تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
شنبه 30 دی1385 ساعت
 
احمد زیدآبادی
کشور ما بدون هرگونه اغراق، در حال ورود به سياهچاله اي است که ابعاد و غلظت آن قابل پيش بيني نيست.
به خلاف دوستاني که هنوز هم اصرار دارند به قدرت رسيدن آقاي احمدي نژاد را علت اصلي ورود به اين سياهچاله معرفي کنند، من بر اين باورم که با شکست اصلاحات در بهار سال 1379 که نماد آن بي تحرکي نيروهاي سياسي و جامعه در برابر توقيف جمعي مطبوعات بود، ورود به سياهچاله به صورت جبر جامعه ما در آمد.

ناگفته نگذارم که مطبوعات به نسبت آزاد آن دوره، وجهي از ساير وجوه اصلاحات نبود، بلکه تمام آن بود. تنها عرصه اي بود که در آن گفتگو صورت مي گرفت و جامعه را در پي خود مي کشاند. از همين رو، وقتي که مطبوعات بسته شد، همه چيزهاي ديگر هم از بين رفت . حتي مجلس ششم هم نتوانست در غياب مطبوعات کار مهمي از پيش ببرد.

گمان مي کنم اگر آقاي خاتمي با استعفاي خود در برابر توقيف مطبوعات واکنش نشان مي داد، امکان يک حرکت اجتماعي قدرتمند براي حفظ حيات اصلاحات وجود داشت، ولي دعوت آقاي خاتمي به استعفا در آن زمان براي دعوت کننده جز انزوا از جانب اصلاح طلبان و طرح اتهام براندازي از جانب محافظه کاران به همراه نداشت!

با اين همه، شبه معجزه اي نيز براي زنده کردن اصلاحات به وقوع پيوست که اصلاح طلبان به دليل نگاه معوج خود به جهان آن را در نيافتند.

حادثه 11 سپتامبر از منظر امکان تغيير در مسير حرکت سياسي در ايران، همان شبه معجزه بود. اين حادثه هر چند که محافظه کاران را از اجراي برنامه خود براي قلع و قمع کامل مجموعه اصلاح طلبان باز داشت، اما به دليل عدم شناخت و يا حتي بدفهمي اصلاح طلبان از تحولات جهاني و چگونگي بهره برداري از آنها، کمکي به احياي اصلاحات نکرد.

پس از آن ديگر همه چيز بنا به منطق گريزناپذير خود پيش رفت، به طوري که پيروزي نامزدهاي اصلاح طلب در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم نيز نمي توانست روند محتوم ورود به سياهچاله را تغيير دهد. حتي به عکس، پيروزي اصلاح طلبان ممکن بود نقطه درد اين زايمان دردناک و غير طبيعي را به معقول ترين بخش جامعه منتقل و اوضاع را دو چندان پيچيده تر و پر هزينه تر کند.

البته انتخابات رياست جمهوري نهم امکان بالقوه اي را براي تشکيل جبهه گسترده اي از نيروهاي اصلاح طلب و ناراضي از طريق معرفي يک کانديداي قوي و مورد اجماع و کناره گيري قاطع از روند شرکت در انتخابات در صورت رد صلاحيت او، فراهم کرد، جبهه اي که مي توانست با برانگيختن شور و شوق عمومي وزنه تعادل مهمي در مقابل قدرت حاکم پديد آورد و جهت تحولات را تغيير دهد، اما اين فرصت نيز دستمايه نزاع هاي بي حاصلي در بين اصلاح طلبان شد که هنوز هم تمام نشده است و گويي براي تعدادي از فعالان سياسي تمام شدني هم نيست!

به هر حال ما اينک در نقطه اي از بحران بين المللي قرار داريم که هيچکدام از نيروهاي مخالف و منتقد حکومت راه حل معجزه آساي واقع بينانه اي براي آن ندارند.

برخي راه حل ها، خوب به نظر مي رسند اما با واقعيت فاصله اي پر نشدني دارند. برخي ديگر از راه حل ها واقع بينانه به نظر مي رسند اما توان حل بحران را ندارند.

راه حل واقعي فقط در دست رهبران کشور است. آنها مي توانند با يک تصميم دردناک همه تهديدها را از سر کشور دور کنند. اما چگونه مي توان آنها را به گرفتن چين تصميمي متقاعد کرد در صورتي که حتي امکان توصيه به چنين تصميمي نيز وجود ندارد؟

گاه با گفتن اين جمله که رگه هاي واقع بيني هيچگاه در نظام سياسي ايران به طور کامل مسدود نشده است، به خود دلداري مي دهم که گره کنوني در نهايت با تصميمي سرنوشت ساز باز خواهد شد و سياهچاله حجم و عمقي اندک خواهد يافت.

اما اگر چنين نشود؟ اجازه دهيد در باره زخمي که به غايت دردناک است و مرهمي براي آن يافت نمي شود، کمتر سخن گويم!
منبع:ادوارنیوز
شنبه 30 دی1385 ساعت
 
 

 
محمد حسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در همایش مسئولان ستادهای دهه فجر با اشاره به کتاب «خاطرات عزت شاهی» که به تازگی منتشر شده است، این کتاب را اثری ارزشمند توصیف کرد و گفت که «ستادهای دهه فجر می‌توانند آن را در تیراژ بالا منتشر کنند.» این در حالى‌ست که تبلیغ یک کتاب از سوی یک مقام عالیرتبه، چندان معمول به نظر نمی‌رسد.

آقای "عزت شاهی" یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در سال‌های پیش از انقلاب بوده و پس از انقلاب نیز یکی از پایه گذاران "کمیته" بوده است. او با کناره گیری از مسئولیت در کمیته، عملا هیچ مسئولیت اجرایی دیگری را در جمهوری اسلامی ایران نیز نپذیرفته است.

عزت الله شاهی معروف به "عزت شاهی" فعالیت سیاسی و تشکیلاتی خود را با عضویت در موتلفه درسال ١٣٤١ آغاز کرده و با ازهم پاشیدن موتلفه پس از ترور حسنعلی منصور، جنبش آزادیبخش ملی ایران را پایه گذاری کرده است. او و دوستانش درمیانه بازی‌های آسیایی فوتبال که در سال ١٣٤٩ در ایران برگزار شد و پس از بازی میان ایران و اسرائیل، با آتش زدن دفتر هواپیمایی " ال- عال" (EL AL) در تهران به گروه ال عال معروف شدند.

او پس از چندی به ارتباط گیری با اعضای مجاهدین خلق می‌پردازد و به واسطه مرتضی الویری، با "وحید افراخته" ملاقات و گفت وگو می‌کند. عزت شاهی با نام مستعار و بدون اعلام هویت اصلی خود به عضویت مجاهدین خلق درمی‌آید اگرچه از همان ابتدا نیز – آنچنانکه در خاطرات خود ادعا می‌کند- نگاهی انتقادی به آنها نیز داشته است.

او در ١٥ اسفند ١٣٥١ بازداشت و تا آزادی خود در آبان ماه سال ١٣٥٧، زندگی در زندان را که با شکنجه‌های متداوم و مقاومتی مثال زدنی از سوی او همراه بوده، ادامه می‌دهد.

عزت شاهی در اواخر حضور در زندان به قطع رابطه خود با مجاهدین خلق اقدام می‌کند و به گروه معترضین می‌پیوندد. پس از آزادی از زندان به عضویت در کمیته استقبال از آیت الله خمینی برای ورود به ایران می‌پیوندد و زندگی سیاسی او پس از انقلاب آغاز می‌شود: «در همسایگی مدرسه رفاه، ساختمانی بود که حیاط و زیرزمینی داشت، افراد دستگیر شده را به این زیرزمین انتقال می‌دادند و ما مامور شده بودیم که از آنها محافظت کنیم. مایی که خود تا یکی – دوماه پیش زندانی بودیم حالا شدیم زندانبان.»

او بدین ترتیب به یکی از پایه‌گذاران "کمیته" تبدیل شد. خود می‌گوید:« آقایان صادق اسلامی، مهدوی کنی، باقری کنی، مطهری، ناطق نوری، بهزاد نبوی، محمد موسوی، الویری، خسرو تهرانی، علی و مصطفی قناد و من از اولین نفرات شکل دهنده کمیته انقلاب اسلامی بودیم.»

آقای عزت شاهی در تشریح فعالیت‌های کمیته‌ها، از بی‌حساب و کتاب بودن فعالیت برخی مناطق سخن می‌گوید. به عنوان مثال از منطقه‌ای نام می‌برد که مسئول کمیته آن آقای "شیخ نصرالله شاه آبادی" بوده و عملکرد او را چنین توصیف می‌کند:« هرچه اراذل و اوباش بود دور خودش جمع کرد. او کسانی را آورد پاسدار کرد که از آگاهی هم سرقت کرده بودند، یک حالت آپاچی و وحشیگری داشتند، متهم را که می‌گرفتند، مواد و اسلحه و وسایل و پولش را برای خود ضبط می‌کردند، بعد ولش می‌کردند.»

آقای عزت شاهی در بخشی از خاطرات خود به زمانی می‌پردازد که آقای ناطق نوری وزیر کشور شد و "کمیته را تحویل علی فلاحیان" داد. می‌نويسد:«دیگر نور علی نور شد! مشکلات ما تازه شد.»

عزت شاهی خبر از آن می‌دهد که در دوره ریاست آقای فلاحیان بر کمیته، تهیه بولتن از وقایع و ارسال آن برای مسئولین نظام – امری که بطور معمول بر عهده نهادهای امنیتی است – در دستور کار کمیته قرار گرفت.

او سپس با اشاره به استعفانامه‌ای که همان زمان در اعتراض به عملکرد فلاحیان در کمیته نوشته و در آن به "بریز و بپاش و اسراف در تمامی شئون و مراتب کمیته" اشاره کرده، می‌نویسد:« آنها می‌خواستند کمیته را شبیه سازمان "سی آی ای" کنند. یگان دریایی و یگان هوایی درست کردند، قایق و هلی کوپتر خریدند، پادگان و لشگر به وجود آوردند. و چون حساب و کتابی نبود، هرکسی هرطور می‌خواست عمل می‌کرد. سلیقه‌ای و برحسب ارتباطاتش عمل می‌نمود، نه بر اساس مصوبات مجلس و دولت. و با همین رویه مقدار متنابهی اسلحه و مهمات خریدند.»

عزت شاهی سپس می‌گوید که «بعدها این روند در وزارت اطلاعات آقای فلاحیان نیز دنبال شد و درواقع این وزارتخانه در دوره او بیشتر به وزارتخانه بازرگانی و تجارت می‌ماند تا اطلاعات».

آقای شاهی مدعی است در استفعانامه خود خطاب به فلاحیان نیز آورده است: «شمایی که دچار این اسراف‌ها شده‌اید و برای خودتان برو و بیایی درست کرده‌اید، ماشین ضدگلوله سوار می‌شوید، محافظ دارید و دفتر و دستکی به هم زده‌اید...اگر وحشت دارید روزها در ملاء عام ظاهر شوید، شما که ماشین و امکانات دارید شب سری به قبرستان شهدا بزنید.»


دو دهه بعد از نقل چنین خاطراتی از عملکرد آقای فلاحیان در کمیته، برخی از نویسندگان اصلاح طلب نیز چنین انتقاداتی را نسبت به دوران مدیریت او در وزارت اطلاعات وارد کردند.

اما به نظر می‌رسد توصیه آقای صفارهرندی، وزیر ارشاد دولت نهم، به خواندن خاطرات آقای عزت شاهی به خاطر طرح چنین انتقاداتی از آقای فلاحیان در این کتاب باشد- که پیش از این نویسندگان اصلاح طلب منتقد آقای فلاحیان همچون اکبر گنجی و عمادالدین باقی به خاطر طرح آنها راهی زندان شدند؛ بلكه چه بسا توصیه آقای صفارهرندی به خواندن این کتاب، به دلیل انتقادات تندی باشد که آقای عزت شاهی در بخش‌های مختلف خاطرات خود نسبت به مجاهدین خلق مطرح کرده است.

رضا خجسته رحیمی، برای دویچه وله از تهران

شنبه 30 دی1385 ساعت
 
نفيسه زارع كهن
مهدی بازرگان، رئیس نخستین دولتی بود که در پی انقلاب 1979 ایران، روی کار آمد.او جزو دانشجویانی بود که به اروپا رفت و نتوانست توصیه رضاشاه را که در ابتدا به او و یکی دیگر از دوستانش گفته بود «اگر به اروپا می روید تنها باید صفت و آداب آنها را یاد بگیرید» به گوش بسپارد و با بقیه هم دوره ای هایش نطفه مبارزات سیاسی و اجتماعی دانشجویان علیه نظام پهلوی را بستند.پدر بازرگان حاج عباسقلی خان در صف مشروطه خواهان بود و با سیدحسن مدرس ارتباط داشت و یک بار نیز نامزد نمایندگی مجلس شورای ملی از سوی آذری های تهران شد و هرچند که رای نیاورد اما از مشروطه برنگشت.

وی بسیار مذهبی بود و این مسئله را از آن جا می توان فهمید که هنگام اعزام وی به فرانسه از فقیهی استعلام کرد که حکم زندگی میان مسیحیان چیست؟

نخستین شغل مهدی بازرگان پس از آنکه از فرانسه بازگشت تدریس در دانشکده فنی بود، اما مهم ترین سمت دولتی او در ایران، ریاست هیات مدیره شرکت نفت پس از ملی شدن صنعت نفت در دوران مصدق بود.
با اینکه ارائه تعریفی جامع از لیبرال و لیبرالیسم که مورد قبول همگان باشد، دشوار است اما بازرگان را سیاستمداری با مشی لیبرالیستی دانسته اند، چه او تلاش بسیاری برای به اثبات رسیدن بخش خصوصی و جامعه مدنی مستقل انجام داده است.احتیاط، اخلاق لیبرالیستی، ترجیح سازش بر ستیز، برتری گفت وگو بر جنگ از ویژگی های شخصیتی بازرگان بود.وی از مالکیت خصوصی و این مسئله که رشد سرمایه داری ملی به نفع کشور است دفاع می کرد.

بازرگان برابری را سرلوحه دولت خود قرار نداده بود و از ضرورت نابرابری دفاع می کرد و شیوه اداره جامعه اش برآیندی از حکومت های لیبرال ـ دموکرات بود.نخستین نخست وزیر انقلاب اسلامی ایران، پیش از آنکه به دنبال تحقق اراده مردم انقلابی باشد به رعایت قوانین موضوعه می اندیشید و با روش های انقلابی همچون روش های توام با خشونت ناگهانی و انفجاری، رهبری فردکاریزما به همراهی بسیج مردم با مضمون های غالبا سیاسی موافق نبود.وی از حق همه گروه ها برای آزادی بیان و حیات سیاسی و از استقلال دین و حکومت دفاع می کرد، هرچند که پیوند دولت و دین را قبول داشت.در نگاه بازرگان مردم نیازمند به قیم تلقی نمی شوند و او برای آنها حق تصمیم گیری قدر بخش و مقایسه و انتخاب عقلایی قایل بود.
بازرگان آن طور که نخستین هیات دولت منتخبش نشان دادند، در هدف انقلابی بود و نه در روش و شاید از این رو بود ، در شرایطی که همه چیز، گرایش ها و کنش های انقلابی را می طلبید،بازرگان غیر انقلابی که خود را به فولکس واگنی دربرابر بولدوزرهات تشبیه کرده بود در اقلیت قرار گرفت و سازهای مخالفت با وی کوک شد.
این گونه بود که چهاردهم آبان سال 58 درست یک روز پس از تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امامی و گفتارهای لاهوتی مسوول وقت سپاه پاسداران در خصوص او، بازرگان استعفای خود را تسلیم کرد و اگرچه با آن موافقت نشد، اما پخش آن از سوی سیمای قطب زاده منجر به تایید آن شد.
استعفایی که سال ها پس از آن دانشجویان خط امامی حسرت خوردند که کاش انجام نمی شد و در رثای فضایلش سخن ها راندند.بازرگان با دین و اعتقاد خود بازرگانی نمی کرد وچه خوب گفته است دکتر سروش این جمله را درباره اش «آن که به نام بازرگان بود و نه به صفت».اکنون 12 سال از نبود مهندس مهدی بازرگان می گذرد و چه آنان که روزی منتقد سرسختش بودند و چه حامیانش، بارها بارها و آرزوی حضور و یا فردی شبیه با فضایل و ویژگی های او را در فضای سیاسی غیر اخلاقی ایران در سرمی پرورانند.
منبع:ادوارنیوز
نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه 30 دی1385 ساعت


دومين وزيرعلوم دولت اصلاحات به خبرنگار ايسنا گفت كه معتقد است اين آيين‌نامه نيست كه مي‌تواند نقطه‌ي عطف و تعيين‌كننده‌ فعاليت‌هاي سياسي دانشجويان باشد و نمي‌توان چارچوب سختي براي دانشجويان تعيين و در امور آنها مداخله كرد.

پيش از اين دكتر خرمشاد، معاون فرهنگي وزير علوم درباره‌ي تعطيلي و تعليق چند انجمن اسلامي دانشجويان در سال گذشته، به خبرنگار سياسي ايسنا گفته بود :«ملاك ما در فعاليت‌هاي سياسي دانشجويان، آيين‌نامه‌هايي است كه از سال‌هاي گذشته، تدوين شده است؛ اين چارچوب‌ها مي‌تواند له‌ يا عليه كسي باشد اما اگر آن را قبول كنيم مي‌توانيم به نقطه‌اي برسيم كه حالت بالانس را حفظ خواهد كرد. اي كاش درگذشته به آن‌چه نوشته شده بود عمل مي‌شد. ممكن است درگذشته، مسوولان چشم بر روي اينگونه تخلفات بسته باشند البته كه همان زمان هم غيرقانوني بوده و اگر اكنون هزينه آن بيشتر است به اين دليل است كه درگذشته در مواردي، قانوني برخورد نشده است. اي كاش به قانون عمل شده بود.»

در همين رابطه، محمد هاشمي، دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) نيز به ايسنا گفت:« همواره تطبيق اساسنامه‌ي انجمن‌هاي اسلامي با آيين‌نامه‌ي تشكل‌هاي اسلامي مصوب سال 1378 شوراي عالي انقلاب فرهنگي دستاويزي براي برخورد با اين تشكل‌ها قرار مي‌گيرد، در حالي كه اين آيين‌نامه جز در يك مورد خاص به دانشگاه‌ها و انجمن‌هاي اسلامي ابلاغ نشده است و با وجود اينكه اين آيين‌نامه در سال 78 تصويب شده سياست وزارت علوم وقت (دكتر معين) اجراي آن نبوده و دانشگاه‌ها اين آيين‌نامه را به اين دليل که مخالف فعاليت مستقل دانشجويي بود به تشكل‌ها ابلاغ نكرده‌اند. در حالي‌كه از سال گذشته انجمن‌هاي اسلامي متهم به عملكرد خلاف قانون مي‌شوند؛ در حقيقت آنها چوب سوء مديريت دولت قبل را مي‌خورند.»

اين آيين‌نامه نيست كه مي‌تواند نقطه عطف و تعيين‌كننده فعاليت‌هاي سياسي دانشجويان باشد

دكتر جعفر توفيقي در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا در همين زمينه توضيح داد و گفت:« به اعتقاد من اين آيين‌نامه نيست كه مي‌تواند نقطه‌ي عطف و تعيين‌كننده‌ي فعاليت‌هاي سياسي دانشجويان باشد. رويكرد ما همواره بسط اينگونه فعاليت‌ها بوده است؛ اين فعاليت‌ها ماهيتا به گونه‌اي هستند كه خيلي نمي‌توان مقررات ويژه‌اي براي آن وضع كرد، چارچوب سختي برايشان تعيين و در امور آنها مداخله كرد. بلكه اين يك عرف پذيرفته شده است كه فعاليت‌هاي دانشجويي ماهيت انتقادي خاص خود را دارد و مي‌توانند با ديدي چالشي سياست‌ها را زير سوال ببرند. سرزندگي و شادابي اين فعاليت‌ها نيز به همين خصيصه است.»

اگر ديدگاه ما به آيين‌نامه و فعاليت تشكل‌ها انقباضي باشد با تفسير خاصي مي‌توانيم فعاليت‌هاي دانشجويي را محدود كنيم

وزير سابق علوم، تحقيقات و فناوري، درباره‌ي رويكرد وزارتخانه‌ي وقت به آيين‌نامه‌ي تشكل‌هاي اسلامي، اظهار داشت:« پيش از پرداختن به بحث آيين‌نامه بايد ديد كه رويكرد ما به فعاليت‌هاي دانشجويي چه بوده است؟ به بسط اين فعاليت‌ها فكر مي‌كرديم يا قبض آن؟ و توسعه‌ي اين فعاليت‌ها را يك فرصت مي‌دانيم يا تهديد؟ چراكه اينها مهمتر از آيين‌نامه است و فعاليت‌هاي دانشجويي سال‌ها پيش از تصويب اين آيين‌نامه سابقه داشته و هركدام از تشكل‌ها اساسنامه‌اي داشتند كه طبق آن فعاليت مي‌كردند.»

وي تصريح كرد:« با چنين ديدي آيين‌نامه را هم مي‌توان طوري تفسير كرد كه محدوده‌ي فعاليت‌هاي دانشجويي بازتر شود، اما اگر ديدگاه ما به اين آيين‌نامه و فعاليت تشكل‌ها انقباضي باشد با تفسير خاصي مي‌توانيم فعاليت‌هاي دانشجويي را محدود كنيم. هرچند در دوره‌ي وزارت قبل اين آيين‌نامه نبود كه بين وزارت علوم و تشكل‌هاي قانوني تعيين كننده بود.»

آيين‌نامه تشكل‌هاي اسلامي زمان تصويب در سال 78 با اعتراضات گسترده از سوي تشكل‌هاي دانشجويي مختلف از هر جناحي مواجه شد

توفيقي اضافه كرد:« آيين‌نامه‌ي تشكل‌هاي اسلامي زمان تصويب در سال 78 با اعتراضات گسترده‌اي از سوي تشكل‌هاي دانشجويي مختلف از هر جناحي مواجه شد و هر كس از زاويه‌ي ديد خود اعتراضي به آن داشت. اين آيين‌نامه در آن دوران عملي نشد و نظر مديران اين بود كه با توجه به ابلاغ آن به وزارت علوم از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد شيوه‌نامه‌هاي اجرايي نظرات تشكل‌هاي دانشجويي را تامين كنند.»

فعاليت‌هاي دانشجويي اداري و سازماني نيستند كه با ماده و تبصره بتوان با آنها برخورد كرد

وي گفت:« آيين‌نامه‌ي تشكل‌هاي اسلامي به دليل اعتراضات گسترده‌ي دانشجويان محور قرار نگرفت و عملياتي نشد و سعي شد بيشتر با روال گذشته كار دنبال شود و اگر اصلاحاتي نياز است در فضاي همكاري اعمال شود. من به خاطر ندارم كه اين آيين‌نامه موجب شده باشد كه وزارتخانه به چالش قانوني با تشكل‌هاي دانشجويي كشيده شود، چراكه اجماع فعالان دانشجويي بر مخالفت با اين آيين‌نامه بود و همين باعث شد كه اين آيين‌نامه مسدود بماند و عملياتي نشود و برخورد قانوني خشك و سردي با تشكل‌هاي دانشجويي انجام نشود چرا كه اين فعاليت‌ها اداري و سازماني نيستند كه با ماده و تبصره بتوان با آنها برخورد كرد.»

دولت نمي‌تواند در همه شئونات فعاليت‌هاي دانشجويي مداخله‌ حداكثري كند

وزير سابق علوم، تحقيقات و فناوري در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران،تصريح كرد:« البته آيين‌نامه‌ها كاركردي دارند و نظم عمومي را برقرار مي‌كنند، اما دولت نمي‌تواند در همه‌ي شئونات فعاليت‌هاي دانشجويي مداخله‌ي حداكثري كند در زمان ما هم اگر مشكلي پيش مي‌آمد كار به اينجا كشيده نمي‌شد كه فعاليت‌هاي دانشجويي مسكوت شود، كسي اخراج شود و تشكلي تعطيل شود و تلاش مي‌شد از طريق همكاري مستمر مسائل حل شود نه در چارچوب‌هاي اداري كه با سازمان دولتي برخورد مي‌شود.»

آيين‌نامه تشكل‌هاي اسلامي ظرفيت آن را دارد كه تنوع و حوصله‌ بيشتري در برخوردها به خرج دهيم

اگر فعاليت‌هاي دانشجويي با نشاط بيشتري بسط پيدا كنند فعاليت آنها به نفع وزارت علوم و دانشگاه است

توفيقي افزود:« به نظر مي‌رسد حتي همين آيين‌نامه‌ي تشكل‌هاي اسلامي ظرفيت آن را دارد كه تنوع و حوصله‌ي بيشتري در برخوردها به خرج دهيم و البته حضور تشكل‌هاي دانشجويي را در بلندمدت ببينيم. شايد ديد كوتاه‌مدت به آنها در تعارض با منافع برخي افراد يا گروه‌ها باشد، اما بايد فكر كرد كه در بلندمدت اگر برخي ناملايمات را بپذيريم و فعاليت‌هاي دانشجويي با نشاط بيشتري بسط پيدا كنند فعاليت آنها به نفع وزارت علوم و دانشگاه است تا اينكه با قوانين سخت با آنها برخورد كنيم و آنها را نگران و جمعيت دانشجويي را از فعاليت‌هاي دانشجويي گريزان كنيم.»

اگر رويكرد ما به فعاليت‌هاي دانشجويي انبساطي باشد، سخت‌گيري نمي‌كنيم

وي خاطرنشان كرد:« اگر رويكرد ما به فعاليت‌هاي دانشجويي انبساطي باشد حتي به توسعه‌ي اين فعاليت‌ها كمك مي‌كنيم، سخت‌گيري نمي‌كنيم، اگر جايي به مشكلي برخوردند آن را برطرف مي‌كنيم و علاوه بر سهل‌گيري با آنها تعامل خواهيم كرد. شايد آخرين و سخت‌ترين راه برخورد با يك تشكل دانشجويي بستن آن تشكل باشد و ضرورتي به اين كار نباشد و پيش از آن ده‌ها راه ديگر براي تعامل با آن تشكل و گفت‌وگو و همفكري با اعضاي آن است.»

هرچه تشكل‌هاي دانشجويي سلايق مختلفي را دربر گيرند به نفع كشور، جنبش دانشجويي و رشد ظرفيت‌هاي دانشجويان است

وزير سابق علوم، تحقيقات و فناوري، در پايان گفت:« ما طرفدار بسط فعاليت‌ها و تنوع در موضع‌گيري‌ها بوديم. تجربه‌ي من از حضور در وزارتخانه پذيرفتن اين اصل بود كه هر چه تشكل‌هاي دانشجويي سلايق مختلفي را در بر گيرند به نفع كشور، جنبش دانشجويي و رشد ظرفيت‌هاي دانشجويان است.»

منبع:ایسنا
شنبه 30 دی1385 ساعت

 

محسن رضايی دبیر مجمع تشخیص مصلحت در گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی گفت: آمریکا از شش ماه پیش وارد فاز برخورد جدی با ایران شده است و احتمالا تا دو ماه آینده شاهد نشانه‌های آغاز این برخورد خواهیم بود.
رضایی افزود: استراتژی جدید بوش در عراق برخلاف مواضع قبلی وی در پنج سال گذشته دارای ابهاماتی بود که این ابهامات احتمالا مربوط به برخورد با ایران است و آمریکا قصد دارد تا با برخورد با ایران، مشکل خود در خاورمیانه را حل کند.
فرمانده سابق سپاه پاسداران، ابعاد برخورد آمریکا با ایران را عمدتا اقتصادی، سیاسی و امنیتی توصیف کرده و افزود: آمریکایی‌ها قصد دارند با استفاده از حربه تحریم و گسترش آن برای کشور، مشکلات جدی اقتصادی ایجاد کند و از آن برای ساختن نارضایتی اجتماعی استفاده کند و سپس با استفاده از اپوزیسیون وارد فاز سیاسی شود و در ادامه از منافقین و گروه‌های تروریستی برای ایجاد مشکلات امنیتی برای کشور استفاده کند که البته اقدامات محدود نظامی از قبیل حمله موشکی به مراکز هسته‌ای ما نیز بعید نیست به عنوان اقدامات حاشیه‌ای مطرح باشد.
رضایی درباره میزان جدی بودن دولت بوش در تصمیم برخورد با ایران گفت: بعد از آغاز دور جدید فعالیت هسته‌ای ایران، آمریکایی‌ها خیز بلندی برای بردن پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت و اقدام علیه جمهوری اسلامی برداشتند که در این راه، شکست خوردند و با اعلام همراهی خود با «1+5» و حمایت از بسته پیشنهادی و بیانیه خانم رایس برای آمادگی آمریکا برای مذاکره با ایران، دور نخست رویارویی ایران و آمریکا به نفع جمهوری اسلامی به پایان رسید. اما از اوایل تابستان، آمریکایی‌ها دور جدید برخورد با ایران را آغاز کردند که در این دوره به تعبیر صدام، «استراتژی جوجه تیغی» را علیه جمهوری اسلامی استفاده کردند و به جای رویارویی مستقیم با ایران، مانند یک جوجه تیغی که در درگیری با مار، به دم مار حمله می‌کند، سعی کردند دنباله نفوذ ایران در منطقه را هدف بگیرند و با حمله به لبنان در تابستان و اقدامات گسترده در عراق در زمستان، سعی کردند نفوذ ایران در این دو بخش مهم خاورمیانه را کاهش دهند و همزمان مقدمات برخورد جدی با ایران را آغاز کردند که قطعنامه نخست شورای امنیت در مرداد و قطعنامه تحریم در دی ماه در این راستا به شمار می‌رود. البته با توجه به ناکامی آمریکا در لبنان، اگر مذاکرات لاریجانی ـ سولانا به نتیجه می‌رسید و قطعنامه تحریم تصویب نمی‌شد، دور دوم رویارویی ایران و آمریکا نیز به سود جمهوری اسلامی خاتمه پیدا می‌کرد، اما این فرصت گذشت.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت درباره حجم گسترده تبلیغات آمریکا در مقطع اخیر گفت: البته بخشی از مطالبی که مقامات آمریکایی می‌گویند، جنگ روانی است و هدف آن، تسلیم ایران و وارد شدن جمهوری اسلامی به دادن امتیازات بدون اقدام عملی در برخورد است. اما ما نه باید دشمن را دست کم بگیریم و نه فریب جنگ روانی آنها را خورده و تسلیم شویم. بلکه باید آمادگی لازم در کشور برای مقابله با این تهدید ایجاد شود.
فرمانده سابق سپاه پاسداران با تاکید بر نقش دولت در پیش بینی تمهیدات اقتصادی برای جلوگیری از اثرگذاری اقدامات اقتصادی آمریکا بر زندگی مردم، فعالتر شدن وزارت خارجه، کمک به مسئولان پرونده هسته‌ای و هشیارتر شدن نهادهای امنیتی کشور برای مقابله با اقدامات جدید را در کنار آمادگی نیروهای مسلح برای دفاع از تمامیت ارضی کشور در کاهش تهدیدات موثر ارزیابی کرد و افزود: بنده نیز به عنوان یک سرباز کوچک دولت ایران در صورت لزوم آماده انجام وظیفه در نیروهای مسلح و هر جبهه‌ای که کشور مورد تهدید قرار بگیرد، هستم.
محسن رضایی، استراتژی جدید دولت بوش را «یا همه یا هیچ» ارزیابی کرده و افزود: نومحافظه‌کاران به این نتیجه رسیده‌اند که بدون تعامل با ایران قادر به حل مسئله عراق نیستند و شکست در عراق نیز به معنای نابودی کامل آنان است. به همین علت تصمیم گرفتند برخورد با ایران را آغاز کنند که در صورت پیروزی، یک فتح بزرگ برای دولت بوش است و در صورت شکست نیز فاجعه شکست آنها در خاورمیانه تداوم می‌یابد. البته انسان‌های عاقلی نظیر خانم آلبرایت در آمریکا هم هستند که به دولت بوش توصیه می‌کنند به جای راه برخورد، مسیر مذاکره با ایران را در پیش گیرد. اما خوی جنگ‌طلبی بوش وی را به سوی عراق سوق داده که احتمال موفقیت برای وی ناچیز و در عوض امکان شکست کامل در لبنان، عراق و ایران برای وی زیاد است.

منبع:ایران امروز

شنبه 30 دی1385 ساعت
 
 شنبه ٢٣ دی ماه ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی مانع خروج تقی رحمانی روزنامه نگار مستقل از ايران شدند. اين روزنامه نگار برای دريافت جايزه ی "پن بين المللی" قصد سفر به دانمارک را داشت.
گزارشگران بدون مرز اين اقدام غير قانونی را محکوم می کند. ممنوع خروج کردن روزنامه نگاران اقدامی ست که معمولا از سوی مقامات جمهوری اسلامی عليه صداهای معترض بکار گرفته می شود. اتخاذ اين سياست، نخست برای قطع کردن رابطه روزنامه نگاران با جهان خارج و سپس برای تنبيه آنان به دليل داشتن رابطه با سازمانهای مدافع حقوق بشر و رسانه های جهانی است.


تقی رحمانی اعلام کرده است که در آخرين مرحله عبور از فرودگاه و زمانی که می خواسته است سوار هواپيما شود، مامورين امنيتی با ضبط پاسپورت مانع خروج وی از کشور شده اند.
تقی رحمانی روزنامه نگار مستقل و چهره ی سرشناس مدافع آزادی بيان در ايران است. وی از سال ١٣٦٠ تا ١٣٨٤ بارها دستگير، بازجويی شده است. اين روزنامه نگار ٤٥ ساله بيش از ٥٠٠٠ روز از عمر خود را در زندان بسر برده است.

از سوی ديگر گزارشگران بدون مرز نگرانی خود را از نامعلومی وضعيت بازداشت کاوه جوانمرد روزنامه نگار هفته نامه کرفتو که در روز ٢٦ آذر ماه در منزلش دستگير شده بود، اعلام می دارد. اين روزنامه نگار درست يک ماه است در محلی نامعلوم توسط نهادهای امنيتی در بازادشت بسر می برد و خانواده اش از وی بی اطلاع هستند.

منبع:ادوارنیوز
شنبه 30 دی1385 ساعت
 
اکبر گنجی نويسنده و روزنامه نگار در گفت وگو با راديو فردا از سياست خارجی جمهوری اسلامی و شیوه رویارویی با بحران های منطقه ای موجود شدیدا ابراز نگرانی کرد..

اکبر گنجی با اشاره به پيامد سياست های منطقه ای دولت جمهوری اسلامی ايران گفت:«دولت ايران با سياست های خود شرايطی را فراهم آورده و همه را نگران کرده است. اين سياست ها کشور را به سمت سوی رويارويی و فاجعه می برد».

او افزود:« دولت ايران برای به دست آوردن رهبری کشور های عربی دست به برگزاری کنفرانس هولوکاست دست زد. اما اين کنفرانس منجر به شکل گيری اجماع کشور های غربی برعليه ايران شد».

آقای گنجی سياست دولت ايران را عاملی برای تنش و تحريک اهل تسنن ارزيابی کرد و گفت:« شيعيان هميشه در اقليت بوده اند اما سياست های دولت ايران باعث ايجاد احساس خطرنزد برادران اهل تسنن شده است».

اکبر گنجی سياست های هسته ای اجمهوری اسلامی را نادرست ارزيابی کرد وگفت:«بمب اتم برای هيچ دولتی امنيت به همراه نخواهد آورد. اتحاد جماهير شوروی بمب اتم داشت. اما بمب اتم نه امنيتش را حفظ کرد و نه مانع از تجزيه اين کشور شد».

اقای گنجی در مورد واکنش ها و انتقادهای برخی از گروه ها و جناح های داخلی در ساختار سياسی ايران نسبت به سياست های خصمانه دولت ایران دربرابر جهان و چشم اندازاحتمال تغيير سياست خارجی حکومت ايران و اتخاذ سياست های ميانه روتربرای رفع خطرهای احتمالی پيش روی کشوربه راديو فردا گفت:«دردرجه نخست بايد در جهت تصحيح سياست های غلط گام برداشت».


او افزود اين موضع که ما نبايد با امريکا رابطه داشته باشيم کاملا نادرست است ما بايد با آمريکا گفت وگو کنيم چراکه بدون گفت وگو نمی توانيم مشکلاتمان را حل کنيم.

آقای گنجی تاکيد کرد امروز در ايران نه تنها اصلاح طلبان بلکه بسياری از محافظه کاران با سياست ها کنونی دولت مخالف هستند
منبع:ادوارنیوز
شنبه 30 دی1385 ساعت
 
 
 
مشاهده جزئیات
 
جلسه رسيدگي به اتهامات ابوالفضل جهاندار و مسعود درخشندي، از فعالان دانشجويي صبح امروز به صورت غيرعلني در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

محمدعلي دادخواه، وكيل مدافع اين فعالان دانشجويي با اعلام اين مطلب، گفت: در اين جلسه اتهامات موكلم با استناد به قانون مجازات اسلامي قرائت و بنده و موكلانم حسب مورد به دفاع از اتهامات انتسابي پرداختيم.
وي افزود: در اين جلسه آخرين دفاع از موكلانم اخذ شد و قرار است دادگاه ظرف مهلت قانوني نسبت به اين پرونده اتخاذ تصميم كند.
دادخواه از تشريح جزئيات دادگاه به علت غيرعلني برگزار شدن آن خودداري كرد و گفت: چون دادگاه به صورت غيرعلني برگزار شد، تشريح جزئيات جلسه دادگاه طبق قانون امري خلاف است.
اتهامات اين دو فعال دانشجويي، اقدام عليه امنيت ملي و تبليغ عليه نظام عنوان شده است.
پرونده جهاندار و درخشندي پيش از اين در شعبه 14 بازپرسي دادسراي انقلاب تهران مورد رسيدگي قرار گرفت كه بازپرس پرونده در نهايت براي اين دو فعال دانشجويي قرار مجرميت، صادر و پرونده آنها را با صدور كيفرخواست جهت رسيدگي به شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران ارجاع كرد.
منبع:ایلنا بالا^^
شنبه 30 دی1385 ساعت
مشاهده جزئیات
 
دبير انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم شد.


مرتضي اصلاح‌‏چي  با اعلام اين خبر، گفت: كميته انضباطي دانشگاه علامه طباطبايي در حكم بدوي خود به اتهام ورود غيرقانو ني به دانشكده مديريت دانشگاه علامه، سخنراني غيرقانوني و تشويق دانشجويان به تعطيلي كلاس‌‏ها در هنگام فوت يك دانشجو در دانتشكده مديريت دانشگاه علامه طباطبايي، مرا به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم كرد.


وي با بيان اينكه در همان زمان كه در كميته انضباطي حاضر شدم درباره اين اتهامات توضيح دادم، گفت: ورود من به دانشكده مديريت دانشگاه علامه طباطبايي غيرقانوني نيست زيرا من هم دانشجوي همين دانشگاه هستم. سخنراني من نيز در تجمع دانشجويان در آمفي تئاتر بود، سالن هم از سوي مسوولان دانشگاه در اختيار دانشجويان قرار گرفته بود و همه نمايندگان تشكل‌‏هاي دانشجويي نيز در آنجا سخنراني كردند در حالي كه تنها سخنراني من غير قانوني اعلام شده است، ضمن اينكه من در ساعت 14 روز تجمع وارد دانشكده مديريت شدم و كلاس‌‏هاي اين دانشكده از ساعت 9 صبح تعطيل شده بود.

منبع:ایلنا

شنبه 30 دی1385 ساعت
 
سخنگوي كاخ‌‏سفيد از لايحه كنگره براي ملزم كردن رييس‌‏جمهور آمريكا به كسب اجازه از آن براي استفاده از نيروي نظامي عليه ايران ابراز تعجب كرد. 

خبرگزاري فرانسه گزارش داد كه «دانا پرينو» گفت: از اين موضوع متحير شدم. ظاهراً به آتش دامن زده شده است.
پرينو افزود: مقامات آمريكا شفاف بيان كرده‌‏اند كه تمركزشان بر عراق است و اگر اطلاعات نشان دهد، نيروهاي ما يا نيروهاي نظامي و شهروندان عراقي توسط نفوذ ايراني‌‏ها آسيب مي‌‏بينند، با آن مقابله مي‌‏كنيم.


گروهي از اعضاي مجلس نمايندگان آمريكا پيش‌‏نويس قطعنامه‌‏اي را تنظيم كرده‌‏اند كه «جرج بوش»، رييس‌‏جمهور را ملزم كند، پيش از هرگونه حمله به ايران از كنگره اجازه بگيرد.
نمايندگاني كه متن اين قطعنامه را تنظيم كرده‌‏اند، پنج‌‏شنبه در يك كنفرانس خبري علناً ابراز نگراني كردند كه سياست خصمانه اخير بوش در عراق و خليج‌‏فارس نسبت به تهران، ممكن است آمريكا را وارد جنگ با ايران كند به علاوه آنها نگرانند كه دولت از همان قطعنامه مربوط به عراق براي انجام عمليات نظامي عليه ايران استفاده كند، زيرا در آن قطعنامه آمده است كه اگر لازم باشد آمريكا مي‌‏‏تواند براي دفاع از منافع خود در خارج از عراق به زور متوسل شود.

منبع: ایلنا

بالا^^
شنبه 30 دی1385 ساعت

سخنگوي دولت عراق ادعا كرد: ايراني‌‏هاي دستگيرشده از سوي نيروهاي نظامي آمريكا در اربيل ديپلمات نيستند.

به گزارش "ايلنا"، «علي الدباغ» پس از نشست كابينه عراق در يك كنفرانس خبري گفت: ايراني‌‏هاي دستگيرشده از سوي نيروهاي نظامي آمريكا در اربيل ديپلمات نيستند اما ما براي آزادي آنها بسيار تلاش مي‌‏كنيم.
الدباغ با تاكيد بر لزوم احترام كشورهاي همسايه به تماميت ارزي و حاكميت عراق و با اشاره ضمني به ايران و آمريكا، گفت: مايل نيستيم عراق ميدان منازعه قدرت‌‏هاي بزرگ براي به رخ كشيدن توانايي‌‏هايشان شود.
وي همچنين خواستار احترام به نيروهاي چند مليتي به‌‏ويژه نيروهايي كه به درخواست دولت عراق در اين كشور به سر مي‌‏برند، شد.
الدباغ تصريح كرد: عراق مايل است روابط خوبي با ايران و ساير كشورهاي همسايه خود داشته باشد و آنها نيز از افزايش تلاش‌‏هاي امنيتي حمايت كنند.
منبع:ایلنا
نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  

شنبه 30 دی1385 ساعت
دادگاه دکتر کیوان انصاری به صورت غیر علنی برگزار شد
جلسه رسيدگي به اتهامات كيوان انصاري، عضو سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير صبح امروز به صورت غيرعلني در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

جلسه رسيدگي به اتهامات كيوان انصاري، عضو سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير صبح امروز به صورت غيرعلني در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

نعمت احمدي، وكيل مدافع انصاري با اعلام اين مطلب،‌‏ اتهامات موكلش را «اجتماع و تباني به منظور فعاليت تبليغي عليه نظام»، «اقدام عليه امنيت ملي»، «توهين به مقامات» عنوان كرد و گفت: در اين جلسه اتهامات موكلم قرائت شد و ما نيز به دفاع از اتهامات انتسابي پرداختيم و توضيح داديم كه در اين پرونده، هيچ دليل و مدركي دال بر تأييد اتهامات انتسابي به موكلم وجود ندارد.
وي با بيان اينكه در اين جلسه آخرين دفاع از انصاري اخذ شد، گفت: قرار است دادگاه ظرف مهلت قانوني، رأي خود را در خصوص اين پرونده صادر كند.

احمدي با اشاره به اينكه موكلش در بازداشت موقت به سر مي‌‏برد، گفت: در دادگاه عنوان كردم كه دليلي بر بقاي بازداشت موقت انصاري وجود ندارد، به همين دليل خواستار تبديل قرار بازداشت موقت وي به قرار ديگري شدم كه قاضي دادگاه ضمن مخالفت با اين درخواست بنده، اعلام كرد كه به زودي در خصوص اين پرونده اتخاذ تصميم مي‌‏كند.

جمعه 29 دی1385 ساعت

 

يادش گرامي و روحش شاد باد

آزادي، خواسته ابدي، عنوان سخنراني شادروان مهندس مهدي بازرگان در برنامه بيست و دومين سالگرد نهضت آزادي ايران در سال 1362 است كه در كتاب بازيابي ارزشها در سال 1364 به چاپ رسيده است. امروز بعداز 23 سال در دوازدهمين سالگرد درگذشت آن زنده‌ياد بيش از پيش اين انديشه مورد توجه نخبگان و فعالان سياسي جامعه مدني كشور ما قرار گرفته است.

ابعاد گوناگون شخصيت، انديشه و خدمات علمي، اجتماعي و سياسي مهندس بازرگان در دهه گذشته مورد بحث و بررسي و نقد صاحب‌نظران بوده و هست. يكي از خصوصيات برجسته آن زنده‌ياد انسجام و تداوم انديشه نفي استبداد و آزاديخواهي در طول 60 سال حيات فكري و سياسي آن مرحوم است. رمز اين انسجام فكري، همانگونه كه مهندس بازرگان خود در آثار خويش ازجمله در مدافعات دادگاه نظامي سال 1342 بيان داشته‌اند، بر سه پايه : آشنايي با قرآن، آشنايي با تاريخ و خصوصيات مردم ايران و همچنين آشنايي با جوهر تمدن كشورهاي توسعه يافته قرار دارد. ازاينرو به‌رغم گفتمان‌هاي غالب عليه انديشه وي در مقاطع مختلف اين دوره، مهندس بازرگان تحت تأثير آنها قرار نگرفته و همواره با ايمان و آگاهي بر اين انديشه پاي فشرده است. در دوران سلطه فرهنگ ماركسيسم بر ادبيات سياسي ايران قبل از انقلاب و همچنين در سالهاي بعداز انقلاب مهندس بازرگان شماتت معارضان و حتي گاهي دوستان نزديك خود را تحمل كرد،‌ اما هيچگاه تسليم نشد و انسجام انديشه سياسي خويش را مخدوش نكرد. در آموزه‌هاي قرآني اين مشخصه از ويژگي خاص مؤمنان راستين و اهل تقوي است كه صاحب « قول سديد » هستند.

مهندس بازرگان در طول عمر پربركت خود اين انديشه را در عرصه نظري در بسيار از آثار خويش و در عرصه اجتماعي با تأسيس نهادهاي مدني با جديت پيگيري كرده است. به‌عنوان نمونه در عرصه نظري به مدافعات آن مرحوم در دادگاه نظامي سال 1342 با عنوان، چرا با استبداد مخالفيم، مقالات چهارجلد بازيابي ارزشها و آخرين سخنراني آن زنده ياد با عنوان «بعثت و آزادي» در انجمن اسلامي مهندسين مي‌توان اشاره داشت. در عرصه جامعه مدني نيز مي‌توان به تأسيس و همكاري با انجمن‌هاي اسلامي در دهه‌هاي 20 و 30، نهضت مقاومت ملي در دهه 30 و نهضت آزادي ايران در دهه 40 و همچنين جمعيت دفاع از آزادي و حقوق بشر در سال 1356 و جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملت در سال 1364 نام برد. نقش كليدي و مؤثر آن زنده‌ياد در جريان تأسيس، همكاري و مديريت اين نهادهاي جامعه مدني ايران بخشي از تاريخ چند دهه معاصر ايران را تشكيل مي‌دهد كه سوابق آن در حد مقدور در اسناد مكتوب و رايانه‌اي در اختيار علاقه‌مندان قرار دارد.

آنچه در اين يادداشت به اختصار به آن مي‌پردازم مباني انديشه سياسي شادروان مهندس بازرگان، به‌طور مشخص درخصوص آزادي، حاكميت ملي (دموكراسي) و حقوق و كرامت انسان (حقوق بشر) و پيش از آن نفي استبداد، خودكامگي و اقتدارگرايي است.

درباره مفهوم آزادي از انقلاب مشروطيت تاكنون مخالفان اين انديشه تعريض‌ها و نقدهاي فراواني داشته‌اند. براي پاسخ به مخالفان بازرگان مي‌گويد :

« اصلاً معني و منظور از آزادي در ذهن واضعين و مدافعين اوليه، كه به خاطر آن فداكاريها و قربانيهاي فراوان داده و جنگ و جدال كرده‌اند و در آيين ما كه طرفدار آن هستيم، آزاي براي
هوي و هوس يا طغيان و تعدي نبود. منظور از آزاد شدن از اسارت هوسبازان و طاغيان و متعديان است. بيرون آوردن مردم از عبوديت و حاكميت سلاطين به حاكميت قانون، حال اگر عيبي و ايرادي در آنجاها باشد به قوانين موضوعه است نه به آزادي»

و سپس مباني ايجابي آن را چنين معرفي مي‌كنند :
« آن آزادي كه نهضت آزادي ايران به نام آن و به‌خاطر آن تأسيس شده تقليد از مغرب‌زمين نبود بلكه تبعيت از اسلام و قرآن بود ... در اعلاميه يا افتتاحيه تأسيس نهضت آزادي در سال 1340 گفته بوديم :
« اقتضاي اطاعت از خدا مبارزه با بندگي غير اوست و شرط سپاس ايزدي تحصيل آزادي براي بكار بستن آن از طريق حق و عدالت و خدمت است. ما بايد منزلت و مسئوليت خود را در جهان خلقت بشناسيم تا به رستگاري و پيروزي نائل شويم.»

و سپس شادروان مهندس بازرگان مطالبات مردم و خود را در اين زمينه اينچنين توصيف مي‌كنند :
« ما آزادي بيان، اجازه اجتماع و دخالت معقول قانوني در امور كشور را به عنوان حقي الهي و مقدمه‌اي براي انجام وظيفه ديني، از دولتها مطالبه مي‌نمائيم و براي پاك كردن و پاك بودن جامعه است كه اصرار داريم آزادي باشد تا هر صاحب‌نظر و هر شاكي و ناراضي و ضعيف، يا مدافعين آنها، بتوانند بدون دغدغه خاطر، حرف خود را بگويند و حق خود را بخواهند.»

مهندس بازرگان و ياران او در طول چنددهه گذشته بخش عمده‌اي از تلاش و تكاپوي خويش را متوجه استبداد ـ به هرصورت و به هر نام ـ نموده‌اند. زيرا آزاديخواهي و استبدادزدائي را دو روي يك سكه مي‌دانند.

در غياب آزادي چيزي جز استبداد، ديكتاتوري يا اختناق و اسارت و هلاكت نخواهد بود. براين پايه مهندس بازرگان مي‌گفت : « گرفتن آزادي از انسان بزرگترين خيانت به سرنوشت او و اهانت به مقام و حيثيت انسان بوده و آدميزاد را به حيوانيت و بردگي سوق مي‌دهد»

اگرچه مهندس بازرگان و ياران او به استبداد و مظاهر آن توجه بيشتر داشته و مبارزه با آنرا در سطح بالا و مقدم به مبارزه با استعمار يا استيلاي خارجي مي‌دانند اما همواره استبداد و استيلا را دو دشمن آزادي و حاكميت ملي مي‌دانند زيرا با تأمين آزادي و حاكميت ملي (دموكراسي) است كه شكست آن دو حاصل مي‌شود.

حافظ و ضامن آزادي چيزي جز خود مردم يا حاكميت ملي ازطريق انتخابات آزاد و مراقبت مستمر مردم يا انجام فريضه قرآني امربه معروف و نهي‌ازمنكر نمي‌تواند باشد و درغيراينصورت همانگونه كه مولاي متقيان در نهج‌البلاغه فرموده‌اند اشرار بر جامعه مسلط خواهند شد و دعاها مستجاب و خواسته ها برآورده نمي‌شود.

براساس اين انديشه آزادي و دموكراسي فرايندي است كه مردم بايد در طي آن بتدريج با تقويت نهادهاي مدني از جمله احزاب آن را بياموزند و رفتار فردي و اجتماعي خود را اصلاح كنند. به‌نظر مي‌رسد گفتمان غالب در جامعه امروز ما به‌رغم وجود طيف ديدگاههاي اجتماعي همين انديشه سياسي شادروان مهندس بازرگان يعني آزاديخواهي، و استقرار حاكميت ملي است تا تحقق عدالت و تأمين استقلال كشور امكان‌پذير گردد. روحش شاد و راهش پررهرو باد.

محمد توسلي

                                         

                                       زندگينامه مهندس مهدي بازرگان

مهدي بازرگان در سال
۱۲۸۶ هجري شمسي در تهران متولد شد. پدرش مرحوم حاج عباسقلي بازرگان (تبريزي)، از تجار ديندار و روشنفكر و سرشناس زمانش بود، كه عليرغم استبداد رضا شاهي، در پايه گذاري برخي فعاليتهاي ديني و اجتماعي، با همكاري مرحوم سيد ابوالحسن طالقاني (پدر آيت الله طالقاني) نقش مؤثري داشت و در دوران نهضت ملّي نيز، در ائتلاف نيروها و جلب حمايت روحانيون و بازاريان نسبت به دكتر مصدق كوشش فراوان نمود.
مهدي بازرگان، تحصيلات ابتدائي خود را در مدرسه سلطاني و دوره متوسطه را در دارالمعلمين مركزي كه از اولين مدارس به سبك جديد بود بپايان رسانيد. او در سال
۱۳۰۶ شمسي، بهمراه گروه محصلين ممتاز اعزامي دولت، به كشور فرانسه رفت و بمدت هفت سال در آن ديار اقامت نمود. بازرگان در ميان دانشجويان اعزامي، اولين ايراني بود كه پس از گذراندن دوران مقدماتي و قبولي در كنكور سراسري وارد تحصيلات عالي در خارج از كشور ميشد، و بخاطر همين موفقيت، مورد تشويق وزير فرهنگ وقت ( مرحوم مرآت) قرار گرفت. نامبرده، علاوه بر اشتغالات درسي در آن دوران، به تحقيق و تتبع در مباني اعتقادي خود كه متأثر از تعليم پدر و تفسير مرحوم ميرزا ابوالحسن خان فروغي در دوران دبيرستان بود، ادامه ميداد و بهمراه مرحوم دكتر يدالله سحابي و مرحوم دكتر محمد قريب، تلاشهايي در اين زمينه مينمود.

بازرگان بعد از خاتمه تحصيلات در سال
۱۳۱۳ شمسي به ايران بازگشت و پس از انجام خدمت وظيفه، در سال ۱۳۱۵ به عنوان اولين دانشيار در دانشكده فني تهران مشغول بكار شد، و در دو دوره متوالي، رياست دانشكده فني را بعهده داشت. او در سال ۱۳۲۹، در جريان مبارزات نهضت ملي، براي خلع يد از دولت انگليس و ملي كردن نفت، از طرف دكتر محمد مصدق به مديريت عامل شركت نفت برگزيده شد، و بهمراه هيأت منتخب دولت به آبادان رفت و با حمايت مردم و همت مهندسين و متخصصين موفق به اداره صنعت عظيم نفت، پس از اخراج بيگانگان گرديد.

بازرگان پس از كودتاي
۲۸ مرداد ۱۳۳۲، و تصاحب مجدد صنعت نفت توسط كنسرسيوم بين المللي، سرپرستي سازمان آب را بعهده گرفت و براي نخستين بار موفق به احداث شبكه لوله كشي آب تهران گرديد. با اينحال، بخاطر امضاي نامه اعتراض آميز عليه انتخابات غير قانوني مجلس از خدمات دولتي كنار گذاشته شد. بازرگان پس از اين، ديگر امكان خدمات دولتي تا قبول پست نخست وزيري پس از انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را نيافت و همواره در بخش خصوصي امرار معاش ميكرد.

فعاليتهاي ديني بازرگان كه مقدم بر فعاليتهاي سياسي اش بود، از همان اوان تدريس در دانشگاه و تماس با دانشجويان از طريق مشاركت در تأسيس انجمنهاي اسلامي دانشجويان و معلمين ( و بعدها مهندسين و پزشكان) و سخنرانيهاي متعدد در مجالس و محافل مذهبي و علمي شروع گرديد. سخنرانيهايي كه عمدتاً بصورت جزوه يا كتاب بچاپ ميرسيد و در خلأ اعتقادي آن دوران و در برابر تبليغات حزب توده، نقش مؤثري ايفا مينمود. بهمراه اين تلاشهاي اعتقادى، از نظر اجتماعي و سياسي نيز، بازرگان بيكار نمي نشست و به مناسبتهاي مختلف، سخنرانيهاي پرشوري در جمع دانشجويان يا در محافل سياسي همچون حزب ايران، كه نطفه اوليه جبهه ملي و اولين تشكل ملي قشر تحصيلكرده بود، ايراد مينمود. با اينحال هنوز موافق بازي جوانان با سياست و دخالت دانشگاهيان در كارهاي سياسي نبود. تا وقتي روند مسائل مملكتي نشان داد كه در شرايط استبداد و اختناق، چاره اي جز خروج از محدوده هاي شغلي باقي نميماند.

بازرگان پس از آنكه بخاطر اعتراض عليه انتخابات غير قانوني مجلس در بهمن ماه
۱۳۲۲ از فعاليتهاي دولتي كنار گذاشته شد، در همان روزهاي نخست وقوع كودتا، در تشكيل نهضت مقاومت ملي مشاركت نمود، و در آذر ماه همان سال بدليل نوشتن نامه اعتراض آميز به كميسيون نفت مجلس بخاطر قرارداد خيانت بار با كنسرسيوم نفت، بهمراه ده نفر استاد امضإ كننده ديگر از دانشگاه اخراج گرديد، و سال بعد پس از كشف چاپخانه مخفي نهضت بهمراه برخي فعالين، بازداشت و بمدت ۸ ماه در زندان لشكر ۲ زرهي محبوس گرديد. و در همين زندان بود كه كتاب عشق و پرستش يا ترموديناميك انسان را به رشته تحرير در آورد. بازرگان در تشكيل جبهه ملي دوم و مبارزات قانوني عليه انتخابات فرمايشي مجلس فعاليت مؤثر داشت و در بهار سال ۱۳۴۰ در شرايط ويژه اي كه حاصل شده بود، تشكيلات نهضت آزادي ايران را كه تجديد حياتي از نهضت مقاومت ملي با ائتلاف نيروهاي ملي و مذهبي جديد، همچون مرحومين محمود طالقاني و زنجاني بود، پايه گذاري كرد و در بهمن همانسال بازداشت و پس از محاكمه طولاني در سال ۱۳۲۴ به ده سال زندان محكوم گرديد.

بازرگان در سال
۱۳۴۶، پس از پنج سال اسارت و تبعيد به برازجان آزاد گرديد و به فعاليتهاي علمي، اجتماعي و ديني خود ادامه داد. از جمله در تشكيل كميسيون ايراني دفاع از حقوق بشر و زندانيان سياسي نقش مؤثري داشت، و در ائتلاف نيروها و جهت دهي به مبارزات عليه رژيم استبدادي فعاليت مينمود.

در جريان انقلاب
۱۳۵۷، يك هفته قبل از پيروزي انقلاب، بازرگان به نخست وزيري دولت مؤقت انقلاب برگزيده شد و بمدت ۹ ماه سكان كشتي طوفان زده دولت را بدست داشت. پس از استعفا نيز در شوراي انقلاب همكاري داشت و تلاش ميكرد از انحراف انقلاب جلوگيري نمايد. در اولين انتخابات مجلس، بازرگان با رأي سنگين به نمايندگي مردم تهران برگزيده شد و در فراكسيون اقليت، بهمراه نمايدگاني ديگر، مخالفتهايي را عليه مواضعي كه آنها را آفت انقلاب ميدانست، ابراز مينمود. بازرگان در خارج مجلس از طريق فعاليت در نهضت آزادي و نوشتن مقاله در روزنامه ميزان و سخنراني در محافل اجتماعي و نوشتن نامه هاي سرگشاده به مقامات مملكتي ميكوشيد در برابر انحصارگري و انحراف از اهداف اوليه انقلاب اعتراض نمايد و در همين راستا باتفاق جمعي از نيروهاي ملي و مذهبي غير وابسته به حاكميت جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملت ايران را پايه گذاري كرد وسر انجام در دیماه سال 1373 دیده از جهان فروبست .

 

گوشه ای ازگفتار بازرگان

ما اگر بخواهيم تصفيه و پاكسازي بكنيم، مثل دورۀ قبل از رفتن شاه بايد كار سازندگي و انجام وظايف مربوط به اين دوران و جواب دادن بخواسته ها و احتياجات را كنار بگذاريم و از همه كه ناراحتي داريم، سوء ظن داريم، آنها را تصفيه بكنيم. البته طبيعي است كه چنين چيزي را نه شما ميخواهيد و نه امكان پذير است و اين كاري است كه هم ملت را فلج ميكند و هم دولت را ... اما محمد انتقام نگرفت، اسير نگرفت، غارت نكرد، رفتار پيغمبر دلهاي سخت ترين دشمنان خويش را به هيجان آورد، كينه هاي كهنه را شست و جاي آنرا محبت وي پر كرد ...
انقلاب ما انقلاب اسلامي است. قرآن كتاب ما است ولي برخلاف سنّت پيغمبر عمل كرده و ميكنيم ...

در پيام راديو و تلويزيوني
4/2/1385


مملكت منحصرأ متعلق به يك عده نيست. خدا هم مال يك عده خاص نيست، ادعايي است كه يهوديان ميكردند، كه خدا را مال خود و زمين را از آن خود ميدانستند، ما نبايد چنين كاري بكنيم.

در مصاحبه تلويزيوني
10/5/1358


من طرفدار برادري و صميميت و گذشت و دوستي و حسن نيت و خدمت هستم. مخالف انتقام و تسويه حسابهاي شخصي هستم. حسابهاي گذشته را بايد گذاشت كنار و نسبت به ملت و مردم ايران خوشبين بود.

در آخرين مصاحبه تلويزيوني
15/8/1358

 

دو طرز فکر مختلف در میان روحانیت در برخورد با سیاست وجود داشته و دارد.۱)  عده ای طرفدار بیطرفی کامل و کناره گیری مطلق از امر حکومت و سیاست اند. خواه به علت غقیده به تباین دینداری از ملک داری و دنیا داری و تفکیک دین و سیاست از یکدیگر و خواه به علت مشکلات سیاست و مفاسد یا خطرات آن و یا شاید از جهت شخصی و یا راحت طلبی.

2)    گروهی که بر عکس اولی ورود در سیاست و امور اجتماع را تجویز نموده، اسلام را ناظر و آمر بر مصالح و شئون اجتماع دانسته اند. این دسته یا صریحا داعیه سیاسی در داده اند یا عملا دخالتهایی کرده اند. در این میان علاوه بر افرادی که اصولی فکر و رهبری کرده اند افراد زیادی نیز از مقام روحانیت و پیشوایی خود استفاده کرده اند و مردم را به دنباله روی خود در امور سیاسی کشانده اند.

آنچه می گوییم این است: چه آن علمایی که از سیاست فرار کرده اند و چه آنها که رو به آن آورده، صرف روحانیت را مجوز کافی برای اعمال سیاست دانسته اند همگی یا این طرف مرز بوده اند یا آن طرف! و از مرز اعتدال خارج شده اند، دچار افراط و تفریط بوده اند.

دولتها نیز که توجه و تحریک و عواطف دینی (و غالبا خرافات دینی) را وسیله عوام فریبی و تقویت خود قرار می دهند و خود را موظف یا مفتخر به تقویت ایمان و شریعت جلوه می دهند، عمل آنها در زمینه دین و سیاست تجاوز از مرز و مصلحت دین است. 

هر گروهی که از روی غرض یا حتی حسن نیت، دینداری را وسیله ای و فرصتی برای اهداف مشروع و مسلکهای سیاسی خود می گیرد و می خواهد آن را به عنوان عاملی برای جلب نظر یا قدرت اثر حزبش قرار دهد از مرز میان دین و سیاست تجاوز کرده و پا را از حق فراتر گذاشته.

همینطورند مسلمان های مومنی که بخواهند در لوای عقاید و علاقه های دینی و در داخل جوامع اسلامی مرام های خود (ولو مشروع) را ترویج نمایند.

به عکس آنهایی هم که متدین اند و خود را متجدد می دانند ولی می گویند عقیده دینی و عمل به فرایض مذهبی یک چیز است و سیاست و مکتب اجتماعی یک چیز دیگر، آنها هم در اشتباهند و خارج از مرزاند.

خلاصه آنکه کمتر دسته ای روی مرز راه رفته و از این پل صراط پرت نشده اند!

حال این سوال مطرح می شود که بالاخره مرز صحیح میان دین و سیاست کجا است و در این مورد چه باید کرد؟؟؟

مقاله « مرز میان دین و سیاست » سال 1341

 

قسمتي ازآثار و نوشته هاي مهندس مهدي بازرگان

راه طي شده
عشق و پرستش يا ترموديناميك انسان
ذره بي انتها
مذهب در اروپا
كار در اسلام
سرچشمه استقلال
بينهايت كوچك ها
آثار عظيم اجتماع
از خداپرستي تا خودپرستي
جنگ ميان ديروز و فردا
احتياج روز
سرّ عقب افتادگي ملل مسلمان
مزايا و مضار دين
اسلام مكتب مبارز و مولّد
مرز ميان دين و سياست
انتظارات مردم از مراجع
دين و تمدن
نماز
دل و دماغ
يادداشتي از سفر حج
پيروزي حتمي
خانه مردم
امام و زمان 
آموزش تعاليم ديني
تعليم و تربيت ديني
درس دينداري
علي و اسلام
دعا
نيك نيازي
سير تحوّل قرآن (
۳ جلد)
آموزش قرآن (
۳ جلد)
بازگشت به قرآن (
۷ جلد)
پا بپاي وحي (
۲ جلد)
خداپرستي و افكار روز
مسلمان اجتماعي و جهاني
انسان و خدا

خودجوشي
مسأله وحي
تبليغ پيامبر بعثت و ايدئولوژي
علمي بودن ماركسيسم
بررسي نظريه اريك فروم
جنگ شكر در كوبا
آزادي هند
ترموديناميك صنعتي (
۲ جلد)
پديده هاي جوّي
مطهرات در اسلام
ضريب تبادل ماديات و معنويات
پراگماتيسم در اسلام
اختيار
اسلام جوان
باد و باران در قرآن
توحيد، طبيعت، تكامل
آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء
سازگاري ايراني
گمراهان
پادشاهي خدا
يادداشتهاي روزانه (خاطرات زندان)
به سوي خدا
قيامت قرآن و معاد
مسلمانان
چرا با استبداد مخالفيم؟
فحش و تعارف در ايران
بازي جوانان با سياست
خداپرستي و افكار روز
مبارزه مذهبي - مبارزه سياسي
مدافعات
بعثت و تكامل
مسجد در اجتماع
انگيزه و انگيزنده
آفات توحيد
بعثت و دولت
خدمات و خيرات در جمهوري اسلامي
بعثت در اجتماع

 

پنجشنبه 28 دی1385 ساعت

۶ نفر از دانشجويان دانشگاه تهران در فصل امتحانات پايان ترم به كميته انضباطي اين دانشگاه احضار شده اند. كليه دانشجويان احضار شده جزء فعالين دانشجويي اين دانشگاه هستند و بعضا پيش از اين و در فصل تابستان نيز با احكام سنگين كميته انضباطي مواجه شده بودند.

اسامي دانشجويان احضار شده به كميته انضباطي به اين شرح است:
۱- شاهو رستگاری، مدیر مسوول نشریه دانشجویی خاک. وي برای سومین بار در یک سال اخیر به كميته انضباطي احضار مي شود و پيش از اين به یک ترم محرومیت از تحصیل محكوم شده بود.
۲- پگاه حمزه ای، مدیر مسئول نشریه دانشجویی گیوتین. وي برای دومین بار در یک سال اخیر به كميته انضباطي احضار مي شود و پيش از اين به یک ترم محرومیت تعلیقی از تحصیل محكوم شده بود.
۳- فريد هاشمي، سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران. وي برای سومین بار در یک سال اخیر به كميته انضباطي احضار مي شود و پيش از اين به دو ترم محرومیت از تحصیل محكوم شده بود.
۴-یاسر مختاری
۵-بهزاد احمد فر
۶- جمشید اسمعیلی

بعضي از دانشجويان دانشگاه تهران كه به كميته انضباطي احضار شده اند همينك در حال سپري كردن احكام پيشين خود كه از سوي كميته انضباطي بر عليه ايشان صادر شده بود، هستند.

پيش از اين نيز در آستانه امتحانات پايان ترم ۷ نفر از فعالين دانشگاه علامه طباطبايي با احكام شديد كميته انضباطي مواجه شده بودند. همچنين كميته انضباطي دانشگاه آزاد سنندج براي جمعي از دانشجويان اين دانشگاه احكام سنگيني صادر كرده بود.

در دانشگاه اميركبير نيز جمعي از دانشجويان ورودي جديد كه در جلسه سخنراني احمدي نژاد در اين دانشگاه به وي اعتراض مي كردند با شكايت بعضي از بسيجيان اين دانشگاه به كميته انضباطي احضار شده اند. بسيجيان مدعي شده اند از سوي دانشجويان مورد ضرب و شتم و فحاشي قرار گرفته اند!

منبع:خبرنامه امیرکبیر

پنجشنبه 28 دی1385 ساعت
 
دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد و دانشجويان فعال سياسي آن اين روزها، با فشارهاي مختلفي از سوي مسوولين دانشگاه روبرو شده اند. شکايت شوراي فرهنگي دانشگاه از انجمن اسلامي و احضار اعضاي شوراي عمومي انجمن اسلامي اين دانشگاه از جمله اين مشکلات است.

محسن کوهي عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد در اين خصوص به روز گفت: “در روزهاي اخير هيات رئيسه دانشگاه به بهانه هاي واهي براي بزرگترين تشکل دانشجويي اين دانشگاه [انجمن اسلامي ] مشکل ايجاد مي کند و سعي در مانع تراشي در مسير فعاليت هاي آن دارد.”

وي افزود: “يکي از بهانه هاي مسوولين دانشگاه سخنراني حنيف يزداني دانشجوي دانشگاه شهرکرد و عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در مراسم روز دانشجو است. اين مراسم روز ۱۳ آذر برگزار شد و سخنران آن مجتبي بيات، عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت بود. مراسم هم با مجوز هيات نظارت برگزار شد. سخنراني ۵ دقيقه اي حنيف يزداني، دانشجوي دانشگاه شهرکرد که به دعوت انجمن اسلامي به اين مراسم آمده بود، باعث شکايت هيات نظارت عليه انجمن اسلامي شده است. اين هيات به علت آنچه که آن را سخنراني بدون مجوز مي داند، انجمن اسلامي را به پاي ميز محاکمه کشانده است.”

اين فعال دانشجويي در ادامه با اشاره به اينکه سخنان حنيف يزداني در اين مراسم صرفاٌ براي خوش آمد گويي به سخنران مراسم بوده، مي افزايد: ” اينکه هيات نظارت خوش آمد گويي کوتاه حنيف يزداني را مصداق سخنراني بدون مجوز مي داند، خود مهم ترين سند براي واهي بودن ادعاي آنها است.”

مراسم شب يلدا

کوهي ادامه مي دهد: “اتهام ديگر برگزاري آيين شب يلدا در مراسم جشن عيد قربان است. در اين مراسم که شب ۴ دي [ پس از شب يلدا و قبل از عيد قربان ] از سوي انجمن اسلامي برگزار شد، ما در کنار جشن عيد قربان مراسم حافظ خواني و بزرگداشت شب يلدا را هم داشتيم که از سوي هيات نظارت مورد ايراد قرار گرفته است.”

وي مي افزايد: “روز شنبه ۱۶ آذر هيات منصفه دانشگاه جهت بررسي شکايت هيات نظارت از انجمن اسلامي تشکيل جلسه داد و در دو مورد برگزاري جشن شب يلدا و ورود دانشجويان غير پزشکي به دانشگاه، انجمن اسلامي را متهم شناخت. اين در حالي است که دانشجويان غير پزشکي که همگي از اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه شهرکرد هستند، با دعوتنامه رسمي از سوي انجمن اسلامي در اين مراسم حاضر شده بودند و بحث ورود غيرقانوني آنها به دانشگاه صرفا يک اتهام واهي است که از سوي هيات نظارت مطرح شده است.”

اين عضو شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت ادامه مي دهد: “جشن عيد قربان نيز که همه ساله از سوي انجمن اسلامي و توسط دانشجويان بختياري دانشگاه [ با توجه به کثرت آنها ] برگزار مي شود، امسال هم با برگزاري مراسم دستمال بازي و چوب بازي و اجراي موسيقي بختياري همراه بود که همه اينها از جمله اتهامات انجمن اسلامي است.”

سر و صدا در خوابگاه

داستان احضار دانشجويان اين دانشگاه به کميته انضباطي اما بسيار شنيدني است. کوهي در اين خصوص مي گويد: ” تعداد ۱۰ نفر از اعضاي شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد را به اتهام سرو صدا در خوابگاه به کميته انضباطي فراخواندند که اکثر اين دانشجويان از جمله دانشجويان بختياري دانشگاه و از اعضاي فعال انجمن اسلامي هستند و احضار غيرقانوني آنها به کميته انضباطي موجب اعتراض دانشجويان بختياري شده است.”

برخوردهاي ديگر با فعالان دانشجويي نيز در غرب کشور ادامه دارد. سوران حسيني عضو شوراي مرکزي تشکل “هاوري ” دانشگاه آزاد سنندج که با حکم “دو ترم محروميت از تحصيل” مواجه شده است، در گفت و گو با روز از فشارهاي مسوولين اين دانشگاه در برخورد با تشکل متبوع خود مي گويد:

“پس از اخذ مجوز تشکل هاوري در سال ۸۳ دانشگاه مشکلات زيادي براي ما به وجود آورد. از جمله اينکه ارگان اين تشکل را پيش از چاپ سانسور و از پخش آن در خوابگاه و دفتر کار اساتيد دانشگاه ممانعت مي کردند. همچنين مسوولين دانشگاه به بهانه هاي مختلف با برنامه هاي اين تشکل مخالفت و مجوز برپايي مراسم را صادر نمي کردند.”

وي افزود: “بعد از همه اين فشارها، بيانيه اي تنظيم و در آن نسبت به فضاي بسته فرهنگي و سياسي دانشگاه انتقاد کرديم. به دنبال انتشار اين بيانيه دانشجويان به برگزاري تجمعي دست زدند. بعد از برپايي اين تجمع و بدون اينکه کميته انضباطي بر اساس آيين نامه نسبت به احضار ما اقدام کند و حق دفاع از خود را داشته باشيم، اقدام به صدور شديد ترين احکام انضباطي عليه اعضاي فعال تشکل هاوري نمود. اين احکام که در تاريخ ۷ دي ماه صادر شده بود، با تاخيري ۹ روزه در تاريخ ۱۶ دي به ما ابلاغ شد.”

سوران حسيني اين گونه برخوردها را تعرض به حريم دانشگاه مي داند و مي گويد: “سرکوب گسترده دانشجويان توسط حاکميت، سبب عدم استقلال دانشگاه شده و اين اقدامات باعث راديکاليزه شدن فضاي دانشگاه هاي کشور خواهد شد. سئوال اينجاست که اگر دانشجو نتواند به نقد منصفانه حاکميت بپردازد، حکومت چگونه خواهد توانست خود را اصلاح کند؟ ”

از ديگر اتهامات اعضاي اين تشکل دانشجويي که مجموعا به ۶ ترم محروميت از تحصيل و محکوم شده اند، صدور بيانيه اي در روز ۱۶ آذر است. در قسمت هايي از اين بيانيه آمده است: “امسال در حالي اين روز را گرامي مي داريم که سرکوب و استبداد به تمامي قد علم کرده و در برابر تمام خواست هاي انساني جامعه قرار گرفته است…. اما امروز دانشگاه زنده است و در تاريخ مبارزاتي خود به نقطه عطف تعين کننده اي رسيده است. ديگر زمان آن رسيده است که سرکوب گران حقوق بشر به اين واقعيت پي ببرند که فريادهاي در گلو خفته اين قشر بيدار جامعه هيچ گاه خفه نخواهد شد و همواره براي جامعه اي آزاد و برابر مبارزه مي کند.”

روزآنلاين
شروين شارعي

پنجشنبه 28 دی1385 ساعت

انفجار مهيب در آزمايشگاه دانشگاه تربيت مدرس، مرگ دانشجوي دكترا را رقم زد
رييس مركز اطلاع‌رساني پليس پايتخت:تيم ويژه‌اي جهت بررسي علت وقوع حادثه واردعمل شده است

انفجار مهيب كپسول گاز هيدروژن در آزمايشگاه دانشگاه تربيت مدرس تهران حوالي پل گيشا يك كشته و يك مجروح برجاي گذاشت.

سرهنگ مهدي احمدي، رييس مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» ايسنا در تشريح اين حادثه اظهار كرد: مقارن ساعت 20:21 به دنبال شنيده شدن صداي انفجار مهيب در آزمايشگاه دانشكده علوم پايه، دانشگاه تربيت مدرس، گروه‌هاي امدادي و انتظامي بلافاصله با اطلاع شهروندان به مركز فوريتهاي پليسي «110» وارد عمل شدند.

وي افزود: با حضور ماموران در محل مشخص شد: اين انفجار در آزمايشگاه دانشكده علوم پايه رخ داده كه براي انجام پروژه در اختيار يك دانشجوي محقق به هويت «محمدرضا ــ خ» بوده است.

سرهنگ مهدي احمدي ادامه داد: در جريان اين حادثه، يك خانم 27 ساله به هويت «فهيمه ــ ك» فارغ‌التحصيل دانشگاه شهيد بهشتي كه براي اجراي اين پروژه در آزمايشگاه حاضر بوده، مجروح و با حضور امدادرسان اورژانس به نزديكترين بيمارستان به محل حادثه منتقل شد.

رييس مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در خصوص علت اين انفجار به ايسنا گفت: حادثه به دنبال انفجار كپسول يك كيلويي گاز هيدروژن به وقوع پيوسته كه به دنبال آن، يك دانشجو كشته و دانشجوي ديگر كه در محل ميهمان بوده، مجروح و نگهبان دانشكده نيز دچار شوك شديد شده است.

وي افزود: در جريان تحقيقات پليسي، مسوولان دانشكده كه در محل وقوع حادثه حضور يافته بودند، اعلام كردند كه اين محل براي انجام يك پروژه تحقيقاتي در اختيار دانشجوي فوت شده بوده است.

سرهنگ احمدي تأكيد كرد: تحقيقات پليسي در خصوص علت وقوع اين انفجار با اعزام تيم ويژه‌اي در دست بررسي است.

از سوي ديگر سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني تهران نيز در اين خصوص اعلام كرد: به دنبال اطلاع حادثه به «125» مقارن ساعت 20:35، بلافاصله نيروهاي ايستگاه 10 اين سازمان به محل حادثه اعزام شدند.

محمدرضا تنها كه فرماندهي نيروهاي آتش نشاني اعزامي به محل حادثه را بر عهده داشت، اظهار كرد: شب گذشته 27 دي ماه، دو تن به نامهاي دكتر «محمدرضا ــ خ» 28 ساله و خانم «فهيمه ــ ك» 27 ساله در آزمايشگاه دانشگاه تربيت مدرس در حال آزمايش بودند كه ناگهان سيلندر حاوي گاز هيدروژن با صداي مهيبي منفجر شد.

به گزارش ايسنا وي افزود: بر اثر اين حادثه، دكتر «محمدرضا» به طرز فجيعي جان خود را از دست داد و دستيار وي خانم «فهيمه ــ ك» نيز به شدت دچار مصدوميت شد كه سريعا به بيمارستان انتقال يافت.

تنها اضافه كرد: اين انفجار به متلاشي شدن تجهيزات و لوازم موجود در آزمايشگاه نيز منجر شد.

همچنين دكتر دانشجو، رييس دانشگاه تربيت مدرس با تأييد خبر فوت پسر دانشجو به ايسنا گفت: وي، دانشجوي دكتراي دانشكده علوم پايه اين دانشگاه بود كه طبق آخرين اخبار، جان خود را از دست داده است. وي افزود: همچنين دانشجوي ديگري كه از دانشجويان دانشگاه تربيت مدرس نبوده، اما با دانشگاه همكاري داشته نيز بر اثر اين حادثه دچار آسيب سطحي شده است.

وي با بيان اين كه علت وقوع اين حادثه توسط بازپرس كلانتري و آتش‌نشاني در حال بررسي است، گفت: بر اثر تحقيقات اوليه، انفجار يكي از كپسول‌هاي آزمايشگاه به وقوع اين حادثه منجر شده، البته دانشجويي كه فوت كرده از كارشناسان نخبه و خبره در استفاده از دستگاه مربوطه بوده است؛ با اين حال علل وقوع حادثه و انفجار كپسول، در حال بررسي است.

رييس دانشگاه تربيت مدرس با ابراز تاسف از فوت اين دانشجو، خاطرنشان كرد: از آنجا كه حادثه در ساعت 20:35 رخ داده است، موفق به جلوگيري از گسترش آن در ساير قسمتهاي دانشگاه شديم.

منبع:ایسنا

پنجشنبه 28 دی1385 ساعت


ئآسو سالح، روزنامه نگار و عضو تحريريه هفته نامه كردي فارسي ديدگاه و دانشجوي رشته الكترونيك دانشگاه سنندج؛ اكنون پس از يك ترم تعليق از تحصيل، از سوي دادگاه سنندج براي مدت ۳ سال به ۶ ماه حبس تعزيري محكوم شد.در اين مورد روز آنلاین با وی گفتگویی انجام داده است.

ئآسو از اينكه چگونه مسير پرونده ات به اينجا ختم شد بگو؟
در مورد ۶ ماه حبس تعزيري مساله از آنجا آغاز شد كه ما درهفته نامه سراسري دانشجويي “دنگ” خبري مبني بر درگيري فيزيكي چند تن از اعضاي شوراي شهر سنندج با يكديگر را درج كرديم. پس از آن آقاي تخت فيروزه، از اعضاي شوراي شهر ازمن و از همچنين از آقاي كيا حجازي، سردبير نشريه شكايت كرد.

يك ترم تعليق هم شده اي، چرا؟ بهانه براي تعليق چه بود؟
تعليق من به شركت در تحصن هاي دانشجويي مربوط مي شود.در بهار گذشته در اعتراض به فضاي نامناسب فرهنگي حاكم در دانشگاه كردستان اعتراضاتي انجام شد.در اين دانشگاه تشكل ها براي فعاليت در فشار بودند.كانون “هژان” اين دانشگاه كه يك كانون كاملا فرهنگي كردي بود با ممنوعيت فعاليت و تعليق مواجه شد.همچنين انجمن اسلامي دانشگاه و تشكل هاي ديگري همچون كانون شعر و ادب دانشگاه نيز با تعليق در فضاي جديد مواجه شدند.يعني در واقع هر جايي كه حركت و فعاليتي فرهنگي و صنفي در آن وجود داشت با ممانعت مواجه شد. در اعتراض به اين محدوديت فرهنگي تعدادي از دانشجويان از جمله خود من، در ارديبهشت ماه گذشته در تحصني در دانشگاه شرکت کرديم و من هم در اين تحصن صحبت كردم. پس ازاين تحصن، در مراسمي كه با حضور مسوولين دانشگاه در آمفي تئاتر دانشگاه برگزار شده بود، من سخنراني و نسبت به برخي از برنامه ها اعتراض كردم.به اين ترتيب به فاصله يك هفته از مراسم، به يك ترم تعليق محكوم شدم.

اتهاماتي كه مطرح مي كردند دقيقا چه بود؟
شركت در تجمع غير قانوني ارديبهشت ماه، اخلال در نظم عمومي دانشگاه و تشويش اذهان.

تنها دانشجويي بودي كه محكوم شدي؟
بله.در آن زمان فقط من تعليق شدم.چند نفر ديگر هم به توبيخ كتبي محكوم شدند.

از اعضاي انجمن اسلامي هم بودي؟
بله.در انجمن اسلامي هم فعال بودم.در كانون “هژان”هم دبير بودم.

فعاليت اين كانون در چه زمينه هايي بود؟
هژان يك كانون فرهنگي و پژوهشي بود كه بيشتر در زمينه برگزاري سمينار ها و كارگاههاي آموزشي حقوق بشر و دموكراسي فعاليت مي كرد.

كانون چند سمينار و كارگاه برگزار كرده بود؟
اولين سميناري كه هژان برگزار كرد، سميناربين المللي”انفال”بود.”انفال” كاري بود كه صدام حسين مرتكب مي شد و طي آن اكراد را بصورت دسته جمعي زنده به گور مي كرد.در همين زمينه ما سميناري در دانشگاه سنندج برگزار كرديم و پس از آن هم سميناري با موضوع “حقوق بشر”و سپس”روز نامه نگاري” برگزار كرديم.در ميان اين سمينار ها هم كارگاههايي برگزار كرديم.

انفال همان نسل كشي است؟
بله. پرونده اش نيز در دادگاه تحت بررسي است.

حالا هم به شش ماه حبس تعليقي محكوم شده اي؟
بله.در پي درج همان خبر درگيري در شوراي شهر سنندج و شكايت آقاي سيد مهدي تخت فيروزه از ما، در واقع پرونده ما براي مدتها معلق بود. چون نه دادگاه حقوقي اين پرونده را قبول مي كرد و نه دادگاه كيفري. در نهايت با راي ديوان عدالت اداري، پرونده در دادگاه جزايي شماره ي ۱۰۱ سنندج بررسي شد و حكم ۶ ماه حبس تعزيري در مدت ۳ سال تعليق را صادر كرد.

تو از دانشجويان كرد دانشگاه سنندج هستي، وضعيت دانشجويي و فعاليت ها در اين دانشگاه را چگونه ارزيابي مي كني؟
كلا وضعيت دانشجويان كرد در اين چند سال اخير و بخصوص در يك و سال نيم اخير با آغاز رياست جمهوري احمدي نژاد بسيار وخيم بوده است.در سال گذشته دانشجويان كردي داشتيم كه به بهانه هايي به سالها زندان محكوم شدند.اتهام بسياري از آنان واهي بود مثل تجزيه طلبي و براندازي.امسال هم موج جديدي آغاز شد و احكام بسياري براي دانشجويان صادر شد.

يعني اين نوع برخورد ها در مناطق كرد نشين با جاهاي ديگر تفاوت دارد؟
اكنون در اوضاع حاكم بر ايران با توجه به موزائيكي بودن جمعيت كشور، وضعيت كردها با ديگر قوميت ها بسيار متفاوت است.در تهران و ديگر استانها اگر دانشجويان هر نوع فعاليت سياسي و صنفي داشته باشند، اتهامات آنها بسيار سبك تر است.اما فعاليت يك دانشجوي كرد اصلا تحمل نمي شود. چون غير خودي به حساب مي آيد.غير خودي هم براي كردستان معني برانداز و تجزيه طلب مي دهد.از اين رو اساسا همه فعالان در اين استان چه در زمينه حقوق بشر، روزنامه نگاري، سياسي و.. با اتهاماتي همچون تجزيه طلبي و محاربه كه حكم آن در ايران اعدام است مواجه خواهد شد.اوضاع كاملا سخت و وانفساست.

چرا؟ريشه اين برخورد در كجاست؟
از موزائيكي بودن جمعيت در ايران نشأت مي گيرد. به كرد ها مشكوك هستند. در حالي كه بحث ما تنها تمركز زدايي است و فراهم آوردن امكانات و رفاه بيشتر براي كردها و ايجاد فضايي آرام تر براي آنان. حاكميت ايران وقتي به كردهاي عراق مي نگرد، نسبت به اكراد ايران هم مشكوك مي شود.

و اين ترس و شك كاملا بيهوده است.
بله.صددرصد بيهوده است.

جنبش دانشجويي كردها در زمينه قوميت كرد به دنبال چيست؟
در اساسنامه اتحاديه دموكراتيك دانشجويان كرد كه به صورت علني ولي غير رسمي فعاليت مي كند، آمده است كه هدف ما تمركز زدايي، دموكراسي خواهي، حقوق بشر، آزادي آكادميك و… است.

شما جنبش دانشجويي كردي را از جنبش دانشجويي ايران جدا مي دانيد؟
جنبش دانشجويي كردي به هر حال خواسته هايي مشابه جنبش فراگير دانشجويي دارد، اما بحث تمركز زدايي و محوريت شعار بالارفتن رفاه اجتماعي و مدني قوميت كرد بسياري را بر عليه اين جنبش برانگيخته است.

به نظر شما كه اين مرحله كه به قول شما مرحله فشار است به كجا منتهي خواهد شد؟
مي دانيد در زمان انتخابات وقتي آقاي احمدي نژاد براي تبليغات انتخاباتي به دانشگاه كردستان آمد ما اعتراضاتي به نوع صحبت ها و سخنانش داشتيم.اما واكنش ايشان مي دانيد چه بود؟ گفت شما كرد هستيد چرا اعتراض مي كنيد؟ شير گاز شما درهمدان است، ما با يك پيچ دادن مي توانيم آن را ببنديم وهمه شما از سرما يخ خواهيد زد.

همين را صراحتا گفت؟
بله، من و ۳۵۰ نفر از دانشجويان دانشگاه كردستان شاهد هستند.شايد همين باعث شد كه كردستان از آخرين استانهايي شد كه آقاي احمدي نژاد پس از رئيس جمهور شدن از آن بازديد كرد.به هر حال تنها پيش بيني من اين است كه مادامي كه طيف آقاي احمدي نژاد در راس امور قرار دارد فشار ها بر دانشجويان، فعالين دانشجويي و سازمانهاي مدني افزايش مي يابد.

روزآنلاين
دانا شهسواري

پنجشنبه 28 دی1385 ساعت

دکتر حسام فيروزی به رغم آماده شدن وثيقه در روز ۴ شنبه از زندان آزاد نشد. مهتا بردبار همسر اين زندانی می گويد همسرش را با دستبند به دادگاه آورده بودند اما چون قاضی حضور نداشت وی را به اوين باز گرداندند.

دکتر فيروزی به همسرش گفته است می خواسته اند به او پابند هم بزنند اما او مقاومت کرده است.

خانم بردبار می گويد دادگاه تشکيل نشده، به روز ديگری موکول شد.

او می افزايد: «رييس دفتر آقای حداد از من پرسيد چه کسی از شما خواسته که وثيقه بگذاريد؟ به او گفتم برای شوهرم قرار صادر شده، اما او گفت آن قرار متعلق به روز اول بوده و همان روز بايد قرار را می گذاشتيد.»

منبع:خبرنامه امیرکبیر

چهارشنبه 27 دی1385 ساعت
جلسه رسيدگي به اتهامات ابوالفضل جهاندار و مسعود درخشندي، از فعالان دانشجويي صبح روز شنبه، سي‌‏ام دي ماه جاري در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار مي‌‏شود.


محمدعلي دادخواه در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: صبح روز شنبه هفته آينده با حضور در شعبه مزبور به دفاع از اتهامات موكلم مي‌‏پردازم.
وي اتهام موكلانش را «اقدام عليه امنيت ملي» عنوان كرد و گفت: موكلانم در حال‌‏حاضر با قرار بازداشت موقت در حبس به سر مي‌‏برند.
پرونده جهاندار و درخشندي پيش از اين در شعبه 14 بازپرسي دادسراي انقلاب تهران مورد رسيدگي قرار گرفت كه بازپرس پرونده در نهايت براي اين دو فعال دانشجويي قرار مجرميت، صادر و پرونده آنها را با صدور كيفرخواست جهت رسيدگي به شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران ارجاع كرد.

منبع:ایلنا

چهارشنبه 27 دی1385 ساعت
دبيركل سازمان ملل متحد، برنامه هسته‌‏اي ايران را تهديدي براي امنيت بين‌‏المللي توصيف كرد.

به گزارش" ايلنا"، خبرگزاري فرانسه گزارش داد كه بان كي مون پس از گفت‌‏وگو با جرج بوش رييس‌‏جمهوري آمريكا هر نوع اقدام نظامي پيشگيرانه عليه ايران را رد كرد و گفت: ما مواضع يكساني داريم و آن يكي از مسائل مهمي است كه صلح و امنيت جهان را تهديد مي‌‏كند.
بان كي مون افزود: فعاليت غني‌‏سازي اورانيوم ايران مفهوم بسيار جدي و گسترده‌‏اي براي خاورميانه و كل كشورهاي جهان دارد، بنابراين جامعه بين‌‏المللي بايد مانع پيشرفت بيشتر فناوري هسته‌‏اي ايران شود.
وي از مقامات ايران خواست به قطعنامه شوراي امنيت عمل كنند و همزمان براي حل اين مساله با كشورهايي نظير اتحاديه اروپا و اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد وارد مذاكرات ديپلماتيك شود.
بان كي مون در پاسخ به اين پرسش كه آيا كشورهايي كه از سوي برنامه هسته‌‏اي ايران تهديد مي‌‏شوند، مي‌‏تواند اقدام به حمله پيشگيرانه كنند، گفت: اين مساله بايد در شوراي امنيت مورد بحث قرار گيرد.

منبع:ایلنا

چهارشنبه 27 دی1385 ساعت
قائم مقام دبيركل حزب اعتماد ملي:
كساني كه وظيفه دارند احزاب را تقويت كنند عليه آنها شمشير از رو بسته‌‏اند
قائم مقام دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: كساني كه بر اساس قانون اساسي موظف به نهادينه كردن تحزب هستند، شمشير را عليه احزاب از رو بسته‌‏اند.


رسول منتجب‌‏نيا در گفت وگو با خبرنگار "ايلنا"، با تاكيد بر اينكه مسوولين و دولت موظف به اجرا و پاسداري از قانون اساسي هستند، گفت: فعاليت حزبي هم از اصول قانون اساسي است و هم بخشنامه دولت در زمان امام(ره) و دولت مهندس موسوسي بوده است، روح اين قانون بر اين اساس است كه فعاليت‌‏هاي سياسي بايد به صورت جمعي، در چارچوب احزاب و گروه‌‏هاي شناسنامه‌‏دار باشد و هر گونه فعاليت ساسي خارج از آن غيرقانوني است و مسوولان بايد جلوي آن را بگيرند.
وي افزود: دولت طبق قانون اساسي موظف است كه زمينه را فراهم كند كه احزاب بتوانند شكل بگيرند و فعاليت قانونمند داشته باشند، دولت موظف است از حقوق اساسي و اجتماعي مردم دفاع كند كه يكي از اين حقوق فعاليت سياسي و حزبي است.
منتجب‌‏نيا با بيان اينكه جاي تاسف است كه دولت بعد از انتخابات به جاي اينكه در جهت تقويت احزاب عمل كند، به مقابله با فعاليت حزبي و فرهنگي تحزب مي‌‏پردازد، گفت: اينكه از نهادهاي حكومت استفاده حزبي شود و به طور رسمي آنها را جايگزين فعاليت حزبي قلمداد كنند، ظلم به نهادهاي انقلاب و جمهوري اسلامي است.
وي افزود: برخي هيات‌‏هاي سينه‌‏زني، حسينيه‌‏ها، مساجد و نهاد روحانيت را به جاي احزاب قلمداد مي‌‏كنند كه اين خلاف قانون، مغلطه و دور از شان جمهوري اسلامي است.
قائم مقام دبيركل حزب اعتماد ملي، بر تقويت نقش روحانيت، بسيج و مراسم‌‏هاي عزاداري تاكيد كرد و گفت: اينها متعلق به همه هستند و اگر هر كدام وارد فعاليت‌‏هاي سياسي شوند، كاركرد خود را از دست مي‌‏دهد و تضعيف مي‌‏شود. برخي مي‌‏خواهند عزاداري حسيني را وارد جريان‌‏هاي حزبي كنند و بين عزاداران حسيني اختلاف بيندازند، در صورتي كه مسوولان بايد منادي وحدت باشند نه تفرق.
وي افزود: جاي تاسف است كه مسوولان به جاي اينكه مساله را حل كنند، صورت مساله را پاك مي‌‏كنند و به جاي اينكه احزاب را تقويت كنند، با آنها مقابله مي‌‏كنند.

سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي:
نمي‌‏توان بسيج و روحانيت را جايگزين احزاب كرد


حسين مرعشي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: در مقطعي روحانيت در قامت و قالب حزب ظاهر شد اما بعد از مدتي خودشان متوجه شدند كه نبايد در اين قامت در جامعه حاضر شوند و به همين دليل سال‌‏هاست كه جامعه روحانيت مبارز فعاليت سياسي نمي‌‏كند.
وي افزود: به اعتراف آقايان بسيج هم در مقطعي به عنوان حزب عمل كرده است كه اين خلاف فرمايشات امام(ره) است و بسيج نبايد ماهيت حزبي داشته باشد.
مرعشي اظهار داشت: آقايان به جاي اينكه بستر لازم را براي توسعه فعاليت‌‏هاي احزاب باز كنند، با گفتن اينكه احزاب در كشور ما تجربه موفقي نداشته‌‏اند، صورت مساله را پاك مي‌‏كنند.
سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي افزود: در تمام كشورهاي بسته و آزاد، كار سياسي به عهده احزاب است نه اينكه يك روز ماموريت سازماندهي تشكيلات مردمي را به نهاد روحانيت و يك روز به بسيج بدهند.
مرعشي تاكيد كرد: اگر مسوولان نظام در معادلات سياسي، اجتماعي و فرهنگي نقش احزاب را جدي‌‏تر گرفته و آنها را به رسميت بشناسند، احزاب ما هم كاركرد ويژه خود را پيدا خواهند كرد.
وي با بيان اينكه اين افراد چون احساس مي‌‏كنند بسيج در كنترلشان نيست، سعي در ايجاد يك نهاد جديد دارند، گفت: تشكيل رايحه خوش خدمت تجربه موفقي براي دولت نبود و نتوانست پاسخگوي برنامه‌‏هاي آنها باشد، امروز هم با توجه به اينكه دولت بايد پاسخگوي مساله گراني‌‏ها، بيكاري و مسكن باشد، فرصتي براي كار سياسي و خلق نهادهاي جديد به جاي احزاب نخواهد داشت.

 

عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز:
بي‌‏توجهي به احزاب و سخن گفتن از مردمسالاري يك تناقض است

عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز در واكنش به سخنان وزير ارشاد كه تجربه تحزب در كشور را ناموفق خوانده و روحانيت و بسيج را تشكيلات جايگزين احزاب براي حفظ و مشاركت مردم در امور عنوان كرده است، گفت: آنهايي كه به دنبال انكار نقش احزاب هستند، قصد دارند برخي نهادهاي خاص چون بسيج و سپاه را جايگزين احزاب كنند چرا كه با تكيه بر همين قدرت‌‏هاي سازمان‌‏يافته و تشكيلات پنهان توانسته‌‏اند قدرت را كسب كنند.
محمد مقدم در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اينكه بي‌‏توجهي به احزاب و سخن گفتن از مردمسالاري يك تناقض است، گفت: كشوري كه مي‌‏خواهد بر پايه مردمسالاري حركت كند، چگونه مي‌‏تواند نسبت به احزاب كه يكي از اركان تحقق مردمسالاري هستند، بي‌‏توجه باشد.
وي افزود: دموكراسي بدون شكل‌‏گيري احزاب قدرتمند امكان‌‏پذير نيست و مردم نيز بدون حضور احزاب نمي‌‏توانند حضور فعال و فراگيري در عرصه‌‏هاي مختلف داشته و افكار، انديشه‌‏ها، نظرات و انتقادهايشان را به طور واقعي منعكس كنند.
مقدم با تصريح بر اينكه در هر كشوري انديشه مردم از طريق احزاب بروز و ظهور مي‌‏كند، گفت احزاب تنها سكوي مردم براي حضور در عرصه‌‏هاي مختلف هستند و بدون احزاب زمينه‌‏اي براي رشد و ارتقاي نيروها وجود نخواهد داشت.
عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز افزود: تنها هدف و انگيزه كساني كه نقش احزاب را انكار مي‌‏كنند، خلع سلاح طرف مقابل است در حالي كه اين اظهارات با فرمايشات امام(ره) در خصوص عدم دخالت گروه‌‏هاي نظامي در مسائل سياسي و حمايت از گرايش‌‏هاي مختلف سياسي منافات دارد.
مقدم ادامه داد: امام(ره) نيروهاي سياسي را از ورود به مسائل سياسي بر حذر مي‌‏داشتند چراكه معتقد بودند ممكن است آنها با استفاده از قدرتي كه دارند، در مقابل اراده مردم قرار بگيرند.
وي گفت: تاريخ نشان داده است در هر زمان و مقطعي كه نيروهاي نظامي و مسلح به جاي احزاب وارد عمل شده‌‏اند، كشور دچار خودكامگي شده و به قواعد مردمسالاري، دموكراسي و اراده مردم خدشه وارد شده است.
منبع:ایلنا

چهارشنبه 27 دی1385 ساعت


پارلمان فلسطين به‌‏دليل به حد نصاب نرسيدن اعضاي آن تعطيل شد.
آسوشيتدپرس گزارش داد: «پس از تنش‌‏هاي سياسي، مسافرت و خوشگذراني چند تن از نمايندگان فلسطين و دستگيري عده‌‏اي ديگر از آنان توسط مقامات اسرائيلي, پارلمان فلسطين تعطيل شد.»
بنا بر اين گزارش، پارلمان فلسطين امروز ـ‌‏چهارشنبه‌‏ـ پس از چهار ماه تشكيل شد, ولي اين جلسه از پارلمان به‌‏دليل سفر تفريحي عده‌‏اي از نمايندگان به اندونزي لغو شد.
معاون رئيس‌‏پارلمان اسرائيل بر اين باور است كه تعداد نمايندگان به حد نصاب لازم نرسيده است. براي رسميت يافتن پارلمان فلسطين حداقل بايد 67 تن از 132 اعضاي در جلسه حضور داشته باشند.
بسياري از كارشناسان سياسي فلسطين هشداردادند كه تعطيلي پارلمان باعث كاهش نفوذ مقامات دولتي در كشور و گسترش بي‌‏قانوني و فساد مي‌‏شود.
پارلمان فلسطين در سال 1996 ميلادي پس از امضاء قرارداد صلح موقت با اسرائيل تأسيس شد و به مدت 10 سال توسط جنبش فتح به رهبري «ياسر عرفات» اداره مي‌‏شد. سال گذشته اعضاي حماس با پيروزي در انتخابات پارلماني توانستند 74 كرسي را به‌‏دست آورند و كنترل پارلمان را در دست گيرند.
چهارشنبه 27 دی1385 ساعت

وزيرخارجه عربستان سعودي، ميانجي‌‏گري كشورش ميان ايران و آمريكا براي كاهش بن‌‏بست بر سر برنامه هسته‌‏اي تهران را رد كرد.
به گزارش" ايلنا" خبرگزاري فرانسه گزارش داد كه سعود الفيصل در كنفرانس خبري مشترك باكاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا به خبرنگاران گفت: ما هيچ نوع ميانجي‌‏گري در زمينه بن‌‏بست بر سر مساله هسته‌‏اي ايران انجام نمي‌‏دهيم.
با اين حال سعود الفيصل تاكيد كرد: عربستان مايل به ممانعت از مناقشه در منطقه است، در ضمن ايران همسايه ماست، بنابراين واضح است كه اميدوار به ممانعت از هر نوع مناقشه باشيم.
كاندوليزا رايس نيز با اشاره به عدم توجه ايران به قطعنامه شوراي امنيت براي توقف غني‌‏سازي، گفت: مساله بر سر منازعه ايران و آمريكا نيست، بنابراين نيازي به ميانجي‌‏گري نيست.
رايس تصريح كرد: لازم است ايران به درخواست‌‏هاي جامعه بين‌‏المللي پاسخ دهد.
منبع:ایلنا
چهارشنبه 27 دی1385 ساعت
 

كيهان محمدعليان، دانشجوي دانشگاه بوعلي سيناي همدان، از سوي كميته‌ي انضباطي اين دانشگاه به يك ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محكوم شد.

آسو صالح، يك فعال دانشجويي در اين باره به خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، گفت: «اتهام اين دانشجو، شركت در اعتصاب دانشجويان دانشگاه همدان در انجمن اسلامي، تخريب اموال عمومي و اغتشاش عنوان شده است.»

وي افزود: «اين حكم مربوط به اعتراض دانشجويان دانشگاه همدان نسبت به انحلال انجمن اسلامي اين دانشگاه در بهار سال جاري است و پس از تجديدنظر در حكم بدوي كميته‌ي انضباطي كه دو ترم تعليق از تحصيل بود، با اعتراض اين دانشجو به يك ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات كاهش يافت.»

چهارشنبه 27 دی1385 ساعت

 

دکتر حسام فیروزی که چندی است از سوی شعبه ۱۴ بازپرسی دادگاه انقلاب قرار بازداشت وی صادر شده و بند ۳۵۰ اوین منتقل شده بود، از دیروز دوشنبه ۲۵ دی ماه به اندرزگاه ۸ ( بند معتادان مواد مخدر و جانیان) منتقل شده است.
دکتر حسام فیروزی در تماسی که با خانواده خود داشت به شدت از وضعیت بد اندرزگاه ۸ انتقاد کرد. حسام فیروزی گفت در این بند بیش از ۵۰۰ نفر زندانی وجود دارند و مصرف مواد مخدر از قبیل کراک، حشیش و تریاک از مصرف مواد غذایی راحت تر انجام می گیرد. وی در مورد شلوغی این بند گفت: ازدحام جمعیت در هر اتاق به حدی است که بسیاری از افراد تازه وارد من جمله خودم دم در می خوابیم و در هر اتاق بیش از ۵۰ نفر اسکان دارند.
دکتر حسام فیروزی در پایان گفت: وضعیت بهداشت اینجا به شدت نگران کننده است و این موضوع باعث شده که دو روزه دست به غذا نزنم.
گفتنی است دکتر حسام فیروزی، پزشک معالج احمد باطبی و فعال حقوق بشری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده است.

منبع:خبرنامه امیرکبیر

چهارشنبه 27 دی1385 ساعت

 

دانشجويان سراسر كشور در اعتراض به محروميت دانشجويان از حق تحصيل، طوماري را امضا مي‌‏كنند كه در آن خواستار بازگشت دانشجويان ستاره‌‏دار به كلاس‌‏هاي درس‌‏شان شده‌‏اند.

روزبه كريمي, عضو كميته پيگيري وضعيت دانشجويان ستاره‌‏دار در گفت‌‏وگو با خبرنگار “ايلنا”, با اعلام اين خبر گفت: اين طومار از رييس‌‏جمهور, وزير علوم, رييس سازمان سنجش آموزش و رييس هيات گزينش مي‌‏خواهد اجازه بازگشت دانشجويان سه‌‏ستاره به تحصيل را بدهند و به گزينش دانشجويان پايان دهند.
وي با بيان اينكه تاكنون بيش از ۴۰۰۰ امضا جمع‌‏آوري شده است، گفت: مجموعه اين امضاها به كميته پيگيري وضعيت دانشجويان ستاره‌‏دار فرستاده مي‌‏شود و اميدواريم بتوانيم با اين اقدامات زمينه ادامه تحصيل را براي اين دانشجويان فراهم كنيم.
به گزارش خبرنگار “ايلنا”، در اين طومار كه با عنوان «براي دفاع از حق بشري آموزش و ادامه تحصيل براي همه» در دانشگاه‌‏هاي سراسر كشور در حال جمع‌‏آوري امضا است، آمده است: «از دو سال پيش هيات گزينش استاد و دانشجوي وزارت علوم، بار ديگر با حربه گزينش سياسي و عقيدتي دانشجويان، تعدادي از فعالان داشجويي دگرانديش را از تحصيل باز داشت يا با گرفتن تعهدات مختلف با ادامه تحصيل آنها موافقت كرد.
شهريور ماه امسال همزمان با اعلام نام پذيرفته‌‏شدگان نهايي آزمون كارشناسي ارشد، اين تبعيض عقيدتي مشهودتر شد. بسياري از فعالان دانشجويي با گرايش‌‏هاي مختلف به استناد يكي از مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي سال ۶۷ و به بهانه‌‏هاي واهي و بي‌‏اساس «ملتزم نبودن به اسلام» يا «عناد با نظام جمهوري اسلامي» كه در هيچ مرجع قانوني و صالحي اثبات نشده است، تنها پس از دادن تعهد در محل تحصيل يا در دبيرخانه گزينش وزارت علوم موفق شدند كه در دانشگاه ثبت نام كنند.
بنا بر همين رويه ناقض قانون اساسي، حق بشري بر آموزش و ادامه تحصيل و اصول برائت و دادرسي عادلانه، هنوز تني چند از فعالان دانشجويي سراسر كشور علي‌‏رغم كسب رتبه‌‏هاي علمي بسيار خوب در آزمون سال جاري يا سال قبل، به گواهي كارنامه‌‏هاي منتشره در پايگاه اينترنتي سازمان سنجش آموزش كشور، از ادامه تحصيل محرومند كه عبارتند از: سعيد اردشير، مهدي اميني‌‏زاده، زهرا جاني‌‏پور، حامد حسن‌‏دوست، فرهاد ذات‌‏علي‌‏فر، روزبه رياضي‌‏مقدم، سالار ساكت، غريب سجادي، پيمان عارف، حنان عزيزي بني‌‏طرف، محسن فاتحي، ياشار قاجار، سيامك كريمي و شورش مرادي.
ما امضاءكنندگان اين نامه ضمن محكوميت تبعيض روا داشته‌‏شده در حق دوستانمان، از نهادهاي ذيربط وزارت علوم، سازمان سنجش آموزش كشور و هيات گزينش استاد و دانشجو و نيز شخص رييس‌‏جمهور به عنوان مسوول اجراي قانون اساسي مصرانه مي‌‏خواهيم زمينه بازگشت فوري و رسمي نام‌‏بردگان را به كلاس‌‏هاي درس فراهم كنند. همچنين نسبت به خطر احياي گزينش‌‏هاي عقيدتي و سياسي براي آزادي‌‏هاي اساسي و آكادميك، روحيه و انگيزه نسل جوان و به‌‏ويژه زندگي و سرنوشت تك تك دانشجويان كشور هشدار مي‌‏دهيم.»

چهارشنبه 27 دی1385 ساعت

 

Image and video hosting by TinyPic

 

دربرابر هر تیری که استبداد بر سینه ملت میزند و هر گرزی که به سرها می کوبد سینه ها

 فراختر و سرها بلندتر می شود. ضربات وارده سوزناکتر و شدیدتر به خودش بر می گردد ...

بخش دوم مدافعات

 

یک روز دکتر سیاسی مرا به دبیرخانه دانشگاه خواستند و خصوصی صحبت می کردند

 می گفتند اوضاع را که می دانستید، این چه کاری بود که کردید و این نامه و اعتراض

 چه فایده ای داشت؟ گفتم بلی من هم خوب می دانستم که نتیجه عملی ندارد و

جلوی قرارداد کنسرسیوم را نخواهد گرفت اما اینکار را کردم فقط برای اینکه بعدها پسرم

نگوید پدرم مرد پفیوز و بی غیرتی بود ... نسل های بعد ایران مایوس از خون و نژاد

خود نباشند و نگویند نهضت عظیمی چون ملی کردن نفت در این مملکت به پا شد بعد

 کودتا و اوضاعی پیش آمد، تمام آن اقدامات و افتخارات را به باد داد ولی صدا از هیچکس

 درنیامد ... ما آن کار را کردیم تا در آن روزگار نمی دانم 10 سال دیگر 100 سال دیگر یا چه

وقت خواهد بود ایرانی امید و اعتمادی به خود داشته و شاید حرکتی بنماید.

مدافعات صفحه 109

 

حال که چنین خلاف حقی تکرار شده است، آیا جا ندارد به اقتضای اسلام و انصاف، برای

آبروی انقلاب و دلخوشی و تامین خدمتگزاران مشغول به کار، از آقای امیرانتظام دعوت

نمایید در صحنه تلویزیون حاضر شده نسبت به اسناد و اتهامات وارده به مردم توضیح دهد

 و از خود دفاع کند؟ چه بسا آنچه به عنوان جرم و خیانت به صورت یک طرفه ارائه گردیده

است سند برائت و خدمت باشد.

کیهان بهمن 58

 

ما مصدق را به عنوان یگانه رئیس دولتی که در طول تاریخ محبوب و منتخب واقعی اکثریت

 مردم بود و قدم در راه خواسته های ملت برداشت، توانست پیوند بین دولت و ملت را

 برقرار سازد و مفهوم واقعی دولت را بفهماند و به بزرگترین موفقیت تاریخ اخیر یعنی شکست

استثمار نائل شود، تجلیل می کنیم.

 

برگرفته از صرصر

چهارشنبه 27 دی1385 ساعت

 

 

در حالی که تنها مدت کوتاهی از بازگشایی مجدد انجمن اسلامی

دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد نگذشته بود حکم تعلیق مجدد این تشکل ازسوی هیئت

نظارت

بر تشکل های اسلامی این دانشگاه  رویکرد اقتدارگرایانه دولت نهم در برخورد با

تشکل های مستقل دانشجویی را بیش از بیش نمایان کرد.

در این میان انجمن اسلامی علوم پزشکی شهرکرد براساس

  اتهاماتی محکوم

به تعلیق گردید که بر اساس هیچ یک از قوانین و آیین نامه های تشکل های

اسلامی دانشجویان تعریف نشده است و این خود نشان دیگری از قانون

 گریزی و قانون ستیزی در جهت  برخورد با نیرو های فعال دانشجویی و

تشکل های مستقل دانشجویی  می باشد.

البته به نظر می رسد که این حرکت تنها گوشه ای از یک پروسه

 از پیش

طراحی شده در جهت در تنگنا قرار دادن کلیه تشکل های غیر همسو در

دانشگاه های کشور است که نشانه هایی از این حرکت نیز در

 دانشگاه شهرکرد و آن هم از سوی برخی مسئولین رادیکال در

 جهت رسیدن

 به اهداف شخصی و جناحی و دستیابی به مناصب و مشاغل

 بالاتر ، به

 چشم می خورد.

ستاره دار کردن دانشجویان و عدم ثبت نام فعالین دانشجویی و اخراج

دانشجویان در حال تحصیل از دانشگاه ها و صحبت های در نوع خود

جالب وزیر علوم آن هم در جایگاه وزارت و بیان انواع اتهامات و

 افتراهای بی جا به دانشجویان و تکرار ضد و نقیض گویی های

وی درباره وجود یا

عدم وجود دانشجویان سه ستاره ، خود مهر تایید دیگری

بر این حرکات

قهر آمیز نسبت به دانشگاه و دانشجویان می باشد.

حال این سئوال مطرح می گردد که آیا مشکلات فراوانی که

در زمینه های

مختلف صنفی- آموزشی- علمی و فرهنگی که از شروع سال تحصیلی

جاری تا کنون گریبانگیر دانشگاه ها و دانشجویان بوده است بر طرف گردیده 

و مسئولین اکنون به تنها مشکل باقی مانده  که همانا برخورد با

 دانشجویان فعال و تشکل های مستقل دانشجویی است ، 

 پرداخته اند؟

عدم پرداخت وام تحصیلی به دانشجویان در نیم سال اول

تحصیلی ،به قهقهرا رفتن

کلیه فعالیت ها فرهنگی ، مشکلات عدیده ی آموزشی ، وضعیت نامناسب

 وناامید کننده سلف سرویس ، آماربی سابقه ی بیش از دهها خودکشی

دربین دانشجویان دانشگاه های کشور، وجود آمار بالای اعتیاد

 در بین دانشجویان دانشگاه ها ، وابستگی شدید سیستم

 اجرایی دانشگاه ها

 به نهاد های غیر مربوطه ی خارج از دانشگاه و دخالت های  بی جای 

 این نهاد ها در امور دانشگاهی ، تنها گوشه ای از مشکلات موجود در

دانشگاه های کشور می باشد

اما اکنون که کشور در ورطه بحران های بین المللی و تحریم

خطرناک و

هشدار دهنده سازمان ملل قرار گرفته است به نظر می رسد که   تنگ تر

نمودن حلقه ی فشار بر جامعه و دانشگاه فضای

 داخلی را نیز بیش از پیش ملتهب و متشنج نموده است.

لذا انجمن اسلامی دانشگاه شهرکرد بهعنوان تنها پایگاه مستقل دانشجویی

در این دانشگاه ضمن بیان هشدار خود نسبت به وقایع اخیر بیان می دارد که

هرگونه برخورد قهر آمیز و رادیکال نسبت به دانشجویان و تشکل های مستقل

 دانشجویی می تواند سبب ساز حرکات رادیکال و غیرقابل کنترل در فضای ملتهب

 کنونی گرددو این در حالی است که این گونه حرکات در خوشبیانه ترین

حالت نیز منافع هیچ گروه و شخصی را متضمن نخواهد بود.

سه شنبه 26 دی1385 ساعت

طرح پنتاگون برای حمله موشکی به ایران!

یک فرمانده عالی رتبه نیروی دریایی روسیه می گوید تغییر محل استقرار زیردریایی‌های اتمی آمریکا به نزدیکی آب‌های ساحلی ایران در خلیج فارس نشانگر این است که طرح‌های نظامی پنتاگون برای این منطقه تنها شامل اعمال کنترل بر ناوبری دریایی در خلیج فارس نبوده و به احتمال قوی حمله به «هدف‌های ایرانی» را درپی‌ خواهد داشت.

به گزارش خبرگزاری روسی اینترفاکس، دریاسالار ادوارد بالتین فرمانده پیشین ناوگان روسیه در دریای سیاه روز یکشنبه با بیان این موضوع گفت: «تحرکات اخیر نظامی آمریکا نشان می دهد که ایالات متحده هیچگاه انجام اقدام نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران را از نظر دور نداشته و حضور زیردریایی‌های چندمنظوره در خلیج فارس می‌تواند بیانگر آماده‌شدن برای انجام چنین کاری باشد». 

به گفته این دریاسالار روس هم‌اینک چهار زیردریایی آمریکایی در خلیج فارس حضور دارند که تاکنون تنها وظیفه کنترل عبور و مرور نفتکش‌ها در خلیج فارس و دریای عمان را بر عهده داشته‌اند «ولی ممکن است در آینده به آنها گفته شود که مانع از ورود کشتی‌های تجاری به آب‌های ایران شده و یا به سوی اهداف مشخصی در ایران موشک پرتاب کنند».

این فرمانده عالی‌رتبه ارتش روسیه با اشاره به اینکه آمریکایی‌ها بارها نشان داده‌اند که «شکیبایی‌شان نامحدود نیست» گفت: «تصادم زیردریایی آمریکایی و کشتی ژاپنی نشانگر اینست که ظاهرا فرمانده زیردریایی تا اندازه‌ای بر روی ماموریت نظامی خود تمرکز کرده که رعایت استانداردهای ایمنی دریانوردی را از یاد برده بوده‌است».

روز جمعه یک زیردریایی اتمی آمریکا با یک نفتکش ژاپنی در تنگه هرمز برخورد کرد، حادثه‌ای که نگرانی کشورهای دیگر را از افزایش حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس به همراه داشت.

منبع:آفتاب

سه شنبه 26 دی1385 ساعت


دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شهركرد رسيدگي به بحران هويت تشكل‌هاي دانشجويي را ضرورت تشكيل پارلمان دانشجويي دانست و اظهار داشت: «پارلمان دانشجويي با حفظ منافع عمومي دانشجويان بايد در مقابل فشارهاي موجود در دانشگاه‌ها مقاومت كرده و دموكراسي، حقوق بشر و آزادي را در دانشگاه محقق كند.»

احسان محمدي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پارلمان دانشجويي را مفيدترين سازمان براي رسيدگي به مساله سازماندهي تشكل‌هاي دانشجويي دانست و تاكيد كرد: «پارلمان دانشجويي مدينه فاضله‌اي براي دانشگاه است كه به دليل نبود زمينه لازم براي ايجاد اين پارلمان در دانشگاه، صحبت از تشكيل آن توهمي بيش نيست.»

وي يكي از وظايف پارلمان دانشجويي را انعكاس فضاي حاكم بر دانشگاه به جامعه خواند و تصريح كرد: «از آن‌جا كه پارلمان دانشجويي از نمايندگان دانشجويان تشكيل شده است، مي‌تواند با انعكاس فضاي حاكم بر دانشگاه به جامعه، هزينه‌هاي فعاليت‌هاي دانشجويي و آسيب‌هاي وارده به دانشجويان را كاهش دهد.»

محمدي، شرط تداوم پارلمان دانشجويي را استقلال و عدم نگاه سياسي و جناحي عنوان و خاطرنشان كرد: «رمز حيات و دوام تشكل‌هاي دانشجويي، استقلال آنهاست، بنابراين در صورت عدم تأثيرپذيري از شرايط سياسي حاكم بر جامعه، تداوم پارلمان دانشجويي ميسر خواهد شد.»

وي با تاكيد بر تكثر هويت‌هاي مختلف در پارلمان دانشجويي اظهار داشت: «پارلمان دانشجويي با تصويب اساسنامه و مرامنامه توسط تمامي تشكل‌هاي موجود در اين پارلمان مي‌تواند با دسترسي به وحدت آراء فعاليت‌هايش را در جهت رسيدن به منافع دانشجويان تحقق بخشد.»

دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شهركرد در پايان با بيان اينكه متوليان دانشگاه و ساختار حكومتي بايد شرايط لازم را براي ايجاد پارلمان دانشجويي فراهم كنند، گفت: «انتخاب مديري عادل و منتخب از تمامي تشكل‌هاي دانشجويي مي‌تواند عدالت را در پارلمان دانشجويي محقق كند، چراكه عدالت معياري براي حفظ هويت اين پارلمان است.»

منبع:ایسنا

سه شنبه 26 دی1385 ساعت
 
کیانوش سنجری 
تنها بيست دقيقه کافی بود تا به من تفهيم شود که از اين پس، يعنی ازهمين امروز، از همين حالا ديگر حق ندارم نوشته ای بر ضد حکومت توی وبلاگ ام بنويسم، و حق ندارم در مواردی که به سياست مربوط می شود با راديو تلويزيون ها مصاحبه کنم؛ من ديگر هيچ حقی ندارم. لحن کلام تاکيدی بود و بسيار قاطع!

گفته شد بايد سکوت کنم. مانند آقا و خانم فلانی که از زندان در آمده اند و زيپ دهانشان را کشيده اند. گفته شد راه ديگرش اين خواهد بود که دوباره برم گردانند به زندان، همان جايی که تا همين چند هفته ی پيش درونش زندانی بودم. لحن کلام تاکيدی بود و بسيار قاطع!

گفته شد کاسه ی صبرشان لبريز شده. تفهيم شد که اين قدرت است که به من امر می کند، اين زور است، اين اجبار است. لحن کلام تاکيدی بود و بسيار قاطع!

"اما نوشتن توی وبلاگ، يعنی وبلاگ نويسی همراه با کوشش های انسانی مربوط به حقوق شهروندی و حقوق بشر، تنها روزنه ی باقی مانده برای نفس کشيدن ِ من است. من بدون اين روزنه خفه می شوم. اين حق من است که بنويسم، که حرف بزنم، که انتقاد کنم. من حقيقت را نوشته ام، من حقيقت را گفته ام!"
تفهيم شد که همه ی حرف ها را نبايد زد، همه ی حقيقت را نبايد ديد، همه ی حقيقت را نبايد نوشت. لحن کلام تاکيدی بود و بسيار قاطع!

تفهيم شد که اگر غير از اين رفتار کنم: "عشق تاوان دارد، اين طور نيست؟". من منظورش را به روشنی دريافتم.

مجرای تنفسی ام تپه کرده از بغض، راه نفس کشيدنم مسدود شده، چشم هايم نمناک شده. اين بغض نشت کرده به درون رگ های بدنم و در ساحل قلبم پهلو گرفته. همه ی وجودم پر شده از بغض. غم. يک غم پر وزن و عميق. دهشتبار. سخت. رسوب غم. سرب غم. از بعد ازظهر ديروز تا اکنون سايه بی نهايت سنگين غم بر روی زندگی ام گسترده شده. من به بيماری غم مبتلا شده ام. اين بر شمردن ِ "ديگر هرگز نمی توانم ها" کلافه ام کرده است:
من ديگر نخواهم نوشت. چون من جز حقيقت چيز ديگری برای نوشتن و بازگو کردن ندارم. ديگر چه چيزی وجود دارد که من را مفتون سازد؟
من ديگر حق ندارم فعاليت های سابق ام را ادامه بدهم. من ديگر حق ندارم از مشکلات زندانيان سياسی، يعنی هم بندی های سابق ام حرفی بزنم و مطلبی بنويسم. من ديگر حق ندارم بنويسم که مهرداد لهراسبی هفت سال است، بی گناه و بی تفاوت زندانی شده، درون زندان بيمار شده، بايد از زندان بيرون بيايد، بايد بيايد به مرخصی، پول ندارد، وثيقه ندارد، کس و کار ندارد.
من ديگر حق ندارم تعريف کنم که چه پيشامدی برايم رخ داده و چگونه با من برخورد شده و چرا؟
من ديگر حق ندارم توی وبلاگ ام بنويسم و يا در گفتگو با رسانه ها بگويم که يک ماه و نيم سلول انفرادی يعنی چه؟ يعنی زنده زنده دفن شدن. که نبايد بگويم اين را. من حق ندارم بگويم اين را. من هيچ حقی ندارم.
اگر دوباره بنويسم و اگر دوباره حرف بزنم، اين ديوار های زندان خواهد بود که دوباره مرا در بر خواهد گرفت. اين هشداری بود که به من تفهيم شد.

يک جايی خوانده بودم که شادی ِ بی نهايت با شهامت بی نهايت به دست می آيد. دارم با خودم سبک سنگين می کنم که آيا من شهامت ِ به دست آوردن اين شادی را دارم؟ "مادرم چه می شود؟ بيماری اش؟ تنهايی اش؟"

زندان يک اتفاق دهشتبار در زندگی من بوده. من از آغاز جوانی، از دورانی که هنوز دانش آموز بودم، سيلی خوردن، رنج بردن و گريستن درون تنهايی ِ سلول ها را تجربه کرده ام. سال ۱۳۷۹. سال ۱۳۸۰. سال ۱۳۸۱. سال ۱۳۸۳. سال ۱۳۸۴. و امسال، سال ۱۳۸۵. مجموعا ۹ ماه سلول انفرادی و يک سال زندان عمومی. بازداشتگاه ۵۹ سپاه. بند ۲ سپاه. بند ۲۴۰. بازداشتگاه توحيد. بازداشتگاه ۲۰۹. و چند تا جای ديگر. اتهام: عضويت در گروه غير قانونی جبهه دمکراتيک، سخنگويی گروه غير قانونی جبهه متحد دانشجويی، شرکت در مراسم سياسی غير قانونی، نوشتن، حرف زدن، بازگو کردن حقيقت. اين همه ی اتهام من بوده. اما شايد اگر بخواهم اعداد و ارقامی که برشمردم را به سبک فيلسوف ها تفسير و تعبير کنم، بايد بگويم دنبال شادی بی نهايت می گشتم. يک شادی که خيال می کنم درون پيله ی حقيقت پنهان شده است؛ آزادی، رهايی، و نهايتا شادی. يک شادی بی نهايت و خواستنی. يک لذت چشيدنی. يک آغوش گرم و مهربان. يک اطمينان.
و من سعی داشتم "بی تفاوتی"ام را استفراغ کنم. دست به يک انتخاب اخلاقی زدم. خيال می کردم اين طوری می توانم از "هيچ" بودن فاصله بگيرم. حالا بايد دوباره دست به يک انتخاب بزنم. سرنوشت هفت هشت سال آينده ی من بستگی به اين انتخاب دارد. "دست کم ۸ سال زندان." لحن تاکيدی بود و قاطع!

يک اعتراف صادقانه؛ هر جور که فکر می کنم می بينم دلم نمی خواهد به زندان بازگردم. يعنی آنقدر گرفتاری دور و برم ريخته شده که حتی آرامش ِ در زندان ماندن و رنج بردن را از من سلب کرده است. اما بايد رو راست تر باشم. درست است که گرفتاری های زيادی هست که زندگی ام را فلج کرده و قدرت تصميم گيری درست را از من گرفته ( مانند مادرم که بيمار است و تنهاست و هزار جور گرفتاری دارد)، اما شايد اين دليل قانع کننده ای برای به زندان بازنگشتن نباشد. يعنی بايد اعتراف کنم که از در زندان ماندن و رنج بردن خسته شده ام؟ خب راستش بعضی وقت ها توی سلول حس می کردم يک جوان ايرانی بدبخت هستم – البته اين احساس بدبختی حاصل فشار بازجويی ها و سلول انفرادی بود – و به همين خاطر اشکم سرازير می شد. می زنم زير گريه. در آن لحظه احساس ناتوانی همه ی وجودم را پر می کرد. يک جور خلا، نقصان، عدم اطمينان و شک. شک می کردم به راهی که رفته ام. شک می کردم به درستی انتخاب اخلاقی ام. شک می کردم به بودنم، به هستی ام. اما همه ی اين شک کردن ها آفريده ی تخيلم بود، وقتی که لای ديوارهای سلول له می شدم، مچاله می شدم.
اما حالا که بيرون از زندان هستم هيچ شکی ندارم که راهی که رفته ام درست بوده؛ حقوق بشر، آزادی و عدالت مفاهيمی هستند درخور احترام و شايسته ی جستجو. درست مانند دروغ نگفتن، همسر را کتک نزدن، دزدی نکردن، شرافتمند بودن. اما لحن کلام تاکيدی بود و بسيار قاطع!

کيانوش سنجری
سه شنبه 26 دی1385 ساعت

رويتر در گزارشي مدعي شد: ايران از عربستان درخواست كرده است به فرو نشستن تنش ميان جمهوري اسلامي و آمريكا كمك كند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اين خبرگزاري به نقل از يك مقام سعودي آورده است: علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران نامه‌هايي را از جانب مقامات ايران به ملك عبدالله، پادشاه عربستان تسليم كرد.

اين مقام كه به نامش اشاره‌اي نشده است ادعا كرد ايران از مقامات سعودي خواسته است يك پيام حسن نيت را براي واشنگتن ارسال كنند.

وي بدون اشاره به هرگونه جزيياتي مدعي شد كه ايران تمايل دارد عربستان سعودي كه از متحدين منطقه‌اي مهم آمريكاست به كنار هم گذاشتن عقايد ميان ايران و واشنگتن كمك كند.

اين گزارش حاكي است: اين نامه كه در زمان بروز تنش بر سر نقش ايران در عراق و برنامه‌ي هسته‌يي تهران مطرح شده است ساعاتي پيش از ورود كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا به عربستان براي انجام مذاكراتي درباره‌ي عراق و تلاشها براي احياي صلح ميان فلسطيني‌ها و اسراييلي‌ها (صهيونيست‌ها) ارايه شد.

به گزارش رويتر رايس امروز (سه‌شنبه) مذاكراتي با مقامات سعودي انجام مي‌دهد كه انتظار مي‌رود بر محور عراق و بن بست غرب و ايران بر سر برنامه‌ي هسته‌يي متمركز باشد.

اين در حالي است كه هنوز خبر رسمي از سوي مقامات كشورمان درباره جزئيات و اهداف سفر دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان به عربستان منتشر نشده است

منبع:ایسنا

دوشنبه 25 دی1385 ساعت

 

بیستم دی ماه ، سالگرد شهادت" امیر کبیر " آغازگر اصلاحات عمیق سیاسی ، اقتصادی ، علمی ، فرهنگی و اجتماعی ، مدافع استقلال ويكپارچگي کشور و خدمتگزار راستین مردم است.
در جامعه دینی ودرعین حال استبدادزده ای زندگی میکنیم که مناسبات و اخلاقیات فردی و اجتماعی ، آداب و سنن تاریخی ، فرهنگ سیاسی و حکومتی و فرهنگ عمومی آن همگی تحت تاثیر غلبه احساسات و عواطف بر عقلانیت ! و توجیه شرعی مسائل ! و در اسارت عادت ها و آفت هائی چون رودربایستی و تعارف ! ، دوروئی و دروغ ! ، محظورات اخلاقی و ماخوذ به حیا شدن ! ، سکوت و مصلحت گرائي ! ، خود سانسوری و عافیت اندیشی ! ، فرد گرائي وانزوا ! ، ریا و تظاهر و دین فروشی ! ،غيبت و تهمت و تكفير! ، بدگوئي و سعايت ! ، سوء ظن و توهم توطئه ! ، جمود وتعصب ! ، تحجروخشونت ورزي ! ،تخطئه و فرافكني ! ،خود شيفتگي و عدم اعتماد به ديگران ! ،استبداد و ديكتاتوري ! ،غلو و گزافه گوئي ( خالي بندي ! ) ، تنگ نظري و ظاهرگرائي ! ، عوام زدگي و عوام فريبي ! ،خرافه گرائي و ابتذال ! ، پاك كردن صورت مسئله بجاي حل آن ! ، چاپلوسی و تملق ( پاچه خواری ! ) ، مقام پرستی و رانت خواری ( آقازادگی ! ) ، فساد اداری و مالی ! ، نان را به نرخ روز خوردن ( فرصت طلبی !) ، اطاعت کور کورانه ! ، ذلت پذیری و بردگی قدرت !!؟؟ و ....قرار داشته است.در چنین اوضاع فرهنگي و اجتماعي وتاريخي وانفسائی ست که به شخصیت اسطوره ای این دولتمرد بزرگ تاریخ معاصر ایران پی می بریم .

*****
حال يادداشتي از " امير" كه مستقيماً ناصرالدين شاه را مخاطب قرار ميدهد بخوانيد. اين متن شاهدي ست بر اصول گرائي واقعي ( ونه مجازي! ويا ادعائي!) " امير" و اينكه به حق شايستگي شهادت و هنر" ميهما ني باغ فين" را داشته است ! :

" قربانت شوم
الساعه كه درايوان منزل با همشيره همايوني به شكستن لبه نان مشغولم ،

خبر رسيد كه شاهزاده موثق الدوله حاكم قم را كه بجرم رشاء و ارتشاء معزول

 كرده بودم به توصيه عمه خود ابقاءفرموده و سخن هزل برزبان رانده ايد. فرستادم

 او را تحت الحفظ به تهران بياورند تا اعليحضرت بدانند كه اداره امور مملكت با

توصيه عمه و خاله نمي شود .
زياده جسارت است تقي "

اين هم عين دستخط امير :


مهلت دو ماهه شورای امنیت سازمان ملل متحد در قطعنامه 1737 تا 2

/12/85

به پایان می رسد و در ادامه این روند باید در انتظار تحریم ها و مجازات ها ی

 بعدی باشیم ! البته جشن ها و خبرهاي خوش هسته ای!! دهه فجر انقلاب

در پیش است و ما نیز به انتظار! هر شب شاد! و خندان ! به تماشای

" باغ مظفر!! " نشسته ایم !

گر چه " راه امیر" هنوزهم ادامه دارد ! ولی فاصله راه ما از راه امیر به اندازه

فاصله باغ فین" تا " باغ مظفر"

یا فاصله " کعبه " تا " ترکستان " ( نه ترکمنستان !) است !

" ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی = این ره که تو میروی به

ترکستان است"

مصطفی معین

منبع:وبلاگ دکتر معین

دوشنبه 25 دی1385 ساعت

جمعی از نویسندگان، روزنامه نگاران و فعالان سیاسی با صدوربيانيه اي خواستار پایان دادن به دستگیری و بازداشتها در كردستان شدند.

متن این بیانیه در ادامه می آید:
حقیقت مهم آن است که تنها از طریق تشریک سیاسی و همکاری میان قدرت و جامعه می توان حقیقت را به جامعه بازنمایاند و از طریق مدنیت عقلانی, به مشخصه های کیفی دست یافت. سرشت حیات سیاسی و در کنار آن, اقتدار سیاسی در عصر کنونی ,مشروعیت به بند کشیدن انسان ها به خاطر اندیشه های ایشان را نپدیرفته است و نخواهد پذیرفت و اداره نظام ها نیز بر این بنیان, تنها ناظر به مفهوم خاصی از مهار و نه حاکمیت خواهد بود.

ما بر این باور هستیم که اگر بتوان علل رویداد را یافت می توان بر ماهیت رویداد نیز شناخت پیدا کرد و این بدان معناست که مفهوم فهمیدن, ارتباط تنگاتنگی با مفهوم تعامل دارد و امکان این تعامل نیز عنصری بنیادین در ساخت قدرت سیاسی است. بنابراین باید با عقلانی نمودن حلقه های رابط مفهومی میان قدرت و جامعه, معیارهایی برای یک تبیین معتبر و معناپذیر از حقیقت ارایه نمود.

به باور ما اگر برای ساختن و یا بهبود هر ساختی شیوه ی درستی وجود دارد در امور اجتماعی و سیاسی نیز شیوه ی درستی هست که در ذات موضوع مورد نظر و در سرشت آن وجود دارد. در این میان, طلب کردن اهدافی که به اقتضای طبیعت امور مطلوب نیستند ممکن است منبع آغازین برای تعارض و ناسازگاری در جامعه باشند و آرزوی نیل به اهداف انحصاری نیز در کنار آن, جامعه ای را با تهدید از دست رفتن نظم موجود روبرو خواهد نمود.

استفاده از ابزارهای از پیش آزموده, خواسته و ناخواسته, دانسته و نادانسته و اختیاری و غیراختیاری, جامعه را به سوی آینده ای نامعلوم و رها از تدبیر خواهد راند و به ظهور آینده ای خواهد انجامید که داوری درباره ی ارزش ها و شایستگی ها را در آن دشوار و بعضا غیر ممکن خواهد نمود.

از نگاه ما با رشد و بلوغ انسان ها, حقیقت با غلبه بر جهل و تنگ نظری و منفعت طلبی ها, نهایتا بر تصمیماتی که در ذات آن, قدرت و زور وجود دارد غلبه خواهد کرد و بخش اعظم حیات سیاسی, به عقلانیتی مبدل خواهد گشت که در آن سیاست بر مبنای معیار صریح و واقعی و بیطرفانه ی کارایی و توانایی, بنیاد گذارده خواهد شد.

از این منظر مدعی هستیم که بازداشت و محکومیت و تشدید فشارها بر فعالان سیاسی و مدنی, هرگز یک راه حل قطعی برای بازگشت تندرستی سیاسی و اجتماعی به جامعه نبوده و نخواهد بود. تلقی ما از بازداشت های اخیر نویسندگان, روزنامه نگاران, فعالان سیاسی و مدنی و ارزیابی آن در کنار تشدید فشارها, موید این باور است که هیات حاکمه در کردستان, اکنون با مواضعی ارزشی مواجه است که ناسازگار و بعضا متضاد نیز هستند. موج گسترده ی بازداشت ها و

تشدید فشارهای اخیر از نگاه ما تنها مبتنی بر یک حکم ارزشی مورد ادعای یک طرف و نه مساله ی تعیین راهکار بهینه برای دستیابی به هدفی معین و مبتنی بر حقیقت و واقعیت است.

بازداشت و محکومیت نویسندگان, روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی در مناطق کردنشین, هرگز یک راه حل قطعی برای مسایل سیاسی و اجتماعی کردستان نبوده است و نخواهد بود بنابراین به مانند استدلال های علمی, در استدلال های سیاسی نیز باید به دنبال معیارهای معتبر و حقایق تحقق پذیر بود.

ما امضا کنندگان این بیانیه,دگرباره و دوصد باره یادآوری می کنیم که اگرچه دور انسان ها را می توان حصار کشید اما هرگز نمی توان دور اندیشه ها را حصارکشی کرد. بازداشت انسان ها به خاطر اندیشه های ایشان برای نیل به اهدافی عاری از ارزش, دیر زمانی است قابلیت خود را از دست داده و تنها بازتاب ارزش های انحصارگرایی است که آن اهداف را تعیین کرده است. باشد تا با ارزش گذاری به خرد و پرهیز از قالب اندیشی های هنجاری, به استقرار نظام حقیقت یاری رسانیم.


1.بهزاد خوشحالی

2.بهمن توتونچی

3.سیمین چایچی

4.بهاالدین ادب

5.جلال جلالی زاده

6.محمد علی توفیقی

7.صلاح خدیو

8.بهرام ولدبیگی

9.محمد صدیق کبودوند

10.علیرضا خانی

11.پیمان یاریان

12.انور ساعد موچشی

13.فریاد شیری

14.صباح نصری

15.وریا ساعد موچشی

16.لیلا مدنی

17.امین مدنی

18.آکو کردنسب

19.خسرو کردپور

20.سوران سلیمی

21.سوران حسینی

22.مجید حکیمی

23.شهاب شیخی

24.فرشاد دوستی پور

25.سعدون مازوجی

26.آوات باریکیان

27.محمد حق مرادی

28.اقبال رشیدی

29.افشین شیخ الاسلامی

30.سیروان احمدی

31.نوید خاوری

32.فاتح بادپروا

33.مختار هوشمند

34.حسن صالح زاده

35.امید احمد زاده

36.نشوان نادری

37.عدنان حسن پور

38.مظفر خصبی

39.حسین حیدری

40.دانا منوچهری

41.عرفان حسینی

42.عدنان حسینی

43.مسعود بیننده

44.ایمان سرخابی

45.حامد چاوشین

46.ایرج قادری

47.احمد حبیبی

48.بهروز داروند

49.کاوات شیخ الاسلامی

50.احسان احمدی

51.پیمان نعمتی

52.یاسر گلی

53.محمد بهرامی

54.عبدالسلام نباتی

55.سه رکاو غفاری

56.محمد نیکخواه

57.آکو قیصری

58.آرش صالح

59.آسو صالح

60.مختار زارعی

61.محمد امینی

62.دلیر بایدگل

63.میدیا توحیدی

64.غفور محمدی

65.سامان رسول پور

66.زینب بایزیدی

67.ابراهیم قربانی

68.خه بات مفاخری

 

منبع:امروز

دوشنبه 25 دی1385 ساعت
 

نشريه دانشجويي «طعم آزادي» به مدير مسئولي علي کارگر توقيف شد.

اين نشريه دانشجويي که در دانشگاه صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک تهران) منتشر مي شد، پيش از اين و در ابتداي مهر ماه به اتهام انکار ولايت فقيه و توهين به احمدي نژاد از سوي کميته ناظر بر نشريات دانشجويي، حكم «توقيف موقت به مدت سه ماه» دريافت كرده بود.

هر چند طبق قانون، پس از صدور و تاييد اين حکم، توقيف نشريه دانشجويي «طعم آزادي» در دي ماه به پايان مي رسيد، اما پيش از انتشار مجدد اين نشريه به دستور روزبهاني، مدير کل فرهنگي دانشگاه، به طور دايم توقيف شد.

به نظر مي رسد توقيف مجدد نشريه دانشجويي طعم آزادي به علت وصول شكايتي جديد به كميته ناظر بر نشريات و عدم حضور مديرمسئول اين نشريه براي دفاع از خود باشد.

اين در حالي كه به گزارش خبرنگار خبرنامه اميركبير، علي كارگر، مدير مسئول اين نشريه و عضو انجمن اسلامي اميركبير، چندي پيش بر اثر حادثه رانندگي شديدا مصدوم شده و هم اکنون نيز در دوران نقاحت به سر مي برد. علي كارگر به علت مصدوميت شديد، امکان حضور در دانشگاه و دفاع از اتهامات وارده را ندارد.

گفتني است که نشريه دانشجويي «طعم آزادي» در حوزه هاي مرتبط با دموکراسي، حقوق بشر و پيگيري مطالبات صنفي و سياسي دانشجويان منتشر مي شد.

مديريت دانشگاه صنعتي اميرکبير که چندي پيش با شکست در انتخابات نمايندگان نشريات دانشجويي، در اجراي پروژه اي ديگر براي محدوديت فعاليت هاي دانشجويي ناکام مانده بود، اکنون به نظر مي رسد با ايجاد سياست توقيف نشريات دانشجويي، تلاش وافري را براي جلوگيري از انعکاس اخبار واقعي در دانشگاه بکار بسته است

منبع:خبرنامه امیرکبیر

دوشنبه 25 دی1385 ساعت
 
کمیته حقوق بشر سازمان دانش اموختگان ایران با صدور اطلاعیه ای نسبت به نقض حقوق و ادامه بازداشت دکتر کیوان انصاری عضو این سازمان ، خیرالله(سعید) درخشندی و ابوالفضل جهاندار اعتراض کرد در این بیانیه آمده است:

وضعیت حقوقی مبهم وادامه بازداشت غیرموجه آقایان دکتر کیوان انصاری، خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندار، علاوه بر نقض مکرر و شدید حقوق انسانی ایشان، موجب نگرانی ناظران حقوق بشری و همچنین این کمیته شده است.

هر سه این بازداشت شدگان پیش از این از فعالان دانشجویی – سیاسی بوده اند و از جمله آقای دکترکیوان انصاری که از اعضای سازمان دانش آموختگان ایران نیز می باشد همواره در جهت دفاع از حقوق بشری و شهروندی، هموطنان خود کوشا و موثر بوده اند .

نوع فعالیت های اجتماعی و سیاسی کیوان انصاری ، خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندار، در گذشته که در مقام انتقاد نسبت به عملکردحاکمیت بوده است این باور را نزد کمیته حقوق بشر سازمان تقویت می کند که انتقاد از عملکرد حکومت در شیوه حکمرانی و نقض حقوق شهروندان، خود به عنوان یک جرم قلمداد شده است و به نظر می رسد علت بازداشت و بدرفتاری با این سه فعال سیاسی و دیگر زندانیان سیاسی را بایستی در همین راستا قلمداد کرد.

از تاریخ 27 شهریور سال جاری یعنی نزدیک به چهارماه که آقای دکترانصاری بازداشت شده است و همچنین با گذشت پنج ماه از بازداشت آقایان خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندارهیچکدام از حقوق اولیه ایشان در زمینه بهره مندی ازیک دادرسی عادلانه و منصفانه مطابق با قوانین جاری جمهوری اسلامی و همچنین قواعد جهانی حقوق بشر که دولت ایران به آنها متعهد است، رعایت و تضمین نشده است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ( در اصل 37) و قوانین عادی کشور(از جمله ماده 124 قانون آیین دادرسی کیفری) اصل را برائت متهم می داند و اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده 11 و میثاق حقوق مدنی سیاسی نیز در ماده 14 بر این حق تاکید دارند؛ با این حال شیوه بازداشت ، صدور قرار بازداشت موقت طولانی مدت بدون ارائه توجیه ی قانونی وعقلایی، عناوین اتهامی وارده و محدودیت های اعمال شده در مدت بازداشت، رعایت این اصل بنیادی را در حق این افراد نشان نمی دهد.

مدت زمان طولانی استفاده از قرار تامینی بازداشت موقت، برای این سه فعال سیاسی به هیچوجه قابل توجیه نیست و با استانداردهای معمول حقوق جهانی بشر که حاکمیت و به تبع آن دستگاه قضایی ایران نیز ملزم به رعایت آن است، مطابقت ندارد. از سوی دیگرعدم ملاحظه وضعیت خاص متهمان جرایم سیاسی در صدور قرار بازداشت موقت که بایستی تنها در جرایم خاص و خطرناک و به آن هم به صورت استثناء مورد استفاده قرار گیرد، وجهی دیگر از نقض حقوق این افراد است.

امکان ملاقات مستمر، دوره ای و آزاد با بستگان و به ویژه وکیل منتخب از جمله حقوق اساسی زندانیان و بازداشت شدگان است، آنچه در پرونده آقایان دکتر کیوان انصاری ، خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندار به وضوح قابل مشاهده است نقض این حق اساسی است. متاسفانه نظام حقوقی ایران برخلاف تعهدات بین المللی حکومت به طور کامل و منجز حق دخالت موثر وکیل در روند بازجویی را به رسمیت نشناخته است و امکان دفاع حقوقی از متهمان را سلب کرده است، این شیوه تقنینی نادرست و غیر منصفانه در رویه اجرایی بخصوص در مورد متهمان سیاسی و آنچه مقامات قضایی آن را « پرونده های امنیتی» می خوانند، با ابعاد گسترده تری زمینه ساز نقض حق دفاع در جریان یک دادرسی منصفانه را فراهم می کند. وکلای مدافع این سه فعال سیاسی بارها به این موضوع اعتراض داشته اند و عدم اطلاع از اتهامات در بخش عمده ای از مدت زمان بازداشت موقت و همچنین عدم دسترسی به محتویات پرونده ایشان را مانع مهمی در اجرای نقش دفاعی خود ارزیابی کرده اند. از سوی دیگر عدم امکان ملاقات آزاد و مستمر خانواده با این سه فعال سیاسی بازداشت شده، موجب نگرانی و تشویش خاطر بستگان آنها را فراهم آورده است و بی هیچ دلیلی فشاری مضاعف را بر خانواده آنها وارد آورده است.

از سوی دیگر اتهامات منتسب به آقای دکتر کیوان انصاری از سوی مقام قضایی بازپرسی که در رسانه ها اعلام شده است ازهرگونه تناسبی با وضعیت متهم بی بهره است و برخی از این عناوین اتهامی به لحاظ نوظهوری و دور از ذهن بودن در رویه قضایی ، منشا نگرانی بیش از پیش در مورد عدم توجه به معیارهای حقوق بشری در نظام قضایی ایران است.

در پایان با تاکید مجدد بر لزوم بهره مندی آقایان دکتر کیوان انصاری ، خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندار از حقوق بشری و خصوصاً حقوق در حین بازداشت، و یادآوری تعهدات قانونی و بین المللی حاکمیت در مورد رعایت معیارهای حقوق بشر در حق شهروندان ایرانی و همچنین نظر به اعلام وقت رسیدگی در مورد پرونده این فعالان سیاسی و بلاموضوع بودن ادامه بازداشت غیر موجه ایشان، از مقامات قضایی رسیدگی کننده می خواهیم هرچه سریعتر نسبت به آزادی این سه فعال سیاسی اقدام نموده و دریک دادرسی عادلانه از تضییع هر چه بیشتر حقوق ایشان جلوگیری نمایند.

منبع:ادوار نیوز

یکشنبه 24 دی1385 ساعت
همسر حسام ‌‏فيروزي، پزشك احمد باطبي از اجازه نيافتن براي ملاقات با همسرش انتقاد كرد. مهتاب بردبار با اشاره به مراجعه روز چهارشنبه خود به زندان اوين، گفت: روز چهارشنبه براي ملاقات با فيروزي به زندان اوين مراجعه كردم اما در حالي كه حتي كارت ملاقات هم براي من صادر شد و به داخل سالن ملاقات نيز راهنمايي شدم اما پس از 45 دقيقه‌‏ به بنده اعلام شد كه همسرم ممنوع‌‏الملاقات است و براي بازجويي به بند 209 اوين منتقل شده است.وي افزود: اين امر در حالي صورت گرفت كه ممنوع‌‏الملاقات بودن همسرم پيش از اين به ما اعلام نشده بود.بردبار با بيان اينكه پرونده همسرش به اتهام «مخفي كردن زنداني فراري (احمد باطبي)» هم‌‏اكنون در شعبه 14 بازپرسي دادسراي انقلاب تهران مطرح است، گفت: صبح روز شنبه در مراجعه‌‏اي كه به شعبه مزبور خواهم داشت، تبديل قرار بازداشت موقت همسرم به قرار كفالت را خواستار مي‌‏شوم.
نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه 24 دی1385 ساعت
به گزارش آفتاب به نقل از گزارشات مردمی، به دنبال قطع خطوط و یک‌طرفه شدن برخی از خطوط تلفن در شهر تهران و مراجعه صاحبان آنها به مراکز مخابرات، پرسنل این ادارات علت این مشکل را «ارتباط بین‌الملل غیرمجاز و سوءاستفاده از خطوط توسط برخی اشخاص ناشناس» عنوان کردند.

شنیده می‌شود که پرسنل مراکز مخابرات به مراجعین تاکید کرده‌اند که راه‌حل مشکل آنها «اخذ نامه تاییدیه از شرکت مخابرات مرکز است».

منبع:آفتاب

یکشنبه 24 دی1385 ساعت
سایت خبری آفتاب با انجام یک نظر سنجی میزان محبوبیت دولت و انتخاب مجددفرد رییس جمهور را بررسی کرده است در این نظر سنجی عنوان گردیده که 15 ماه از عمر دولت نهم می‌گذرد. فکر می‌کنید اگر همین الان انتخابات برگزار شود (صرفنظر از حواشی قبلی) احمدی‌نژاد بیشتر رای می‌آورد یا کم‌تر؟ که تاکنون ۷۶٪ به رای خیلی کمتر رییس جمهور فعلی رای داده اند

 نتایج این نظر سنجی تاکنون بدین شرح است:

خیلی کم‌تر

  (% 76)

کم‌تر

  (% 14.1)

خیلی بیشتر

  (% 6.6)

بیشتر

  (% 2.1)

همان اندازه

  (% 1.3)

لینک نظر سنجی سایت آفتاب

http://www.aftabnews.ir

 

یکشنبه 24 دی1385 ساعت

احسان محمدي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: «طبق درخواست اين انجمن قرار بر اين بود برنامه‌اي با عنوان "آموزگار بزرگ شهادت" در رابطه با پيام و قيام عاشورا با حضور علوي‌تبار، كديور و عليجاني در روز 13 اسفند برگزار شود كه هيأت نظارت دانشگاه شهركرد در جوابيه كتبي با سخنراني علوي‌تبار موافقت و با عدم نام بردن از عليجاني و برگزاري سخنراني كديور تنها با گذاشتن شرط برگزاري مناظره، مخالفتش را اعلام كرده است.»

اين فعال دانشجويي با بيان مخالفت از برگزاري مراسم در قالب مناظره، خاطرنشان كرد: «به دليل عدم رعايت عدالت در مناظره با آن موافق نيستيم.»

منبع:ایسنا

یکشنبه 24 دی1385 ساعت
دبير مجمع نيروهاي خط امام  شاخه گيلان گفت: دولت فعلي سياستي دارد كه مي‌‏خواهد با اجراي برنامه‌‏هايي كه معلوم نيست به نفع طبقات محروم باشد،‌‏ همه را زير نظر صندوق كميته امداد ببرد.
اسحاق راستي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، اظهار داشت: آقاي احمدي‌‏نژاد كه گفته‌‏اند گراني‌‏ها از دولت قبلي به دولت جديد به ارث رسيده و رانت‌‏خواران دولت‌‏هاي گذشته باعث گراني‌‏هاي اخير شده‌‏اند، بايد به ايشان گفت در حكومت‌‏داري مهم حرف زدن نيست بلكه عمل و مديريت دولت‌‏مردان باعث پيشرفت كشور مي‌‏شود.
وي افزود: مردم بعد از يك سال و نيم از عملكرد احمدي‌‏نژاد در پست رياست‌‏جمهوري، از ايشان مي‌‏خواهند كمتر شعار بدهد و بيشتر به وعده‌‏هاي خود عمل كند.
راستي ادامه داد: بعد از دولت خاتمي كه ايشان دولت نهم را به دست گرفتند، قيمت نفت چند برابر بيشتر و صندوق ذخيره ارزي كشور هم پر بود، بنابراين بسياري از كارهاي زيربنايي را مي‌‏شد در سطح كشور انجام داد ولي متاسفانه اين‌‏گونه نشد.
دبير مجمع نيروهاي خط امام(ره) شاخه گيلان با بيان اينكه مردم تاكنون چيزي از عدالت و مهرورزي دولت احمدي‌‏نژاد نديده‌‏اند، تصريح كرد: بهتر است آقاي احمدي‌‏نژاد رانت‌‏خواران را به اسم معرفي كنند كه اين آقايان رانت‌‏خوار زير نظر كدام اشخاص و كدام نهادها و سازمان‌‏ها حمايت مي‌‏شوند، هرچند كه خود احمدي‌‏نژاد مي‌‏داند رانت‌‏خواراني كه در اين مملكت هستند، همه آنها را مي‌‏شناسند ولي سال‌‏هاست كه كسي جرات مبارزه با آنها را ندارد.
منبع:ایلنا
یکشنبه 24 دی1385 ساعت
نيروهاي نظامي آمريكا مدعي شدند؛ پنج ايراني دستگير شده در كنسولگري ايران در اربيل عراق به سپاه پاسداران وابسته هستند.

به گزارش «ايلنا»، خبرگزاري «آسوشيتدپرس» گزارش داد كه نيروهاي نظامي آمريكا امروز(يكشنبه) با صدور بيانيه‌‏اي ادعا كردند: نتايج اوليه نشان مي‌‏دهد كه پنج ايراني دستگيرشده وابسته به سپاه پاسداران، «شاخه قدس» هستند.
در اين بيانيه آمده است: نيروهاي نظامي آمريكا به فعاليت خود براي ممانعت از حمايت از افراط‌‏گرايان ادامه مي‌‏دهد، افراط‌‏گراياني كه منشاء آنها خارج از عراق است. در واقع اين فعاليت‌‏ها بخشي از طرح گسترده‌‏تر است كه شامل تلاش‌‏هاي ديپلماتيك براي حمايت از دولت عراق، حفاظت از مردم عراق و كسب كمك كشورهاي همسايه است.
براساس اين بياينه، مقامات متعدد عراقي ساختماني كه دستگيري در آن صورت گرفت را به عنوان دفتر رابط ايراني‌‏ها محسوب مي‌‏كنند اما طبق گفته مقامات آمريكايي و عراقي، اين ساختمان داراي موقعيت ديپلماتيك يك كنسولگري نيست.
منبع:ایلنا
یکشنبه 24 دی1385 ساعت
 

دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت در تعريف حركت‌هاي راديكال در فعاليت سياسي دانشجويان تصريح كرد: «هر نوع حركت تندروانه و حركتي كه خلاف عرف معمول و به دنبال خط‌ شكني باشد را مي‌توان حركت راديكال تعريف كرد كه البته به دو دسته‌ي راديكاليسم آگاهانه و راديكاليسم كور تقسيم مي‌شود.»

محمد هاشمي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در تشريح اين دو دسته اظهار داشت:« در راديكاليسم آگاهانه، افراد با تحليل شرايط موجود به دنبال شكستن خط قرمزها هستند و در راديكاليسم كور، بدون تحليل و شناخت از شرايط اين كار را انجام مي‌دهند. من مي‌پذيرم كه مجموعه‌ي ما در بسياري از مقاطع با شناخت از شرايط به بسياري از عرف‌ها پايبند نبوده، اما اين را منطبق با خاصيت آرمان‌گرايي جنبش دانشجويي مي‌دانيم كه به جاي منفعت‌طلبي، به دنبال تكيه بر حركت‌هاي آرمان‌گرايانه‌ي خود، خط قرمزهاي معمول را شكسته و از اين جهت مي‌توان گفت مجموعه راديكال است.»

وي افزود: «مجموعه‌ي ما در مقاطعي عكس‌العمل راديكال داشته، اما اين عكس‌العمل در واكنش به برخي اعمال اجتناب‌ناپذير است و نمي‌توان آن را به پاي يك مجموعه گذاشت، بلكه فعاليت‌هاي مجموعه از پيش تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي شده است، ولي حركت‌هايي در دانشگاه‌ها اتفاق افتاده است كه از قبل برنامه‌ريزي نشده و نمي‌توان آن را به نام مجموعه ثبت كرد بلكه به صورت في‌البداهه انجام شده و عكس‌العملي در قبال اعمالي است كه در دانشگاه رخ داده است. از اين جهت مي‌توان گفت مجموعه‌ي تحكيم يك مجموعه‌ي راديكال است از اين جهت كه تكيه بر آرمان‌هاي دانشجويي دارد.»

اين فعال دانشجويي تصريح كرد: «چند خصلت در فعاليت‌هاي دانشجويي است كه آن را از فعاليت‌هاي حزبي جدا و فعاليت‌هاي دانشجويي و حزبي از اين منظر تفاوت پيدا مي‌كنند كه هزينه‌ها و فايده‌ها در جنبش دانشجويي كاملا متفاوت است. جريان دانشجويي آرمان‌گراست و به دليل درگير نشدن در زندگي روزمره، آمادگي پرداخت هزينه‌هايي را دارد و به همين دليل است كه مي‌تواند حركت راديكال انجام دهد. اين اصلا منفي نيست، اما توان هزينه‌پردازي در جنبش دانشجويي سقف دارد. هرچند مجموعه‌ي ما گاهي بيش از توان خود هزينه پرداخته و به سمت حركت‌هاي راديكالي رفته و اين مساله به ما در مقاطعي تحميل شده است.»

دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت ابراز عقيده كرد: «حركت‌هاي راديكال در جريان دانشجويي نتيجه‌ي برخوردهاي صورت گرفته با تشكل‌هاي دانشجويي و انجمن‌هاي اسلامي است. برخوردي كه در سال گذشته با انجمن‌هاي اسلامي صورت گرفته به سمت حذف آنها بوده و طبيعي است اين برخوردهاي حذفي، عكس‌العمل‌هاي راديكالي را هم در پي داشته است. البته در سال‌هاي گذشته برخورد با انجمن‌هاي اسلامي صورت مي‌گرفت اما اين برخوردها نه حذفي بلكه محدودكننده بوده و طبيعتا عكس‌العمل آنها كمتر راديكال بوده است.»

منبع:خبرنامه امیرکبیر

یکشنبه 24 دی1385 ساعت


يك پروژهشگر فلسفي و مترجم متون سياسي غرب گفت: ليبراليسم در وهله نخست, آزادي بيان و انديشه است و در مراحل بعد به آزادي وجدان تعميم مي‌يابد.

به گزارش "ايلنا"، خشايار ديهيمي در جلسه تحليل سياسي شاخه آذربايجان نهضت آزادي ايران در جمع اعضا و هواداران اين تشكل و ديگر فعالان سياسي شهر تبريز، با تشريح مباني فكري - فلسفي ليبراليسم، از آن به عنوان مكتبي ياد كرد كه در آن عقل به عنوان خرد مطرح است و عقل خود را حاكم بر قوانين طبيعت مي‌شناسد.
وي با بيان اينكه نطفه ليبراليسم در قرون وسطي بسته شد, خاطر نشان كرد: به تعبير «ماكس وبر» افسون‌‏زدايي از جهان هستي از عوايد رنسانس در اروپا بود كه به دنبال آن از جهان پر رمز و راز و اسرارآميز پرده برداشت و سعي كرد به همه قوانين صورتي علمي و عقلي بخشد.
ديهيمي افزود: از آنجا كه عنصر افسون‌‏زدا در آدمي، عقل است, از اين رو با ظهور ليبراليسم, اين عنصر (عقل) توانست مجال ظهور يابد و به كشف علمي قوانين اقدام كند.
وي، رنسانس و آغاز عصر خرد را بازگشت به عهد ارسطو و يونان باستان برشمرد كه با ظهور ليبراليسم, آدمي به عقل به عنوان ابزاري جهت اثبات امور استفاده مي‌كند.
خشايار ديهيمي همچنين با اشاره به آراي برخي فلاسفه آلماني نظير «شيلر» و «گوته», به ظهور عصر «تاريكي خرد» اشاره كرد كه به گفته وي در تعبير آن فلاسفه, عقل حالتي استبدادي در زندگي آدمي پيدا كرده بود. از ديدگاه برخي از شاعران و فلاسفه آلماني, حضور بيش از اندازه عقل در ساحت‌هاي گوناگون زندگي بشري موجب شد تا دريچه احساس و عاطفه بسته شود.
اين پروژهشگر فلسفي و مترجم متون سياسي غرب آن‌‏گاه به ظهور ضد روشنگري اشاره كرد كه از آن نهضت گاه به رمانتيسم نيز ياد مي‌‏شود. از ديدگاه مبلغان اين نهضت, در عالم زندگي بشري خرد نمي‌تواند به مانند طبيعت عمل كند و خود را با قوانين طبيعت, در زندگي بشري كه توام با احساس و عاطفه است, مرتبط سازد.
ديهيمي افزود: از آنجا كه ليبراليسم مكتبي مبتكر است، از اين رو براي اثبات حضور خود بعد از تولد مكتب رمانيسم, مكتب جديدي به وجود آورد كه از آن به عنوان نئوليبراليسم ياد مي‌شود.
وي در ادامه به «رساله آزادي» اثر ماندگار «جان استوارت ميل», متفكر غرب اشاره كرد و از آن به عنوان يگانه مانيفست ماندگار و دائمي براي ليبراليسم برشمرد كه همواره امكان دسترسي به مباني اين مكتب را فراهم مي‌كند.
ديهيمي، اصل متفاوت بودن ارزش‌ها را در بين افراد و اجتماعات گوناگون از اصول بديهي ليبراليسم برشمرد و گفت: ارزش‌ها متفاوتند و به نسبت جوامع از اهميت و جايگاه‌هاي سنتي, ارزش و ... برخوردارند.
وي با بيان اينكه در عموم اجتماعات فكري, ارزش‌هايي چون برابري و انسانيت حضور دارد, تاكيد كرد: از دل همه مجموعه‌هايي كه داريم, مي‌‏توان به يك مخرج مشترك و واحد رسيد.
ديهيمي در عين حال جنگ ارزش‌ها را ستود و از آن به عنوان فرصتي براي گرايش به ديگر ارزش‌ها ياد كرد ولي در صورتي كه اين جنگ بخواهد موجب خشونت شود, آن را موجب بربريت عنوان كرد.
وي همچنين با بيان اينكه ارزش‌هاي ايدئولوژيك هرگز نبايد وارد عرصه قدرت سياسي شوند, تاكيد كرد: ارزش‌هاي ايدئولوژيك تنها در عرصه اجتماع مجال رشد و باروري دارند.
ديهمي با بيان اينكه هيچ حكومتي حق ندارد اختصاصي و با استفاده از امكانات مالي - به ترويج ايدئولوژي خود بپردازد، افزود: حتي در نظام‌‏هاي ليبراليسمي دولت هرگز از تريبون دولتي به ترويج مباني ليبراليسم نمي‌پردازد.
منبع:ایلنا
یکشنبه 24 دی1385 ساعت

 

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای با ارایه اماری از وضعیت فرهنگی دانشگاهها نسبت به رویه در پیش گرفته شده از سوی مسئولان در خصوص دانشگاهها هشدار داد:

دريكسال گذشته مسئولين وزارت علوم ضمن برخورد شديد با فعالان دانشجويي همواره بربهبود وضعيت علمي و رفاهي دانشگاههاي كشور پافشاري نموده اند اما نگاهي به وضعيت كنوني دانشگاهها در زمينه هاي علمي ، فرهنگي و رفاهي بيان كننده واقعيتي ديگر است .
1- بي شك مهم ترين وظيفه دانشگاه توليد علم است اما دانشگاههاي ايران با وجود بهره مندي از جواناني خلاق هيچگاه نتوانستند جايگاهي در خور در جهان بيابند سهم ايران در توليد علم جهاني كمتر از نيم در صد است و هيچ دانشگاهي در ايران در بين 2000 دانشگاه برتر دنيا جايي ندارد هر چند اين مسائل ريشه اي تاريخي دارند اما سياستهاي بدون برنامه وزارت علوم كنوني هرروز اوضاع را اسفناك تر مي كند.
در سال جاري علي رغم افزايش نجومي درآمدهاي نفتي بودجه پژوهشي كشور حدود 30 درصد كاهش يافت در صورتي كه مطابق برنامه چهارم توسعه بايد سهم تحقيقات در سال جاري به 25/1 درصد توليد ناخالص ملي مي رسيد، اما با كاهشي 30 درصدي نسبت به سال قبل به 47/. درصد كاهش يافت. همچنين در نتيجه اين سياستهاي نادرست فراز مغزها و خروج نخبگان از كشور نه تنها كاهش نيافت بلكه افزايش قابل توجهي در پي داشت. متاسفانه با توجه به اين مسائل وزير علوم همچون مسائل ديگر منكر آمار و ارقام است و از توسعه علمي و بهبود وضعيت علمي دانشگاهها سخن مي گويد.
2- متاسفانه دولت نهم جهت كتمان بيكاري در كشور در سال گذشته كوشيد با افزايش 42 درصدي ورودي دانشگاهها ازورود آنها به بازار كار و افزايش ميزان بيكاري جلوگيري نمايد.جالب آنكه بيشتر اين افزايش ظرفيت در دوره هايي به وقوع پيوست كه شهريه هاي فراواني از دانشجويان اخذ مي شود و در واقع دولت نهم با اين كار قدمي ديگر در راه افزايش شكاف طبقاتي برداشت در حالي كه شعارهاي مديران اين دولت همواره بر دفاع از اقشار كم درآمد استوار است . همچنين اين افزايش تعداد پذيرفته شدگان در حالي صورت گرفت كه در حال حاضر بيش از 40 درصد جوانان بين سنين 20 الي 25 سال بيكار هستند و در افزايش ظرفيت دانشگاها هيچ توجهي به نياز بازار كار نشده است و نتيجه اين سياست افزايش شديد فارغ التحصيلان بيكار در آينده اي نزديك است . همچنين در حالي وروديهاي دانشگاهها افزايشي 42 درصدي را شاهد بود كه بودجه دانشگاههاي وزارت علوم با وجود تورم فزاينده كمتر از 20 درصد افزايش يافت كه بد يهي ترين معناي ان كاهش امكانات رفاهي دانشگاهها ست و جالب آنكه عدم تصويب بودجه مورد نياز دانشگاهها در دولت كه ديگر صداي خود مسئولين وزارت علوم را نيز در اورد از بي برنامگي جدي وزير علوم و دولت نهم خبر مي دهد . شلوغي بيش از حد كلاسهاي در س و كاهش بهروي اساتيد و دانشجويان از يكسو و نبود امكانات رفاهي متناسب در دانشگاهها همگي از عوارض اين افزايش ظرفيت نابجا و عدم تخصيص بودجه مناسب بود و به تبع آن مشكلات فراواني در دانشگاههاي كشور پديد آمد به گونه اي كه دانشگاههاي كشور در سال گذشته شاهد اعتراضات فراوان صنفي بوده است و در اين ميان مسئولين وزارت علوم تنها با صدور احكام سنگين كميته انظباطي كوشيدند اعتراضات را فرو نشانند.


3- در كنار اين مشكلات ساختاري مسئولين وزارت علوم كوشيدند با صدور احكام سنگين كميته انظباطي و محروميت از تحصيل منتقدان فضاي رعب و وحشت را در دانشگاههاي كشور به وجود آورند تا نتايج سياستهاي نادرست آنها از زبان منتقدان آنها در دانشگاهها بازگو نگردد. بازنشستگي اجباري اساتيد مبرز از جمله افتخارات وزارت علوم است هر چند بازنشستگي اساتيد امري طبيعي است اما بازنشستگي اجباري اساتيد مبرز بدون رعايت قوانين مصوب از عزم جدي براي پاكسازي دانشگاهها در جهت حضور همفكران دولت نهم در دانشگاهها خبرمي دهد.


4- اما در سال گذشته انچه بر دانشجويان منتقد در دانشگاهها رفت در تاريخ اموزش عالي كشور سابقه ندارد. دانشجويان منتقد ستاره دار شدند و وزريري كه مدتها وجود انها را منكر مي شد در نهايت به تهمت زني عليه آنها پرداخت بي شك در هر كجاي دنيا اگر وزيري به اين ميزان دروغ مي گفت تا كنون از كار بركنارشده بود. در اين ميان صدور قريب به سيصد حكم كميته انظباطي براي منتقدان خود حديثي ديگر از ظلمي است كه بر دانشجوياني مي رود كه تنها جرمشان اعتراض به بي تدبري مسئولين است.


5- تشكلها منتقد نيز در اين ميان در امان نماندند.57 نشريه دانشجويي ، 35 نهاد دانشجويي كه از ميان آنها مي توان به 12 انجمن اسلامي دانشجويان اشاره كرد يا منحل شدند يا در فعاليت آنها موانع فراوان ايجاد شد. شوراهاي صنفي و كانونهاي فرهنگي نيز با شديدترين فشارها روبروشدند وبسياري از برنامه هاي آنها لغوشد و بر تمام اين موارد بايد محروميت از تحصيل و احكام سنگين كميته هاي انظباطي را افزود كه براي فعالين در اين تشكلهاصادر شد . اقداماتي كه باعث واكنش مجامع بين المللي و آكادميك شد و ضربه اي جبران ناپذير به حيثيت بين المللي ايران وارد اورد .

 

6- وقايعي تاسف بار همچون مرگ ، خودكشي و اعتياد بخش ديگري از كارنامه وزارت علوم در اين يك سال و اندي است .مديران اين وزارتخانه تنها يك بار از خودكشي 28 دانشجو در مدت 4 ماه سخن گفتند و پس از ان سكوت اختيار كردند . اين در حالي است كه آمار غير رسمي از چند برابر شدن خودكشي ها نسبت به سالهاي گذشته خبر مي دهد.همچنين در سال گذشته درگذشت همكلاسيانمان در دانشگاههاي كشور به دليل بي توجهي برخي از مسئولين، دانشگاهيان را عزا دار نمود اما مديران اين وزارتخانه دربرابر اين اتفاقات هيچ عكس العمل جدي نشان نداند و حتي سياستهايي را در دستور كار قرار دادند كه افسردگي و مشكلات روحي و رواني را براي برخي از دانشجويان به ارمغان آورد. اين سياستها بر مبناي محدوديتهاي فرهنگي همچون لغو اردوها و شب شعرها به دلايل واهي باعث ايجاد ياس در دانشگاهها كشور شد كه يكي از پيامدهاي آن افزايش مصرف مواد مخدر در دانشگاههاي كشور بود به گونه اي كه در حال حاضر بنا بر نظر كارشناسان حداقل 150 هزار دانشجو يكبار در ماه از مواد مخدر استفاده مي نمايند . بي شك وزارت علوم بايد دربرابر اين مساله پاسخ دهد و تجديد نظر جدي در سياستهاي اين وزارتخانه صورت گيرد.


7- يكي از سياستهاي نادرست وزارت علوم حذف نقش هياتهاي علمي و نتصاب رئوساي همفكر و عدم توجه به نظراساتيد بوده است. اين ا قدام در حالي صورت پذيرفت كه در روستاهاي دور افتاده اين كشور مردم اداره امور را با انتخابات به نمايندگان واگذار مي كنند ولي اساتيد و دانشجويان اين كشور بايد روسايي انتصابي را تحمل نمايند .


افزايش شكاف طبقاتي ، تخلف از برنامه چهارم توسعه كاهش 30 درصدي بودجه پژوهشي و افت علمي دانشگاهها،افزايش 42درصدي پذيرفته شدگان دانشگاهي بدون توجه به نيازهاي بازار كار و امكانات موجود دانشگاهها ،افت كيفيت خدمات رفاهي و پژوهشي ، افزايش خودكشي در بين دانشجويان ،ايجاد محدوديت فراوان براي فعاليتهاي فرهنگي در دانشگاه و ايجاد محيط ياس و رخوت و در نتيجه افزايش مصرف مواد مخدر تا 150 هزار نفردر دانشگاهها ، برخورد با منتقدان و بازنشستگي اجباري اساتيد مبرز و ايجاد مشكلات شبه آموزشي و پژوهشي براي اساتيد ، انحلال و ايجاد محدوديت فراوان غير قانوني براي 35 نهاد دانشجويي منتقد و صدورقريب به 300حكم كميته انظباطي براي فعالان دانشجويي در يك سال گذشته نشان ازفعاليتها وعملكرد شخص وزير علوم و معاونانش و مديران انتصابي آنها است . كارنامه اين مديران هيچ نشان مثبتي را ندارد لذا باتوجه به اين مساله تجديد نظر جدي در سياستهاي وزارت علوم و تغيير مسئولان اين وزارتخانه ضروري به نظر مي رسد.
در پايان اميدواريم اين اقدام با همصدايي اعتراض آميز تمامي اساتيد و دانشجويان و دلسوزان كشور صورت پذيرد.

بالا^^

 

شنبه 23 دی1385 ساعت
 
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهركرد در نامه سرگشاده‌‏اي به رييس‌‏جمهور، خواستار بازپس‌‏گيري حكم تعليق شش ماهه فعاليت‌‏هاي اين تشكل شد.

به گزارش "ايلنا"، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهركرد كه به حكم هيأت نظارت به شش ماه تعليق فعاليت محكوم شده است، در نامه خود با اشاره به شعار عدالت‌‏محوري رييس‌‏جمهور، آورده است: چندي پيش بر آن شديم با رويكردي منطقي سكوت سنگين فضاي دانشگاه را به محيطي زنده، بانشاط، نقدپذير و نقاد تبديل كرده و در اين راستا خدمتي هر چند كوچك به هم‌‏نوعان خود كنيم، در همين راستا با توجه به فعاليت اسف‌‏بار موجود آموزشي و فرهنگي دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، بي‌‏هيچ چشمداشت و انتظاري اقدام به برگزاري مراسم بزرگداشت روز دانشجو و پيرو آن جشن بزرگ عيد سعيد قربان كرديم. با توجه به اينكه مراسم جشن، با شب يلدا مقارن بود، بر آن شديم هويت اسلامي ـ ايراني خود را توأمان بزرگ داريم اما پس از برگزاري اين دو مراسم، به طور غيرمنتظره‌ با برخوردي ناعادلانه روبرو شديم.


اين نامه با اشاره به دلايل هيأت نظارت دانشگاه براي صدور حكم تعليق فعاليت‌‏هاي انجمن اسلامي مبني بر ورود ميهمانان دانشجوي غيرعلوم پزشكي به مراسم 16 آذر -كه تعداد آنها از انگشتان دست تجاوز نمي‌‏كرد و همگي دعوتنامه رسمي انجمن اسلامي دانشجويان را به همراه داشتند- و نام بردن از يلدا در حين برگزاري مراسم عيد سعيد قربان، ادامه مي‌‏دهد: ما به عنوان اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهركرد لازم مي‌‏دانيم تا مراتب تاسف و اعتراض خود را نسبت به حكم يك‌‏جانبه و به دور از عدالت و انصاف هيأت نظارت دانشگاه اعلام كنيم.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، اين اقدامات را صرفاً بهانه‌‏اي براي خاموش كردن تنها صداي باقيمانده در ميان دانشجويان دانسته و آورده است: انجمن اسلامي دانشجويان كه اكثريت مطلق دانشجويان را به عنوان عضو، همراه دارد، اين اقدام هيأت نظارت را سلب حقوق اوليه دانشجويي دانسته و آن را تلاشي بر عدم پاسخگويي و ارائه جواب منطقي مسؤولان دانشگاه به خواسته‌‏هاي برحق دانشجويان در مورد مشكلات عديده آموزشي، صنفي و فرهنگي مي‌‏داند كه حتي حذف فعاليت‌‏هاي سياسي نيز آنها را ارضا نكرده و هر صدايي جز آنچه خود مي‌‏پسندند را خاموش كرده و حتي از بيم افشاي ضعف‌‏هاي عديده مديريتي، از هر بهانه و تمام امكانات موجود براي برخورد با هر نگاه عدالت‌‏خواه و مهرجو استفاده مي‌‏كنند.
در ادامه اين نامه تصريح شده است: اميد است از آنجا كه به هيچ وجه متشنج شدن فضاي دانشجويي در شرايط فعلي را نه به صلاح مسؤولان و نه به صلاح دانشجويان است، نسبت به بازپس‌‏گيري حكم ناعادلانه فوق در راستاي اعتمادسازي متقابل بين مسؤولان و دانشجويان در اسرع وقت اقدام گردد.

شنبه 23 دی1385 ساعت
 
 دانشجويان محروم از تحصيل با مهدي كروبي، دبيركل حزب اعتماد ملي ديدار كردند.در اينديدار كه در ادامه پيگيري‌‏هاي دانشجويان سه‌‏ستاره در جهت رفع موانع ادامه تحصيل خود بود، كروبي تأكيد كرد كه اين پديده يك بدعت در تاريخ نظام جمهوري اسلامي است و بايد با آن برخورد كرد.

در اين ديدار كه جمعي از دانشجويان محروم از تحصيل حضور داشتند، ابتدا هريك از دانشجويان به شرح‌‏حالي از دوران تحصيل در مقطع كارشناسي پرداخته و سپس دلايلي را كه باعث منع آنها از تحصيل شده است، عنوان كردند.

منصور عزتي، دانشجوي پذيرفته‌‏شده دانشگاه علامه طباطبايي گفت: در پايان پيگيري‌‏هايم به بنده ابلاغ شد كه دليل منع تحصيلم عضويت در انجمن اسلامي دانشجويان است.

حنان عزيزي بني طرف، دانشجوي پذيرفته‌‏شده دانشگاه تهران، دليل منع تحصيل خود را فعاليت‌‏هاي سياسي و قوميتي پدر خود يوسف عزيزي بني‌‏طرف عنوان و اضافه كرد كه تا به حال هيچ‌‏گونه فعاليت سياسي يا صنفي نداشته ‌‏است.

زهرا جاني‌‏پور نيز كه در دانشگاه تربيت مدرس پذيرفته شده است، فعاليت سياسي خود در طول دوران تحصيل در مقطع كارداني را كه به صدور حكم پنج سال حبس تعليقي منجر شده است، دليل ابرازي از سوي وزارت علوم براي منع ادامه تحصيل عنوان كرد.

فرهاد ذات‌‏علي‌‏فرد عضويت در شوراي صنفي و سعيد اردشيري عضويت در انجمن اسلامي را دليل محروميت از تحصيل خويش ذكر كردند.

سيامك كريمي، دانش‌‏آموخته رشته حقوق دانشگاه بوعلي سينا همدان و دانشجوي پذيرفته‌‏شده دانشگاه شهيد بهشتي نيز منع تحصيل خود را عضويت در انجمن اسلامي اعلام كرد و گفت: از سوي كميسيون گزينش وزارت علوم به بنده اعلام شده است كه در طي دوران تحصيل مقطع كارشناسي انحراف فكري پيدا كرده‌‏ام اما معلوم نيست اين انحراف فكري چيست.

غريب سجادي و سالار ساكت، نيز منع تحصيل خود را ناشي از فعاليت‌‏هاي قوميتي كرد عنوان كردند.

مهدي اميني‌‏زاده نيز با بيان اينكه وضعيتش مشخص است، گفت: دليل ردصلاحيتم را عضويت دردفتر تحكيم و پس از آن شوراي مركزي ادوار تحكيم مي‌‏دانم.

در ادامه اين جلسه، روزبه كريمي و مهدي زماني از اعضاي كميته پيگيري وضعيت دانشجويان محروم از تحصيل، به نمايندگي از اين دانشجويان، به شرح گزارشي از چرايي اين نشست و اقدامات انجام‌‏شده در جهت حل مشكل اين دانشجويان پرداختند.

روزبه كريمي بيان كرد: در طي دو سه سال اخير آقاي كروبي همواره يكي از شخصيت‌‏هاي سياسي كشور بوده كه به عنوان ملجايي براي آن دسته‌‏اي برشمرده مي‌‏شده كه حقوق بارزشان نقض شده است. امروز نيز با اطلاع از اين موضوع و اينكه آقاي كروبي به عنوان چهره مورد قبول طيف‌‏هاي سياسي شناخته مي‌‏شود، معتقديم كه ايشان مي‌‏تواند در جهت رفع مانع از تحصيل دانشجوياني كه جز در چارچوب نظام فعاليتي نداشته‌‏اند، مذاكراتي با مسؤولان امر داشته باشند و اميدواريم كه نهادهاي مسوول با تساهل و تسامح فرصت ادامه تحصيل دانشجويان را فراهم آورند.

وي همچنين جريان اخير را محصول مرزبندي‌‏هاي خودي و غيرخودي دولت نهم عنوان كرد و با انتقاد از جبهه مشاركت و فراكسيون اقليت مجلس در پيگيري اين موضوع، گفت: فراكسيون اقليت دير وارد موضوع شد و جبهه مشاركت نيز با بيان آن كه اين امر نتيجه تحريم انتخابات است كه دانشجويان تحكيمي سر مي‌‏دادند، در عمل خود را از موضوع كنار كشيدند.

ديگر عضو كميته پيگيري نيز اعلام داشت كه تا به حال با كميسيون گزينش وزارت علوم، وزارت علوم، كميسيون اصل ۹۰ مجلس و كميسيون آموزش مجلس و چندين و چند شخصيت برجسته ديدار و نامه‌‏نگاري كرده‌‏اند كه زحمات آقاي مشيري(نماينده مجلس) و آقاي دادخواه(وكيل دانشجويان) در اين ميان از سوي دانشجويان چشمگير و قابل تقدير و سپاسگزاري است.

بر اساس اين گزارش، مهدي كروبي نيز در طي سخناني در اين جلسه اعلام كرد: من هم از نخستين روزهاي اطلاع از اين موضوع، پيگير اين مشكل بوده‌‏ام.

وي با اظهار تاسف از اين موضوع، اين پديده را يك بدعت در تاريخ جمهوري اسلامي دانست كه تا به حال سابقه‌‏اي از آن را سراغ ندارد.

كروبي همچنين اضافه كرد: آيين‌‏نامه شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه وزارت علوم به آن استناد مي‌‏كند، مربوط به وقايع سال ۶۷ و مجاهدين خلق و بهاييان است كه نسبتي با دانشجويان فعلي ندارد. بايد دقت كنيم كه وضعيت پيش‌‏آمده ناشي از فضاي فكري جمعي از مسؤولان است كه هيچ تناسبي با نظام ندارد.

وي ادامه داد: من از دانشجويان عزيز مي‌‏خواهم كه سياسي باشند اما سياسي‌‏كاري نكنند و همواره از افراط و تفريط دوري گزينند تا به كساني كه در قالب‌‏هاي رسمي مدعي پرهيز از افراط و تفريط هستند، حقيقت را اثبات كنند.

دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: به عنوان يك خط امامي مي‌‏گويم كه وضعيت سياسي كه اينك شاهد آن هستيم و در آن فشار به نيروهاي سياسي از جمله دانشجويان بارز است، محصول سه چهار سال اخير است.

كروبي افزود: حكومت بايد تحمل و انعطاف داشته باشد، به‌‏خصوص در قضيه جوانان و دانشجويان چراكه وقتي مي‌‏گوييم چرخ‌‏هاي آينده مملكت را جوانان مي‌‏چرخانند، اين حرف نبايد در حد شعار بماند، در صورتي كه اين نحوه برخورد با جوانان و دانشجويان از جمله ستاره‌‏دار كردن آنان مخالف اين شعار است كه همواره از سوي مسؤولان داده مي‌‏شود.

در پايان نيز كروبي عنوان كرد كه هر كمكي از دسش برآيد، فروگذار نخواهد كرد و دانشجويان همواره دوستان نزديك وي بوده و در همين راستا با وزارت اطلاعات و ديوان عدالت اداري صحبت خواهد كرد.

همچنين سعيد رضوي فقيه، دبير انجمن اسلامي دانشجويان اروپا كه در اين جلسه حضور داشت، در صحبت‌‏هايي گفت: در دوران ستمشاهي براي مثال مرحوم شريف واقفي در حين مبارزه و پس از طي دوران حبس خود كه به دليل فعاليت به‌‏حق ايشان عليه شاه بود، ادامه تحصيل داد اما متاسفانه به دليل برخي خودسري‌‏ها اين موضوع در رابطه با دانشجويان ستاره‌‏دار اعمال نشده است.
منبع:ایلنا
شنبه 23 دی1385 ساعت

 عبدالفتاح سلطانی در اولين جلسه کارگاه حقوق متهمان که به دعوت انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سياسی ، در دفتر اين انجمن و با حضور فعالان دانشجويی برگزار شد، با اشاره به کمپين يک ميليون امضا، ‌بر لزوم آشنايی افراد با قوانين تاکيد کرد و گفت: "تجربه نشان داده که آشنا بودن متهم با قوانين در روند بازجويی و رفتار بازجويان تاثير بسياری داشته است. و با سعی در آموزش حقوق افراد در زمينه های مختلف به زبان ساده، از ميزان آسيب پذيری آنها کاسته می شود و در بسياری از موارد، اگر متهمان آشنايی کمی با حقوق خود داشتند بسياری از مشکلات برايشان پيش نمی آمد". در اين کارگاه ، سلطانی توصيه های حقوقی را در مواجهه با اتهامات معمول سياسی مطرح کرد و دانشجويان سئوالات خود را در زمينه فعاليت های سياسی ،اجتماعی و نيز کمپين يک ميليون امضا مطرح کردند.

وی تفاوت بين متهم و مجرم را بدين صورت توضيح داد:" متهم، مجرم نيست. متهم از ريشه وهم می آيد يعنی انجام جرم توسط وی ثابت نشده و تنها بر اساس شواهدی مورد اتهام است. اما جرم دو گونه است :جرايم مشهود که در نتيجه آن مامور در زمان ماموريت، حق بازداشت دارد و جرايم غير مشهود که برای بازداشت بايد حتما حکم قاضی وجود داشته باشد".

اين وکيل با سابقه دانشجويان و فعالان سياسی در خصوص احضار متهمان گفت:" در جرم غير مشهود، مقام قضايی بايد کتباً متهم را احضار کند و احضاريه به رويت فرد برسد و ظرف سه روز خود را معرفی کند. وظيفه احضار بر عهده مقام قضايی است و مقامات امنيتی بر اساس قوانين نمی توانند فرد را احضار کنند. در برخی موارد اين وظيفه به نيروی انتظامی و در بعضی موارد بسيج و سپاه و ضابطين دادگستری سپرده می شود. اما مامور اطلاعات حق بازداشت و بازجويی ندارد. فقط وظيفه گرداوری اطلاعات بر عهده اوست. گرچه در عمل خلاف اين اتفاق می افتد و با استناد به اين موضوع که فلان مرجع قضايی اين وظيفه را با بخش نامه ای به ما محول کرده دست به اين عمل می زند".

وی ادامه داد:" در زمان بازجويی، متهم حق دارد هر نوشته ای را بخواند و بعد امضا کند. ممکن است مامور دستش را روی نوشته بگذارد و بگويد امضا کن. يا ممکن است فرد نوشته را بخواند اما به دليل تخصصی بودن الفاظ متوجه آن نشود در اينجا باز می تواند امضا نکند. در قانون آمده که متهمان با سواد حق دارند خودشان بياناتشان را بنويسند و هيچ بازجويی حق ندارد بگويد اين گونه ننويس و آن طور که من ميگويم بنويس. اگر فردی که احضاريه کتبی دريافت می کند، تا سه روز خود را معرفی نکند، دو حالت به وجود می آيد: يا عذر موجه دارد ،مثلا مريض بوده يا راه ها مسدود بوده اند و ... درنتيجه حق جلب اوی را ندارند و يا بدون عذر موجه حاضر نشده که در اين صورت می توانند او را جلب کنند. اگر در محيط دانشگاه جرمی هم رخ داده باشد به علت بسته بودن محيط دانشگاه ،جرم غير مشهود است و بازداشت بلافاصله پس از خروج دانشجويان از دانشگاه امری غير قانونی است. مامور حق ورود به محيط آموزشی را ندارد، بنابر اين دانشگاه ملا عام نيست. چه دانشگاه خصوصی باشد و چه دولتی".

سلطانی در پاسخ به سئوال يکی از اعضای کمپين تغيير برای برابری ‌گفت: "هر شهروندی حق دارد بگويد که فلان قانون از نظر من مشکل دارد حتا اگر نظرش غلط باشد. طبق اصل هشتم قانون اساسی، دعوت به خير و امر به معروف وظيفه ايست همگانی. و از آنجا که امر به معروف مسئولان، رو در رو نمی تواند صورت بگيرد پس بايد به گونه ای مانند امضا جمع کردن و پرسيدن نظر ديگر شهروندان صورت پذيرد. بنابراين برخورد با داوطلبان کمپين غير قانونی است. اگر گفته شد که شما اعلاميه ی غير مجاز پخش می کنيد هم اشتباه است و دفترچه اعلاميه محصوب می شود نه کتاب. اساسا نمی توان گفت اعلاميه مجاز است يا غير مجاز. زيرا روزانه صدها اعلاميه با عناوين گوناگون که بارز ترين آن اعلاميه های تبليغاتی است در سطح کشور بدون مجوز پخش ميشود. تنها اگر اعلاميه حاوی اکاذيب باشد ،ميتواند حکم مجرمانه داشته باشد يا نداشته باشد".

وی که خود نيز مدتی را در بازداشت گذرانده است ، در خصوص بازداشت متهم افزود:" در صورت بازداشت بايد اتهام به متهم تفهيم شود و مهم تر از آن تفهيم دلايل اتهام است. مثلا شما متهم هستيد به شرکت در تظاهرات غير قانونی، به اين دلايل. فقط هنگامی که دلايل مطرح شدند متهم توانايی دفاع پيدا می کند. در موارد گوناگون ديده شده که تنها تفهيم اتهام می شود و بدون ارائه دليل، بازجويی آغاز شده و در بين سوال و جواب ها تازه دلايل را از ميان سخنان خود متهم به پرونده اضافه می کنند".


سلطانی که در مدت بازداشت از پاسخ به هر سئوالی امتناع کرده بود، ضمن تاکيد بر حق سکوت متهم ،افزود:" در بازجويی حق ندارند در مورد موارد منافی عفت سوال کنند . حق ندارند در باره ديگران از متهم سوال کنند. حق ندارند متهم را تفتيش عقايد کنند. زيرا در قانون اساسی آمده که به صرف داشتن انديشه حق متهم کردن کسی را ندارند. در اينجا قانون نقص دارد زيرا بازجو می گويد که عقيده ات را بيان کرده ای در نتيجه از صرف داشتن عقيده خارج شده اما چون مشخص نيست متهم می تواند پاسخ گويد بيان کردن همان داشتن عقيده است و فرقی ندارند. در نتيجه هرگونه سوال در رابطه با خواندن فلان کتاب يا مکتب فکری، فلسفی، سياسی يا سوال در رابطه با نظر متهم راجع به فلان نهضت، اعتقادات دينی، سياسی و مذهبی، قومی و غيره نيز، تفتيش عقايد است. در تمام اين موارد فعل مامور غير قانونی است و متهم حق سکوت دارد".

وی در پايان توضيحات خود گفت:"متهم حق دارد با وجود تمام شواهد سکوت کند. در بازداشت موقت بايد دلايل کافی وجود داشته باشد. اما در مواردی که دلايل وجود نداشته و متهم سکوت کرده، بازداشت موقت را تمديد کرده اند که عملی غير قانونی است. نگه داشتن کتابهای ممنوعه جرم نيست به شرط آنکه فرد پخششان نکرده باشد. سوال در باره فاميل فرد در خارج کشور يا اين که متهم در گذشته به چه جاها يا کشورهايی رفته و در آنجا چه کار انجام داده و آيا با کسی رابطه داشته يا خير غير قانونی است. متهم بايد تنها به سوالهايی پاسخ دهد که به اتهام مربوط است. اقرار فرد ديگری به تنهايی دليل بر مجرم بودن متهم نيست".
شنبه 23 دی1385 ساعت

 

در پی بازداشت دکتر فیروزی  به اتهام پناه دادن به زندانی فراری، احمد باطبی با انتشار بیانیه ای  توضیحاتی در این خصوص داده است:دوشنبه مورخ 16/10/1385 دکتر حسام فیروزی ، پزشک شریف و متعهد معالج من، توسط دادگاه انقلاب تهران احضار و سپس دستگیرشد.هر چند این دستگیری مسبوق به سابقه بوده است ، اما نوع و عنوان عجیب اتهام منتسب به ایشان ( پناه دادن به زندانی فراری و معالجه ی او) توضیحاتی را نیازمند است که بدین وسیله حضور همگان اعلام می گردد.

عدم بازگشت من به زندان هیچگاه فرار محسوب نمی شود ، چرا که پس از گذشت سالهای زندان و مسئله تحصیل ، ازدواج و عد م امکان فعالیت اقتصاد یم از درون زندان مرا با مشکلات فراوانی خصوصا" در حوزه ی اقتصادی مواجه کرده بود . تقاضای من برای دریافت مرخصی نیز به صورت پیاپی از ناحیه مرجع قضایی رد می شد ، از این رو بعد از اعطاء اولین مرخصی 5 روزه ی نوروزی در سال 84 و قبل از خروج از زندان به مسئولین اعلام نمود م که به دلیل مشکلات فوق ا لذکر به زندان باز نخواهم گشت ، چرا که می بایست برای امرار معاش مدتی را کارمی کردم با این وجود قبل از خروج از زندان آدرس محل سکونتم را به زندان اعلام کردم .

.این آدرس همان آدرسی بود که در طول مدت حضورم در خارج از زندان ساکن آن بودم . آدرس محل کارم نیز مشخص بود و نیز در محافل مختلف بد ون کوچکترین پرده ای حضور داشتم و ارتباطم با افراد مختلف آشکار و آزاد بود.لذا مرجع قضایی و امنیتی هرگاه که تمایل داشت می توانست بامن تماس برقرارکرده ومن رااحضاریا دستگیر کرده وبه زندان بازگرداند که این کار را نیز بدون دغدغه انجام داد.

عدم بازگشت من به زندان ( با تاکید بر این موضوع که هیچگاه جرم و محکومیت ظالمانه ای را که به من تحمیل شده قبول نداشته و ندارم ) به دلیل اجبار و عدم امکان دریافت مرخصی مانند یک زندانی عادی و مشکلات به وجود آمده در طول سالهای زندان صورت گرفت . من بارها به صورت حضوری و کتبی به مرجع قضایی اعلام نمودم که زندگی دانشجویی و متا هل بودن ، آن هم در زندان و بعد از گذشت سالها، به طور طبیعی مشکلات زیادی را ایجاد می کند که بخش اقتصادی این مشکلات امکان زندگی را به طور جدی مختل می کند . اما مرجع قضایی هیچ گاه توجهی به این موضوع نداشت و با عنوان این که نوع جرم ویژه است ، از هر گونه انعطافی خودداری می نمود ، چرا که ظاهرا" طبق آیین نامه یا بخش نامه و یا ... ، زندانیانی با عنوان " اقدام علیه امنیت ملی " از تمامی امکاناتی همچون : عفو عمومی،آزادی مشروط، رای باز ، مرخصی و ... محروم می باشند مگر با طی کردن سلسله مراتبی که گذشتن از آن دست کم برای من غیر ممکن بوده است .

قصد من از بازنگشتن به زندان هیچ گاه فرار نبوده و صرفا" ایجاد امکان امرار معاش و ساختن پایه های یک زندگی نوپا برای آینده ، آن هم از داخل زندان بوده است.

اگر قصد من واقعا" فرار می بود، به سهولت نوشیدن یک لیوان آب این فرصت و امکان را در اختیار داشتم که مانند بسیاری دیگر از ایران خارج شده و خود را به جایی برسانم که دست کسی به من نرسد ؛ و این را تکرار می کنم که از آنجایی که خودم را بی گناه دانسته و می دانم، هیچ گاه قصد فرار نداشته ام و فقط به دلیل فشارهای اقتصادی موجود ، مجبور شدم مدتی را خارج از زندان به کار بپردازم .

در طول این مدت نیز مناسبات انسانی ام با بستگان و دوستانم برقرار بود. دکتر حسام فیروزی پزشک معالجم و خانواده ی محترمشان نیز از این قاعده مستثنی نبودند. ایشان صرفا" دوست خانوادگی و پزشک معالج من بودند ، نه پناه دهنده و معالج یک زندانی فراری. من هیچ گاه خودم را فراری محسوب نمی کنم و به همین دلیل هیچ گاه پناه جو و پناهنده ی کسی یا جایی نبودم.دکتر حسام فیروزی دوست خانوادگی و پزشک معالج من به عنوان یک بیمار بوده اند ، همین و بس.

امیدوارم با اعلام این موضوع ، یعنی عدم پناهندگی من نزد هیچ شخص حقیقی وحقوقی، شرایطی ایجاد گردد که این پزشک متعهد ، شریف و فداکار ؛ آزاد گردیده و نزد همسر مهربان و دختر خردسالش باز گردد.

احمد باطبی 18/10/1385 ، زندان اوین ، اندرزگاه 7 سالن 3

منبع:ادوارنیوز

شنبه 23 دی1385 ساعت

عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با بيان اينكه تنها مشكل دانشگاه‌‏ها دانشجويان سياسي نيستند و مشكلات مهمتري گريبانگير دانشگاه‌‏هاي كشور است، تاكيد كرد كه برخورد با تشكل‌‏هاي قانوني و فعالان سياسي، اجتماعي و فرهنگي در دانشگاه‌‏ها، مشكلات دانشگاه‌‏ها را رفع نمي‌‏كند.
حنيف يزداني در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اشاره به تعليق شش ماهه فعاليت‌‏هاي انجمن اسلامي دانشجويان علوم پزشكي شهر كرد گفت: دلايل اين تعليق قانع‌‏كننده نيست و چنين اقدامي با بهانه‌‏هاي واهي صورت گرفته است.
وي با بيان اينكه وزارت علوم و وزارت بهداشت در يك‌‏سال و نيم گذشته تمام تلاش خود را براي برخورد با فعالان سياسي و اجتماعي در دانشگاه‌‏ها به كار گرفته‌‏اند، گفت: اين برخوردها به‌‏گونه‌‏اي است كه انگار هيچ مشكل ديگري در دانشگاه‌‏ها وجود ندارد و با برخورد با تشكل‌‏ها و فعالان دانشجويي همه مشكلات حل مي‌‏شود.
يزداني ادامه داد: وزير علوم و معاونان وي و وزارت بهداشت تمام تلاش خود را براي برخورد با انجمن‌‏هاي اسلامي به كار برده‌‏اند و نگاه آنها به دانشگاه‌‏ها امنيتي است نه علم‌‏محور.
وي با بيان اينكه زماني نگاه علم‌‏محور به دانشگاه‌‏ها حاكم مي‌‏شود كه ملاك انتخاب روساي دانشگاه‌‏ها و مسوولان وزارت علوم برآيند راي و نظر جامعه دانشگاهي باشد، گفت: وزارت علوم به جاي باز كردن فضاي عمومي دانشگاه‌‏ها، در صدد كنترل آنهاست و علاوه بر برنامه‌‏هاي خاصي كه براي برخورد با تشكل‌‏هايي نظير انجمن‌‏هاي اسلامي دارد، با ورود افراد خاص به درون دانشگاه و نصب دوربين‌‏هاي مدار بسته دانشجويان را از هر نوع فعاليتي برحذر مي‌‏دارد.
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت افزود: دانشجويان ستاره‌‏دار و برخورد با فعالان دانشجويي و انجمن‌‏هاي اسلامي، همه مشكلات دانشگاه‌‏هاي كشور نيستند. در همين دانشگاه علوم پزشكي شهر كرد برخي كلاس‌‏ها به دليل نبود امكانات برگزار نشده است و با رشد 42 درصدي دانشجويان ورودي امسال، امكانات مناسب و متناسبي براي دانشگاه‌‏ها در نظر گرفته نشده است.
وي با تاكيد بر اينكه وزارت علوم نتوانسته است مسائل مالي دانشگاه‌‏ها را رفع كند، گفت: عدم پرداخت وام‌‏هاي دانشجويي، مشكلات غذا و كم بودن سرانه خوابگاه‌‏ها, مشكلات نشريات دانشجويي و سرانه تربيت بدني از ديگر مشكلاتي است كه در لابلاي خبرهاي برخورد با انجمن‌‏ها گم شده است.
يزداني با اشاره به افزايش خودكشي‌‏ها در ميان دانشجويان در يك ترم گذشته، گفت: افسردگي و افزايش خودكشي‌‏ها وضعيت بسيار نگران‌‏كننده‌‏اي يافته است، به‌‏گونه‌‏اي كه در شهر كرد 3 مورد، در اصفهان 1 مورد و در يزد نيز 1 مورد اقدام به خودكشي در ميان دانشجويان ديده شده است كه منجر به مرگ اين افراد نشده اما يك مورد خودكشي در دانشگاه علمي كاربردي شهر كرد رخ داده است كه منجر به مرگ آن دانشجو شد.
وي با تاكيد بر اينكه هدف از مطرح كردن اين‌‏گونه بحث‌‏ها ايرادگيري و فشار به وزارت علوم نيست، گفت: اين دغدغه‌‏اي است كه مي‌‏خواهيم مطرح شود تا مسوولان وزارت علوم بدانند مشكل حادتر از اين بحث‌‏ها است.
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اشاره به مرگ يك دانشجو در كرمان به دليل استعمال زياد مواد مخدر، گفت: مسوولان دانشگاه از پخش شدن اين خبر جلوگيري كردند كه اين نشان مي‌‏دهد ديد مسوولان علم‌‏باور نيست. هم‌‏اكنون اعتياد در دانشگاه‌‏ها همه‌‏گير شده و موضوعي مانند كشيدن سيگار يك موضوع كاملا معمولي است.
وي با بيان اينكه منظور از طرح اين‌‏گونه مسائل برخورد قهرآميز نيست، گفت: برخوردهاي قهرآميز باعث چنين فجايعي در دانشگاه‌‏ها شده است اما در اين بين مسوولان مي‌‏خواهند اين‌‏گونه اقرار كنند كه مشكل دانشجويان تنها دانشجويان سياسي هستند و هر انگي هم به آنها مي‌‏زنند.
يزداني با اشاره به اظهارات معاون وزير علوم مبني بر وابستگي جنبش دانشجويي به احزاب خارج از دانشگاه، گفت: اين‌‏گونه اظهارات يك طنز سياسي است. همين مسوولان فعلي وزارت علوم به خاطر وابستگي به يك جناح سياسي چنين سمتي گرفته‌‏اند و برآيند خواست و نظر جامعه دانشجويان نيست.
وي با اعلام اعتراض دفتر تحكيم وحدت نسبت به برخوردها با فعالان سياسي, صنفي و فرهنگي، گفت: كساني كه تحت اين‌‏گونه ظلم‌‏ها قرار مي‌‏گيرند، بايد كار خود را ادامه دهند تا گوشه‌‏اي از مشكلات دانشگاه‌‏ها حل شود. مسوولان دانشگاه‌‏ها بايد فضاي بيشتري در اختيار تشكل‌‏ها قرار دهند تا به آنها در رفع مشكلات كمك كنند.
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت تصريح كرد: پيشنهاد ما اين است كه براي حل اين مشكلات مقدمات طرح استقلال دانشگاه‌‏ها فراهم شود و مسوولان وزارت علوم و روساي دانشگاه‌‏ها به صورت انتخابي برگزيده شوند، ضمن اينكه وزير علوم بايد استيضاح و از وي در مورد اين مسائل سوال شود و فرد ديگري با نگاه علم‌‏محور جاي وي را بگيرد.
منبع:ایلنا