگران، معلمان و زنان و دانشجويانِ منتقد شما جزء مردم نيستند؟

چرا با آنها چنين رفتاري مي‌كنيد؟ مگر معترضين جز حقوقشان و يك زندگي آرام و همراه با آسايش و بدونِ دغدغه چيز ديگري از نظام خواسته و مي‌خواهند؟ مگر شما جواب آنها را با باطوم و زندان و اخراج نداديد؟

راستي نظامي كه مدعي حمايت از سوي مردم است چرا اجازه نمي‌دهد بعد از گذشت 28 سال (12 فروردين 58) نسلي كه در انتخاب نوع نظام هيچ شركت و دخالتي نداشته و پدرانشان براي آنها تعين تكليف كرده‌اند خود در يك انتخابات آزاد و با حضور احزاب و روزنامه‌هاي دگرانديش در شرايطي، كه هر گروه و دسته و سازماني بتواند عقايد و برنامه‌هاي خود را آزادانه اعلام دارد سرنوشت خويش را بدست گيرند و نظامِ دلخواه را برگزينند، اگر خود چنين نكنيد مطمئن باشيد جبر تاريخ با شما چنان خواهد كرد كه با ديگر مستبدان نمود.

آقاي احمدي‌نژاد؛ اگر روزي جمع كوچكي از مردم فريب خوردند و به شما رأي دادند، لطفاً به عكسهايي كه از مسافرت به يزد خبرگذاريهاي خودتان مخابره كردند بار دگر نظر بيافكنيد تا بهتر به محبوبيتتان نزد مردم پي ببريد، مردم با چه زباني بايد بگويند شما و نظامي را كه به آن وابسته‌ايد قبول ندارند.

بارها جنابعالي و ديگر سردمدارانِ حكومت از جمله آقايان خامنه‌اي، رفسنجاني و... گفته‌ايد اكثريت مردم طرفدار نظامند. اگر چنين است چرا هر بار سخن از يك انتخابات آزاد در شرايط دموكراتيك به ميان مي‌آيد تا مردم در يك رفراندوم نظر خود را در مورد نظام ابراز دارند روي تُرش مي‌كنيد و اين خواست را به دشمن و بيگانه و آمريكا و صهيونيسم نسبت مي‌دهيد. من بعنوان يكي از امضاكنندگان فراخوان رفراندوم پس از گذشت چندسال و موافقت و مخالفتهاي فراوان با آن بعد از بررسي مسائلي كه پس از پيشنهاد به وجود آمد از جمله شكست مدعيان اصلاحات و انتخاب شما، دگربار با ايمان كامل اعلام مي‌كنم تنها و تنها راه رهايي مردم، گام زدن به سوي فراهم ساختن زمينه يك فراخوان ملي است. بايد با برنامه‌ريزي دقيق و منسجم و با تشكيل كميته‌اي از افرادي كه در گذشته ثابت كرده‌اند حاضر به پرداخت هزينه چنين كاري هستند و قادرند در گروههاي مختلف مردم انسجام ايجاد كنند. هدايت كار را بعهده گيرند و با روشهاي گوناگون از جمله نافرماني مدني و اعتراضات صنفي برحسب شرايط مردم را به سوي هدف كه همان آماده كردنِ شرايط است رهنمون گردند. در اين كار نيازي به هيچ بيگانه نيست. آنها تنها دست خود را از پشت اين نظام بردارند و در راه مبارزه و مقاومت مردم سنگ نياندازند، تا مردم خود سرنوشت خويش را رقم بزنند.
آقاي احمدي‌نژاد شما در مدتِ بيش از 5/1 سالي كه در كسوتِ رئيس‌جمهور هستيد جز شعارهاي توخالي و حرفها و وعده‌هاي انجام نشده و دشمن تراشي‌هاي بي‌مورد و ندانم‌كاريهاي تأسف‌بار در داخل و خارج كشور چه كاري انجام داده‌ايد؟ به سازمان ملل رفتيد و در آنجا و پس از بازگشت مطالبي گفتيد كه حتي مورد اعتراض جمعي از مراجع و معتقدان به امام غائب قرار گرفت. راستي با قطار ترمز بريده مملكت را به كجا مي‌بريد و در روزهايي كه مردم سالِ نو و آمدنِ بهار را جشن مي‌گيرند و خانوادة معلمان زنداني جلوي زندانِ اوين به ياد عزيزانِ در بندكشيده‌شان سفره هفت‌سين پهن مي‌كنند، شما در پيام نوروزي برخلاف اعتقاد ميليونها ايراني حتي از كاربرد كلمه «عيد» خودداري كرديد و به جنگ عقايد ملتي برخواستيد كه مدعي انتخاب از سوي آنانيد.

آقاي احمدي‌نژاد، شما با كدام تحليل دو روز قبل از به رأي گذاشتن قطعنامه جديد عليه ايران در شوراي امنيت سازمان ملل 15 ملوان انگليسي را دستگير كرديد با اين اميد كه قدرت خودتان را به رخ اعضا شوراي امنيت بكشيد و آنها را بترسانيد ولي ديديم چگونه شوراي امنيت باتفاق آرا قطعنامه عليه ايران را تصويب كرد و بعد از شكست برنامه‌تان دست به اعمالي در مورد ملوانان انگليسي زديد و مچ نظام را در نزد جهانيان بيش از پيش باز كرديد. مردم جهان با ديدن نامه‌ها و اعترافات ملوانان بهتر متوجه شدند كه براي گرفتن اعتراف از زندانيان سياسي كشورتان طي سه دهه از چه شيوه‌هايي استفاده مي‌كرديد. مردم دنيا خوب فهميدند اتهام جاسوسي زدن به هر دگرانديش ايراني كه در اسارت شماست و ده‌ها سال در نظام ولايي ادامه داشته چقدر با واقعيتها هماهنگ بوده است. امروز پس از بازگشت ملوانان و انجام آن نمايش خنده‌آور آيا انگلستان و اروپا و آمريكا باز هم چشمهاي خود را بر هم ميگذارند تا براي حفظ منافع اقتصادي خويش آنچه در ايران از نظر نقص حقوق اوليه انسانها مي‌گذرد را ناديده بگيرند؟ و شما آقاي احمدي‌نژاد كه فريبكارانه از سوي نظام و مردم افرادي را كه با اتهام جاسوسي و تجاوز به خاك ايران دستگير كرديد مورد «عفو» و بخشش اسلامي!! قرار ميدهيد. يك لحظه به اين فكر بوديد كه در همان زمان چه تعداد از زنان و معلمان و ديگر طبقات مردم اين مملكت با اتهامات واهي «امنيتي» در زندانها به سر مي بردند، آنها كه نه در انتظار عفو بل در آرزوي يك بازجويي و محاكمه عادلانه شاهد صحنه‌سازيهاي مسخره شما در روز آزادي ملوانان بودند. بس كنيد، اين اعمالِ شيطاني را بس كنيد بگذاريد مردم حاكم بر سرنوشتِ خود شوند و عاقلانه و از روي تدبير رابطة خود را با نظامِ جهاني تنظيم كنند تنها در آن صورت است كه مردم هوشمند ما در يك محيط آزاد به همة آرزوهاي خود براي ساختن ايراني آزاد و آباد دست در دستِ هم تلاش خواهند كرد و به استقلالِ واقعي خواهند رسيد.

امّا از وقايع جالبِ ديگر نوروز نامگذاري سالِ 1386 به نام سال «اتحاد ملي» و «انسجام اسلامي» است. شنيدن اين نامگذاري چند لحظه حافظة تاريخي من را زنده كرد به ياد سالِ 1360 افتادم كه آن سال از سوي آقاي خميني سالِ «قانون» نام گرفت. و به خاطر آوردم در همين سال قانون، چگونه قانون اساسي تدوين و تصويب شده بوسيله خودِ نظام به زير پاي جلادانِ اوين و ديگر زندانها و كُل نظام لِه شد و هر كار غيرقانوني كه مي‌توانستند انجام دادند و هزاران زن و مرد زنداني را خلاف اصلِ سي و هشتم قانون اساسي زير شكنجه كشتند يا مجبور به اعترافات دروغ نمودند. مگر يكي از جرمهاي نابخشودني آن زمان «ملي‌گرايي» نبود تا آنجا كه ملي‌گرا را غير مسلمان و سزاوار كشتن دانستند. همان سالها كه حاكمان امروز از جمله آقاي خامنه‌اي و رفسنجاني و كروبي و خاتمي و... باتفاق تصميم گرفتند هرجا كلمه ملي بكار رفته آنها را حذف و كلمه «اسلامي» به جاي آن بنشانند ــ اگرچه نامِ مجلس شوراي ملي در قانون اساسي باشد ــ و ديديم و ديديد بر سرِ كلمه «ملي» چه آوردند و بر سر انسانهاي «ملي‌گرا»، حال چگونه است كه امروز مدعيان پيروي از خط آقاي خميني باز سراغ كلمة ملي رفته‌اند و سخن از «اتحاد ملي» مي‌گويند. آيا اين كار را هم بايد مانند توجيه جنايات دهه 60 از سوي بعضي از عاملان آن (اصلاحاتي‌ها) اقتضاي زمان دانست؟

و امّا اجازه دهيد چند كلمه‌اي هم در مورد «انسجام اسلامي» بنويسم در لغت‌نامه‌ها يكي از معاني انسجام «هم‌جورشدن» است، بنابراين نظر آقاي خامنه‌اي از چنين پيشنهادي هم جور شدن يا يك جور شدنِ همة مسلمانان است، راستي اگر چنين است پس چرا مسلمانان كشور خودمان شاملِ اين پيشنهاد نشده و نيستند؟ آقاي خامنه‌اي بفرمايند آيا در ايران به همة فرقه‌هاي مسلمان يكسان نگريسته مي‌شود؟ تفاوتي بين مسلمان شيعه و سني نيست؟ چند درصد از حدودِ 20 درصد برادران و خواهران سني ما در مقامات بالاي كشور كنار مسلمانان شيعه نشسته‌اند و مسائل و مشكلات محلي خود را حل مي‌كنند؟ چند مسجد براي اهل سنت در تهران وجود دارد؟ در مجلس شورا چه نسبتي بين وكلاي اهل سنت و شيعه هست؟ در هيأت دولت، در سپاه و ارتش و بسيج در ميان استانداران و فرماندارن و... آيا مي‌توان در اين موارد از آقاي خامنه‌اي بعنوان امامِ المسلمين سئوال كرد؟

از فاصله بين شيعه و سني ميگذرم به ميان خود شيعه‌ها نظر مي‌افكنيم، آيا تفاوتي بين شيعه معتقد به ولايت آنهم از نوع مطلقه آن و آنها كه معتقدند در غيبت امام زمان همة حكومت‌ها ضاله هستند (حرفي مستند به روايات بسيار از شيعه) و ولايت مطلقه را قبول نداند نيست؟ راستي چنين است؟ خدا را، خدا را بس كنيد مردم از اين همه فريب خسته‌اند و با كمال تأسف از همه حرفها و شعارها حتي از اصلِ دين فراري شده‌اند. تا كِي اين وضع ادامه خواهد يافت؟

منبع: ادوار نيوز

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 27 فروردین1386 ساعت

در پي بالا گرفتن اعتراضات مردمي :

زنان آزاد شدند، معلمان و کارگران دستگير

 

ناهيد کشاورز و محبوبه حسين‌زاده دو تن از کوشندگان حقوق زنان، ساعت پنج بعد از ظهر روز گذشته با قرار کفالت آزاد شدند. همزمان 4 معلم به نام هاي مجتبي ابطحي، عبدالرسول عمادي، نورالله برخوردار و حميد مجيري در شاهين شهردستگير شدند.

ناهيد کشاورز و محبوبه حسين‌زاده روز سيزدهم فروردين امسال در حالي که به همراه دو فعال ديگر حقوق زنان، سارا ايمانيان و همسرش، و سعيده امين مشغول جمع آوري امضا براي کمپين يک ميليون امضا در پارک لاله تهران بودند، دستگير شدند.
اين دو فعال جنبش زنان با قرار کفالت 20 ميليون توماني صادره از طرف دادگاه انقلاب آزاد شدند.در سايت تغيير براي برابري، در اين مورد مي خوانيم:" امروز يکشنبه 26 فروردين غروب زيبايي بود، روز پيروزي مقاومت در برابر فروريختن بود. غروب امروز دو يارمان ناهيد کشاورز و محبوبه حسين زاده آزاد شدند.از تمام افراد، فعالان اجتماعي و سياسي، سازمان ها و گروه هاي حقوق بشري و زنان و...که با امضاها، بيانيه ها و اطلاعيه هاي خود براي آزادي آنان تلاش کردند، به ويژه از روزنامه نگاران نشريات چاپي، اينترنتي و صوتي و تصويري که به پوشش اخبار ما پرداختند سپاسگزاريم".
دستگيري معلمان

اما در پي اعتراضات معلمان و اعتصابات اخير آنان براي احقاق حقوق پايمال شده اين صنف، روز گذشته چند تن ديگر از معلمان استان اصفهان در شهرستان همايون شهر دستگير شدند. گزارشات ارسالي حاکي ازآن است که روز شنبه از سوي ستاد خبري حفاظت اطلاعات شهرستان همايون شهر با چند تن از فرهنگيان و معلمان معترض تماس گرفته شده و آنان را به ستاد خبري احضار و تعدادي را زنداني کرده اند. مجتبي ابطحي، عبدالرسول عمادي، نورالله برخوردار و حميد مجيري معلماني هستند که در بازداشت به سر مي برند.

هنوز از علت و محل بازداشت اين عده هيچ گونه خبري در دست نيست. احضار هاي اخير معلمين توسط نهادها و سازمان هاي امنيتي و اطلاعاتي به صورت تلفني انجام گرفته که اين نوع احضارها بر خلاف قوانين ايران است و موجب اعتراض فعالان حقوق بشر شده است.

بر اساس آخرين اخبار از همدان، پس از دستگيري گسترده ده ها معلم در اين شهر و آزادي اکثر آنها، اما همچنان 9 نفر از معلمان در بازداشت به سر مي برند.اين در حالي است که با بازداشت مجدد حميد پوروثوق، نايب رييس كانون صنفي معلمان، محمدرضا رضايي گركاني و عليرضا اكبري‌‏ نبي، از اعضاي هيأت اجرايي هفته‌‏نامه «قلم معلم» در تهران، تعداد معلمان زنداني که از حقوق هم صنفان خود دفاع مي کردند به 6 نفر رسيد. پيش از اين سه نفر به اسامي محمدتقي فلاحي، سيدمحمود باقري و منتجبي از 22 فروردين در پي احضار به دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند.

هوشنگ پوربابايي، وكيل مدافع پوروثوق، رضايي گركاني و اكبري‌‏ نبي به ايلنا گفت: "به دنبال احضاريه هفته گذشته معاونت امنيت دادسراي انقلاب، روز شنبه به دادگاه انقلاب مراجعه كرديم و موكلانم در معاونت امنيت دادگاه انقلاب حاضر شدند اما پس از انجام بازجويي، به بازداشتگاه اوين منتقل شدند."

وي افزود: "به دنبال انتقال اين معلمان به اوين، صبح امروز با مراجعه به دادگاه انقلاب خواستار اعلام وكالت در پرونده، ملاقات با موكلان و اطلاع از اتهام انتسابي به آنها شديم كه متأسفانه از حضور ما در معاونت امنيت جلوگيري به عمل آمد، به همين دليل هيچ‌‏گونه اطلاعي از وضعيت اين معلمان نداريم و خانواده آنها نيز نسبت به وضعيت موكلانم اظهار نگراني كرده‌‏اند."

همچنين فلاحي، باقري و منتجبي، سه تن ديگر از اعضاي کانون صنفي معلمان، كه 22 فروردين امسال براي بازجويي به دادگاه انقلاب تهران رفته بودند و بعد از بازجويي، به گفته‌ خانواده‌هايشان به زندان اوين منتقل شدند، در مرحله بازجويي قرار دارند.

منيژه محمدي وکيل مدافع فلاحي، منتجبي و باقري به ايسنا گفت: "روز شنبه براي پيگيري پرونده‌ي موكلانم به دادسراي انقلاب مراجعه كردم؛ همان‌روز در تماس همسر يكي از موكلانم با دفتر معاونت امنيت به ايشان اطلاع داده شده بود كه براي آنها قرار بازداشت صادر شده و تا اطلاع ثانوي آزاد نمي‌شوند. بعد از اين‌كه من هم با دفتر معاونت امنيت صحبت كردم اعلام كردند كه مراحل بازجويي موكلانم كه هر سه از خبرنگاران روزنامه‌هاي «قلم معلم» و عضو كانون مستقل صنفي معلمان هستند، تمام نشده و وكيل پذيرفته نمي‌شود."

به گفته وکيل مدافع اين سه معلم، "آنها از خبرنگاران روزنامه قلم معلم هستند كه براي تهيه گزارش از تجمع معلمان مقابل مجلس شوراي اسلامي حضور يافته‌ بودند."

بازداشت رهبران کانون هاي صنفي معلمان پس از آن صورت مي گيرد که آنها به دليل عدم رسيدگي به خواسته هاي معلمان، اعلام کرده بودند که تجمعات و اعتراضاتي را از جمله در روز معلم برگزار خواهند کرد. روز گذشته نيز معلمان در چندين شهر دست به تحصن زدند و در بعضي مدارس کلاس هاي درس تعطيل شد.

بازداشت يک فعال کارگري

و از کرمانشاه خبر رسيده است که، کرم مرادي، کارگر پتروشيمي کرمانشاه و يکي از فعالان کارگري اين شهر، دستگير شده است. وي پس از آنکه در مجمع عمومي اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار در شهر سنندج شرکت کرده و به کرمانشاه بازگشته بود، به ستاد خبري کرمانشاه منتقل شد.

منبع:روز

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت
همزمان با سفر رييس‌‏جمهور به استان فارس؛
دانشجويان دانشگاه شيراز با برگزاري تجمعي خواستار جلوگيري از آبگيري سد سيوند شدند


همزمان با سفر رييس‌‏جمهور به استان فارس، بيش از 500 نفر از دانشجويان دانشگاه شيراز و علوم پزشكي شيراز در محل پرديس ارم اين دانشگاه تجمع كرده و خواستار جلوگيري از آبگيري سد سيوند شدند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا" از شيراز، نماينده اين دانشجويان اظهار داشت: اين حركت خودجوش دانشجويي اعتراض يا تحصن نيست و ما تنها به دليل اعلام درخواست در اين محل تجمع كرده‌‏ايم تا در آستانه سفر احمدي‌‏نژاد و هيات همراه وي، درخواست خود را نسبت به عدم آبگيري سد سيوند ابراز كنيم.
وي افزود: طي يك سال گذشته بيش از 15 هزار قطعه باستاني از دشت بلاغي خارج شده است، اين موضوع نشان‌‏دهنده آن است كه هنوز هم آثار بسياري در زير زمين‌‏هاي آن نواحي وجود دارد بر اين اساس ما عدم آبگيري سد سيوند از سوي دولت را خواستاريم.
اين دانشجو اظهار داشت: آثار تاريخي‌‏اي چون قبرستان‌‏ها و كوره‌‏هاي ذوب فلزات را نمي‌‏توان از محل تنگه بلاغي جابجا كرد.
وي يادآور شد: با آبگيري سد سيوند مسير كوچ عشايري از بين مي‌‏رود, هشت هزار اصله درخت زير آب خواهد رفت و علاوه بر اين رطوبت به وجودآمده از آب‌‏هاي پشت سد نيز باعث فرسودگي و تخريب تدريجي مقبره كوروش خواهد شد.
يكي ديگر از دانشجويان نيز اظهار داشت: با توجه به تفسيرهاي علامه طباطبايي در كتاب الميزان مبني بر اينكه قرآن كريم ذوالقرنين را كورش مي‌‏داند، ما بايد به ميراثي كه از كورش كبير باقي مانده است و همچنين مقبره وي احترام بگذاريم.
وي افزود: تپه باستاني پشت سد ملاصدرا با شش هزار سال قدمت پس از آبگيري اين سد زير آب ‌‏رفت و ما خواستار آن هستيم كه از وقوع اين اتفاق در مورد سيد سيوند جلوگيري شود.
يكي ديگر از دانشجويان نيز اظهار داشت: تجمع ما به هيچ عنوان سياسي نيست و از مسوولان خواهشمنديم با ديد سياسي به اين تجمع نگاه نكنند.
در پايان اين تجمع بيانيه‌‏اي صادر شد كه در آن دانشجويان از مسوولان دولتي خواسته‌‏اند كه از آبگيري سيد سيوند جلوگيري كنند. دانشجويان همچنين در اين زمينه طوماري را امضا كردند.
لازم به ذكر است كه اين تجمع با خواندن سرود «اي ايران» ادامه يافت. شعار «دانشجو بيدار است، از تخريب بيزار است» پايان‌‏بخش اين تجمع دانشجويي بود.
منبع:ایلنا
یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت
تجمع اعتراضي جمعي از دانشجويان دانشگاه مازندران مقابل دفتر رييس دانشگاه


ظهر امروز دانشجويان دانشگاه مازندران در حمايت از سه دانشجويي كه از روز گذشته اعتصاب غذا كردند، سيني‌‏هاي غذاي خود را تا دفتر رييس دانشگاه روي زمين چيدند.
عميد مشرف‌‏زاده، دبير سياسي انجمن اسلامي دانشگاه مازندران با اعلام اين خبر به خبرنگار "ايلنا"، گفت: امروز دانشجويان در مقابل دفتر رييس دانشگاه تجمع كردند اما وي حاضر به پاسخگويي نشد و سپس تعدادي از نمايندگان دانشجويان در اتاق رييس دانشگاه حضور يافتند به رايزني درباره بيژن صباغ و احكام انضباطي صادره عليه دانشجويان پرداختند.
وي با بيان اينكه نمايندگان دانشجويان خواستار جلسه پرسش و پاسخ همه دانشجويان با رييس دانشگاه شدند، گفت: رييس دانشگاه حاضر به برگزاري اين جلسه نشد و تنها پذيرفت كه به تعداد دانشجوياني كه در اتاق وي جا مي‌‏شوند، اين جلسه برگزار شود.
مشرف‌‏زاده افزود: تجمع دانشجويان همچنان ادامه دارد و دانشجويان كلاس‌‏هاي بعد از ظهر را تعطيل كردند، ضمن اينكه قرار شد تجمع از ساعت 30/11 فردا ادامه يابد.
منبع:ایلنا
یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت
اطلاعیه روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت درباری حوادث دانشگاه مازندران
بی شک آغاز سال جدید زمان خوبی برای تجدید در مقاصد و شیوه هاست. از این رو امید می رفت که مسئولین بی تدبیر وزارت علوم با پی بردن به     بی حاصلی سرکوب جنبش دانشجویی در مقاصد و روش های خود تجدید نظر نمایند. اما صد افسوس که عبرت نمی گیرند.

بی شک آغاز سال جدید زمان خوبی برای تجدید در مقاصد و شیوه هاست. از این رو امید می رفت که مسئولین بی تدبیر وزارت علوم با پی بردن به بی حاصلی سرکوب جنبش دانشجویی در مقاصد و روش های خود تجدید نظر نمایند. اما صد افسوس که عبرت نمی گیرند.

روز گذشته در حالی که دانشجویان دانشگاه مازندران قصد اعتراض به احکام ظالمانه یک ترم تعلیق از تحصیل برای سه عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران را داشته با هجوم نیروهای لباس شخصی یک تن از دانشجویان ربوده شد و مسئولین بی کفایت دانشگاه حتی از حضور در جمع دانشجویان و پاسخگویی به سوالات آنان امتناع ورزیدند.

دفتر تحکیم وحدت ضمن محکوم کردن صدور احکام کمیته انظباطی و ورود نیروهای لباس شخصی به دانشگاه و ربوده شدن یک دانشجو حمایت خود را از اعتصاب غذای دانشجویان که برای تحقق خواشته های زیر است اعلام می دارد:

1-      آزادی آقای بیژن صباغ

2-      لغو حکم تعلیق و عدم احضار مجدد دانشجویان

3-      برپایی هر چه سریعتر جلسه پرسش و پاسخ با حضور دانشجویا

4-      آغاز مجدد فعالیت کانون های دانشجویی که تعلیق گردیده اند.

دفتر تحکیم وحدت

26فروردین86

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

جلسه شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت برگزار و مسوولان واحدهاي اين تشكل مشخص شدند.

به گزارش "تحکیم نیوز" در اين جلسه محمد هاشمي به عنوان دبير تشكيلات، مهدي عربشاهي به عنوان دبير سياسي، حنيف يزداني به عنوان دبير واحد فرهنگي - اجتماعي، علي عزيزي به عنوان دبير واحد صنفي و نايب دبير تشكيلات، علي وفقي به عنوان دبير آموزش و مطالعات استراتژيك، بهاره هدايت به عنوان دبير واحد حقوق بشر و علي نيكونسبتي به عنوان دبير روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت مشخص شدند.

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

ژنرال آمریکایی: توان حمله به ایران را داریم

 

ژنرال «رابرت هلمز» معاون عملیات فرماندهی مرکزی آمریکا معقتد است کشورش با وجود درگیر بودن در افغانستان و عراق از آمادگی کامل برای حمله به ایران برخوردار است اما در شرایط کنونی قصد انجام چنین حمله‌ای را ندارد. بنا به گفته وی «جنگ، آخرین گزینه آمریکا در مقابل ایران است».

ژنرال رابرت هلمز در مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: امریکا قادر است همزمان با جنگ عراق و افغانستان ،‌حمله نظامی علیه ایران را نیز در دستور کار قرار دهد. وی افزود: می‌گویم که ما همیشه آماده‌ایم و همیشه در حال سازماندهی نیروهایمان هستیم. اما اگر این مساله باعث طرح این سوال شود که ما طرحی برای حمله به ایران داریم باید بگویم نه.

بنا به این گزارش تنش میان ایران و امریکا پس از اتهامات واشنگتن در مورد کمک‌های تسلیحاتی تهران به شورشیان نظامی عراق و آموزش آنها، افزایش یافته است. در پی این تنش‌ها جورج بوش رئیس جمهوری امریکا اعلام کرد نظامیان کشورش در عراق، ‌ایرانیهایی که در جهت افزایش بی‌ثباتی در عراق عمل می‌کنند را دستگیر خواهند کرد.

ژنرال رابرت هلمز نیز در مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس باردیگر این اتهامات را تکرار کرده و گفت: وجود تسلیحات،‌تکنولوژی و تکنیک‌های خاص به ما می‌گوید که دست ایرانیها در کار است. وی افزود: این تجهیزات باعث کشته شدن سربازان ما و عراقی‌ها می‌شود و ما قصد داریم این نفوذ خارجی در عراق را متوقف کنیم. 

این ژنرال امریکایی در عین حال معتقد است اقدام نظامی علیه ایران بهترین عمل در شرایط کنونی نیست و طرحی برای این حمله در وزارت دفاع امریکا وجود ندارد.

هلمز گفت: جنگ آخرین گزینه آمریکا خواهد بود. بنا به گفته وی اگر بتوان از ابزارهای سیاسی استفاده کرد و رهبران سیاسی امریکا نیز بتوانند زمینه‌های درگیری را از بین ببرند و از این طریق وارد فضای حل‌وفصل اختلافات شوند، در این صورت دیپلماسی و راه‌حلهای سیاسی به اقدام نظامی ترجیح داده می‌شود.

بنا به این گزارش رهبران کشورهای عرب حوزه خلیج [فارس] با ابراز نگرانی از هرگونه موضع تهاجمی امریکا علیه ایران معتقدند هرگونه درگیری در منطقه می‌تواند باعث کشیده شدن جنگ به سرزمین آنها شود. اما هیچ یک از این کشورها علاقه‌ای به قرار گرفتن در جبهه ایران ندارند.

منبع:آفتاب

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

سازمان ميراث فرهنگي آب‌گيري سد را بلامانع اعلام كرده است.

معاون رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت ما دغدغه‌هاي مردم را در اين زمينه درك مي‌كنيم؛ چراكه حفاظت از ميراث فرهنگي دغدغه‌ي خود ماست و ايده‌آل ما اين است كه آب‌گيري صورت نگيرد؛ اما متوسل به نظرات كارشناسي شده‌ايم و در روزهاي آينده نيز تفاهم‌نامه‌اي بين وزير نيرو و رييس سازمان ميراث فرهنگي امضا خواهد شد كه اگر بعد از آب‌گيري تشخيص بدهيم، اين اقدام تاثيرات نامطلوبي بر سازه‌هاي پاسارگاد داشته است، عمليات را متوقف كنيم. همان‌طور كه سه سال آب‌گيري سد را براي مطالعات به تاخير انداختيم، مي‌توانيم در صورت بروز مشكل و تهديد پاسارگاد سد را خشك كنيم.

وي اضافه كرد: سازمان ميراث فرهنگي با توجه به نظر هيات باستان‌شناسان داخلي و خارجي كه در نتيجه‌ي مطالعات خود اعلام كردند، آثار غير قابل انتقالي به موزه‌ها وجود ندارند، آب‌گيري سد را بلامانع مي‌داند. وزارت نيرو هم موظف است، پايگاهي را براي كارهاي مطالعاتي ايجاد كند و در كنار سد هم رطوبت‌سنج نصب كند؛ چراكه بخش عمده‌اي از نتيجه‌ي مطالعات و نظرات ما تنها بعد از آب‌گيري مشخص خواهد شد.

او با اشاره به توقف عبور مترو از چهارباغ اصفهان، اظهار داشت: همان‌طور كه درباره‌ي چهارباغ با اعلام نظر كارشناسان مبني بر تاثير لرزه‌هاي مترو بر بناي تاريخي چهارباغ، اجازه‌ي عبور مترو از اين منطقه داده نشد، درباره‌ي سد سيوند هم حتا اگر ميلياردها تومان خرج داشته باشد، عمليات را متوقف خواهيم كرد؛ چراكه با هزاران ميليارد هم نمي‌توانيم يكي از اين آثار تاريخي را داشته باشيم.

رييس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت: مطالعات پژوهشگران ما در منطقه‌ي درياچه‌ي سيوند روي آثاري كه ارزش مطالعاتي داشتند، تمام شده است. لذا سازمان ميراث فرهنگي آب‌گيري سد را بلامانع اعلام كرده است.

منبع:ایسنا

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت
انتقاد مجاهدین انقلاب نسبت به سخنان اخیر وزیر اطلاعات
شنبه، 25 فروردین 1386

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با انتشار بیانیه ای سخنان اخير وزير اطلاعات را مغایر با شعارهای سال اتحاد ملی وانسجام اسلامی دانست و این سخنان را محکوم کرد.
متن کامل راین بیانیه در ادامه می آید:
ملت شريف ايران!

به رسم هر ساله امسال نيز به عنواني مزين شده است تا معياري باشد بر سمت و سوي تصميمات و اقدامات و رفتارهاي مسئولان و شاخصي باشد از انتظار و توقع ايشان از جامعه.

اي کاش تجارب گذشته اين امکان را مي‌داد تا به اثربخشي نامگذاري‌هاي سالانه اميدوار باشيم و در اين نامگذاري‌ها افق تغيير و تحول و بهبود را به روشني ببينيم. اي کاش در پايان هر سال ارزيابي دقيقي صورت مي‌گرفت و گزارشي به ملت داده مي شد تا اولاً روشن مي‌گشت جهت‌گيري‌ها و مواضع و اقدامات و تصميمات دولتمردان تا چه اندازه بر شعارها و عناوين انتخابي منطبق بوده است و ثانياً همگان را به دستاوردي فراتر از استفاده‌هاي معمول تبليغاتي اميدوار مي‌ساخت. در هر صورت چنين ارزيابي اي تاکنون صورت نگرفته است. اما متأسفانه مشاهدات فردي تصوير رضايتبخشي را در برابر ما ترسيم نمي‌کند. صرفنظر از اين حقيقت، در بارة اتحاد ملي و انسجام اسلامي بايد گفت مفاهيمي از اين دست مي‌توانند موضوع تفاسير و دريافت‌هاي متفاوت و گاه متضاد قرار گيرند. دست‌کم و با توجه به گرايش‌ها و ديدگاه‌هاي موجود در کشور، دو تعريف و دو نوع نگاه نسبت به انسجام و اتحاد در سطح ملي قابل بازشناسي است:

1. انسجام و اتحادي مسبوق به اجماع ملي.

2. اتحاد و انسجامي مبتني بر فرايندي يکسويه و آمرانه.

اتحاد ملي در ديدگاه اول برآمده از فضايي آزاد، اتحاد و وحدتي برآمده از کثرت و سازگار با تنوع و تکثر و آراء و عقايد گوناگون و رواج نقد و انتقاد در عرصة عمومي است که لازمة آن ، به رسميت شناختن افکار و ديدگاه‌هاي مخالف و احترام به حقوق و آراء ملت است. اتحاد ملي در اين تعريف اساساً در فرايندي از نقد و انتقاد در عرصة عمومي و با مشارکت ديدگاه‌هاي مختلف و نهايتاً انتخاب طبيعي جامعه و از طريق سازوکارهاي آزاد و قانوني شکل گرفته و به سطح رسمي قدرت ارتقاء مي‌يابد. از اين رو نه تنها مغايرتي با وجود نقد و انتقاد در جامعه ندارد بلکه اساساً مستلزم نقد و انتقاد بوده و هيچ تعارضي با وجود ديدگاه‌هاي منتقد و مخالف ندارد. در اين تعريف اتحاد ملي يک انتخاب ملي است و جامعه از ميان ديدگاه‌هاي مختلف در سطح ملي ، به شيوه اي دموکراتيک دست به انتخاب مي‌زند. چنين اتحادي البته استوار و مستحکم و پشتوانه اي قدرتمند براي دولتمردان در پيشبرد اهداف ملي به شمار مي‌آيد. مشارکت عمومي در تحقق اتحاد ملي اين امکان را براي کشور فراهم مي‌آورد که فراتر از وضعيت‌هاي ويژه ، نظير افزايش تهديد خارجي و يا موضوعاتي نظير ضرورت مقابله با دشمن خارجي، در عرصة وسيع ملي و در قبال کلية مشکلات و معضلات فراروي توسعه و پيشرفت و تعالي قابل تحقق و حصول باشد.

اتحاد ملي در ديدگاه دوم نه نسبتي با کثرت دارد و نه برآمده از تضارب آراء و افکار است و اساساً هيچگونه تنوع و تکثري را برنمي‌تابد. در اين ديدگاه ، اتحاد و وحدت يک انتخاب ملي نيست بلکه ضرورتي است که حکومت آن را تشخيص داده و تحقق آن را حول موضوع يا موضوعاتي که مستقل از عرصة عمومي و فارغ از مشارکت عمومي تصميم‌گيري شده، از جامعه طلب مي‌کند. چنين تصوري از اتحاد ملي ، در فرايندي يکسويه و آمرانه شکل مي‌گيرد و جامعه ملزم به رعايت آن مي‌شود و لاجرم براي تحقق و بقاي آن بايد از روش‌ها و تدابير امنيتي و روش‌هاي سخت‌افزاري بهره برد. از اين رو نه تنها نسبتي با نقد و انتقاد ندارد ، بلکه اساساً وجود هيچ ديدگاه مخالف يا منتقدي را به رسميت نمي‌شناسد. اتحاد ملي در چنين تعريفي، براي اجرا و تحقق، مجالي محدود دارد و جز در مقاطع افزايش تهديد خارجي و در برابر دشمن و يا موارد مشابه ، اساساً مطرح نمي‌شود. متأسفانه اين ديدگاه نيز در کشورما به‌ويژه در سطح قدرت رسمي طرفداراني دارد.

سخنان اخير وزيراطلاعات در تبيين اتحاد و انسجام ملي و در مقام بيان نقش و وظيفة اين وزارت در پاسداري از آن، در اين زمينه خود به کفايت گويا است. تهديد وي عليه منتقدان سياست‌هاي رسمي مبني بر اين که جرمي هم وزن جاسوسي دارند و تأکيد وي بر اين نکته که براي متهم ساختن کسي به جاسوسي لزوماً فرد نبايد جاسوس باشد، بلکه کافي است که در جهت تضعيف اتحاد ملي و عملاً در جهت منافع بيگانه اقدام کند. همچنين افزودن عنوان تضعيف و يا مخالفت با اتحاد ملي بر عناوين جرائم امنيتي ،آشکارا از اعتقاد قاطع به تعريف آمرانه و يکسويه از اتحاد ملي و رويکرد امنيتي ايشان به اين مقوله حکايت دارد ، زيرا تهديد به دستگيري و حبس ناقضان اتحاد ملي مفروض و متهم ساختن ايشان به جاسوسي به نفع دشمن ، بيانگر اين حقيقت است که اتحاد ملي مزعوم نه در فرايندي آزاد و در نتيجه تضارب ديدگاه‌ها در عرصة عمومي ، بلکه با روش‌هاي امنيتي و تهديد به داغ و درفش قابل تحقق و شايستة پاسداري است. ايجاد و اجراي چنين اتحادي البته امري ممکن است، اما نه به کار حاکمان خواهد آمد ونه بر توان ملي خواهد افزود، بلکه برعکس موجبات تضعيف و تعطيل ظرفيت‌هاي ملي را در مواجهه با مشکلات فراهم خواهد آورد.

نکته آخر در باب اتحاد ملي اين که استثنائاً براي ارزيابي ميزان انطباق تصميمات و سياست‌ها و اقدامات و نيز پايبندي دولتمردان و مسئولان کشور به شعار اتحاد ملي در سال جديد ، ملاک و معيار دقيقي وجود دارد. در ماه‌هاي پاياني سال جاري شاهد برگزاري انتخابات دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي خواهيم بود. تکرار اقدامات غيرقانوني در دوره‌هاي گذشته انتخاباتي ، نظير ردصلاحيت کانديداهاي وابسته به جريان‌هاي سياسي رقيب و حضور فعال احزاب پادگاني و تداوم سياست‌هاي حذفي و يا اجتناب از اين همه و تأمين فضاي رقابت آزاد، سالم و قانوني در انتخابات مذکور بهترين شاخص براي ارزيابي ميزان التزام دولتمردان به شعار اتحاد ملي خواهد بود.

انسجام اسلامي نيز که بخش دوم عنوان سال جديد را به خود اختصاص داده از شمول آنچه گذشت مستثني نيست. در عين حال و افزون بر مطالب گذشته ، در اين خصوص بايد گفت به نظر مي‌رسد نگراني از تحرکات و تحولات جاري در برخي کشورهاي همسايه، تشديد اختلافات مذهبي به‌ويژه در عراق و کنش‌ها و واکنش‌هاي برخي از کشورهاي عرب نسبت به ايران در قبال اين موضوع، طرح عنوان انسجام اسلامي را ضرورت بخشيده است. با کمال تأسف سياست‌ها و مواضع و اقدامات حاکمان جديد طي سال‌هاي اخير موجب شده است تا تصوير جمهوري اسلامي ايران از نظامي اسلامي و وحدت‌گرا در نظر مسلمانان جهان ، به سوي حکومتي شيعي ميل کند. تظاهر عامدانه و غيرضروري به مظاهر شيعي به هر مناسبتي ، از جمله مزين شدن صدر سخنان رئيس دولت به دعاي فرج در مجامع بين‌المللي، تأکيد و اصرار شديد بر بکارگيري نمادهاي شيعي مورد حساسيت ديگر مذاهب اسلامي و ترويج و تأکيد بر عقايد افراطي و تغليظ شده و باورهايي که حتي در ميان شيعيان نيز اجماع و اتفاقي بر آنها نيست، در برنامه‌هاي تبليغي و ترويجي رسمي و نيمه رسمي در داخل و پاره‌اي اقدامات عملي در عرصة خارجي ، متأسفانه زمينة مساعدي براي چنين درکي از جمهوري اسلامي را فراهم آورده است. به گمان ما براي برداشتن گام‌هاي عملي و واقعي در جهت تحقق انسجام اسلامي ، علاوه بر تجديدنظر در برخي اقدامات و مواضع ناموجه در عرصة خارجي، بايد در حوزة داخلي نيز دست به بازنگري اساسي و بنيادين زد. پاره‌اي اقدامات که چندان هزينه‌اي نيز در بر ندارد مي‌تواند به عنوان نقطه عزيمت، از جدي بودن عزم دولتمردان در حرکت بر مسير انسجام اسلامي حکايت کند. از جمله اقداماتي نظير مشارکت دادن برادران اهل سنت در ساختار قدرت، اجراي اصل 15 قانون اساسي، رفع پار‌ه‌اي محدوديت‌هاي استخدامي براي پيروان مذاهب و اديان و ... مي‌تواند ضريب انسجام اسلامي را در داخل کشور به نحو چشمگيري افزايش داده بر اتحاد و همبستگي ملي بيفزايد. از نظامي که ديگران را به وحدت و انسجام اسلامي دعوت مي‌کند، پذيرفته نيست که شهروندان اهل سنتش به علت محروميت از داشتن يک مسجد در پايتخت، براي برگزاري نماز و عبادت خود ، ناگزير به سفارتخانة کشور بيگانه رجوع کنند.

منبع:امروز

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

متهمان قتل هاي محفلي کرمان تبرئه شدند

 به گزارش روزنامه  اعتماد ديوان عالي کشور حکم تبرئه عاملان قتل هاي محفلي کرمان را که با اعتقاد به مهدورالدم بودن، 2 زن و سه مرد را به قتل رسانده بودند تاييد کرد.

 عاملان قتل هاي محفلي کرمان که قتل هاي خود را از شهريورماه سال 81 آغاز کرده بودند ارديبهشت ماه سال 82 پس از به قتل رساندن يک زن و شوهر جوان که آخرين قربانيان اين باند بودند دستگير شدند.

نخستين قرباني اين باند جوان 19ساله يي به نام مصيب افشاري بود که 13 شهريورماه سال 81 به قتل رسيد. متهمان در اعترافات خود درباره اين جنايت گفتند؛ مصيب در ميدان امام خميني کرمان مواد مخدر مي فروخت. ما بعد از شناسايي او چندين بار به وي تذکر داديم تا دست از کارهايش بردارد اما او بي اعتنا بود تا اينکه به دستور حمزه (متهم رديف اول) يک روز او را به زور سوار ماشيني کرديم و به محله هفت باغ برديم و در آنجا حمزه ابتدا سنگي به سر مصيب کوبيد و او را داخل چاله يي استخرمانند انداخت، سپس هرکدام از ما سنگي به او کوبيديم اما مصيب نمي مرد تا اينکه حمزه گفت بهتر است او را زنده به گور کنيم. بعد چاله يي کنديم و پيکر نيمه جان مصيب را به داخل آن انداختيم و با شن و ماسه روي چاله را پوشانديم و به اين ترتيب مصيب را زنده به گور کرديم.

متهمان افزودند؛ قتل دوم را يک هفته بعد از قتل مصيب انجام داديم. ابتدا محسن کمالي را شناسايي کرديم. او فساد اخلاقي داشت، بنابراين يک روز که در حال خروج از خانه بود، او را گرفتيم و به هفت باغ برديم و در آنجا محسن را هم خفه کرديم و جسدش را همانجا دفن کرديم، سپس به دستور حمزه، موبايل و موتور محسن را برداشتيم تا از آنها براي کارمان استفاده کنيم. قتل سوم را چند ماه بعد انجام داديم، مقتول زني به نام جميله بود که او هم خريد و فروش مواد مخدر مي کرد و فساد اخلاقي داشت. از آنجايي که اين زن ازدواج هم کرده بود، پس از ربودن وي او را خفه نکرديم بلکه چاله يي کنديم و با روش سنگسار او را به قتل رسانديم، بعد جسد اين زن را به بيابان هاي اطراف کرمان برديم و در آنجا انداختيم تا طعمه حيوانات شود.متهمان در ادامه اعترافات گفتند؛ به ما گفته بودند که محمدرضا نژادملايري و شهره نيک پور دختر و پسر فاسدي هستند که با هم ارتباط نامشروع دارند و به همين خاطر آنها را هنگامي که سوار خودروي پژوي محمدرضا بودند شناسايي کرديم و بعد از اينکه جلويشان را در جاده گرفتيم آنها را به چاله پر از آب هفت باغ برديم و هر دو را در آنجا خفه کرديم. بعد اجسادشان را داخل پژو گذاشتيم و به بيابان برديم و پس از آنکه اجساد را به بيرون انداختيم ماشين پژو را به آتش کشيديم و موبايل محمدرضا را برداشتيم. ما نمي دانستيم شهره و محمدرضا زن و شوهر هستند و فکر مي کرديم با هم رابطه نامشروع دارند. ماموران در ادامه تحقيقات خود از متهمان دريافتند آنان به طرز فجيعي قربانيان را به قتل مي رساندند.

آنها همچنين متوجه شدند حمزه سردسته اين باند، سرباز بوده و به اتفاق ساير اعضاي باند که عضو يک پايگاه مقاومت بوده اند خود را محق مي دانستند تا هر کسي را تصميم گرفتند به قتل برسانند.پس از به قتل رسيدن شهره و محمدرضا و کشف جسد سوخته آنان ماموران تلفن همراه محمدرضا را رديابي کردند و دريافتند گوشي دست محمد حمزه است. بنابراين محمد حمزه دستگير شد، اما او هيچ اعترافي نکرد تا اينکه ماموران از او خواستند نام 14 نفر از دوستانش را به ماموران ارائه دهد.

پليس در بررسي هاي خود متوجه شد 5 نفر از دوستان حمزه به اضافه خودش فعاليت و رابطه نزديکي با هم دارند. بنابراين پليس حمزه را تحت بازجويي هاي فني - پليسي قرار داد و او به 5 فقره قتلي که انجام داده بود، اعتراف کرد و ماموران ساير اعضاي باند را هم دستگير کردند.

پس از پايان تحقيقات و ارسال پرونده به شعبه نهم دادگاه عمومي کرمان قاضي اميري تبار اعضاي باند را محاکمه و آنها را محکوم کرد. طبق راي دادگاه محمد حمزه سردسته باند به اتهام شرکت در چهار فقره قتل (مصيب افشاري، محسن کمالي، جميله اسماعيلي و شهره نيک پور) به قصاص و اعدام در ملاءعام و به خاطر 6 فقره آدم ربايي (مصيب افشاري، محسن کمالي، جميله اسماعيلي، شهره نيک پور و محمدرضا نژادملايري) به 15 سال حبس، به خاطر سرقت اموال آنها به تحمل سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم و علي متهم رديف دوم به اتهام مشارکت در چهار فقره قتل (شهره، جميله، محسن و محمدرضا) به 4 بار قصاص و مشارکت در ربودن آنها به 15 سال حبس و رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق محکوم شد.همچنين متهم رديف سوم به نام سليمان به اتهام مشارکت در سه فقره قتل (شهره، محمدرضا و محسن) به قصاص و اعدام در ملاءعام و 5 فقره آدم ربايي به 15 سال حبس، سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد. متهم رديف چهارم به نام محمد نيز به اتهام دو فقره قتل به قصاص در ملاءعام، به جرم سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس، 6 فقره آدم ربايي به 15 سال حبس و ارتباط با زنان فاسد به 99 ضربه شلاق محکوم شد. همچنين «محمد س.» متهم رديف پنجم به جرم مشارکت در يک فقره قتل به قصاص در ملاءعام، مشارکت در سه فقره آدم ربايي به 15 سال حبس و سرقت اموال مقتولان به سه سال حبس و متهم رديف ششم به نام چنگيز به خاطر مشارکت در يک فقره آدم ربايي به 15 سال حبس و مشارکت در يک فقره قتل به قصاص در ملاءعام و رابطه نامشروع با يک دختر جوان به 99 ضربه شلاق محکوم شد. اما اين حکم در ديوان عالي کشور نقض شد و قضات ديوان اعلام کردند چون متهمان با اعتقاد به مهدورالدم بودن اين قتل ها را انجام داده اند مجازات قصاص شامل آنها نخواهد شد.

به اين ترتيب پرونده مجدداً به شعبه هم عرض فرستاده شد و دادگاه دوم متهمان رديف يک و دو را به قصاص محکوم کرد اما با توجه به اينکه خانواده دو تن از مقتولان اعلام رضايت کرده بودند ساير متهمان را تبرئه کرد. پرونده براي بار دوم به ديوان رفت اما باز هم حکم نقض و پرونده براي سومين بار به شعبه هم عرض فرستاده شد.قاضي سوم رسيدگي کننده به پرونده مطابق نظر ديوان عالي کشور چون متهمان ادعا کرده بودند قربانيان را با اعتقاد به مهدورالدم بودن به قتل رسانده اند، آنها را تبرئه کرد. اين بار حکم مورد اعتراض اولياي دم قرار گرفت و پرونده مجدداً به ديوان عالي کشور ارسال شد اما ديوان عالي کشور اعتراض اولياي دم را نپذيرفت و حکم برائت قاتلان محفلي کرمان را تاييد کرد. در راي صادره شعبه 31 ديوان عالي کشور آمده است؛ محمد حمزه (سردسته باند)، «محمد س.»، «محمد ي.»، «چنگيز س.» و «س. ج.» از اتهام قتل عمدي تبرئه شده و اعتراض اولياي دم وارد نيست و راي صادره تاييد مي شود.همچنين بايد پرونده متهمان «محمد س.» و «چنگيز س.» درخصوص مجازات جنبه عمومي جرم در قتل هايي که اولياي دم رضايت داده اند مجدداً رسيدگي شود و در صورتي که اعتقاد مهدورالدم بودن در مورد مقتولاني که خانواده آنها رضايت داده اند از سوي دادگاه احراز نشود دادگاه بايد تصميم خود را اعلام کند.

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

کاسپاروف: رژيم پوتين چهره واقعی خود را نشان داد

به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، گری گاسپاروف، قهرمان سابق شطرنج‌‏ جهان كه روز گذشته در جریان تظاهراتی ضددولتی در مسکو دستگیر شد، گفته است رژيم پوتين چهره واقعی خود را نشان داد.

كاسپاروف دستگيری خود و سایر تظاهرکنندگان را محكوم كرد و آن را نشانه‌‏ ای آشكار از افزايش ديكتاتوری در روسيه ای که ولادیمیر پوتین رهبری اش را بر عهده دارد، دانست.

روز گذشته پليس روسيه كاسپاروف را در ميان تظاهرکنندگانی كه سعي داشتند علیه دولت دست به اعتراض بزنند، دستگیر کرد. يک عكاس آسوشيتدپرس وي را هنگام بازداشت در يک خودروی پليس ديده است.

گري كاسپاروف که از او بعنوان رهبر جبهه اتحاد مدنی روسيه نام برده می شود، گفته است با كمک ديگر گروه‌‏هاي اپوزيسيون به اعتراض خود ادامه خواهد داد.

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

ایجاد "جاده ابریشم آهنی" بدون حضور ایران

سيدمحمدرضاميرتاج‌‏الديني در گفت‌‏وگو با خبرنگار" ايلنا" با اشاره به غيبت جمهوري اسلامي در توافق‌‏نامه "جاده ابريشم‌‏آهني" تصريح كرد عدم حضور در اين توافق‌‏نامه موجب حذف جمهوری اسلامی ازاين جاده ابريشم آهني شده است.

وي خواستار توضيح وزراي امور خارجه، راه و ترابري، بازرگاني، اقتصاد و امور دارايي در اين زمينه شد و گفت: امضاي قرارداد ميان سه كشور همسايه ايران شامل تركيه، جمهوري آذربايجان و گرجستان جهت پروژه احداث خط آهن باكو- تفليس- جيحان موسوم به جاده ابريشم آهني به عنوان يك هشدار اقتصادي براي تهديد توان صادراتي ايران ارزيابي مي‌‏شود.

وي گفت: مسير اين خط آهن از جاده مشهور و باستاني به نام جاده ابريشم گذر مي‌‏كند و كشورهاي آسياي ميانه و چين را از طريق تركيه به اروپا متصل مي‌‏كند.

نماينده تبريز، آذرشهر و اسكو در مجلس‌‏هفتم، احداث اين خط آهن را بدون در نظر گرفتن سهمي براي جمهوري اسلامي ، موجب تضعيف موقعيت كشور به عنوان پل ارتباطي شرق و غرب دانست و گفت: خط آهن باكو- تفليس- جيحان كه از 13 سال پيش پيشنهاد شده بود، با توافق‌‏نامه سه‌‏جانبه اخير ظرف دو يا سه سال به پايان خواهد رسيد.

وي گفت: مهم‌‏ترين پيامد احداث اين خط‌‏آهن تضعيف توان صادراني ايران كه اكنون تنها مسير عبور ترانزيتي شرق و غرب مي باشد، است.

نماينده تبريز ، آذرشهر و اسكو در مجلس‌‏هفتم افزود: جاده ابريشم آهني با دور زدن مرز ايران مي‌‏تواند به عنوان مهم‌‏ترين راه ارتباط زميني تركيه و اروپا به‌ آسياي‌‏مركزي و به طور كلي شرق را تغيير دهد و مسير ترانزيتي منطقه را دگرگون كند.

وي با بيان اينكه تحقق اين امر گذرگاه بازرگان در شمال غرب كشور را به ميزان قابل ملاحظه‌‏اي از رونق خواهد انداخت، تصريح كرد: بدين ترتيب درآمد ترانزيت كالاهاي اروپا به آسياي ميانه از طريق ايران به شدت كاهش يافت.

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

سد سلمان فارسی، شهر ساسانی را غرق می كند

 آبگيري سد سلمان فارسي در استان فارس با پيگيري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور كاملا متوقف شده و كاوش‌هاي باستان‌شناسي شهر 350 هكتاري ساساني در حوضچه آبگيري اين سد با تعامل وزارت نيرو و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آغاز شد.

«حسن فاضلي نشلي»، رئيس پژوهشكده باستان‌شناسي كشور با اعلام اين خبر افزود: «مسئولان سد سلمان فارسي اواخر اسفند گذشته اقدام به آبگيري سد كردند كه در پي آن شهري ساساني در حوضچه آبگيري اين سد غرق مي‌شد. اين درحالي بود كه مطالعه روي اين محوطه ساساني به تازگي آغاز شده و مسئولان سد مي‌بايست زمان كافي براي پژوهش در اختيار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار مي‌دادند.»

با پيگيري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آبگيري سد سلمان فارسي كه به گفته مسئولان سد به منظور آزمايش ميزان آب‌بند بودن سد بوده است متوقف و به سرعت كاوش در شهر ساساني آغاز شد.

فاضلي به ميراث خبر گفت: «در بازديد از محوطه مشخص شد اين شهر ساساني يكي از نمونه‌هاي مهم استقرارهاي شهري از اين دوره تاريخي محسوب مي‌شود و مطالعه روي آن اطلاعات تازه‌اي از زندگي مردم عادي دوره ساساني در اختيار باستان‌شناسان قرار مي‌دهد.»

وي افزود: «اكنون كه آبگيري سد سلمان فارسي متوقف شده، قصد داريم در يك دوره كوتاه يك ماه و نيمه، كاوش در محدوده شهر ساساني را آغاز كنيم و سپس بر اساس نياز يك دوره كاوش 6 تا 7 ماهه را با حضور تيم‌هاي ايراني و خارجي در اين شهر ساساني به انجام برسانيم.»

رئيس پژوهشكده باستان‌شناسي كشور يادآور شد بر اساس صحبت‌هاي انجام گرفته با سازمان آب منطقه‌اي استان فارس و وزارت نيرو، آن‌ها نيز با اين طرح موافقت كرده‌اند و قرار است همكاري لازم جهت كاوش در شهر ساساني را با باستان‌شناسان و پژوهشكده باستان‌شناسي داشته باشند.

در پي اين همكاري، تمامي هزينه‌هاي كاوش در پشت سد سلمان فارسي به عهده سازمان آب‌منطقه‌اي استان فارس و وزارت نيرو است.

ساخت سد سلمان فارسي بيش از يك دهه به طول انجاميد و در اين مدت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هيچ واكنشي نسبت به تاريخي بودن حوضچه آبگيري اين سد نداشته است.

در حال حاضر اين سد كه بيش‌از دو برابر سد سيوند بزرگي دارد، آماده آبگيري شده و صدها ميليارد تومان براي ساخت آن هزينه شده است.

سد سلمان فارسي در دشت داراب كه يكي از استقرارگاه‌هاي مهم ساسانيان در استان فارس بوده ساخته شده است و شهري ساساني را پس از آبگيري مي‌بلعد.

منبع:خبرگزاري ميراث فرهنگي

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

استفاده تروریستهای عراق از کودکان‌ معلول‌ ذهنی‌ برای حملات‌ انتحاری‌

به نوشته روزنامه اسپانیايی ال پائیس، تروريستها در عراق‌ از کودکان‌ معلول‌ ذهني‌ براي‌ حملات‌ انتحاري‌ استفاده‌ مي‌ کنند.

این روزنامه‌ به نقل از منابع محلي‌ نوشت تروریستها اين‌ کودکان‌ از درب‌ خانه‌ ها و يا مدارس‌ شان‌ مي‌ ربايند و سپس از آنها در عملیات انتحاری استفاده می کنند.

یک گزارش تائید شده حاکیست که تروریستهای اسلامی در روز بيست‌ و يکم‌ ماه مارس‌ گذشته‌ از دو کودک‌ معلول‌ ذهنی‌ در حمله‌ انتحاری‌ به‌ بازار الاعظميه‌ در بغداد استفاده‌ کرده‌ بودند.

ال پائیس نوشت تروریستها خودروی بمب‌ گذاري‌ شده‌ حامل‌ اين‌ دو کودک‌ را در گوشه‌ اي‌ از بازار رها کردند و سپس‌ با منفجر کردن‌ بمب‌ داخل‌ خودور‌ اين‌ دو تن‌ را به‌ همراه‌ پنج‌ عراقي‌ ديگر به‌ قتل‌ رساندند.

سازمان های‌ غيردولتی در عراق می گویند‌ گزارشهاي‌ متعددي‌ درباره‌ بهره‌ برداري‌ از کودکان‌ معلول‌ ذهني‌ در حملات‌ گروههاي‌ تروریستی دريافت‌ کرده‌ اند.

منبع:ال پائیس

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

گسترش حاشیه نشینی و افزایش نگران کننده بیماری ایدز در مازندارن

معاون اجرايي مركز بهداشت استان مازندان با بيان اينكه حاشيه‌نشيني در شهرهاي مازندران به يك معضل جدي تبديل شده است، گفت: روند روزافزون بيماري ايدز در اين مناطق نگران‌كننده است.

"محمدرضا ميرزايي " روز يكشنبه در گفت و گو با ايرنا در چالوس افزود : روند ابتلا به ويروس ايدز در مناطق حاشيه‌اي شهرها سير صعودي دارد به گونه‌اي كه در برخي موارد در يك خانوده چهار نفري مشاهده شده كه دو نفر از اعضاي اين خانواده به اين ويروس مبتلا هستند.

وي خاطرنشان كرد : علاوه بر اعتياد تزريقي، متاسفانه نقش روابط جنسي نيز در ابتلا به اين بيماري رشد چشمگيري يافته است.

به گفته ميرزايي ، در زمان حاضر استفاده از سرنگ مشترك بيشترين شمار ابتلا به ايدز را در اين استان تشكيل مي‌دهد.

وي ميانگين سن ابتلا به اين ويروس را در مازندران بين ‪ ۱۸‬تا ‪ ۳۵‬اعلام كرد.

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

گزارش تصویری: اعتراض مردم  به کمبود دارو در تهران

گفتني است، جمعي از بيماران ام اس صبح امروز با تجمع در مقابل داروخانه هلال احمر در خيابان طالقاني تهران و مسدود كردن خيابان، به كمبود داروي بتافرون اعتراض كردند كه اين تجمع در پي تحويل محموله داروي بتافرون مورد نياز اين بيماران به داروخانه و توزيع آن خاتمه يافت.

 
 
 
 
 

منبع:ایسنا
نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع: گزارش تصویری 
یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

برخورد غير قانوني با فعالان صنفي شركت واحد ادامه دارد

نماينده كارگران تعليقي شركت واحد گفت‌‏: در حالي كه نزديك به يك سال از پايان اعتبار قانوني شوراهاي اسلامي كار شركت واحد مي گذرد، حراست اين شركت همچنان به برخوردهاي غير قانوني با فعالان صنفي ادامه مي دهد.

به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا, "ابراهيم مددي" افزود‌‏: با وجود ايراداتي كه به ماهيت و فعاليت شوراي اسلامي كار شركت واحد وارد است، اما اعتبار فعاليت همين نهاد صنفي از خرداد ماه سال 85 تا كنون تمديد نشده و اعضاي آن به دلايل نامعلوم همچنان به عنوان منتخب كارگران شركت واحد از مزاياي شورايي استفاده مي‌‏كنند.

به گفته مددي، وضعيت نامشخض تشكل صنفي در شركت واحد در حالي است كه عوامل حراست اين شركت به احضارهاي بي مورد كارگران و انجام بازخريدي‌‏هاي طولاني مدت و برخوردهاي نامناسب با آنها مشغول هستند.

اين فعال كارگري تاكيد كرد‌‏: تمامي افراد احضار شده، كارگران و رانندگاني هستند كه به فعاليت‌‏هاي صنفي كارگري مشغول هستند .

مددي از نحوه كليشه‌‏اي و غير قانوني هيات‌‏هاي حل اختلاف ادارات كار استان تهران به پرونده گروه 54 نفري كارگران تعليقي شركت واحد انتقاد كرد و افزود‌‏: با وجود آنكه گروهي از وكلاي دادگستري براي دفاع از اين كارگران در جلسات هيات هاي حل اختلاف حضور دارند، اما به دليل رعايت نشدن شرايط قانوني در برگزاري اين جلسات، دفاع از كارگر بسيار سخت است.

وي تصريح كرد: اكثر اين جلسات بدون رعايت حد نصاب قانوني اعضا و در زماني كه حوصله و صبر كافي براي بررسي پرونده وجود ندارد و بدون دادن فرصت كافي براي دفاع از كارگر، تشكيل مي شود.

نماينده كارگران تعليقي شركت واحد، با بيان اينكه اراده غير قانوني قدرتمندي كه در وزارت كار و شركت واحد وجود دارد، مانع رسيدگي به پرونده اين كارگران با روال عادي و چارچوب قانوني شده‌‏است، گفت‌‏: اعضاي هيات‌‏هاي تشخيص آنقدر به برخوردهاي كليشه‌‏اي غير قانوني عادت كرده اند كه وقتي كارگران تعليقي شركت واحد و يا وكلاي مدافع آنها رعايت موارد قانوني را متذكر مي‌‏شوند، عكس‌‏العمل‌‏هاي ناشايستي از خود بروز مي‌‏دهند.

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت
سه تن از معلمان متحصن در مقابل مجلس، احضار و بازداشت شدند


وكيل مدافع سه تن از معلمان بازداشت‌‏شده در تحصن مقابل مجلس كه با قرار وثيقه آزاد شده بودند، از بازداشت مجدد آنها و انتقالشان به بازداشتگاه‌‏ اوين خبر داد.

هوشنگ پوربابايي، وكيل مدافع حميد پوروثوق، نايب رييس كانون صنفي معلمان، محمدرضا رضايي گركاني و عليرضا اكبري‌‏ نبي، از اعضاي هيأت اجرايي هفته‌‏نامه «قلم معلم» در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با اعلام اين مطلب، گفت: به دنبال احضاريه هفته گذشته معاونت امنيت دادسراي انقلاب، روز شنبه به دادگاه انقلاب مراجعه كرديم و موكلانم در معاونت امنيت دادگاه انقلاب حاضر شدند اما پس از انجام بازجويي، به بازداشتگاه اوين منتقل شدند.
وي افزود: به دنبال انتقال اين معلمان به اوين، صبح امروز با مراجعه به دادگاه انقلاب خواستار اعلام وكالت در پرونده، ملاقات با موكلان و اطلاع از اتهام انتسابي به آنها شديم كه متأسفانه از حضور ما در معاونت امنيت جلوگيري به عمل آمد، به همين دليل هيچ‌‏گونه اطلاعي از وضعيت اين معلمان نداريم و خانواده آنها نيز نسبت به وضعيت موكلانم اظهار نگراني كرده‌‏اند.
پوربابايي تصريح كرد: لازم به تذكر است كه اعلام وكالت در مراجع قضايي هيچ‌‏گونه منافاتي با تبصره 128 آيين دادرسي كيفري ندارد و جاي بسي شگفتي است كه چرا معاونت امنيت دادگاه انقلاب از اعلام وكالت وكلا خودداري مي‌‏كند.
منبع:ایلنا
یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

حمله گاز انبری به مخفی‌گاه ریگی

 

یک شبکه تلویزیونی آمریکایی با انتشار گزارشی خبر از انجام یک عملیات نظامی مشترک توسط نیروهای ایرانی و پاکستانی علیه گروه تروریستی جندالله در مناطق مرزی بین دو کشور داده ‌است. 

بنا به به گزارشی که شبکه تلویزیونی ABC روز شنبه آن را منتشر ساخت، یک واحد از نیروهای ویِِژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز چهارشنبه عملیات گسترده‌ای را علیه چند مخفی‌گاه تروریست‌های عضو گروه جندالله در در اطراف زاهدان و شهر مرزی «پیشین» در منطقه بلوچستان ایران انجام داده و موفق به دستگیری 19 عضو این گروه شده‌اند. به گزارش ABC در جریان این حمله مقادیر زیادی سلاح سبک و چند قبضه اسلحه سنگین نیز کشف و ضبط شده ‌است.

بر طبق همین گزارش در ادامه این عملیات نیروهای پاکستانی روز پنجشنبه با حمله به یک پایگاه دیگر جندالله در نزدیکی شهر «مند» واقع در خط مرزی با ایران موفق به کشتن چهارتن از اعضای این گروه شدند.

بنا به گفته منابع پاکستانی طی هفته‌های گذشته واحدهای ارتش این کشور متوجه افزایش شدید تحرکات تروریست‌های جندالله در طول مرزهای مشترک با ایران شده و تلاش کرده‌اند تا افراد این گروه را وادار به عقب‌نشینی به داخل مرزهای افغانستان نمایند، جایی که به نظر می‌رسد عبدالمالک ریگی سرکرده شورشیان نیز در آن‌جا پناه گرفته باشد.

یک فرمانده بلندپایه ارتش پاکستان به ABC گفته‌است که مقامات دولتی پاکستان طی ماههای اخیر به شدت از گسترش فعالیت‌های جندالله احساس خطر کرده‌اند زیرا اطلاعاتی به دست ‌آمده که نشان می‌دهد این گروه موفق شده با کسب کمک‌های مالی هنگفت اقدام به جذب و تربیت صدها تروریست نموده و ابعاد خود را از یک گروه پارتیزانی راهزن بیشتر کند.

گفتنی است شبکه تلویزیونی ABC هفته گذشته نیز با انتشار گزارشی درباره جندالله و عبدالمالک ریگی سرکرده آن مدعی شده ‌بود که برخی افراد بانفوذ نزدیک به دولت آمریکا خواستار حمایت مالی از این گروه برای افزایش فشار به دولت ایران شده‌اند.

 

منبع:آفتاب

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

 دنیا روی انگشت احمدی‌نژاد!
دنیا روی انگشت احمدی‌نژاد!

 یکی از سایت‌های خبری حامی دولت در اقدامی عجیب، کاریکاتور مغرضانه یکی از روزنامه‌های لبنانی که در آن تلویحا دستیابی دولت احمدی نژاد به بمب اتمی خطری برای جهان عنوان شده است را نشانه این دانست که این روزنامه لبنانی اعتقاد دارد «کره زمین، روی انگشت احمدی نژاد» می‌چرخد!

به گزارش آفتاب، این سایت که منتسب به «فاطمه رجبی» همسر «غلامحسین الهام» است با انتشار این کاریکاتور که در آن کره زمین بر روی انگشت اشاره «محمود احمدی نژاد» رئیس جمهوری ایران که به شکل موشک است و دور آن را علامت اتم (بمب اتمی) احاطه کرده است، نوشته که «کره زمین روی انگشت احمدی نژاد» می‌چرخد. 

به نظر می‌آید که مسئولین سایت فوق در انتشار این کاریکاتور، متوجه شکل انگشت اشاره دست رئیس جمهور که به صورت یک بمب اتمی تصویر شده، ‌نشده‌اند و علایق شدید آنان به دکتر احمدی‌نژاد مانع درک درست پیام منفی این کاریکاتور شده است.

فاطمه رجبی اکنون به نماد رسانه‌ای حامیان دولت تبدیل شده است. او محمود احمدی‌نژاد را «معجزه هزار سوم» می‌داند و اغلب مقامات اجرایی جمهوری اسلامی به غیر از احمدی‌نژاد را (از خاتمی و هاشمی رفسنجانی و حداد عادل و روحانی و هاشمی شاهرودی گرفته تا قالیباف و ضرغامی و کروبی و...) به سنگین‌ترین دشنام‌ها و اتهامات متهم کرده است.

منبع:آفتاب
یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

رئیس کمیسیون بودجه مجلس تاکید کرد:

 دولت: عامل اصلی گرانی مسکن

 

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با رد اظهارات رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی که در آن سیاست‌های یک بانک عامل گرانی لجام گسیخته مسکن اعلام شده بود تأکید کرد «رشد نقدینگی که در مدت زمان مسئولیت دولت نهم پدید آمده مهمترین عامل گرانی افسارگسیخته مسکن بوده است». 

رضا عبداللهی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی آفتاب گفت:‌ گرانی مسکن در این مدت چند عامل داشت که مهمترین آن رشد نقدینگی فزاینده بود که می‌توانست تأثیر خود را در بخش‌های مختلف نشان دهد اما چون مسکن در ایران کالایی سرمایه‌ای محسوب می‌شود و از امنیت بیشتری برای سرمایه‌گذاری برخوردار است، نقدینگی به این بخش هجوم آورد و تاثیر خود را نشان داد. 

وی افزود: در واقع برای اینکه بدانیم چرا قیمت مسکن افزایش غیر طبیعی داشته است باید عوامل رشد نقدینگی را در این مدت بررسی کنیم. 

عبداللهی با اشاره به بودجه سال 85 و پافشاری دولت بر تأمین بودجه طرح‌های عمرانی گفت: هزینه‌های عمرانی در بودجه 85 نسبت به سال 84، 40 درصد افزایش داشت این در حالی بود که مجلس به دولت بارها اعلام کرد که این مسأله می‌تواند مشکلات زیادی از قبیل افزایش قیمت مسکن را در برداشته باشد اما دولت بر نظر خود پافشاری می‌کرد. 

عبداللهی درباره ارتباط افزایش بودجه عمرانی سال 85 با گرانی مسکن توضیح داد: با وجود اینکه مجلس در آن سال 2800 میلیارد تومان از هزینه‌های عمرانی دولت کاست اما رشد قابل توجه این هزینه‌ها نسبت به سال قبل تأثیر بسزایی در قیمت مصالح ساختمانی از قبیل آهن و سیمان داشت چرا که این مصالح برای پروژه‌ها استفاده ‌شد و بازار را دچار کاستی‌هایی ‌کرد. 

آیا طرح دولت بحران مسکن را کنترل خواهد کرد؟ [اینجا]
بی‌ثباتی، رشد نقدینگی و تورم در سال 86 [اینجا]

تاوان سنگین باور غلط دولت برای اقتصاد ایران [اینجا]

وی تصریح کرد: بخشی از بودجه پروژه‌های عمرانی صرف کسری بودجه دولت در بخش هزینه‌های جاری شد با این حال افزایش 40 درصدی بودجه عمرانی در ابتدای سال 85 تأثیر خود را بر بازار مسکن گذاشت. 

عبداللهی افزود: دولت و مدیران آن باید برآوردهای خود را براساس واقعیت‌های موجود صورت می‌دادند و به این نکته توجه می‌کردند که آیا با وجود عوامل مختلف از قبیل محدودیت مصالح و شرایط بازار امکان اجرای پروژه‌های عمرانی بدون پرداخت هزینه‌های بالایی چون افزایش قیمت مسکن وجود داشت؟ 

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه در خصوص اظهارات اخیر رئیس سازمان مدیریت مبنی بر تأثیر تسهیلات خاص یک بانک بر گرانی مسکن گفت: ‌بانک‌ها زیر مجموعه دولت هستند و عملکرد آنان جدا از عملکرد دولت و سیاست‌های آن نیست. حتی اگر منظور ایشان بانک خصوصی «پ» باشد باز هم دولت نمی‌تواند فرافکنی کند چرا که همه بانک‌ها در ایران زیر نظر بانک مرکزی و دولت است. 

وی افزود: دولت باید شرایطی را برای تولید در بخش‌های مختلف از جمله مسکن فراهم کند تا هم اشتغال ایجاد و هم گرانی‌ها کنترل شود. 

عبداللهی درباره تصمیم اخیر دولت در ارتباط با وام مسکن نیز گفت: هر تصمیمی که اعتماد عمومی را خدشه‌دار کند کار درستی نیست چرا که مردم برنامه خود را بر اساس تصمیمات دولت پایه‌ریزی می‌کنند در نتیجه این تصمیمات باید ثبات داشته باشد و هر روز تغییر نکند. 

منبع:آفتاب
یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت
دادگاه تجديدنظر محكوميت حبس تعزيري قاسم شعله‌‏سعدي را تأييد كرد
دادگاه تجديدنظر استان تهران، محكوميت يك سال و نيم حبس تعزيري قاسم شعله‌‏سعدي، وكيل دادگستري را تأييد كرد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، به دنبال صدور حكم محكوميت يك سال و نيم حبس تعزيري براي قاسم شعله‌‏سعدي از سوي شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران و اعتراض وي و وكيل مدافعش،‌‏ پرونده به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد كه شعبه 21 اين دادگاه نيز محكوميت اين وكيل دادگستري را عيناً مورد تأييد قرار داد.
اتهام شعله‌‏سعدي در اين پرونده تبليغ عليه نظام و توهين عنوان شده است.
منبع:ایلنا
یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت
دادگاه مصطفي تاج‌‏زاده برگزار شد
تاج‌‏زاده:
به دليل عدم تشكيل دادگاه جنتي به دفاع از خود نپرداختم


جلسه رسيدگي به اتهامات مصطفي تاج‌‏زاده، اولين معاون سياسي وزارت كشور دولت اصلاحات صبح امروز در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان برگزار شد.

مصطفي تاج‌‏زاده در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، در اين زمينه با اشاره به دو پرونده تشكيل‌‏شده عليه خود، گفت: در اولين پرونده، شاكي خصوصي كه نماينده آقاي جنتي در هيأت بازرسي انتخابات تهران در مجلس ششم بود، عليه من اعلام شكايت كرده بود كه بنده در دفاعيات خود در دادگاه شش سال پيش كه در كتاب خود به آنها اشاره كرده‌‏ام و نيز در مصاحبه‌‏هاي بعدي به دبير شوراي نگهبان و آقايان غفوري، مصطفوي و شيخ‌‏ عطار كه گزارش كذب آنها در جريان انتخابات مجلس ششم در تهران باعث ابطال غيرقانوني 700 هزار رأي شهروندان تهراني توسط آقاي جنتي شد، تهمت زده‌‏ام، افترا وارد كرده‌‏ام و هجوشان كرده‌‏ام.
وي افزود: بنده در اين جلسه توضيح دادم كه به دليل عدم تشكيل دادگاه آقاي جنتي، وارد ماهيت شكايت نمي‌‏شوم و به دفاع از خود نمي‌‏پردازم البته شاكي پرونده ادعا كرد كه دادگاه آقاي جنتي در دادگاه ويژه روحانيت تشكيل و به پرونده وي رسيدگي شده است. بنده نيز اعلام كردم كه اگر دستگاه قضايي به طور رسمي اعلام كند كه به شكايت من از دبير شوراي نگهبان رسيدگي و حكم لازم صادر شده است -اگرچه نسبت به عدم دعوت از بنده براي حضور در دادگاه آقاي جنتي اعتراض خواهم داشت- اما به دفاع از خود در اين دادگاه خواهم پرداخت.
تاج‌‏زاده با اشاره به موضوع پرونده دوم خود، آن را مربوط به شكايت مدعي‌‏العموم عنوان كرد و گفت: در اين پرونده نماينده مدعي‌‏العموم در سال 1380 از بنده به اتهام توهين و هجو اعضاي شوراي نگهبان شكايت كرده بود كه چون اين شكايت نيز مربوط به اعضاي شوراي نگهبان مي‌‏شد، اعلام كردم كه مثل پرونده قبلي وكيلي اختيار نخواهم كرد و از خود به دفاع نخواهم پرداخت و قاضي محترم مي‌‏تواند هرگونه كه صلاح مي‌‏داند حكم خود را صادر كند.
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تصريح كرد: با توجه به گذشت پنج سال و نيم از شكايت مدعي‌‏العموم عليه بنده و نيز با توجه به عدم حضور نماينده مدعي‌‏العموم در دادگاه، ممكن است اين پرونده مشمول مرور زمان شده باشد.
تاج‌‏زاده با بيان اينكه دادگاه ختم رسيدگي به اين پرونده را اعلام كرد، گفت: در صورت صدور حكم محكوميت نيز تقاضاي تجديدنظر نخواهم كرد.
منبع:ایلنا
یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت
طرح 10 ماده ای حسن روحانی برای منطقه

حسن روحانی در اجلاس «مجمع جهانی اقتصاد» خواستار ایجاد محیطی جدید در خلیج فارس جهت «همکاری، امنیت و توسعه» منطقه شد. وی که به دعوت مجمع جهانی اقتصاد در اجلاس دوحه قطر سخنرانی می‌کرد با ارایه یک طرح 10ماده‌ای تاکید کرد در صورت ایجاد یک چارچوب جدید در منطقه می‌توان محیط خلیج فارس را  به محیطی برای امنیت و همکاری جمعی و توسعه پایدار تبدیل نمود.

 عضو مجمع تشخیص مصلحت در طرح 10 ماده‌ای خود تاکید کرده است «برداشتن تدریجی انواع محدودیتها در مورد همکاری‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی» می‌تواند به عنوان هدف نهایی در دستور کار کشورهای منطقه قرار گیرد.

دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته‌ای ایران در دو سال نخست همچنین از کشورهای منتطقه خواسته است «ایجاد یک کنسرسیوم مشترک غنی‌سازی بین کشورهای منطقه جهت تامین سوخت و سایر موارد صلح‌آمیز هسته‌ای تحت نظارت آژانس» را در دستور کار خود قرار دهند. 

ایجاد «سازمان امنیت و همکاری‌های خلیج فارس» شامل 6 کشور G.C.C به اضافه ایران و عراق براساس بند 8 قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز از دیگر پیشنهادات روحانی به «مجمع جهانی اقتصاد» در راستای ایجاد محیطی جدید در خلیج فارس است.


متن کامل طرح ده ماده‌ای روحانی برای تبدیل محیط خلیج فارس به محیط «همکاری، امنیت و توسعه» که ظهر سه‌شنبه در اجلاس «مجمع جهانی اقتصاد» ارایه شد به شرح زیر است:

اهمیت استراژیک منطقه خلیج فارس و خلاء اعتماد، امنیت و ثبات کامل و همکاریهای پایدار از یک طرف و وجود پتانسیل‌های لازم برای همکاری و مشترکات فراوان فرهنگی، دینی و تاریخی از طرف دیگر ایجاب می‌کند که کشورهای منطقه در پی یک چارچوب برای منطقه باشند. در این را ستا، طرح ده ماده‌ای ذیل پیشنهاد می‌گردد: 

1. ایجاد «سازمان امنیت و همکاری‌های خلیج فارس» شامل 6 کشور G.C.C به اضافه ایران و عراق براساس بند 8 قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد. 

2. ساماندهی «ترتیبات امنیتی مشترک» در قالب سیستم امنیت دسته‌جمعی در زمینه مبارزه با تروریسم، افراط گرایی، فرقه‌گرایی، جنایات سازمان یافته، قاچاق مواد مخدر و دیگر نگرانی‌های امنیتی مشترک. 

3. برداشتن تدریجی انواع محدودیتها در مورد همکاری‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی به عنوان هدف نهایی. 

4. گسترش و توسعه همکاری‌های تجاری با توجه به ظرفیتهای موجود مبادلاتی و انجام سرمایه‌گذاری‌های مشترک در طرح‌های اقتصادی جهت دستیابی به «تجارت آزاد» بین کشورهای منطقه. 

5. پیش‌بینی طرحی برای «تضمین امنیت تولید و صدور انرژی» منطقه به منظور تامین منافع کشورهای منطقه و پایداری و ثبات انرژی مورد نیاز جهانی. 

6. اعتمادسازی بین کشورهای منطقه در زمینه مسایل هسته‌ای از جمله نظارت (Monitoring)، راستی‌آزمایی (Verification) از برنامه‌های هسته‌ای یکدیگر در چارچوب ترتیباتی داوطلبانه و غیر مداخله‌جویانه (Non Intrusive). 

7. ایجاد یک کنسرسیوم مشترک غنی‌سازی بین کشورهای منطقه جهت تامین سوخت و سایر موارد صلح‌آمیز هسته‌ای تحت نظارت آژانس. 

8. همکاری‌های جدی کشورهای منطقه در جهت تحقق «خاورمیانه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی.» 

9. پایان بخشیدن به روند مسابقه تسلیحاتی در منطقه برای تامین منابع لازم در جهت توسعه اقتصادی و مبارزه با فقر. 

10. خروج نیروهای نظامی خارجی از منطقه و تامین امنیت کامل منطقه توسط کشورهای منطقه.

منبع : آفتاب

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت
 
در شرايط فعلي، دو نرخي شدن قيمت بنزين اقدامي مناسب براي كشور است.

مهندس بيژن زنگنه نامدار, وزير سابق نفت, , در پاسخ به اين سوال كه دو نرخي شدن و سهميه‌‏بندي بنزين را مناسب مي‌‏دانيد, گفت: دو نرخي شدن قيمت بنزين را اقدامي مناسب در شرايط فعلي كشور مي‌‏دانم, يعني عرضه‌‏ بخشي از آن با نرخ پايين مثلاً همان 80 يا 100 تومان و مقداري به شكل آزاد راه مناسبي براي وضعيت فعلي كشور است.
وي, در پاسخ به اين سوال كه آيا با اين اقدام كنترل مصرف امكان‌پذير است، افزود: قرار نيست مصرف كنترل شود, هركس به ميزان مصرف خود, هزينه آن را پرداخت مي‌‏كند. به اعتقاد من دولت بايد بخشي از بنزين را به صورت يارانه‌‏اي و بخش اعظم آن را به صورت آزاد عرضه كند.
وزير سابق نفت, در پاسخ به اين سوال كه مافياي نفتي به كجا رسيد، تصريح كرد: سوال ما نيز اين است. مافياي نفتي چه شد؟ اگرنيست اعلام كنيد, وجود ندارد و صرفاً يك شعار تبليغاتي بود. اگر هست كه چرا اقدامي عليه آن نشده است. يكي از آقايان اعلام كرد؛ 56 ميليارد دلار پول نفت كه بايد به خزانه واريز مي‌‏شد در حساب شركت نفت است؟ پس اين موارد چه شد.
مهندس زنگنه, در پاسخ به اين سوال كه شما به بوي بد نفت اعتقاد داريد, يا آمدن پول آن بر سر سفره‌‏ها، اظهارداشت: 50 سال است كه غير از نفت چيزي بر سر سفره‌‏هاي مردم نيست. چه چيز بيشتري مي‌‏توان آورد. ما بايد كاري كنيم مردم با تلاش و زحمت, به جاي پول نفت, پول زحمت خود آن‌‏ها سر سفره‌‏ها بيايد.
وزير سابق نفت، در رابطه با واگذاري پروژه‌‏ها با ترك تشريفات مناقصه به تعداد محدودي از شركت‌‏ها از جمله خاتم‌‏الانبياء و اين كه آيا اين امر مي‌‏تواند باعث شكوفايي شركت‌‏هاي داخلي شود، تاكيد كرد: در دوره بنده حتي يك قرارداد بدون ترك تشريفات به خاتم‌‏الانبياء واگذار نشد. از نظر من اين مساله را بايد با اصل 44 مطابقت داد. برخي از اين اقدامات با سياست‌‏هاي اصل 44 ابلاغيه مقام رهبري سازگار نيست

منبع:ایلنا

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

مرد ناشناس در خوابگاه دختران دانشگاه تفرش

 

شب گذشته، مردی ناشناس وارد خوابگاه دخترانه دانشجویان دانشگاه تفرش شد و باعث ایجاد رعب و وحشت در میان دانشجویان ساکن این خوابگاه شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر پس از این حادثه نگهبان خوابگاه به بهانه ممنوعیت قانونی خروج دانشجویان دختر از خوابگاه از خروج دانشجویان وحشت زده از خوابگاه جلوگیری نموده است. برخی گزارش ها حاکی است حداقل ۲ نفر از دانشجویان در اثر شوک وارده از این حادثه شب گذشته به بیمارستان مراجعه نموده اند.

دکتر نورآذر، رئیس دانشگاه تفرش، و محمودیان، معاون دانشجویی این دانشگاه، پس از وقوع این حادثه به خوابگاه دانشجویان مراجعه نمودند اما اعلام کرده اند نسبت به امنیت خوابگاه مسئولیتی ندارند و دانشجویان را در این زمینه به فرمانداری شهر ارجاع داده است.

گفتنی است محوطه دانشگاه تفرش که در منطقه نسبتا دوری از شهر تفرش واقع است هیچ گونه حصاری که مشخص کننده حریم دانشگاه باشد نداشته و به همین دلیل و به بهانه امنیت دانشجویان در خوابگاه  ها ساعت ۷:۳۰ بعد از ظهر بسته می شود.

منبع:خبرنامه امیرکبیر

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

مقامات امنیتی ایران مانع خروج نازی عظیما، خبرنگار رادیو فردا، از کشور شدند

 

جفری گدمين، رييس راديو اروپای آزاد، راديو آزادی، از دولت جمهوری اسلامی ايران خواست که به پرناز (نازی) عظيما، خبرنگار اين راديو که امکان خروج از ايران از وی گرفته شده، اجازه دهد تا ايران را ترک کند.

پرناز (نازی) عظيما ، تابعيت دوگانه ايرانی و آمريکايی دارد و ۲۵ ژانويه ۲۰۰۷ ميلادی، پنجم بهمن ماه ۱۳۸۵خورشيدی، برای ملاقات با يکی از بستگان بيمار خود به ايران رفت.

به محض ورود اين روزنامه نگار به تهران، مقام های مرزی در فرودگاه مهرآباد، گذرنامه وی را ضبط کرده اند. از آن زمان تمامی تلاش های پرناز (نازی) عظيما برای پس گرفتن گذرنامه، بی نتيجه بوده است.

در جريان يکی از ملاقات هايی که خانم عظيما با مقام های رسمی داشته، از وی خواسته شده تا با سرويس اطلاعاتی و امنيتی ايران همکاری کند که اين درخواست از سوی وی رد شده است.

جفری گدمين، رييس راديو اروپای آزاد، راديو آزادی گفت: «من از مقام های ايرانی می خواهم که گذرنامه خانم عظيما را به او بازگردانند و بدون هيچ تاخيری، اجازه دهند که وی از ايران خارج شود. هيچ دليلی برای جلوگيری از خروج سريع اين خبرنگار با استعداد و بازگشت به کارهای حرفه ای وی وجود ندارد.»
خانم عظيما، خبرنگار «راديو فردا» است. «راديو فردا» پروژه مشترکی است که توسط «راديو اروپای آزاد، راديو آزادی» و «صدای آمريکا» اجرا می شود.

«راديو فردا» ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته، به زبان فارسی برنامه پخش می کند. خانم عظيما از سال ۱۹۹۸ ميلادی به دفتر مرکزی «راديو فردا»، واقع در پراگ، پايتخت جمهوری چک، پيوسته است.

پرناز (نازی) عظيما، مشابه وضعيت کنونی را در بهار سال ۲۰۰۶ ميلادی داشته و در آن سال هم، در زمان ورود به ايران، مقامات ايرانی گذرنامه وی را ضبط کردند و به مدت چند هفته و پيش از آن که گذرنامه را به وی برگردانند، اجازه ندادند که اين روزنامه نگار از ايران خارج شود. پس از حادثه ای که برای زهرا کاظمی، خبرنگاری با تابعیت دوگانه ایرانی-کانادیی به وجود آمد فعالین حقوق بشر نسبت به تکرار وضعیتی مشابه درخصوص خبرنگار ایرانی-آمریکایی رادیو فردا هشدار داده اند

منبع:خبرنامه امیرکبیر

یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت

بهمن کشاورز در گفتگو با روز:
عقب نشيني نکردم

"خطر حکومتي شدن کانون وکلا" و "تهديد استقلال کانون" از جمله مسائلي است که در روزهاي گذشته در پي کناره گيري بهمن کشاورز، رئيس سابق هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز در محافل سياسي و حقوقي کشور شنيده مي شود. بهمن کشاورز در گفتگو با "روز" ضمن طرح اين مطلب که ترجيح مي دهد در شرايط فعلي در مورد کناره گيري خود بيشتر صحبت نکند، تاکيد مي کند: " کانديدا نشدن بنده در مرحله فعلي نه به اين مفهوم است که از تلاش خودداري يا فعاليت را رها کرده ام و نه به معناي اينکه از حرکتي خودداري خواهم کرد ".

bahmankesharvarz448.jpg

آقاي دکتر کشاورز، شما در جلسه هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز از نامزدي براي رياست کانون در دوره جديد کناره گيري کرديد و علت اين تصميم خودتان را "رعايت مصالح کانون وکلا و ملاحظات شخصي" عنوان کرديد. کدام مصالح و کدام ملاحظات؟
در اين مورد خاص ترجيح مي دهم توضيحي بيش از آنچه که داده ام و شما هم شنيده ايد و الان هم بيان فرموديد نداشته باشم و شما هم مرا معذور بداريد.

گفتيد که کماکان "ايستاده مردن را به راکع و ساجد ادامه حيات دادن" ترجيح مي دهيد. خب منظورتان چيست، مگر اين شرايط به چه شکل بوده که...
به گمان من اين هم يک قسمتي است از آنچه بنده به عرضتان رساندم. من مرجح مي دانم که بيش از اين در مورد آن توضيح ندهم. آنچه که در عرايض من در آن روز آمده و منعکس شده است حاوي ديدگاههاي کلي و اصولي من است که در تمام مدت زندگي حرفه اي و شغلي خود به آن معتقد بودم و آن را رعايت کرده ام. اينکه در زمان خداحافظي از رياست هيات مديره آن را به صورت مضبوط و مجموعه اي بيان کردم فقط به اين منظور است که همکاران من و وکلاي دادگستري مجموعه اي از ديدگاها و عقايد بنده را در کنار هم و يک جا داشته باشند و در نظر بگيرند.

با وجود انتشار خبر "کناره گيري" شما، اسماعيل مصباح، نايب رئيس کانون وکلاي مرکز گفته است که کشاورز آنطور که در رسانه ها آمده، کناره گيري نکرده، دوره يکساله رياست ايشان به پايان رسيده و ايشان ديگر براي دوره بعد کانديدا نشده. همينطور است؟
البته علي الااصول اين فرمايش ايشان درست است. براي اينکه در انتخاباتي که در بيست و يکم فروردين ماه انجام شد، بنده اصلا کانديداي رياست هيات مديره نشدم و جناب آقاي دکتر افتخار جهرمي تنها کانديدا بودند.

آقاي افتخار جهرمي، تا قبل از سال 76 هم که رياست کانون انتصابي بود در اين سمت حضور داشته است؛ با توجه به حضور دوباره ايشان در اين سمت گمان مي کنيد تحولات داخلي کانون وکلاي دادگستري به کدام سو مي رود؟
گمان مي کنم که به هر حال حضور ايشان در شرايط حاضر مي تواند مفيد باشد و در زمان مديريت انتصابي هم بايد يادي بکنيم از مرحوم فاطمي قائم مقام ايشان. آنها در حدي که ممکن بود در همان زمان هم قوانين را اجرا کردند. بنا بر اين الان هم، آنچه که از ايشان توقع مي رود اجراي قوانين است و در عين حال بردن قضايا به مسيري که استقلال کانون وکلا به نحو مطلوب و کامل حفظ شود.

آقاي کشاورز، در دوران پر تب و تاب انقلاب بهمن 1357، مانند بسياري از عرصه هاي ديگر، غليان خاصي در کانون وکلاي دادگستري حاکم بود، مساله همافران بود، بحث هاي دو جريان عمده ليبرال و چپ در کانون. يک سو دکترعبدالکريم لاهيجي، هدايت الله متين دفتري و سوي ديگر دکتر ناصر زرافشان و... از آن طرف مکتبي ها و نزيه... هر يک از همکاران شما که به نام آنها اشاره شد در دل حوادث سياسي و اجتماعي کشور سرنوشتي پيدا کردند اما شما مانديد. با دادگاه کرباسچي براي عام و خاص مشهور شديد. امروز هم که کناره گيري کرده ايد همچنان از "رعايت مصالح و ملاحظات" مي گوييد. چرا؟
اقتضاي اوضاع و احوال در آن زمان همان بود که فرموديد و مقتضيات زمان و مکان و وقايع بعد از آن هم اين بود که کساني بروند و کساني بيايند و ما جزو کساني بوديک که مانديم.

راضي هستيد که مانديد و امروز هم به اين شکل کناره گيري کرديد؟
از اين ماندن به هيچ وجه پشيمان نيستم و خود را صاحب خانه و حق مي دانم. علت ماندن هم همين بود. هنوز هم همين احساس و ادعا را دارم.

يعني اين کانديدا نشدن شما هم اصولا چندان شکل اعتراضي ندارد و در چهارچوب همان مصلحت بيني هاي خاص عملکرد حرفه اي شما بايد آن را تعبير کرد؟
کانديدا نشدن بنده در مرحله فعلي نه به اين مفهوم است که از تلاش خودداري کردم يا فعاليت را رها کرده ام و نه به معناي اينکه از حرکتي خودداري خواهم کرد. بلکه آنچه مسلم است اينگونه تغييرات تاکتيکي همواره در تحولات اجتماعي وجود داشته و گاه ضروري و لازم بوده است. در اين مورد هم تصور مي کنم در وضعيت جديد، کماکان خدمتگزار خواهم بود و از مواضع قبلي خود در مورد کانون وکلا و لزوم حفظ استقلال آن کوچک ترين عقب نشيني نکردم و نخواهم کرد.

حضور مفيد زرافشان براي استقلال کانون

کميسيون قضايي و حقوقي مجلس، از کناره گيري شما ابراز تعجب کرده است. بسياري از صاحب نظران هم اين مساله را خطري در راستاي "حکومتي شدن" کانون وکلا ارزيابي کرده اند. نظر شما چيست؟
البته من از نظر کميسيون محترم قضايي مجلس خبر ندارم. الان از شما دارم مي شنوم. اما آنطور که مي دانم کميسيون محترم قضايي شايد در حد ما دغدغه استقلال کانون وکلا را دارد؛ لذا ما بسيار اميدواريم آنچه که اين کميسيون محترم انجام خواهد داد در راستاي حفظ کامل استقلال کانون وکلا باشد و قطعا هم جز اين نخواهد بود. اينکه با کنار رفتن کسي و تعويض افراد، احيانا رويدادهايي ناگهاني بروز کند، در تحولات اجتماعي قابل دفاع و محتمل نيست. نقش شخصيت در تاريخ محدود است و افراد در هر حوزه و موقعي که باشند، تاثيرات محدود خود را دارند. بنابراين آنچه مهم و تعيين کننده است، روند کلي تحولات اجتماعي است که مي تواند وابسته به کليه آحاد يک صنف، يک گروه يا يک اجتماع يا يک کشور باشد و بايد باشد. در مورد کانون وکلا و تحولات آن نيز اين قاعده کلي حاکم است.

تغييراتي که امروز در کانون وکلا جريان دارد را چقدر مي توان مربوط به ويژگي هاي انقباضي دولت نهم در صحنه سياسي امروز کشور دانست؟
توجه داشته باشيد که مسائل مربوط به کانون وکلا و مسائل مربوط به حق دفاع مردم، ارتباط آنچنان زيادي با دولت ندارد. يعني با قوه مجريه. بلکه آنچه که بيشتر مطرح است بين کانون وکلا و قوه قضاييه مطرح است. در اين ميان داور و تصميم گيرنده نهايي و مرجعي که تکليف را تعيين خواهد کرد، مجلس است. بنابراين صرفنظر از اينکه در مورد سياست هاي انقباضي نظري داشته باشم، اين مقولات را در قضايايي که در مورد استقلال کانون وکلا مطرح است چندان دخيل و موثر نمي دانم.

در هفته هاي گذشته، يکي از برجسته ترين وکلاي دادگستري ايران، دکتر ناصر زرافشان بعد از تحمل پنج سال زندان به دليل وکالت پرونده قتل هاي سياسي موسوم به "قتل هاي زنجيره اي"، آزاد شد. حضور دکتر زرافشان و تاثير گذاري او را در روندي که امروز در تغيير و تحولات مربوط به کانون وکلاي دادگستري جريان دارد، چگونه مي بينيد؟ زرافشان از "ايستادن" کانون و نه عقب نشيني گفته است...
آقاي زرافشان از همکاران بسيار خوب و محترم ما هستند. در مورد زنداني شدن ايشان که در آغاز دوره قبلي رياست بنده بود هم در آن زمان متاثر و متاسف بودم و هم اين تاسف و تاثر در طي زمان ادامه پيدا کرد و هم سعي خود را براي حل اين مشکل کردم که مفيد فايده واقع نشد. ايشان با گذراندن دوره محکوميت خود آزاد شدند. از آنجا که فردي سازنده و با استعداد و مقاوم در امور وکالتي هستند و براي وکالت تعريف خاصي دارند و آن را به عنوان يک ارزش مي شناسند، مطمئنا آزادي ايشان براي ادامه فعاليت در راستاي حفظ استقلال کانون مفيد خواهد بود. به طور کلي به گمان من تمام وکلاي صاحب نظر و صاحب قلم و صاحب بيان، صرفنظر از گرايش هاي سياسي خود، در اين مورد مي توانند و بايد موثر باشند.

منبع:روز

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع: