تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت
متاسفانه پس از گذشت نزدیک به یکسال از اعتراضات دانشجویی در دانشگاه های تهران مبنی بر

مخالفت با دفن شهدای گمنام در دانشگاه ها مسئولین دانشگاه شهرکرد خواهان انجان این اقدام

در دانشگاه هستند.

محمد تقدیری نماینده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد در شورای فرهنگی در این رابطه

بیان کرد که این امر دارای اهداف سیاسی بوده و باعث شکسته شدن

متقابل حرمت دانشگاه و شهدا و ظلم دو سویه به این دو نماد مقدس

میشود. وی ضمن اعلام اعتراض انجمن اسلامی با این اقدام بیان

کرد مسئولین اگر برای حرمت شهیدان احترامی قایل هستند نبایستی

از نام شهیدان در جهت اهداف سیاسی و تنگ تر نمودن فضای

سیاسی و فرهنگی دانشگاه سو استفاده نمایند.که این بی حرمتی

دو سویه میتواند با عکس العمل شدید دانشجویان مواجه شود.

چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت

 

 

وکيل مدافع کيوان انصاری، عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه اميرکبير از تمديد قرار بازداشت موکلش خبر داد.

نعمت احمدی در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: با وجود اينکه بازپرس شعبه ۱۴ دادسرای انقلاب پيش از اين به بنده اعلام کرده بود که تحقيقات در مورد پرونده انصاری به پايان رسيده و برای موکلم قرار مجرميت و کيفرخواست صادر شده است، وی را دوباره به دادگاه انقلاب، منتقل و تمديد قرار بازداشت موقت به مدت دو ماه ديگر را به وی تفهيم کردند.
وی افزود: پيش از اين بازپرس پرونده به خانواده موکلم اعلام کرده بود که قرار بازداشت موقت انصاری به قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون تومانی تبديل شده است، اما پس از مدتی، موکلم دوباره در دادگاه، حاضر و تمديد قرار بازداشت موقت به وی تفهيم می‌‏شود.
احمدی تصريح کرد: تمديد قرار بازداشت موقت موکلم در حالی صورت گرفت که اگر قرار بود قرار بازداشت وی تمديد شود، اين امر بايد روز ۲۷ آبان ماه صورت می‌‏پذيرفت، نه اينکه پس از مدت يک ماه ديگر قرار وی در تاريخ ۲۷ آذر ماه تمديد شود؛ اين امر خلاف قانون است.
وکيل مدافع کيوان انصاری خاطرنشان کرد: طبق قانون، بازپرس اگر بخواهد پس از پايان قرار بازداشت، اين قرار را دوباره تمديد کند، بايد علت بقای قرار بازداشت را اعلام کند، در حالی که اين امر در مورد موکل بنده با يک ماه تأخير صورت گرفته است و به اين ترتيب تحقيقات در مورد پرونده انصاری همچنان ادامه خواهد داشت.

کيوان انصاری پيش از اين روز ۲۷ شهريور بازداشت و روانه زندان شد. اتهامات وی تبليغ عليه نظام، توهين به مقامات از طريق مطالب روی کامپيوتر، اجتماع و تبانی در جهت اخلال در امنيت کشور و آموزش در جهت تسخير راديو و تلويزيون و ايجاد ايميل محرمانه عنوان شده است.
منبع:ایلنا
نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت

 

مجمع عمومی سازمان ملل که در آن ۱۹۲ کشور عضويت دارند در قطعنامه ای که با ۷۲ رای موافق ۵۰ رای مخالف و ۵۵ رای ممتنع بتصويب رسيد از موارد گسترده نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی در ايران بشدت ابراز نگرانی کرده است.

در اين قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل از بابت آزار و اذيت و ارعاب و محاکمه و مجازات گروهها و مدافعان حقوق بشر و مخالفان سياسی و ناراضيان مذهبی روزنامه نگاران نمايندگان مجلس دانشجويان روحانيان استادان دانشگاه وبلاگ نويسان و اعضای اتحاديه های کارگری ابراز نگرانی شديد کرده است.

پيش از صدور اين قطعنامه تلاش هيات نمايندگی جمهوری اسلامی برای جلوگيری از صدور آن با شکست مواجه شد.

در قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل از نظام قضايی جمهوری اسلامی انتقاد شده و گفته شده است که اين نظام قضايی همواره خلاف معيارهای بين المللی بوده است.

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل جمهوری اسلامی را به خاطر استفاده از شکنجه و اعدام های عمومی و تبعيض عليه زنان، دختران و اقليت های بومی و مذهبی مقصر دانسته است.

قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل همچنين از جمهوری اسلامی خواسته است محترم شمردن کامل حقوق انسانها برای گردهمآيی و آزادی بيان را تضمين کند و به آزار و اذيت فعالين حقوق بشر و مخالفان سياسی پايان دهد استفاده از شکنجه را متوقف کند و محترم شمردن کامل روند اجرای قانون را تضمين کند.

جمهوری اسلامی مکررا به خاطر موارد نقض حقوق بشر از جمله اعدام نوجوانان کمتر از هيجده سال و اعمال مجازات های شديد ديگر چون شلاق زدن قطع عضو بدن حبس مخالفان سياسی و بستن روزنامه ها و سايتهای اينترنتی مورد حمله قرار گرفته است.

در نشست مجمع عمومی سازمان ملل جمهوری اسلامی با حمايت پاکستان و زيمبابوه تلاش کرد از تصويب اين قطعنامه ممانعت به عمل آورد اما اعضای سازمان ملل با ۸۱ رای مخالف در برابر ۷۵ رای موافق و ۲۴ رای ممتنع درخواست جمهوری اسلامی را رد کردند

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت
 

حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي در ديدار با تحریریه روزنامه صدای عدالت به نقش و حضور مردم در انتخابات 24 آذر و برخي شبهات بوجود آمده اشاره کرد و گفت: مشارکت مردم در سرنوشت خود در انتخابات 24 آذر داراي ابعاد مختلفي است ، ممکن است تخلفاتي در انتخابات صورت بگيرد ولي به دليل سيستم انتخاباتي ما امري اجتناب ناپذير است ، حيف است شيريني حضور 28 ميليوني مردم در انتخابات را با شبهات به کام مردم تلخ کنيم .

رييس بنياد باران تاكيد كرد: وظيفه تمام مسوولان نظام است که از راي مردم صيانت کنند چرا که ممکن است با ابطال يک صندوق راي نتايج دستخوش تغيير شود ، اما اصل انتخابات را نبايد زير سوال ببريم . ‏

خاتمي در رابطه با انتخابات مجلس خبرگان و راي بالاي آيت الله هاشمي رفسنجاني در اين انتخابات گفت: آقاي هاشمي شخصيت بزرگي است و نقش وي در انقلاب انکار ناپذير است . درانتخابات رياست جمهوري تخريبهايي عليه ايشان انجام شد که شايسته نبود اما در انتخابات چهارمين دوره مجلس خبرگان راي بالا به آقاي هاشمي رفسنجاني و فاصله آراي وي با ديگران نشان داد که ايشان مورد توجه مردم هستند.

رئيس جمهور سابق برخي از برخوردهايي که با آقاي هاشمي دردوره هاي قبل توسط برخي از نزديکان اصلاح طلب صورت گرفت رانادرست خواند و تصريح کرد‏‎ :شان و احترام بزرگان همچون اقاي هاشمي همواره بايد حفظ شود.‏

رييس موسسه بين المللي گفت و گوي فرهنگها و تمدنها وحدتي که بين گروه هاي اصلاح طلب ايجاد شد را يك دستاورد بزرگ نه فقط براي اصلاح طلبان بلكه براي كل كشور دانست.

خاتمي در ادامه يکي از محورهاي مهم اصلاحات را حاکميت مردم بر سرنوشت خود عنوان کرد وگفت :هيچ دولتي مطلوب و پايدار نيست مگر اين که به نقش مردم و مشارکت آنان در سرنوشتشان ارزش قائل شده و فضاي مناسب آن را ايجاد کند. ‏

وي درباره برخي نگراني ها در خصوص تصميمات شتاب زده در سياست خارجي تاکيد کرد : با تدبير مي توان خطرات را از کشور رفع و دفع كرد. ‏

رييس جمهور سابق با بيان اينکه اصلاحات بايد به تدوين تئوري قدرتمند خود بپردازد، حرکت اصلاحات را در ميان دو شاخه سنت پرسي و غرب پرستي دانست و افزود: نفي سنت پا در هوايي مي آورد و به نيهيليسم مي انجامد ،چنانچه پرستش عادت هاي ذهني به عنوان سنت جمود و واپس گرايي را سبب مي شود، اصلاحات در اين ميان مظلوم واقع شده است . ‏

منبع: روابط عمومی بنیاد باران

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت

 
نه حمله اسکندر، نه تهاجم اعراب، و نه ويرانگری های مغول، و نه فشار نيروهای ديگر، در اين قرن های بلند تاريخ هيچ کدام نتوانسته اند بسياری از ارزش های ملی و فرهنگی ايرانزمين را نابود کنند. اين ارزش ها از آنجايی ماندگار شده اند که ريشه در باور به انسان و اهميت حضور او و پيوند تفکيک ناپذيرش با طبيعت دارند. اين ارزش ها خود را از اعماق تاريخ تا به امروز کشانده و همچنان زنده و بيدار در کنار ما حضوری دلنشين دارند.
يکی از اين يادگارهای زنده و پويای فرهنگ ايرانی «يلدا» ست، شبی که از يکسو تولد ميترا، خدای حافظ نور، روشنايی، نظم و پيمان است و، از سوی ديگر، تولد مهر يا نجات دهنده ای است که از مهربانی، و شادمانی می آيد، بر هيولای تاريکی، ظلم، اندوه، و بی قانونی و پيمان شکنی می تازد و بر آن پيروز می شود. يعنی اين باور که: انسان سزاوار گرما، مهربانی، آرامش و شادمانی ست.
قرن های قرن است که مردمان ايرانزمين تولد اين مهر نجات بخش را جشن گرفته اند، گاه در نيايشگاه ها، گاه در خيابان ها و کوچه ها، گاه ـ از ترس محتسب ـ در مخفی گاه ها، و گاه در خانه ها و در کنار آتشی که روشن کرده اند و شادمانه به انتظار خورشيدی نشسته اند که می آيد و تاريکی و ظلم و اندوه را می شويد و می برد و آنچه از گذارش باقی می ماند همه شادی است و روشنايی و مهر.
کميته بين المللی نجات پاسارگاد، همراه با شادباش عيد بزرگ يلدا، و در سالگرد تولد مهر، يک بار ديگر ضرورت حفظ و نجات پاسارگاد را يادآوری می کند؛ يادمان باشد که دشت پاسارگاد يکی از اولين جايگاه هايی است که مادران و پدران ما در آن هر ساله بلندترين شب سال را جشن می گرفتند و منتظر می شدند تا خورشيد خستگی ناپذير نجات دهنده، از دل سنگ و تاريکی پيدا شود و زمين را به سوی بهار و تازگی ببرد.

ما از همگان می خواهيم که در کنار جشن و شادمانی اين عيد بزرگ ايرانی، به ياد پاسارگاد و ديگر گنجينه های ملی و بشری ايرانزمين باشند و از غرق شدن و ويرانی آنها با همه ی توان شان جلوگيری کنند.

با مهر و احترام
دسامبر ۲۰۰۶
کميته بين المللی نجات دشت پاسارگاد

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت

 

 سخنگوی ائتلاف اصلاح‌طلبان در گفتگو با آفتابضمن اظهار نگرانی شدید از «روند غیر شفاف ومبهم شمارش آرای انتخابات شورای شهر تهران»

از ارائه دو پیشنهاد مهم اصلاح طلبان به مجلس هفتم خبر داد. «شمارش تصادفی ده صندوق در هر سایت به انتخاب اصلاح‌طلبان» یا «ارایه پرینت‌های شعب اخذ رای از سوی وزارت کشور»

 دو پیشنهادی است که به گفته مرتضی حاجی،در صورت عمل به آن مشکلاتی که اکنون در سرراه شمارش مبهم آرای مردم وجود دارد

 رفع خواهد شد.
مرتضی حاجی در گفت و گو با خبرنگارسیاسی آفتاب با اشاره

به برخی اخبار که از قرار گرفتن آمار ضد و نقیض در سایت

رسمی وزارت کشور حکایت می‌کنند

گفت: «عموما در انتخاباتی که شفاف عمل نمی‌شود و ناظران در شمارش آرادخالت ندارند همین وضعیت طبیعی است».

حاجی در خصوص پیشنهادهای اصلاح طلبان

 به مجلس شورای اسلامی نیز اظهار داشت: «اصلاح طلبان

 درخواست کرد‌ه‌اندکه یکی از این دو راه را برای رفع ابهام

 صورت دهند. نخست اینکه از هر سایتی به انتخاب ما 10 صندوق شمارش شود تا معلوم شود که در آن ابهامی وجود دارد

 یا خیر. در صورتی که در این 10 صندوق که به صورت رندم

 شمارش می شود مشکلی وجود نداشت ابهام در انتخابات

 رفع خواهد شد.»

وی افزود: «پیشنهاد دوم این است که پرینت شعبه‌های اخذ

رای را در اختیار ما بگذارند تا ما خود، ‌آن را بررسی کرده

و تحلیل کنیم که آیا در آن تقلبی روی داده یا نه. اگر آنها این

دو پیشنهاد را بپذیرند مشکلاتی که اکنون در سر راه شمارش

مبهم آرای مردم وجود دارد رفع خواهد شد».


حاجی ادامه داد: «با این پیشنهاد دیگرهیچ بهانه‌ای برای هیچ کس باقی نمی‌ماند.

 وزارت کشور در ابهام و تاریکی کامل در حال شمارش آرای انتخابات است. تخلف‌هایی در برخی از صندوق‌ها رخ داده، ‌در برخی از

 صندوق‌ها در هنگام شمارش آرا مسئولان مربوطه حضور

 نداشته‌اند و ... این تخلفات باید مورد رسیدگی قرار گیرد.»

حاجی در پایان خواستار صیانت از آرای مردم در نهاد برگزار کننده انتخابات شد.

منبع:آفتاب

سه شنبه 28 آذر1385 ساعت


sadambssemb.jpg

صدام حسین درآخرین جلسه دادگاه خود گفت با افتخار مسئولیت استفاده از سلاح های شیمیایی را برعلیه شهروندان ایرانی طی جنگ هشت ساله 1988-1980 خود با ایران، به عهده می گیرد. این اولین باری است که موضوع استفاده از سلاح های شیمیایی علیه ایران دردادگاه مورد بررسی قرار گرفته است. شکایت مقامات ایرانی علیه استفاده از سلاح های شیمیایی درجنگ ایران وعراق هیچ گاه به جایی نرسیده است. این موضوع درحالی صورت می گیرد که هم اکنون نیز افرادی که درجریان جنگ در جریان حملات شیمیایی آسیب دیده اند، هرازچندی ازپای درمی آیند ورخ درنقاب خاک برمی کشند. به همین جهت اظهار نظر صدام درتایید استفاده از سلاح شیمیایی موضوعی مهم به شمار می رود. بسیاری ازکارشناسان مقامات ایرانی را به سهل انگاری در تنظیم شکایت ازصدام حسین ودولتش درانجام جنایات جنگی درجریان جنگ هشت ساله با ایران متهم می کنند.

صدام که هم اینک به همراه شش تن دیگر ازمسئولان بلند پایه حزب بعث دردادگاه به سرمی برد، به جرم کشتار کردهای عراقی در سال 1980 که به گفته عده ای با قتل عام واستفاده ازگاز عليه حدود 180 هزار نفر همراه بوده است، محاکمه می شود. اوبه دادگاه گفته است: "اگر کسی از مسئولان نظامی وغیرنظامی ادعا کند که صدام دستور استفاده از سلاح های متعارف وغیرمتعارف را که همانگونه که توضیح داده شد منظور شیمیایی است، داده، من مسئولیت آن را با افتخار قبول می کنم." او سپس ادعا کرده است که او هیچگاه این سلاح ها را برعلیه مردم کشور خودش چه کرد و چه عرب به کارنگرفته است.

وکلای صدام حسین می کوشند ماجرای کشتار انفال را به عنوان یک حمله نظامی مشروع علیه شبه نظامیان کردی که به اعتقاد آنها درجنگ با ایران درطرف ایران بودند، جلوه دهند. این درحالی است که دادستان کل پرونده صدام حسین می گوید آنچه درانفال به وقوع پیوسته است، نسل کشی محسوب می شود ونشان می دهد که رهبر عراقی به صورت مستقیم دستور حمله شیمیایی به مناطق کردنشین راصادر کرده است. این مهمترین موضوعی است که تا کنون دردادگاه های مختلف برگزارشده برعلیه صدام اقامه شده است. او درطی این حمله دستور داده است تا از "مهمات ویژه" که همان "گازخردل" بوده است استفاده شود تا شورش وطغیان مردم کرد را که درسال 1978 به وقوع پیوست سرکوب گردد.

درنامه ای که در سال 1987 به امضای یکی ازمقامات امنیتی عراقی رسیده است، از صدام حسین برای حمله به شورشیان کرد اجازه خواسته شده است. دراین نامه تصریح شده است که در حمله یاد شده از "مهمات ویژه" استفاده شود. الفرون دادستان پرونده صدام با نشان دادن وخواندن بخشی ازاین نامه برای دادگاه اضافه کرده است که این مهمات ویژه به معنای گاز خردل بوده است.

پاسخ دفتر صدام حسین به این شرح بوده است که هدف تنها این نیست که شورشیان صدمه ببینند. دادستان می گوید که منظور ازاین نامه این بوده است که مردم غیرنظامی کرد هم مورد هجوم این سلاح ها قرار بگیرند. نامه دیگری دراین جلسه مطرح شده است که اشاره به استفاده صدام از سلاح های شیمیایی علیه شهروندان ایرانی بوده است. سبیرالدوری وکیل دیگرصدام دردادگاه قبلی وی گفته بود که مدارکی که از بخش های امنیتی عراق خوانده می شود وحاکی ازدست داشتن صدام در حمله های شیمیایی به مردم کرد عراق وایران است، معتبر نیستند. او سپس ادعا کرده که این ایرانی ها بوده اند که به مردم کرد با سلاح شیمیایی حمله کرده اند!

تنها همین جرم دستور برای استفاده از سلاح های شیمیایی علیه مردم کرد عراق وایران کافی است تا مجازات مرگ را برای صدام ودیگر همدستانش به همراه بیاورد. صدام هم اکنون به خاطر دادگاه دیگری که درآن به کشتن 148 عراقی از جمله کودکان بعد ازتلاش برای کشتن وی درشهر دوجیل درسال 1982 به مرگ محکوم شده است

وحید ثابتیان

منبع:روزآنلاین

سه شنبه 28 آذر1385 ساعت

 

محمدجواد اکبرين mj_akbarein@yahoo.com

po_akbarain_01.jpg

روزگاري دور، "ابن تيميه" از مفتيان بزرگ مسلمانان اهل سنت، کتابي در سياست نوشت تا از پيوند دين و سياست دفاع کند و مسيحيت را براي جدا کردن نهاد دين از نهاد سياست عتاب نمايد.

در آن کتاب، ابن تيميه، مهمترين وظيفه ي دولت ديني را "اقامه حدود" در داخل و "جهاد مقدس" در خارج معرفي کرد.

او "جهاد" را تاج شريعت و مهمترين حکم از احکام دين خواند و مراد آيه پاياني سوره حمد از "المغضوب عليهم" را يهوديان و "الضالين" را مسيحيان دانست.

اگرچه تأويل ابن تيميه از اين آيه مورد قبول ساير مفتيان قرار نگرفت اما تلقي پر رنگ و افراطي او از جهاد و "مشروعيت آغاز جنگ" به قول مشهور طائفه اي از مفتيان مسلمان تبديل شد و تا امروز پشتوانه ي کساني است که به نام اسلام به جنگ و ترور روي مي آورند.

در اين ميان فقيهان شيعي نه تنها تأويل ابن تيميه را نپذيرفتند بلکه اکثريت قريب به اتفاق آنها "جهاد ابتدائي" ـ يعني شروع جنگ توسط مسلمانان را (در زمان غيبت امام معصوم) مشروع ندانستند و تنها در صورت دفاع از هجوم ديگران، "جهاد دفاعي" را مجاز دانسته و مي دانند.

ابن تيميه اما، در سالهاي پاياني عمرش ثمره ي اصالت بخشيدن به خشونت و جهاد و نفي ديگران را تجربه کرد و به علت پاره اي از نظرات خاص، توسط "مجاهدان" مسلماني که برخي از آراء و کلام وي را مغاير مقدسات مي پنداشتند، در حين ايراد خطبه مورد هجوم و ضرب و شتم قرار گرفت و با فشار همان جماعت بر حکومت وقت شام، به زندان افتاد و در زندان در گذشت.

چندي است که نام ايران در افکار عمومي جهان مترادف با انرژي هسته اي و سلاح اتمي است و از قضا در همين شرايط، کنفرانسي در تهران برگزار مي شود که علاوه بر اينکه به افکار يکي از باورهاي مسلم غرب مي پردازد تهديدي براي موجوديت اسرائيل و منافع آمريکا و غرب در خاورميانه محسوب مي شود تا آنجا که اتحاديه ي اروپا در بيانيه ي اخيرش به صراحت از ايران به عنوان بزرگترين خطر براي صلح در منطقه ياد ميکند. به نظر مي رسد اگر کسي قطعات پازل سياست هاي خارجي و نظامي، امنيتي ايران را کنار هم بچيند ناخودآگاه احساس مي کند که طرحي براي آغاز "جهاد مقدس" در جريان است.

آغاز کننده ي جنگ، همواره کسي نيست که اولين گلوله و يا نخستين موشک را شليک مي کند بلکه همه ي کساني که مواد لازم نظري و سياسي را براي آغاز جنگ فراهم مي آورند در شروع و پيامدهاي آن شريک اند حتي اگر نام آن را " استراتژي دفاعي" بگذارند؛ چنان که از منظر حقوقي تنها "قاتل مباشر"، مجرم نيست بلکه همدستان وي نيز مجرم شناخته مي شوند.

اگر اين فرضيه صحيح باشد اين پرسش مطرح مي شود که "توجيه شرعي حکومت ايران" براي آغاز جنگ چيست و با حرمت جهاد ابتدائي و عدم مشروعيت آن چه مي کند؟

اين پرسش پيش از اين نيز زماني مطرح شده بود که حزب الله لبنان، پس از گذشت سالها از خروج رسمي اسرائيل از خاک لبنان (به جز مزارع شبعا که در لبناني يا سوري بودن آن اختلاف وجود دارد) ناگهان طي عملياتي در خاک اسرائيل 8 تن را کشت و 2 تن را به اسارت گرفت و با اصرار بر نگه داشتن اسيران، آغازگر جنگي شد که پيامدهاي سياسي و اقتصادي آن، سالها لبنان را به عقب بازگرداند.

اگر حزب الله نيز يک جنبش شيعي است و بر اساس فقه شيعه عمل مي کند چگونه توانسته است مشکل "عدم مشروعيت جهاد ابتدائي" را حل کند؟ پاسخ را بايد در وجه مشترک ايران و حزب الله جست و جو کرد:

هنوز مدت زيادي از درگذشت بنيانگذار جمهوري اسلامي نگذشته بود که رهبر جديد ايران در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران از ديدگاه فقهي متفاوتش با اکثريت فقيهان شيعه پرده برداشت و جهد ابتدائي را مطلقا مجاز و مشروع اعلام کرد.

چندي بعد مصباح يزدي ـ تئوريسين دهه ي دوم انقلاب ـ با تأکيد بر اينکه "در اسلام، جنگ و خشونت مطلقاً مذموم نيست و صلح و تساهل و تسامح و مدارا نيز مطلقاً اصالت ندارد بلکه همه ي اينها تابع مصالح اسلام و حکومت اسلامي است" حکم جنگ را از اختيارات طبيعي ولي امر مسلمين دانست.

روشن است که اين يادداشت با توجه به مجال اندکش قصد مناقشه در مقدمات نظريه ي فقهي رهبري و دفاعيه هاي پس از آن را ندارد اما مي تواند نسبت به نتايج وحشتناک چنين نظريه اي هشدار دهد. نمي توان گفت که اگر مقدمات "افقي" نظري، صحيح تلقي شود پيامدهاي "عمودي" آن ديگر اهميتي ندارد چنان که "اخباريان" با استناد به مقدمات عمل به ظاهر احاديث، بر پيامدهاي ضد عقلاني و غير انساني ديدگاه شان، چشم بربستند و آن را "عمل به تکليف شرعي" نام نهادند.

آيا اگر ابن تيميه نيز ميدانست که هيزم جهنمي را فراهم مي آورد که خود در آن خواهد سوخت، باز همان راهي را مي رفت که پيموده بود؟ کوتاه سخن اينکه:

حاکميت ايران، آمريکا و هم پيمانانش را متهم مي کند که با استفاده ي ابزاري از حقوق بشر و مبارزه با تروريسم جنگ پيشگيرانه را با افغانستان و عراق آغاز کرده و به اشغالگري مشروعيت بخشيده اند.

آيا سزاوار است که ايران همين خطا را به گونه اي ديگر مرتکب شود و با استفاده ي ابزاري از اصل "جهاد" مقدمات جنگي را فراهم آورد که علاوه بر پيامدهاي خانمانسوزش، "اصالت صلح و مدارا" و "اضطرار به جنگ دفاعي" که ميراث قرائت عقلاني و رحماني از دين است را بر باد دهد و آزموده هاي تلخ پيشينيان را بار ديگر بيازمايد؟!

منبع:روزآنلاین

سه شنبه 28 آذر1385 ساعت

 

jelodarzadehb.jpg

باربد کاوه

در دو روز اول اين سهيلا جلودارزاده، کانديداي تشکل هاي کارگري و ائتلاف اصلاح طلبان بود که در انتخابات ميان دوره اي مجلس هفتم پيشتاز بود. اما از همان ابتداي انتخابات، بدون آنکه شمارش تمام شده باشد، هاشمي ثمره رييس ستاد انتخابات اصرار داشت به خبرنگاران بگويد که او انتخاب نشده است. اگرچه سرانجام، نام اين کانديدا به عنوان منتخب دوم انتخابات مياندوره اي تهران اعلام شد. در مورد انتخابات اخير با سهيلا جلودارزاده گفت و گوي کوتاهي کرده ايم.

دليل رفتارهاي متناقضي که سوي مسوولان انتخاباتي مي شود چيست؟
من نمي دانم. جنگ فقر و غنا است اخوي!

فکر مي کنيد آيا تاثيري هم داشته باشد؟
اين برخوردها جنگ رواني ايجاد مي کند و شيريني اين انتخاب را به کام فقرا تلخ مي کند. نمي دانم چه بگويم. خدا از سر تقصيرشان بگذرد.

فقرا چه واکنشي مي توانند نشان دهند؟
والله نمي دانم. من فقط يک راي داشتم و همان يک راي را سپردم به خدا. ولي نمي دانم مردم چه کار مي کنند.

آيا مي توانند از حقشان دفاع کنند؟
نمي دانم. از خودشان بپرسيد. اما حق گرفتني است، دادني نيست.

تحليل شما از برگزاري و نتايج اين انتخابات چيست؟
انتخابات قرار بود سالم برگزار شود. اما اعلام نکردن آرا و جنگ رواني که راه انداختند و دستکاري آرا، فضاي بدي ايجاد کرده. من از همان ابتدا تمام تلاشم را کردم که مردم را آرام کنم. مردمي که مي خواستنند بروند فرمانداري، وزارت کشور و جاهاي ديگر.

اين رفتارها چه تاثيري بر رابطه ملت و نظام مي گذارد؟
بي اعتمادي به وجود مي آورد. ما يک ماه است داريم مي دويم به مردم بگوييم اعتماد کنيد، اين نظام مال خودتان است، راي بدهيد، کسي نمي خواهد راي شما را باطل يا حق را ناحق کند، آن وقت الان اينگونه برخورد مي کنند.

منبع:روزآنلاین

سه شنبه 28 آذر1385 ساعت
بیانیه 495 نفر از فعالین سیاسی و دانشجویی دراعتراض به نقض صریح حقوق زندانیان در بند 209 زندان اوین
 

 495 تن از فعالان سیاسی ، دانشجویی و حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیه ای نسبت به وضعیت زندانیان سیاسی به ویژه در بند 209 زندان اوین اعتراض کردند.

متن این بیانیه به این شرح است :

تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم
و آن نگفتیم که به کار آید؛
چرا که تنها یک سخن
یک سخن در میانه نبود
آزادی
ما نگفتیم
تو تصویرش کن...

تنها چیزی که در ایران امروز آزاد است، آزادی بازداشت و سرکوب و آدم ربایی و ارعاب و سانسور است؛ در حالی که محکومیت‌های پیاپی جمهوری اسلامی در مورد نقض اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر از سوی مجامع بین المللی هر روز ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد، دستگاه حاکم بی توجه به کلیه میثاق‌های بین‌المللی به تشدید فضای امنیتی و خفقان در جامعه پرداخته است. در طی ماههای گذشته تعداد زندانیان سیاسی در زندان‌های مختلف کشور روندی تصاعدی داشته است. که از آن جمله میتوان به زندان مشهور اوین اشاره کرد که تعداد بسیاری از فعالین سیاسی- دانشجویان و .. در چند ماه گذشته بازداشت و به بندهای امنیتی منتقل گشته‌اند.

از جمله بازداشتگاههای امنیتی موجود در زندان اوین که کاملا مستقل اداره شده و از قوانین سازمان زندانها پیروی نمی‌کند بند ۲۰۹زندان اوین است، بندی که در طی سالیان گذشته بسیاری از فعالین سیاسی، دانشجویی، زنان، کارگران طعم تلخ بازداشت در آنجا را تجربه کرده‌اند.

بند 209 زندان اوین از جمله بندهایی است که زیرنظرمستقیم وزارت اطلاعات بوده و هیچ مرجعی از قوه قضائیه تا سازمان زندان‌ها، اجازه بازدید از آنجا و بررسی وضعیت آن را ندارد( توضیح اینکه: یک روز پیش از مرگ اکبر محمدی در زندان، نمایندگان مجلس مجوز بازدید از این بند را بدست نیاوردند).به همین دلیل زندانیان نگهداری شده در این بند که عموما زندانیان سیاسی- امنیتی هستند نامشان در لیست زندان ثبت نشده و در اکثر موارد خانواده های این افراد برای مدت طولانی از وضعیت زندانیان خود بی اطلاع هستند.

در این بازداشتگاه، زندانیان سیاسی برای مدت‌ گاه تا چندین ماه در سلولهای انفرادی نگهداری می‌شوند و تحت بازجویی‌های طولانی‌مدت قرار می‌گیرند.

از قوانین این بند داشتن چشم بند است، بطوریکه که از لحظه ی ورود به ساختمان، چشم‌بند به زندانی زده می‌شود و فقط درسلول خود اجازه برداشتن آن را دارد. زندانیانی که به استفاده از چشم بند اعتراض کنند و از زدن آن خودداری ورزند، مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت قرار می‌گیرند( مهندس موسوی خوئینی در اعتراض به غیر قانونی بودن استفاده از چشم بند در این بازداشتگاه از سوی مامورین بند 209 مورد ضرب و شتم قرار گرفت). بازجوییها نیز در اغلب اوقات با چشم بند انجام می‌شود.

زندانیان پس از تکمیل پرونده ی خود و پس از طی کردن مراحل کارشناسی که گاه تا چندین ماه طول می‌کشد، حق استفاده از تلفن را دارند که هفته‌ای یک بار به مدت حداکثر 5 دقیقه می‌باشد.

علاوه برسلول انفرادی در بند ۲۰۹بندهای موسوم به عمومی نیز وجود دارد که به صورت انفرادی‌های چند نفره میباشد که به ادعای بسیاری از افراد نگهداری شده در آن؛ از شرایط به مراتب بدتری نسبت به سلول‌های انفرادی برخوردار است.

پنجره های این اتاق‌ها( که به صورت انفرادی های چند نفره است به این شکل که دیوار بین دو سلول انفرادی را برداشته و آن را به اتاقی بزرگتر تبدیل کرده‌اند) به عوض اینکه رو به هوای آزاد باشد به سمت راهروهای منتهی به سلولهای انفرادی است. همچنین تهویه نامناسب در این اتاق‌ها شرایط را برای زندانیان بسیار نامساعد ساخته است.

در این بند زندانیان در هفته تنها ۱۲۰ دقیقه حق استفاده از هواخوری را داشته و به مدت ۲۰ دقیقه امکان ملاقات با خانواده‌شان را دارند. فضای شدید امنیتی در این بند از جمله معضلات آن است.

با اینکه بند ۲۰۹ محلی برای نگهداری زندانیان سیاسی به منظور کارشناسی پرونده آنان است، با این حال تعدادی از زندانیان با وجود صدور حکم از سوی دادگاه همچنان در این بند نگهداری می‌شوند. از جمله تعدادی از افراد که در این بند نگهداری می‌شوند می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:

1. احمد باطبی دانشجویی که که ۷ سال پیش به جرم بلند کردن یک خونین به عنوان یکی از متهمین ردیف اول کوی دانشگاه شناخته شد و حکم اعدام را در مقابل خود دید؛ پس از گذشت ۷ سال بار دیگر در حالی که مشغول گذراندن دوران مرخصی خود بود، بازداشت و به بند ۲۰۹ منتقل شد. و تاکنون (بیش از ۴ ماه) هچمنان در بازداشت موقت به سر می‌برد.

2. کیانوش سنجری فعال سیاسی و وبلاگ‌نویس که برای تهیه گزارش به محل تجمع هواداران آیت‌الله بروجردی رفته بود؛ در پی حمله نیروهای انتظامی و درگیری های صورت گرفته بازداشت و به بند ۲۰۹ انتقال یافت و هم اکنون به مدت بیش از ۲ ماه است که در سلول انفرادی نگهداری میشود.,

3.کیوان رفیعی، فعال حقوق بشر در روز ۱۸ تیر ماه در مقابل دانشگاه تهران بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گشت. وی پس از گذشت ۵ ماه همچنان در زندان وزارت اطلاعات و در وضعیت بلاتکلیفی به سر میبرد.

4. ابوالفضل جهاندار مدیر سایت خبری پویا نیوز و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، با وجود گذشت بیش ۳ ماه از زمان بازداشت همچنان در بند ۲۰۹زندان اوین نگهداری می‌شود. بنا بر اطلاعات رسیده ابوالفضل جهاندار تحت فشارهای شدید بازجویان جهت انجام اعترافات تحمبل شده قرار دارد.

.5. دکتر کیوان انصاری عضو دفترسابق دفترتحکیم وحدت نیز به دلایل نامشخص بازداشت و هم اکنون در بند ۲۰۹ نگهداری ‌می‌شود. انصاري در ملاقات با همسر و پدر خود از فشارهاي وارده بر خود در بند امنيتي اوين مبني بر اعتراف و پذيرش برخي اتهامات بي اساس خبر داد و عنوان كرد تاكنون هيچ اتهامي را نپذيرفته است.

6. خیرالله درخشندی عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان یزد، بیش از ۳ ماه است در بند ۲۰۹ نگهداری می‌شود. خانواده درخشندی چندی پیش پس از ملاقات با وی در زندان نسبت به شرایط نگهداری وی ابراز نگرانی شدید کردند.

7.در اواسط مهرماه آیت‌الله بروجردی و هوادارنش که داعیه‌دار اسلام غیر سیاسی بوده و تجمعاتی را در حمایت از این عقیده در مقابل منزل آیت‌الله برگزار کرده بودند بازداشت و به بند 209 منتقل شده‌اند. همچنین تعدادی از افراد آزاد شده در طی چند روز اخیر اعلام کرده‌اند که بازداشت‌شدگان به شدت تحت شکنجه قرار دارند. همچنین آخرین اخبار دریافتی از زندان اوین حاکی است وزارت اطلاعات قصد دارد با تحت فشار گذاردن آیت‌الله بروجردی وی را وادار به انجام مصاحبه تلوزیونی کند.

8. رضا ملک زندانی امنیتی که به اتهام افشاگری در مورد پرونده قتلهای زنجیره ای بازداشت شده بود، با گذشت بیش ار ۶ سال از زمان بازداشتش همچنان در بند ۲۰۹نگهداری میشود. رضا ملک در اعتراض به برخوردهای صورت گرفته با وی و عدم دسترسی به هر گونه امکانات انسانی، از حدود ۱.۵ سال پیش، از رفتن به هواخوری خودداری کرده است.

9. سعید ماسوری زندانی سیاسی مجاهد که زیر حکم اعدام به سر می‌برد پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین در سال ۸۲، همچنان در این بند نگهداری شده و در شرایط نامعلومی به سر می‌برد.

10. منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد پس از اینکه با تحمل ۸ ماه حبس در بند ۲۰۹ زندان اوین، با قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی آزاد گشته بود، مجدداْ حدود دو هفته پیش بازداشت و به این بند انتقال یافته است. هم اکنون برای آزادی آسانلو قرار ۳۰ میلیونی صادر شده است.

( توضیح اینکه: موارد یاد شده تنها بررسی وضعیت تعداد انگشت‌شماری از زندانیان نگهداری شده در این بند است)  بدیهی است که موارد یاد شده و نیز شواهد بسیار دیگر، همگی حاکی از نقض مستمر و برنامه‌ریزی شده حقوق زندانیان سیاسی؛ در بند ۲۰۹ زندان اوین و سایر بندهای مرتبط است.

ما امضا کنندگان این بیانیه نگرانی هر دم فزاینده خود را نسبت به دور جدید برخورد، اعمال فشارو تهدید بر فعالان سیاسی- دانشجویی و اعمال شکنجه بر زندانیان سیاسی و عقیدتی اعلام داشته و ضمن پافشاری بر خواسته خود جهت آزادی کلیه زندانیان سیاسی، همه جانبه جوامع و نهادهای حامی و بانی حقوق بشر را در جهت جلوگیری از نقض مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران به اقدامات موثر و تلاش هر چه بیشتر در این زمینه فرا می‌خواند.

رونوشت به:

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
شوراي حقوق بشر ملل متحد
کمیسیون حقوق بشر پارلمان اتحادیه اروپا
عفو بین الملل
دیده‌بان حقوق بشر

1. -رضا آرین
2. - سعید آبچر
3. - ویکتوریا آزاد
4. - امیر آسمانی
5. - مهدی آجرلویی
6. - نازی آذرنیا
7. - جمشید آذرنیا
8. - پیمان آشتیانی
9. - ابراهیم آهنیان
10. - مهدیه آقازاده
11. - شهاب آگاهی
12. – سحرابونصری
13. - آرمان امیری
14. - عادل احمدی
15. –ابوالفضل ادب
16. –آرش افشار
17. - امید امین زاده
18. –بابک انتظاری-
19. نغمه ابتکار
20. - صمد ابراهیم نژاد
21. - سجاد ابراهیمی
22. - صدف ابراهیمی
23. - امیر فرشاد ابراهیمی
24. - ژیلا ابراهیمی
25. - محمود ابراهیمی
26. - صمد ابراهیمی
27. - میثم ابراهیمی
28. -.مهستی ابراهیمی
29. - مسلم ابراهیم زاده
30. - سجاد ابراهیمی
31. - مهرشاد ابراهیمی
32. - ساسان ابوالقاسمی
33. - پیام ابوطالبی
34. - امین احمدیان
35. - حسن اسدی
36. - مصطفی اسلامی
37. - منوچهر اسکندری
38. - مهدی اسکندری
39. - محمدحسین اسلامی
40. -.رشید اسماعیلی
41. - احمد ارجمندی
42. - عباس اردکانی
43. - سیامک اردلان
44. - آیدین اعتمادراد
45. - بابک افشاری
46. - معصومه افشار
47. - محمد اشرفی
48. - مرتضی اصلاحچی
49. - علی افشاری
50. - مریم افشار
51. - اکرم اقبالی
52. - رضا اقدسی
53. - عباس امیرانتظام
54. - سهراب اعظم زنگنه
55. - مهران امین پور
56. - مهدی الیاسی
57. - فرح امیرارجمند
58. - امیرعباس امیری
59. - نادی ایوبی
60. - مجید اینانلو
61. - پریسا احسانی
62. - محسن اخوان
63. - م.اذان پور
64. - عباس اژدری
65. - تینا اهرامی
66. - زینب بایزیدی
67. - امید بیگ زاده
68. - سمیه بینات
69. - علی باریکانی
70. - مجتبی باستانی
71. - مجتبی بیات
72. - کسری بازرگانی
73. - سارا بهاء‌الدینی
74. - مصطفی بیگ محمدی
75. - محمدرضا باباوند
76. - هادی باقری
77. - لیلا بارز
78. - نیما بارز
79. - فریبا بایرامی
80. - مهسا برزو
81. - ناهید برادران عطار
82. - فرهاد برادران عطار
83. - خسرو بحرکاظم
84. - غلامرضا بختیار
85. - مژگان برزگر
86. - هایده برزگر
87. - مهشاد بنی اعتماد
88. - صمد بنیادی
89. - هایده بصیری
90. - ملک پاشا بهادری
91. - هاله بهرامی
92. - گلمراد بینیانی
93. - کیوان بابایی
94. - علیرضا برادران
95. - تقی بهاری
96. –نیلوفر بیضایی
97. - پيمان پاك مهر
98. - سپیده پورآقایی
99. - پيمان پيران
100. - احسان پشت‌مشهدی
101. ياسرپيرحياتی
102. - پنیما پورابراهیم
103. - بیژن پور یوسفی
104. - محسن پناهی
105. -احرا پاسبانیان
106. - مسعود پارسایی
107. –بهرام پایا
108. - محسن پوراقدمی
109. - نسرین پورکریمی
110. - عابد توانچه
111. - عباس تنوری
112. - امین ترابی
113. -میثم تقی خین
114. -پیمان تکلو
115. - اردلان توتچی
116. -پویان تحویلداری
117. - زیبا تیموری
118. - مهدی تاجیک
119. - نادرتقی زاده
120. - شهاب تهرانی اصل
121. - غلامعباس تیموری
122. - مصطفی توکلی
123. - علیرضا جباری
124. - سیدرضا جعفری
125. - قدرت الله جعفری
126. - نوشین جعفری
127. - پروین جلایی
128. - علی جمالی
129. - شیرکو جهانی
130. –ابوذر جعفری
131. -آیه جنگجو
132. طاهری منفرد
133. –رضا جمشیدی
134. - سمیه جهان بین
135. –سارا جباری برجسته
136. - بهنام جعفری
137. –نیما جواشی
138. –رامین جهانگیرخانی
139. –چیستا جهانگیری
140. –بایرام جمشیدی
141. -کیا جاوید
142. - آتوسا جمشیدی
143. - شهره جلیلی
144. - محسن چاووشیان
145. - مهستی چیره
146. - خسرو چاووشی
147. -حبیب حاج حیدری
148. –سعید حبیبی
149. - فرزادحمیدی
150. –عباس حکیم زاده
151. –منصورحیات غیبی
152. - محمد حسینی
153. - سعید حسین نیا
154. - نیما حسینی راد
155. –جواد حمیدی
156. –عبدالله حیاتی
157. - پویا حیدرزاده
158. - عباس خرسندی
159. - پژمان خرسند
160. - علیرضا خادمی
161. - ادریس خلیقی
162. - وحید خلج
163. - حسن خیری فام
164. –یلدا خدایاری
165. –رضا خراسانی
166. –طاهره خرم
167. –نازی خلیلیان
168. –سپیده خواجویی
169. –رضا خلج
170. –بینا داراب زند
171. - صبح ناز داراب زند
172. -ایمان داوودی
173. - هامون دارابی
174. -نیوشا درخشان
175. –بهنام دارايي زاده
176. –سامان دادمان
177. –لادن دادمان
178. -قادر دستان
179. -محمود دستمالچی
180. –مهرشاد دهقان
181. – ويدا دهقانيان
182. –علیرضا دورانی
183. –ناظم دیبا
184. - آرام دیل مقانی
185. - ساناز دریانی
186. -عبد الستار دوشوکی
187. –پویا دیانیم
188. –رسول رستم نژاد
189. –سامان رسول پور
190. - فریبرز رئیس دانا
191. –حسین رونقی ملکی
192. –یعقوب رأفتی
193. -محسن رحیمیان
194. آرش رشیدیان
195. - علی روزبهانی
196. -سمیه روزبهانی
197. –مارال رادمان
198. –ژاکلین رادمهر
199. - سمیه رازگردانی
200. –سارا رحماندوست
201. –مجید رستمی
202. - مهرداد روحانی
203. –.نوید رستمی
204. - فرهاد راد
205. - مریم رادش
206. –مهران رستم پور
207. - ایمان رضایی
208. –ساسان رضوی
209. –افشين زارعي
210. - حسن زاهدی
211. - ناصرزرافشان
212. - هما زرافشان
213. –بابک زمانیان
214. –رضا زارعی
215. –فروغ سامانی
216. –سياوش سعادتيان
217. –نسیم سرابندی
218. - سلمان سیما
219. –مسعود ساکی
220. –تارا سپهری‌فر
221. - یاسین سلیمی
222. - محمود ستوده
223. –قاسم سجادی
224. –کامران سرابان
225. - شهاب سلامتیان
226. - ابراهیم سلیمی
227. –ماژان سهرابیان
228. – فرزادسلطانی
229. – جلیل سلیمانی
230. – گوهر شمیرانی
231. - محمود شوشتری
232. - کاوه شهریاری
233. –حسین شهرياري
234. - شايا شهوق
235. - کاوه شیرزاد
236. –امیر شیخ الاسلام
237. –مصطفی شعبان زاده
238. -ارغوان شفیعی
239. - پیمان شمسیان
240. - علی شیخ عطار
241. - شاهد شاملو
242. –تیمورشاه قلی
243. –یاسرشاه ویسی
244. –کامبیز شجاعی نژاد
245. –جهانگیر شریف
246. –نازیلا شکوف
247. - امیرحسین شکوهی
248. –امین شکورزاده
249. - وحید شبانی
250. – مینو شفیعی
251. - فاطمه شفیق
252. –مصطفی شکری
253. –فریدون شیبانی
254. -محمد صادقی
255. سيدعلي صالحي
256. - کوروش صحتی
257. - شادی صدر
258. - الناز صالحی پور
259. –سامان صفرزایی
260. - امیرعباس صالحی
261. - بهادر صالحی
262. - شیرین صالحی
263. –فرهاد صالحی
264. –مهتا صالحی
265. –غلامرضا صادقی
266. - امیر محمد صالحیان
267. - نازی صبا
268. –خسرو صدیقی
269. - بابک صفاری نژاد
270. –عبدالکریم صفاری نژاد
271. - محمد صفریان
272. - مریم ضیاء
273. –هدا ضرابی
274. –ماندانا ضرابی
275. –سیامک طاهری
276. – رویا طلوعی
277. – سمانه طاق دره
278. – لیلا طاهری
279. - مهسا طاهران
280. - علی طهرانچی
281. - محمد طریقت
282. - پیمان طیب نژاد
283. - امین طالبی
284. – حمیدرضا ظریفی نیا
285. - فریبا ظرفچی
286. – مسعود ظواهر
287. - امید عباسقلی نژاد
288. - اکبر عطری
289. – مجيد عسگري
290. – حمیدرضا عسگری نژاد
291. - علی عزیزی
292. – محمد اویس عزیز زنجانی
293. - سمیرا عسکری
294. - آیدا علیزاده
295. - مرتضی عمادی
296. - محمد عنایتی
297. - آرمین عینی
298. - حمید علیزاده
299. – نادرعابدزاده
300. - فرشاد عباسپور
301. - ناهید عبدالهی راد
302. - شهلا عبقری
303. - سیاوش عبقری
304. –محسن عطاران
305. -مریم عطا خرمی
306. - زری عرفانی
307. - یوسف عیسی پور
308. - سهراب غفارزاده
309. - تارا غلامی
310. - مریم غلامی
311. - ابراهیم غلامی
312. - اسماعیل غلامی
313. - مهدي فخرزاده
314. - منصور فرجی
315. - نازلي فرخي
316. - رمضان فارسی
317. - پویا فرزادنیا
318. - امیر حسین فرشادی
319. فرهاد فرنود
320. مازیار فولادی
321. نازیلا فتحی
322. - بنیامین فشمی
323. - نغمه فلاحت پیشه
324. - برهان فولادوند
325. - مریم فولادوند
326. - گیتا فراهانی
327. - ایمان فروتن
328. - گودرز فلاح
329. - ياشار قاجار
330. - ابراهیم قربانی
331. - مریم قربانی
332. - اسماعیل قرنیجک
333. - امین قلعه ای
334. - صبا قادرافشان
335. - امیر قادرمرزی
336. علیرضا قادری
337. - آیدین قره اوغلو
338. - ماژان قوکاسیان
339. - اسماعیل قاضیان
340. - آریا قجر
341. - محمد صدیق کبودوند
342. - تونیا کبودوند
343. - امین کرد
344. - رضا كرماني
345. - مرتضي كريمی
346. - بهروز كريمی زاده
347. - حجت كلاشي
348. - سعید کلانکی
349. - علي كلايي
350. - اميد کماني
351. - محمدرضا کثرانی
352. - هدی کیانی
353. - اردلان کاردان
354. – نصرالله کشاورز
355. محمود کاشانی راد
356. - برزو کاظمی
357. - جواد کاظمی
358. فریبرز کاظمی
359. - محتشم کاظمی دینان
360. - پرویز کاظمیان
361. - شید کامرانی
362. - مرتضی کامرانیان
363. - بهادر کریمی
364. - راحله کشتگر
365. - محسن کردی
366. - بیژن کریمی
367. - کوهیار گودرزی
368. - عاطفه گندم آبادی
369. - رسول گودرزی
370. بهرام گودرزی
371. - فرحناز گلمکانی
372. - دامون گلریز
373. - محبوبه گلمرادی
374. - محسن گل محمدی
375. - بابک لطیفی
376. مهرشاد لهراسبی
377. مصطفي لطفي كيان
378. - طاهره لاجوردی
379. - مهدی لاریجانی
380. - فریبا لامع
381. - کمال لواسانی
382. - امیرعباس لواسانی
383. - مارال لیوانی
384. - مهرداد لوایی
385. – شلرماماندی
386. - هاجر ماماندی
387. - غفورمحمدی
388. - علی ملیحی
389. - محمد ملکی
390. - عبدالله مومنی
391. - شهاب مؤمنی
392. - بهزاد مهرانی
393. - اعظم مهرانی
394. - گلناز ملک
395. مسعود مسلمی
396. - محمد معین
397. - محمد مصطفوی
398. بیتا مهاجری
399. وحید میرجلیلی
400. آرمان میرهاشمی
401. محسن مطیعی فر
402. - محمد موسوی
403. - وحیده مولوی
404. - غلامرضا متین پارسا
405. - زیبا محمدی
406. - عباس محمدی
407. - نازنین محمدی نسب
408. - ابراهیم مرادی
409. - نازنین مشیری
410. - خدیجه مظاهری
411. - شیوا مقدم
412. - نادرمقصودلو
413. - ابوالحسن معیری
414. - نیواد موقرزاده
415. - هاله ملاشریفی
416. - مسیحا ملک محمدی
417. - مسعود ملیح
418. - بهاره منتجبی
419. - سهیلا منظوریان
420. - علیرضا موریانی
421. - سارا موسوی خوئینی ها
422. - سید بهرام موسوی
423. - احمدرضا موتمن
424. - سالارموسویان
425. - نسترن موسویان
426. - سحر موسوی نسب
427. - آرش مهدوی
428. -زرتشت مهراد
429. - ساناز میراوغلو
430. - محسن میرهاشمی
431. - محسن میرباقری
432. - مهراد میرباقری
433. - محمد میرزابیگی
434. - شهرام میرصادقی
435. - قاسم میر جباری
436. - محمد میرشاهی
437. - برهان میمنت
438. - ناصر مستشار
439. - داریوش مجلسی
440. - منوچهر مقصود نیا
441. - احسان منصوری
442. - بیژن مهر
443. - مهران مکی
444. - غزال ملوان
445. - سعید مقیمی
446. - شیوا نظرآهاری
447. - هانیه نعمتی
448. - ارشيا نوري
449. - صادق نوابی
450. - آرش نوری
451. - مهدی نداف
452. - معصومه نصیری
453. - نوید نوری فر
454. - علی نیکونسبتی
455. - امیرحسین نادران
456. - المیرا نادری
457. - علیرضا ناصری
458. - احمدرضا نامدار
459. - ستاره نامدار
460. - مازیار نانبده
461. - محمد مهدی ناهیدی
462. - فرشاد نجم
463. - آمنه نصررمزی
464. - ابوذر نصیری
465. - پریسا نظامی
466. - صبا نظر آهاری
467. - پرویز نکونام
468. - ایرج نگاران
469. - کاظم نیستانی
470. - فرهاد نیری
471. - آرش نیک جو
472. - سجاد نیکخواه
473. - علی نیک خواه
474. - بهار نارنجی
475. - شهرام ناصری
476. - کیومرث نویدی
477. - پروانه وحیدمنش
478. - عطیه وحیدمنش
479. - حامد ولیزاده
480. - داریوش وثوق
481. - بهرام واحدی
482. - محبوبه واشقانی
483. - زهره واله
484. - زهرا واله
485. - غلامعباس وردی نژاد
486. - ناهید وصال
487. - بهاره هدایت
488. - مانی هاشمی
489. - محمد هاشمی
490. - عنایت همایی راد
491. - سعید یوزی
492. - امیرعباس یعقوبی
493. - ناصر یغمایی
494. - هادی یوسفی
495. - میترا یوسفی

بالا^^
سه شنبه 28 آذر1385 ساعت
 

سيدمحمد خاتمي، رييس‌‏جمهور سابق كشورمان به دليل نگراني‌‏هاي كانديداهاي اصلاح‌‏طلب و افكار عمومي از جابجايي در آرا و به منظور تاكيد بر ضرورت صيانت از آراي مردم، بعد از ظهر امروز با وزير كشور و رييس مجلس به عنوان مجري و ناظر انتخابات شوراهاي شهر و روستا گفت‌‏وگو مي‌‏كند.

همچنين به دليل حساسيت‌‏هاي فوق‌‏العاده‌‏اي كه نسبت به دستكاري در آراي مردم به وجود آمده است، قرار است آقايان هاشمي رفسنجاني و مهدي كروبي نيز با مقامات عالي نظام ديدار و مسائل به وجود آمده در روند شمارش آرا را پيگيري ‏كنند.

اين تلاش‌‏ها در راستاي صيانت از آراي مردم و جلوگيري از دخالت گروه‌‏هاي ذي‌‏نفوذ براي جابجايي آرا و اعلام نكردن آراي واقعي مردم صورت مي‌‏گيرد.

بر اساس اين گزارش، طي 24 ساعت گذشته جريان منتسب به دولت با اعلام نتايج نهايي انتخابات شوراي شهر تهران تلاش‌‏هايي را در جهت زمينه‌‏سازي براي اعلام نهايي آرا به نفع خود انجام داده است و در جهت‌‏گيري خبري خود در آراي مناطقي كه جريان رقيبشان بالاترين آرا را كسب كرده، تشكيك مي‌‏كنند.

به طور نمونه همه آراي جنوب شهر تهران را در سبد آراي خود مي‌‏ريزند در حالي كه آراي ساعي،‌‏ حبيب‌‏زاده ، مسجدجامعي و ... در مناطق جنوب شهر تهران بسيار بالا بوده است.

منبع: ایلنا

سه شنبه 28 آذر1385 ساعت
 
دانشجویان دانشگاه های ایتالیا، با برگزاری تظاهراتی با عنوان «همه با هم، با دانشجویان ایران» در روز پنج شنبه، حمایت خود را از دانشجویان ایران خصوصا دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران اعلام می کنند.

این تظاهرات در حالی برگزار می شود که اعتراض دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر به عملکرد دولت نهم، برنامه تبلیغاتی احمدی نژاد را در دانشگاه به تشنج کشید.

گفتنی است این تظاهرات، پس از انتشار مقاله ای در روزنامه مستقل و آزاد La Republica در ایتالیا صورت می گیرد که در آن مقاله به صراحت نوع فعالیت دانشجویان پلی تکنیک و اعتراضات آنها به دولت به تصویر کشیده شده است.

این تظاهرات روز پنج شنبه ساعت 8 شب، به وقت ایتالیا(30/10 شب به وقت ایران)، برگزار خواهد شد. سازمان جوانان حزب «دموکرات های چپ»، سازمان جوانان حزب «سوسیالیست»، سازمان جوانان حزب «زنده باد ایتالیا»، جبهه جوانان وابسته به حزب «اتحاد ملی» و دیگر احزاب کوچکتر ایتالیا از جمله سازمان ها و احزابی هستند که از این تظاهرات پشتیبانی کرده اند.

لازم به ذکر است این تظاهرات از حمایت حزب «رادیکال» برخوردار می باشد و کاپسونه یکی از نمایندگان این حزب در مجلس که از حقوق زندانیان، زنان و اقلیتها دفاع می کند اعلام نموده که در این تظاهرات شرکت خواهد کرد. وی پیشنهاد داده است که نشان این تظاهرات، نشان سه ستاره باشد که نماد اعتراض به اخراج دانشجویان ایرانی از دانشگاه ها می باشد.

دانشجویان ایتالیایی که اخبار و رویدادهای حوادث کوی دانشگاه را در تیرماه 78، به خوبی به یاد دارند، در تلاش اند بار دیگر حمایت خود را از وجود جریان اعتراضی در دانشگاههای ایران اعلام نمایند.

منبع: خبرنامه امیرکبیر

سه شنبه 28 آذر1385 ساعت
 
دكتر عبدالكريم لاهيجى در مراسم بزرگداشت كانون «ره‌آورد» آخن به مناسبت بزرگداشت دهم دسامبر، روز انتشار اعلاميه‌ى جهانى حقوق بشر


به مناسبت سالروز انتشار «اعلاميه‌ى جهانى حقوق بشر» شنبه ۱۶ دسامبر مراسمى از سوى فعالان حقوق بشر در شهر آخن آلمان برگزار شد. در اين مراسم كه از سوى «كانون فرهنگى رهاورد» سازماندهى شده بود، آقاى دكتر عبدالكريم لاهيجى، نايب رئيس فدراسيون بين‌المللى نهادهاى حقوق بشر و نيز نمايندگان «عفو بين‌الملل» از شعبه‌هاى آلمان و بلژيك شركت داشتند و به سخنرانى پرداختند.

در حاليكه مراسم مشابهى روز گذشته‌ى آن در شهر بروكسل از سوى كانون‌هاى فرهنگى برگزار شده بود، در شهر آخن نيز به كوشش فعالان حقوق بشر، همچون سال‌هاى گذشته سالروز انتشار «اعلاميه‌ى جهانى حقوق بشر» گرامى داشته شد.

در اين مراسم نخست آقايان «ورنر كوهل‌هاوئر» و «اميل فرانك»، مسئولان كميته‌هاى هماهنگى امور ايران، متعلق به شعبه‌هاى سازمان حقوق بشر عفو بين‌الملل در آلمان و بلژيك گزارشى از وضعيت حقوق بشر در ايران ارائه دادند. سپس آقاى عبدالكريم لاهيجى در برابر شركت‌كنندگان ايرانى و آلمانى در اين مراسم به موضوع «سياست و حقوق بشر» پرداخت.

آقاى لاهيجى گفت، آرمان حقوق بشر تدارك دنيايى است استوار بر آزادى، عدالت و صلح كه در آن همه‌ى انسان‌ها در فكر و عقيده و بيان افكار و عقايد خود آزادند و از ترس و فقر رهايى يافته‌اند، و نه دنيايى كه از شش ميليارد جمعيت روى كره زمين، سه ميليارد تن با كمتر از ۲ دلار در روز بايد روزگار بگذرانند. بنابراين دفاع از اين آرمان مبارزه‌اى است سياسى.

وى افزود، اين درست است كه كار حقوق بشرى از خصلتى سياسى برخوردار است، ولى اين با كار سياسى حزبى و كار يك اپوزيسيون سياسى تفاوت‌هاى اساسى دارد. يك تفاوت عمده‌ در اين است كه فعالان حقوق بشر در پى قدرت نيستند، حتا اگر شرايط مطلوب دمكراتيك حاصل آيد. ممكن است كه كار سياسى فعالان حقوق بشر و فعالان اپوزيسيون سياسى در مقطعى موازى با يكديگر قرار گيرد و حتا اپوزيسيون با فعالان حقوق بشر همكارى‌هايى كند، ولى فعالان حقوق بشر هرگز رقيب سياسى نه نيروى اپوزيسيون خواهند بود و نه در رقابت با هيأت حاكمه برمى‌خيزند. فعالان حقوق بشر نه خواستار سرنگونى قدرتى هستند و نه قصد بدست گيرى قدرت را دارند. يگانه دغدغه‌ى فعالان حقوق بشر رعايت حقوق اساسى شهروندان يك جامعه است. ايشان خود را موظف مى‌دانند، چه در برابر هيأت‌هاى حاكمه و چه در برابر نيروهاى اپوزيسيون كه شايد زمانى قدرت را بدست گيرند، از اصول اخلاقى حقوق بشرى خود عدول نكرده و وارد حوزه‌ى قدرت نشوند.

آقاى لاهيجى با تأكيد بر اين امر كه مقوله‌ى رابطه‌ى فرد و حكومت به عنوان موضوع محورى حقوق بشر تجلى مى‌كند، افزود كه برسميت شناختن حقوق بشر و تأمين و تضمين آن برعهده‌ى حكومت‌هاست و در صورتى كه حكومت‌ها و نظام‌هاى سياسى حقوق اوليه‌ى انسان‌ها را تضمين نكنند، مشروعيت آن نظام و حكومت سياسى به زير سئوال خواهد رفت.

در ماده‌ى ۲۱ اعلاميه‌ى جهانى حقوق بشر آمده كه ”اساس و منشاء قدرت حكومت اراده‌ى مردم است” و نه چيز ديگرى. همين ماده مى‌افزايد: ”اراده‌ى مردم بايد به وسيله‌ى انتخابات ابراز گردد كه بطور منصفانه و به طور ادوارى صورت مى‌پذيرد. انتخابات بايد عمومى و با رعايت مساوات باشد و با رأى مخفى يا طريقه‌اى نظير آن انجام گيرد كه آزادى رأى را تضمين نمايد.”

بدين ترتيب در يك حكومت مدرن، رابطه‌ى فرد و حكومت بر اصل نمايندگى از سوى مردم استوار است و اين نمايندگى در انتخابات تظاهر مى‌كند. انتخاباتى كه بايد صحت آن و انصاف و مساوات و كنترل بر اجراى يك انتخابات سالم زير نظر مردم صورت گيرد و نه پشت درهاى بسته.

آقاى لاهيجى تصريح كرد كه انتخابات وسيله‌اى براى تسويه‌ى حساب‌هاى سياسى ميان احزاب و نيروهاى سياسى نيست، بلكه براى تعيين نمايندگان مردم براى اداره‌ى بهتر امور مربوط به مردم است. و براى اينكه انتخابات به تسويه‌‌ حساب‌هاى شخصى تبديل نگردد و بتوان مانع از آن شد، بايد به جامعه‌‌ى مدنى،‌ از جمله به سازمان‌هاى غيردولتى NGOها، روزنامه‌نگاران و روزنامه‌ها و حقوقدانان فعال حقوق بشر امكان داد تا با شركت فعال خود در سطح جامعه مانع از مخدوش كردن انتخابات از سوى نيروهاى اقتدارگرا به ضرر ديگر نيروهاى سياسى ضعيف ديگر گردند.

مراسم شهر آخن كه با شركت جمعى از علاقمندان ايرانى و آلمانى برگزار شد، با اجراى برنامه‌هاى هنرى‌ از سوى دو گروه موسيقى ايرانى و اجراى سرود «يار دبستانى من» پايان يافت.


منبع: صدای آلمان
سه شنبه 28 آذر1385 ساعت
بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک در خصوص اعتراضات دانشجويي و حضور احمدي نژاد در دانشگاه
 

انجمن اسلامي دانشجويان اميركبير در خصوص اعتراضات دانشجويي و حضور محمود احمدي نژاد (رئیس دولت) در دانشگاه پلي تکنيک بیانیه ای منتشر کرد .

متن این بیانیه به این شرح است :

آذرماه، از سالياني پيش و به همت فعالان سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير و به ياد مبارزات آزاديخواهانه دانشجويان در سنگر دانشگاه به نام ماه دانشجو مزين شده است و هر سال بهانه اي است تا دانشجويان ايراني نداي آزاديخواهي و روشن انديشي خود را در برابر تحجر، تعصب و آزادي ستيزي سر دهند.

اما بي گمان روز دانشجو و روزهاي پس از آن در سال 85، در تاريخ جنبش دانشجويي ايران ثبت خواهد شد و خاطره آن در يادها خواهد ماند. سالي که در آن بسياري از شهروندان ايراني داغ غيرخودي بودن را بر پيشاني خود احساس کردند و در آن دانشجويان، زنان، فعالين کارگري، وکلا، روزنامه نگاران و ساير فعالان مدني تحت شديدترين فشارها قرار گرفتند.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير به عنوان نهادي برآمده از خواست دانشجويان، در ساليان اخير همواره مدافع آزادي و حقوق بشر بوده است و بر اين اسا حجم کينه توزي اقتدارگرايان از اين نهاد مدني به حدي بوده است که نه تنها فعالان فعلي و سابق آن هر يک به نحوي بارکش اين بار نفرت و تباهي شده اند که حتي ساختمان آن نيز که به ساليان دراز محل رجوع دانشجويان بوده است، شبانه با بولدوزر به ويرانه اي تبديل شد تا بلکه شعله هاي جاويد آزاديخواهي دانشجويان پلي تکنيک به خاموشي گرايد و شب نهادان را آرامشي افتد از اين سکون و سکوت.

در اين شرايط و در بحبوحه صدور احکام تعليق، اخراج و ممنوع الورود شدن به دانشگاه ها و ستاره باران شدن فعالان دانشجويي به تلافي فعاليتهايشان در دفاع از دموکراسي، آزادي و حقوق بشر، بار ديگر جنبش دانشجويي ايران ققنوس وار از ميان خاکستر تيره سرکوب و ابرهاي عبوس مهرورزي پر و بال گشود.

تجمع بزرگ دانشجويي دفتر تحکيم وحدت در دانشگاه تهران و متعاقب آن تجمع دانشجويي دوم در دانشگاه پلي تکنيک نشانه پويايي دوباره جنبش دانشجويي ايران و آمادگي جامعه دانشگاهي ايران براي دفاع از خواسته هاي آزاديخواهانه اش داشت. در چنين شرايطي رئيس دولتي که برآمده از خواست صاحبان اصلي قدرت در ساختار حاکم است و مشخصه اصلي خود و دولتش بله قربان گويي در برابر آن محسوب مي شود و در همين راستا در يک سال گذشته تمام تلاش خود را براي بريدن نفس منتقدين و به ويژه ساکن کردن دانشگاهها کرده است، بر آن شد تا با حضور در پلي تکنيک و ترتيب دادن ديدار مجعول صميمانه با جمعي مطيع و منقاد که همگي با هماهنگي کامل و از دانشگاههاي امام صادق، امام حسين، حوزه هاي علميه و ... به پلي تکنيک آورده شده بودند، هم تير خلاص را بر پيکر انجمن اميرکبير و کليت جنبش دانشجويي ايران وارد آورد و هم دست مريزادي به چکمه پوشان و قدم به مزداني که عامل مستقيم اوامر سرکوبگران بوده اند بگويد.

اما پلي تکنيک به عنوان نهاد و جايگاه تبلور تفکر آزاد، بار ديگر پرچمدار نهضت مقاومت مدني دانشگاه در مقابل عوامفريبي لمپنيسم گرديد و اجازه نداد که حريم دانشگاه لگدکوب حضور نظاميان شود. فرو ريختن ابهت پوشالين و متکي بر پايه هايي از جنس دروغ و ترس و سرکوب تفکر سرکوبگرانه حاکم، بزرگترين نتيجه اعتراضات فرزندان ايران در دانشگاهها بود و از اين جهت شايسته تقدير و تحليل فراوان است.

بر اين اساس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير، ضمن تائيد پيام اعتراضي دانشگاه به دولت و اعلام حمايت کامل و همه جانبه خود از دانشجويان معترض، لازم مي داند در ارتباط با اين مساله نکات ذيل را بيان نمايد:

1- عملکرد يکساله وزير علوم (دکتر زاهدي) و رئيس دانشگاه صنعتي اميرکبير (دکتر رهايي)، در سلب حداقل آزادي هاي عرف و رايج دانشگاه و اعمال حداکثر فشار بر فعاليتهاي دانشجويي و عدم پذيرش آرا و نظرات منتقدانه دانشجويان، مهمترين و موثرترين عامل در شکل گيري خودجوش اين اعتراضات بوده است و بديهي است که در صورت تداوم عملکرد وزارت علوم در پيگيري چنين سياستي، اين اعتراضات نه تنها کاهش نخواهد يافت، بلکه بيش از پيش گسترده تر خواهد شد.

2- رويداد اعتراضي دانشگاه به دولت، براي آنان که در يکسال اخير عوامفريبي را سرلوحه خود قرار داده و از هرگونه برخورد حذفي در دانشگاه استقبال نموده بودند، حادثه اي بسيار تلخ به شمار مي آيد و ناگفتني است که براي عموم روشنفکران، اصحاب جرايد، مطبوعات و احزاب مستقل و بخصوص جنبش هاي مردمي، اتفاقي مبارک و شيرين تلقي مي گردد؛ چرا که در اوج قدرت ظاهري دولت و نمايش اقتدار آن، انسجام و همبستگي نيروهاي آزاديخواه در پلي تکنيک، پوشالي بودن اين دولت را در معرض عموم به نمايش در آورده است.

3- برگزاري چنين جلسه اي از سوي احمدي نژاد و حاميان او نه تنها به معناي وجود آزادي حداکثري در دانشگاهها تلقي نمي گردد، بلکه اين اتفاق بيش از هر چيز ديگر شهامت، شجاعت و جسارت دانشجويان پلي تکنيکي را مي رساند که بي پروا با رد پوپوليسم، تابوي هورا کشيدن براي عوامفريبي را شکسته اند. آزادي نه تنها با حرف و ادعا بدست نمي آيد، بلکه در مفهوم و محتواي هر مساله و رويدادي مي توان نسبت آنرا با آزادي دريافت. دولت نهم در حاليکه در برآورده کردن حداقل شعاهاي انتخاباتي خود در اين مدت ناکام مانده است، در تلاش است با به تصوير کشيدن چهره هايي برانگيخته از معترضان خود در انظار عمومي، مخالفان خود را عاملي بزرگ در عدم تحقق شعارهايش به مردم معرفي نمايد. اين در حالي است که عملکرد دولت نهم و نوع برخورد رئيس دولت، در تحريک دانشجويان بر عليه خود از مهمترين عوامل به تشنج کشيدن حضور او در دانشگاه بوده است و استدلال احمدي نژاد، با عنوان نمودن اينکه "تمام روزنامه ها بر عليه من است" همزمان با به تصوير کشيدن صداي اعتراض دانشگاه به دولت، در بهترين حالت يک تيزر تبليغاتي مي توانست باشد که با گسترده شدن صداي اعتراضات دانشجويان و عدم توانايي وي در کنترل فضا به شکست انجاميد.

4- دکتر رهايي، رئيس بي کفايت دانشگاه همسو با همفکران خود، که پيش از برگزاري اين جلسه سرمست از قدرت کاذب خود در پلي تکنيک بوده اند، براي دامن زدن به توهمات قدرت دولت حامي خود و به رخ کشانيدن غرور خود در پلي تکنيک، قصد برگزاري اين شوي تبليغاتي را براي انتخابات 24 آذر داشتند، اما طمع در منافع حاصل از اين رژه اقتدار در پلي تکنيک موجب شده بود که منفعت طلبان در محاسبات خود دانشجويان را به عنوان بزرگترين رکن دانشگاه فراموش نمايند و اينچنين بود که در ابتداي روز دوشنبه به ناگاه با خيل جمعيتي روبرو شدند که براي دفاع از پلي تکنيک، اين دژ تسخيرناپذير آزاديخواهها طنين صداي اعتراض آنان به بيش از هر زمان ديگر رسيده بود.

5- ماداميکه رئيس دولت، شان و جايگاه خود را در برقراري نوع ارتباط با جامعه دانشگاهي حفظ ننمايد و اظهار نظرات وي، بدور از عرف دانشگاه و در تضاد با فضاي منتقدانه حاکم بر دانشگاه و کارکردهاي آن و بي ارتباط با مسائل و مشکلات جاري مربوط به حوزه هاي آموزشي، پژوهشي، صنفي و رفاهي دانشگاهيان باشد، انتظار رعايت جايگاه رياست دولت از سوي دانشگاه ، انتظاري گستاخانه است. دولتي که عوامفريبي را در دانشگاه جايگزين منطق پذيري خود نموده است، نمي تواند از دانشگاه به عنوان رکن آزاد تحقيق و توسعه کشور، انتظار برقراري ارتباطي از جنس خواسته هاي دولت را داشته باشد.

6- اعتراض جامعه دانشگاهي پلي تکنيک تهران به دولت، نه تنها مختص دانشجويان دانشگاه نمي باشد، بلکه در جلسه اساتيد دانشگاه با احمدي نژاد نيز با انتخاب گزينشي اساتيد از سوي مديريت دانشگاه، اجازه حضور و اظهار نظر به اساتيد غيرهمفکر و حتي مستقل نيز داده نشده است. در اين جلسه که بخش اعظم حاضران آنرا، کادر مديريتي دانشگاه تشکيل داده بودند، شواهد عيني حکايت از اعتراض اساتيد در اين جلسه و متشنج شدن فضاي آن جلسه نيز دارد. انتظامات دانشگاه که اين روزها به عنوان ابزار دست مديريت در اعمال زور به جامعه دانشگاهي مبدل شده است، با ممانعت از ورود يکي از اساتيد به سالن موجبات متشنج شدن جلسه را فراهم مي آورد، يکي ديگر از اساتيد که اجازه اظهار نظرات خود را پيدا نکرده است، با اعتراض به گزينشي بودن سخنرانان در نهايت اجازه صحبت مي يابد. همچنين به دستور رياست دانشگاه، با قطع سيستم صوتي به استادي ديگر، حتي اجازه بيان نظراتش نيز داده نمي شود. اين موارد مستند است و تنها به خاطر رعايت مصالح اساتيد محترم دانشگاه از ذکر مشخصات آنان خودداري شده است.

7- از آنجا که مديريت دانشگاه از يکسو، حضور احمدي نژاد در دانشگاه صنعتي اميرکبير را با دعوت صميمانه دانشگاهيان عنوان نموده است و از ديگر سو، اين روزها رياست انتصابي دانشگاه و تشکلهاي همسو با وي، همچون بسيج، مدعي اکثريت دانشگاه و داعيه سخن گويي از جانب آنان را دارند، از مديريت دانشگاه خواستار برگزاري يک همه پرسي در رابطه با حضور احمدي نژاد در پلي تکنيک تهران مي باشيم.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير، پيش از مشخص شدن نتيجه اين همه پرسي اعلام مي دارد در صورتيکه اکثريت جامعه دانشگاهي پلي تکنيک، موافق حضور احمدي نژاد در دانشگاه بودند، به نمايندگي از دانشجويان معترض رسما از احمدي نژاد عذرخواهي مي نمايد و در غير اينصورت اين احمدي نژاد، رياست انتصابي دانشگاه و تشکلهاي همسو با وي هستند که بايد رسما بخاطر تحميل خود و نظراتشان به دانشگاه از جامعه دانشگاهي عذرخواهي نموده و دانشگاه را به صاحبان حقيقي خود بازگردانند. اين عمل بيش از هر راه و روشي پايگاه همفکران دولت، مديران انتصابي دانشگاهها و تشکلهاي وابسته به آنها را در دانشگاهها مشخص مي کند تا سيه روي شود هر که در او غش باشد. ناگفتني است که عدم برگزاري اين همه پرسي بار ديگر به صراحت از عدم پايبندي مديريت دانشگاه به آرا و نظرات جامعه دانشگاهي حکايت دارد.

در پايان به آنان که اين روزها در دانشگاه در برابر فشارهاي نهادهاي امنيتي، اقدام به قلع و قمع فعالان دانشجويي پلي تکنيک و حاکم کردن فضاي امنيتي بر دانشگاه نموده اند، اعلام مي کنيم آنچه را در فضاي دانشجويي پلي تکنيک براي اربابانتان رقم خورد به ديده عبرت بنگريد و ضمن متوقف کردن تلاشهاي بيوده براي به سکوت کشاندن دانشجويان با کنار رفتن از مسندي که هيچ شايستگي براي تکيه زدن بر آن نداريد بيش از اين نامتان را در تاريخ اين دانشگاه، ملازم نفرت دانشجويان و اساتيد نگردانيد.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير(پلي تکنيک تهران)

سه شنبه 28 آذر1385 ساعت

خبرگزاری روسی اينترفاکس گفتگويی اختصاصی با وزيرخارجه روسيه را منتشر کرده که حاکی از موافقت دولت روسيه با پيش نويس قطعنامه ای است که پس از اعمال تغييرات مورد نظر روسيه در دستور کار شش دولت درگير مناقشه اتمی ايران قرار گرفته است.

به گزارش بی بی سی، اين گفتگو ساعاتی پس از آن منتشر شد که سخنگوی وزارت خارجه آمريکا اميدواری دولت ايالات متحده به تصويب قطعنامه تحريم ايران را در آينده نزديک در شورای امنيت سازمان ملل متحد ابراز کرد.

همچنین به گزارش ایلنا، معاون وزير خارجه آمريكا در امور سياسي از تصويب قطعنامه تحريم شوراي امنيت عليه ايران ظرف چند روز آينده خبر داد.

خبرگزاري فرانسه گزارش داد كه «نيكلاس برنز» در گفت‌‏وگو با شبكه خبري «CNN»، گفت: «پس از ماه‌‏ها مذاكرات شديد، كشورهاي 1+5 در شرف توافق بر سر متن قطعنامه تحريم قرار دارند.»

بنابراين گزارش، آمريكا رهبري تلاش‌‏ها براي اعمال تحريم عليه ايران را بر عهده دارد اما مذاكرات پنج عضو دائمي شوراي امنيت سازمان‌‏ملل‌‏متحد و آلمان به دليل مخالفت روسيه با منع سفر مقامات و فهرست افراد و شركت‌‏هايي كه قرار است دارايي‌‏هاي آنها مسدود شود، به نتيجه نرسيده است.

سرگئي لاوروف وزير خارجه روسيه گفت: «اگر شريكان ما رويكرد واقع‌‏گرايانه‌‏اي در پيش گيرند و بر برخي مواضع خاص تأكيد نكنند، اميدوارم در چند روز باقي مانده به سال جديد به توافق دست يابيم.»

سه شنبه 28 آذر1385 ساعت
ارزیابی من
 
عباس عبدي
هفته قبل مطلبي را تحت عنوان" تحليل شما چيست؟" نوشتم و طي آن چند پرسش را براي دوستان خواننده مطرح كردم كه مي‌خواهم خودم هم به آنها پاسخ دهم. اين پاسخ را در روز پنج‌شنبه نوشته‌ام و امروز يعني بعد از ظهر جمعه در سايت قرار مي‌دهم. پاسخ‌ها نيز صرفاً معطوف به انتخابات شوراها و شهر تهران است.


1ـ از لحاظ اجرا و سلامت
احتمال مي‌دهم كه اصولاً نيازي به خدشه‌دار كردن سلامت انتخابات نباشد، و اين بدترين حالت ممكن است كه فرد يا افرادي صرفاً به دليل فقدان نيازمندي به اين مسأله آن را درست برگزار كنند. اما اين فقط یک احتمال است. زيرا به دليل پايين بودن مشاركت (نسبت به انتخابات رياست جمهوري) و رقابت نزديك، اندكي نارسايي در سلامت انتخابات نيز در نتيجه آن مهم و موثر است. اجازه بدهيد مثالي بزنم.
فرض كنيد در جامعه‌اي 1000 نفري زندگي مي‌كنيم و دو نفر نامزد هستند، اگر 800 نفر شركت كنند و 600 رأي را نفر «الف» و 200 رأي را نفر «ب» كسب كند براي تغيير نتيجه حداقل نيازمند جابجايي يا اضافه كردن و...، 401 رأي هستيم اما اگر بجاي 800 نفر فقط 200 نفر شركت كنند و آرا هم 110 و 90 تقسيم شود، با خدشه در 21 رأي كار تمام است و اين حجم بسيار كوچكي در جابجايي اما داراي همان تأثير است.
در اين انتخابات هر دو ويژگي پراكندگي آرا و مشاركت كم مي‌تواند موجب بروز خدشه در سلامتي در ابعاد كم ولي تأثيرگذار باشد. بويژه آنكه ليست اصلاح‌طلبان داراي چند چهره شناخته شده است كه احتمالاً منفرداً (فارغ از تعلقات ليستي) مي‌توانند شانس انتخاب شدن داشته باشند.
بنابراين يا نيازي به خدشه وارد كردن به سلامت نيست، يا اگر هم نيازمند شوند، در حد كم، نياز مرتفع مي‌شود.
2ـ از لحاظ ميزان مشاركت
حدس مي‌زنم كه در تهران مشاركت بيش از دور گذشته است، زيرا از يك سو رقابتي خاص ميان طرف مقابل رخ داده كه با حمايت ماشين دولتي مي‌كوشند كه برخي نيروها را براي شركت بسيج كنند، از سوي ديگر نزد اصلاح طلبان هم ترس از ادامه وضع موجود عده‌اي را بيش از گذشته به پاي صندوق‌ها خواهد كشاند، و اين رقم حدود 30 تا 35 درصد از كل واجدين حق رأي است. مشروط بر اين كه رأي اضافي مشاهده نشود.
3ـ از لحاظ نتايج آرا
تصور مي‌كنم كه ليست مشهور به حاميان دولت اگر بتواند خود را معرفي كند (يعني مردم بدانند كه ليست معيني معرف حاميان دولت يا در واقع مورد حمايت دولت است) در مجموع اول خواهد شد، گرچه چهره‌هاي ليست طرفدار شهرداري به صورت انفرادي نيز مي‌توانند در لابلاي ليست منتسب به دولت وارد شورا شوند و در شرايطي هم امكان حضور دو يا سه نفر از ليست اصلاح‌طلبان هست، اما اين حالت هم به لحاظ واقعي و هم به لحاظ شرايط موجود در مدیریت و کنترل صندوق‌ها بعيد است كه رخ دهد.
ارايه تحليل من از اين كه ليست مذكور چرا رأي خواهد آورد نياز به فرصتي ديگر دارد. البته تأكيد كنم كه واقعاً پيش‌بيني رفتار انتخاباتي در ايران بويژه در مواردي كه فضاي انتخاباتي شكل نمي‌گيرد و مشاركت هم كم مي‌شود، سخت است و نتايج ناپايدار مي‌گردد، علي‌الخصوص كه وضعيت سلامت انتخابات هم با ابهام مواجه باشد.
4ـ از لحاظ نتايج سياسي
اظهارنظر در اين زمينه خيلي سخت است، و كاملاً احتمالي است، اما تصور مي‌كنم با فرض تحقق موارد پیش، دولت بر صحت و درستي راه پيش گرفته خود مطمئن‌تر و براي ادامه آن راغب‌تر مي‌شود. و از الآن شمشير‌ها را براي انتخابات بعدي مجلس از رو مي‌بندند، ودیگر مجموعه های جناح مخالف اصلاحات را منفعل مي‌كند و بخشي از آنان را بيشتر از قبل به سكوت و برخي را نيز در مواجهه با دولت جري‌تر مي‌كند.
نتايج آن براي اصلاحات چندان اميدبخش نيست، زيرا در چهره اين دوستان اراده كافي براي درس‌گيري از گذشته مشهود نيست يا حداقل من قدرت بينايي آن را ندارم، اما اين اميد هم هست كه چنين امري رخ دهد. اميدوارم كه اين بار فشار وارده بر گرده ناشي از عدم همراهي ديگران و مردم و تحريمي‌ها معرفي نشود.
اما براي حكومت و كشور نتايج آن چون نتايج انتخابات قبلي است. شايد گفته شود اگر چنين است؟ چراافراد را به شركت تشویق نكردم، پاسخ خواهم داد، مسئوليت اين مهم برعهده كساني است كه برنامه‌اي براي جلب مشاركت مردم نمي‌دهند، و نه برعهده كساني كه شركت نمي‌كنند. آنان كه حاضر به شنيدن هيچ سخني نيستند، نمي‌توانند در بزنگاه انتخابات حضور مردم را در پاي صندوق‌هاي رأي انتظار داشته باشند و به دلیل خطر طرف مقابل خواهان مشارکت دیگران شوند.ضمن این که بدون عرضه کالای مناسب سیاسی چنین دعوتهائی چون آب در هاون کوبیدن است.
اين انتخابات وضعيت روابط خارجي كشور را پيچيده‌تر و شكننده‌تر مي‌كند ولي تا وقتي كه اوضاع درآمدهاي نفتي چنين است، طبعاً مي‌توان با اتكا به اين درآمدها، مانع انتقال سريع و خشن نتايج اين سياست‌ها به مردم شد.
5ـ از لحاظ كارآمدي
نهاد برآمده از اين انتخابات پيش از همه چيز بايد مونوريل را تصويب و اجرا كند (من احتمال مي‌دهم كه در قضيه مونوريل علايق مذهبي هم مطرح باشد!) سپس اقداماتي سريع و زود بازده مثل وام ازدواج و حتي طرح‌هاي عمراني با حمايت دولت به اجرا درخواهد آمد، زيرا بايد آماده شد كه از طريق كسب نظر مردم تهران گام‌هاي بعدي برداشته شود، البته اجراي اين امور با چه هزينه‌هايي صورت مي‌گيرد، آن ديگر بحث مردم تهران نيست و به چشم عموم نخواهد آمد. بنابراين شايد چنين نهادي به لحاظ چگونگي استفاده بهينه از منابع، مورد پرسش جدي باشد، اما به لحاظ حصول نتايج مرحله‌اي آقايان كارآمد خواهند بود.
قبول كنيم كه پيش‌بيني امري بسيار خطير و خطرناك است (آن هم در ايران). و به لحاظ سياسي نبايد چنين كاري را كرد، اما چه باك، قصد من و شما، به چالش كشيدن ذهنيت‌هاي خودمان است تا بلكه واجد كارآمدي بيشتري در تحليل و ارزيابي امور شويم. حالا فرض كنيد كه تمام اين پيش‌بيني‌ها غلط از آب درآمد، خوب ما مي‌كوشيم كه درك خود را از واقعيت اصلاح كنيم، اين كار بهتر از كار كساني است كه پيش‌بيني‌هاي شفاهي مي‌كنند و بر اساس آن قول هم می دهند اما هيچ جا هم ثبت نمي‌شود و پس از انتخابات هم مدعي مي‌شوند، انتظار اين نتايج را داشتند، شتر ديدي نديدي!، كساني كه تا ساعت 12 شب جمعه 27/3/1384 خبر مي‌داند كه نامزد آنان دوم است و... اما پس از شكست به راحتي مدعي شدند كه از قبل پيش‌بيني مي‌كردند و اين نتيجه طبيعي بوده است!!
سه شنبه 28 آذر1385 ساعت
 

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير كبير اظهارات باهنر در دانشگاه شيراز كه معترضان در سخنراني احمدی نژادرا مروجان مشروبات الكلي و سكس خوانده‌است، محكوم كرد.


علي عزيزي، نايب دبير انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير، با اعلام اين خبر گفت: مسايل دانشگاه و مشكلات ناشي از عملكرد شخصي وزير علوم آن قدر آشكار است كه اين اتهامات باعث كمرنگ شدن مشكلات نمي شود و نگاه ها را از وزارت علوم به دانشگاه‌‏ها منحرف نمي‌‏كند.


وي با بيان اين كه باهنر بيشترين نقش را در راي اعتماد مجلس به وزير علوم داشت، گفت: باهنر به جاي اين كه پاسخگوي عملكرد وزير علوم باشد، تلاش مي كند با فرار به جلو، بر اين قضايا سرپوش بگذارد و ديگران را متهم كند .


عزيزي تصريح كرد: اعتراض دانشگاه به دولت و حاميان آن، حامل پيام مهمي است و تمام تلاش ها براي برخورد معترضان و توهين به آنها و همچنين افكار عمومي نمي‌‏تواند پيام صريح و روشن دانشگاه به دولت را كمرنگ كند.


وي با بيان اين كه جرياني كه به خاطر فضاي انتخاباتي امكان برخورد با اعتراضات دانشجويي را از دست داد، اكنون درتلاش است با اتهامات واهي به دانشجويان، زمينه برخورد را فراهم كند، گفت: اظهارات باهنر به عنوان نايب رييس مجلس هفتم بايد برآيند نگاه مجلس به اعتراض دانشجويان باشد و اين جاي تاسف دارد كه مجلس چنين نگاهي به اعتراضات دانشجويان داشته است.
عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير، تصريح كرد: انجمن اسلامي به زودي در بيانيه‌‏اي جامع و كامل، پيام اين اعتراض دانشگاه را به دولت و تاثيرات آن را در عرصه سياست اعلام مي‌‏كند.


يادآور مي شود: باهنر در سخنراني هفته گذشته خود در دانشگاه شيراز، معترضان به رييس جمهور را طرفداران مشروبات الكلي و سكس خوانده بود كه اين اظهارات به شدت مورد اعتراض دانشجويان دانشگاه شيراز قرار گرفت.

منبع: ایلنا

سه شنبه 28 آذر1385 ساعت

آن روز كه وزيران پيشنهادي محمود احمدي‌نژاد براي گرفتن راي اعتماد به مجلس رفتند، محمد مهدي زاهدي وزير پيشنهادي علوم، تحقيقات و فناوري تنها وزيري بود كه با يك راي بيشتر از حداقل راي لازم براي كسب اعتماد مجلس يعني 144 راي و با حمايت نايب رئيس مجلس توانست به هيات دولت بپيوندد و نتوانست با برنامه ارائه شده خود، آراي بيشتري از مجلس اصولگرا را در سبد خويش جمع كند. اگرچه وي بعدها درخصوص برنامه‌اي كه به مجلس ارائه كرده بود، گفت:" برنامه وزارتي من قوي‌ترين برنامه‌اي بود كه وزيران علوم بعد از انقلاب تاكنون براي اين وزارتخانه ارائه داده‌اند."


زاهدي هرچند در برنامه قوي! خود به مواردي هم چون كمك به استقرار نظام مديريت مشاركتي در وزارت، دانشگاه‌ها و موسسات پژوهشي، برنامه‌ريزي جهت ارائه قانون حمايت از نخبگان، هيات علمي در جهت تقويت نقش محوري اساتيد در بخش تحصيلات تكميلي و... اشاره كرده بود اما در ابتداي روزهاي وزارتش سنت انتخابي بودن روساي دانشگاه‌ها را شكست و براي نخستين‌بار يك روحاني را به رياست دانشگاه تهران منصوب كرد و در پاسخ به اعتراضات دانشجويي به خبرگزاري‌ها گفت: "انتخابي بودن رئيس دانشگاه توهين به اعضاي هيات علمي آن دانشگاه است. ضمن اينكه مسئله‌يي غيرعلمي است و به‌همين دليل من آن را اجرا نمي‌كنم."


مدتي پس از اين اقدام بود كه مجلس اصولگرا نيز طرح انتخابي شدن روساي دانشگاه‌ها را كه مولود دولت خاتمي بود و گام مهمي در جهت افزايش نقش استادان دانشگاه و كاهش تصدي‌گري دولت به شمار مي‌رفت در كميسيون آموزش و تحقيقات خود تصويب نكرد و يكي از اعضاي اين كميسيون هم در توضيح اين مسئله، آن را مخل مسووليت وزير دانست و توضيح داد كه اگر مشكلي در دانشگاه پيش بيايد وزير چگونه مي‌تواند بر آن نظارت كند.


اساتيدي كه بازنشسته شدند!!
اما پس از رد طرح انتخابي بودن روساي دانشگاه‌ها، اخراج و بازنشسته كردن اساتيد، ديگر اقدامي بود كه در حوزه نظارت محمدمهدي زاهدي انجام گرفت.
اخراج و بازنشسته كردن اساتيد برجسته دانشگاه‌هاي تهران در حالي صورت گرفت كه حتي چند نماينده اصولگراي مجلس هم آن را تصميمي ناصواب خواندند.
به اين ترتيب روساي منتصب وزير علوم در دانشگاه علامه طباطبايي و تهران وهم چنين دانشگاه هاي ديگراقدام به باز نشسته كردن بسياري از اساتيد رشته حقوق و علوم سياسي و يا اخراج و عدم عقد قرارداد با اساتيدي هم چون دكتر سهراب رزاقي، دكتر حسن نمكدوست، دكتر آزمايش و... كردند.
هر چند كه طبق اخبار رسيده اين اقدام هم‌چنان ادامه دارد و چندي پيش دانشجويان لرستاني هم در خصوص اخراج يكي از اساتيد دانشگاه لرستان دست به اعتراض زدند.


مشكلاتي كه همچنان ادامه دارد
ديگر مسئله‌اي كه در كارنامه يك سال و اندي گذشته وزارت علوم نمايان است عدم رسيدگي به مسائل صنفي دانشگاه و دانشجويان از جمله خوابگاه‌ها، تغذيه و بهداشت و درمان و... است. در خصوص مسئله خوابگاه‌ها و تغذيه مي‌توان به مسموميت 400 دانشجوي دختر دانشگاه يزد در خوابگاه كه چندهفته پيش به وقوع پيوست و منجر به تعطيلي هفت روزه دانشگاه شد، اشاره كرد.
هم چنين درگذشت يك دانشجو در دانشگاه علامه طباطبايي به علت سكته قلبي و نرسيدن به موقع پزشك هم از ديگر مواردي است كه دانشگاه‌ها با آن مخصوصا در روزهاي گذشته روبه‌رو بوده‌اند.
از سوي ديگر، عدم همكاري معاونت‌هاي دانشجويي و وزارت علوم با انجمن‌هاي صنفي كه ذات وجوديشان حمايت و بيا ن خواسته‌هاي صنفي دانشجويان است و همين طور عدم دادن مجوز به آنها جهت تشكيل اتحاديه سراسري انجمن‌هاي صنفي دانشگاه‌هاي سراسر كشور از نكات ديگري است كه در بخشي از پرونده عملكرد يك‌ساله و نيم وزارت علوم موجود است.


محدوديت براي فعاليت دانشگاهي
موازي‌سازي براي تشكل‌هاي سياسي فرهنگي موجود در دانشگاه‌ها از جمله انجمن‌هاي اسلامي،‌ كميته انضباطي و احضار دانشجويان فعال، ممانعت از ورود فعالان دانشجويي به دانشگاه، بها دادن به تشكل‌هاي دانشجويي وابسته به قدرت و از همه مهمتر ممانعت از ادامه تحصيل دانشجويان فعال و ستاره‌دار كردن آ‌نها از ديگر مواردي است كه دانشگاه‌ در يك سال و نيم گذشته شاهد آن بوده است.
پس از موج اعتراض كه دانشگاه‌ها به علت اخراج و بازنشستگي اساتيد با آن روبه‌رو بودند و به علت شروع امتحانات دانشگاه متوقف شد، ‌تابستان سال‌جاري بستر اتفاقاتي مهمي براي دانشجويان فعال بود.
تخريب انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير در فصل تعطيلي دانشگاه‌ها، احضار و صدور حكم كميته انضباطي براي دانشجوياني كه اقدام به انتشار نشريه دانشجويي كرد و يا به فعاليت دانشجويي مشغول بودند از اين دست اتفاقات بود.
اما پايان تابستان آغاز مرحله ديگري از محدوديت‌ها بود. محروم‌كردن گروهي از دانشجويان دوره كارشناسي ارشد از تحصيل به‌دليل فعاليت در تشكل‌هاي دانشجويي، بخشي از محدوديت‌هاي تازه‌اي بود كه با آغاز سال تحصيلي جديد در دانشگاه‌ها به اجرا درآمد و دانشجويان را با رده‌بندي نام آنها همراه با يك تا سه ستاره به ثبت‌نام مجاز، مشروط و يا ممنوع تقسيم كرد.


هرچند كه پس از اعلام اين خبر، وزير علوم كه در لحظاتي پس از كسب راي اعتماد، پست الكترونيكي خود را جهت ارتباط هر چه بيشتر با دانشجويان اعلام كرده بود، به‌شدت آن را تكذيب كرد و در گفت‌وگو با خبرگزاري‌ها اعلام كرد كه اين مسئله كذب محض است و رسانه‌هايي كه چنين ادعايي دارند بايد اسامي اين افراد را رسما اعلام كنند. پس از آن بود كه با اعلام اسامي اين دانشجويان توسط اعضاي دفتر تحكيم وحدت مرتضي نوربخش دبير كميته گزينش استاد و دانشجوي وزارت علوم به كمك آقاي وزير آمد و خبر از حل مشكل دانشجويان ستاره‌دار داد ولي گفته‌هاي وي از جانب رسانه‌ها و محافل دانشجويي به معناي تاييد رسمي آنچه زاهدي آن را كذب محض مي‌خواند تلقي شد.


اما چندي پس از مصاحبه‌هاي پي در پي نوربخش در خصوص «دانشجويان ستاره‌دار»، وزيرعلوم كه در آيين گشايش سال تحصيلي جديد دانشگاه‌ها با سوال‌هاي مكرر خبرنگاران در اين‌باره مواجه شده بود گفت:"از نظر وزارت علوم كليه پذيرفته‌شدگان دانشجو هستند و هيچ ممنوعيتي براي ثبت‌نام آنها وجود ندارد و نبايد نگران جوسازي‌هاي سياسي در اين‌باره بود."


زاهدي همچنين تصريح كرد:"كسي كه اسمش اعلام نشده، حتما مسائل خاص و يا تخلفات ويژه‌اي داشته است كه مراجع ذي‌ربط آن را گزارش كرده‌اند. آنچه كه برخي روزنامه‌ها نوشته بودند اين بود كه از بعضي دانشجويان تعهد گرفته مي‌شود؛ ما به دانشگاه‌ها گفتيم نيازي به اخذ تعهد نيست. تعهد هم به اين معنا نبوده كه خداي ناكرده با آنها برخورد انضباطي شود، بلكه تذكر و هشداري بوده كه در محيط دانشگاه به‌گونه‌اي عمل نشود كه خلاف حفاظت و صيانت از اخلاقيات باشد."
ولي گفته‌هاي وزير علوم به خبرنگاران درحالي بود كه دانشجويان ستاره‌دار سرانجام با تعهد كتبي و عدم ثبت‌نام قطعي برسر كلاس‌هاي درس حاضر شدند و آن دسته از آن‌ها كه سه ستاره داشتند سرانجام، از ادامه تحصيل محروم ماندند.
اما محدوديت‌هاي موجود بر سر راه فعاليت‌هاي دانشجويي محدود به موارد فوق نبوده و نيست، عدم صدور مجوز براي سمينارهاي دانشجويي، اهداي مجوز به سمينارهاي زاويه‌دار، جمع‌آوري نشريات دانشجويي از سطح دانشگاه‌ها و... نيز ازجمله اين محدوديت‌هاست.
بدين ترتيب درحالي دانشگاه اين محدوديت‌ها را پشت‌سر مي‌گذارد كه محمدمهدي زاهدي در قامت وزير علوم پيش از اين نيز گفته بود كه «ما اعتقاد داريم دانشگاه محل علم، دانايي و توليد علم است، نه محل تشكيلات و احزاب سياسي.»


وي هم‌چنين اضافه كرده بود: همان‌طور كه از اسم دانشگاه پيداست، اين مكان محلي است براي كسب دانش. ما در هيچ‌كجا به جاي واژه دانشجو واژه «سياست‌جو» نداريم و شايد با تكرار همين گفته‌هاست كه ديگر مجال هيچ‌گونه فعاليت سياسي به دانشجويان داده نمي‌شود و حتي از فعاليت صنفي آنان نيز جلوگيري به عمل مي‌آيد.


يك شباهت عجيب!
اين‌گونه است كه به اعتقاد بسياري از فعالان دانشگاهي و دانشجويي اقداماتي كه در طول اين يك سال و نيم در دانشگاه‌ها و با دانشجويان صورت گرفته شباهتي عجيب با انقلاب فرهنگي در اوايل انقلاب دارد.
لذا باتوجه به اين شرايط اگر بار ديگر قرار باشد راي اعتمادي به زاهدي داده شود و او در اين آزمون چه مانند گذشته راي ناپلئوني بياورد و چه نياورد، از ديدگاه بسياري از دانشگاهيان و فعالان دانشجويي كمترين نمره ارزشيابي را در بين تمامي وزيران علوم بعد از انقلاب به خود اختصاص خواهد داد، نمره‌اي كه شايد اين‌بار حتي ناپلئوني هم نباشد.

منبع: کارگزاران- نفیسه زارع کهن

سه شنبه 28 آذر1385 ساعت
 

به دنبال انتشار خبری از سخنرانی تقی رحمانی و هدی صابر در دانشگاه شهرکرد، تقی رحمانی فعال ملی-مذهبی ، جوابیه ای توضیحی را برای خبرگزاری آفتاب ارسال کرده است که در پی می خوانیم:

بدین وسیله اعلام می دارم که اینجانب تقی رحمانی در سخنرانی به تاریخ 5 آذر 85 در شهرکرد و در دمای 10 درجه زیر صفر مباحثی را راجع به هویت مطرح کردم که در خبرگزاریها مخدوش انعکاس یافته بود ، بدینوسیله تقاضا می شود توضیحات ذیل در مورد خبر مذکور انعکاس یابد:



ما حصل بحث بنده این بود که هویتها از میان نرفتنی هستند اما هویتها شمشیر دو دم هستند پس باید هویتها را تعاملی کرد و از تقابلی بودن آنها پرهیز کرد. اما اگر سودای آن را داشته باشیم که حقیقت را در مقابل هویت قرار دهیم، در حقیقت میدان اجتماعی را بدست بنیادگرایان هر جریانی خواهیم داد که جنگ هویت راه می اندازند و در نتیجه تعامل هویتها منتفی می شود.

نشاندن حقیقت یا هویت امری شدنی نیست مگر در سطح نخبگان جامعه. همچنین اشاره کردیم که هویت ابلاغ شدنی نیست و نمی بایستی به دنبال هویت ابلاغی بود. هویت تعاملی نقش غیرقابل انکاری در گسترش تسامح و مدارا در جامعه خواهد داشت.

در همین راستا از هویت مذهبی ، طبقاتی ، قومی و جنسیتی بعنوان هویتهای دیرپا در جوامع بشری یاد کردیم و یاد آوری می کردیم که هویتهای موقت نیز در جامعه شکل می گیرد مانند زندانی تبعیدی مهاجرین و اشاره کردیم هویتهای جدید نیز می توانند در جوامع بوجود آیند.در ادامه بحث از این مطلب سخن به میان آمد که سیاست از هویت نظم و مشروعیت سخن می گوید. هویتها در نحوه تعریف هر جریان و تفکر از نظم و مشروعیت مطلوبشان نقش اساسی دارند. با این وصف در هر هویتی انواع گرایشات وجود دارد ما یک هویت به نام اسلام نداریم بلکه انواع اسلامها داریم و انواع درکهای مختلف از شیعه.

همچنین قرائتهای گوناگون از لیبرالیسم وسوسیالیسم وجود دارد که این درکها و قرائتها لیبرالها یا سوسیالیستها، این اندیشه ها را به فاشیستها یا دموکراتیک بودن نزدیک می سازد
در مورد اسلام و شیعه نیز این ویژگیها را بر شمردیم و از خطر بنیادگرایی شیعه که جنگ اسلامها را در جامعه و در منطقه تحریک خواهد کرد به عنوان مشکل اصلی سخن گفتیم و از لزوم قرائت لطیف از شیعه سخن رفت.
در قسمت آخر بحث به نیاز به هویت در انجمنهای اسلامی پرداخته شده و ضرورت بازخوانی مداوم هویت انجمن های اسلامی گوشزد شد دو دوره رفتار دموکراتیک و رفتار انحصارطلبانه انجمنها از یکدیگر تفکیک شد با تاکید بر اینکه دوره فعلی دوره انتقالی است که می باید انجمنهای اسلامی با هویت مذهبی از آزادی و عدالت دفاع کنند و از ارزشهای مذهبی در راه آزادی و عدالت کمک گیرند.

ابراز هویت و تبلیغ آن هویت را حق هر انسانی دانستیم و این حق را برای همه عقاید به رسمیت شناخته شده دانستیم و از آنجاییکه دانشگاه شرایط مناسبی را برای انواع گرایشات فکری فراهم نیاورده . وظیفه انجمن های اسلامی را در عین حفظ هویت، دادن امکان مناسب به دیگر عقاید دانستیم. اما اشاره کردیم که بی هویتی نداریم نبایستی به چنین دیدگاهی دامن زد .

 انسان بی هویت نمی تواند سیاسی و اجتماعی باشد. از انجمن ها خواستیم که شرایط برای تشکیل پارلمان دانشجویی را فراهم کنند . پارلمانی که انواع گرایشات و عقاید اعم از مذهبی و غیر مذهبی و قومی و جنسیتی بتوانند در آن حضور یابند بعنوان آخرین قسمت بحث تاکید شد که برای جریانی که عرصه را غیر ایدئولوژیک اما قانونمند می داند و عرصه عمومی را حوزه مقابل ایدئولوژیها، باالطبع آزادی عقیده و بیان ، چرخش قدرت، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن برای هر شهروند با هر عقیده و مرامی امری پذیرفتنی تلقی می شود.

انجنهای اسلامی تا قبل از انقلاب اینچنین بودند و انجمنهای اسلامی فعلی هم می بایستی چنین مسیری را باور و تبلیغ کنند.

لازم به ذکر است که این جلسه به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان

دانشگاه شهرکرد با موضوعیت -۱۶ آذر و نقش هویت در انجمن های

اسلامی-با حضور آقایان تقی رحمانی و هدی صابربرگزار گردید که از

سوی برخی خبرگزاری ها برخی از مطالب به صورت دیگری

بیان گردید.

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت
تجمعات دانشجويي و اعتراضات گسترده دانشجويان در روزهاي گذشته نشان داد که اين تشکل ها نگرش، نقش و رويکرد تازه اي در فعاليت هاي خود برگزيده اند که با آنچه بعد از انقلاب اسلامي براي آنها در نظر گرفته شده بود فاصله فاحشي دارد.

پس از پيروزي انقلاب در بهمن 57، عملا همه احزاب و گروههاي سياسي پايگاه هايي در دانشگاه ها داشتند به گونه اي که هر طيف فکري نيروي خود را در دانشگاه داشت. اما پس از انقلاب فرهنگي، تعطيلي دانشگاه ها و سپس بازگشايي دانشگاه ها در سال 1362 اين تنها انجمن هاي اسلامي دانشجويان بودند که امکان فعاليت مجدد در دانشگاه ها را يافتند. ولي فعاليت هاي اين انجمن ها نيز با توجه به فضاي ويژه دانشگاه و مختصات حرکت دانشجويي از يک سو و شرايط سياسي مملکت، به ويژه اختلافات مابين جناح هاي مختلف نظام جمهوري اسلامي، از سوي ديگر دچار دگرگوني هاي ماهوي و شکلي شد.

دفتر تحکيم وحدت

دفتر تحکيم وحدت يا همان اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر کشور، در شهريور سال 1358 پس از جلسه نمايندگان انجمن هاي اسلامي وقت با آيت الله خميني تاسيس شد. دفتر تحکيم وحدت در آغاز فعاليت هاي خود، همسو با نهادهاي دولتي عمل مي کرد و بيشتر نقشي مانند نهادهاي امنيتي، گزينشي، انضباطي، علمي و... در دانشگاه داشت و بعضا ديدگاه هاي افراطي حکومتي را نمايندگي مي کرد.

علي افشاري عضو سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در اين مورد مي گويد: " اين دفتر که حول ديدگاههاي بنيانگزار جمهوري اسلامي ايران شکل گرفت، نقش دفاع مطلق از نظام را بر عهده داشت.اما اين دوره که دفتر تحکيم وحدت به نوعي نماينده حکومت در دانشگاه بود و از سال 1358 آغاز شد، با درگذشت بنيانگزار جمهوري اسلامي در سال 1368 به پايان رسيد."

در دور دوم نخست وزيري مير حسين موسوي و نيز ابتداي مجلس سوم، گروهي از اعضاي جامعه روحانيت مبارز تحت عنوان" مجمع روحانيون مبارز" انشعاب کردند. منشعبين که معتقد بودند ديدگاه هايشان با ديدگاه هاي بنيانگزار جمهوري اسلامي ايران همسو است، عمل به اين ديدگاهها را واجب مي دانستند؛ در حالي که جامعه روحانيت تنها به نقش ارشادي ديدگاههاي آيت الله خميني اعتقاد داشت. به اين ترتيب روحانيون به عنوان "جناح چپ، " از روحانيت مبارز جدا و اين اتفاق موجب شد تا بحث چپ و راست بين دانشجويان نيز مطرح شود. با اين حال علي افشاري مي گويد: "با وجود تمام اختلافات اما رويکرد تحکيم وحدت دفاع مطلق از نظام بود. ولي از زمان رياست جمهوري آقاي خامنه اي از سال 68 دفتر تحکيم رويکردي انتقادي پيدا کرد."

محمد مسعود سلامتي عضو جبهه متحد دانشجويي نيز معتقد است: " انجمن هاي اسلامي که تنها محل فعاليت دانشجويي بود بيش ازآنکه بخواهد زاينده جنبش وحرکتي دردانشگاهها باشد به ابزاري جهت تاييد حاکميت و تثبيت سياستهاي حاکم در دانشگاهها تبديل شده بود واگربحثي هم بود ازاختلاف نظردوجناح فراترنمي رفت. البته فضاي ناشي ازجنگ وحاکميت شرايط جنگي، دراين بسته بودن ومحدوديتها بي تاثيرنبود. درچنين شرايطي گروه هاي مستقل امکاني براي فعاليت نداشتند و از حد صداهايي ضعيف که جامعه قادربه شنيدن آن نبود فراترنمي رفتند."

اما به مرور دفتر تحکيم به سمت موضع گيري در برابر برخي نهادها و مقامات دولتي پيش رفت تا جايي که به دليل ماهيت خط امامي و چپ بودن آن، و به دنبال تقسيم حاکميت به چپ و راست، و همچنين تشکيل و فعاليت چند نهاد دانشجويي همسو با جريانات سياسي حاکم، شرايطي بوجود آمد که اين گروه در برابر سياست هاي دولت هاشمي رفسنجاني صف آرايي کرد و چون به برنامه اقتصادي چپ اعتقاد داشت، سياست هاي تعديل او را نپذيرفت.

علي افشاري مي گويد: «از سال 68 تا 74 رويکرد انتقادي تحکيم شروع شد. آنها که ابتدا به خانه نشين شدن جناج خط امامي ها اعتراض داشتند، در مراحل بعد با اعتراض به سياست هاي اقتصادي دولت وقت به دليل گسترش تضاد طبقاتي و رشد فقر و بي عدالتي در جامعه اقداماتشان را گسترش دادند. در اين شرايط با افزايش رويکرد انتقادي دانشجويان در چارچوب جناح هاي سياسي، حاکميت به اين نتيجه رسيد که تشکل هايي موازي در دانشگاه ايجاد و تقويت کند. "بسيج دانشجويي" يکي از محصولات اين سياست بود. از طرف ديگر هم جامعه هاي اسلامي دانشجويان وابسته به موئلفه اسلامي فعال شدند.»

اين عضو سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت، سالهاي 74 تا به امروز را دوره سوم فعاليت هاي دانشجويي مي نامد و با ذکر اينکه تفکر جديدي در مجموعه تحکيم شکل گرفته، آن را چنين مورد تحليل قرار مي دهد: "چند موضوع پايه تحولات بودند، اولا ورود گفتمان آزاديخواهي و دمکراسي خواهي به انجمن هاي اسلامي که قبلا تنها گفتمان اسلام گرايي فقاهتي و عدالت، در آنهاگفتمان غالب بود. دوم رشد ديدگاههاي دکتر سروش تحت عنوان روشنفکري ديني و قرائت ديني و همچنين حضور نسل جديد در دانشگاهها که پس از انقلاب رشد کرده بودند. اينها باعث شد فضاي جديدي در بين انجمن ها بوجود آيد که از ميان آنها فراکسيون جديدي به نام" فراکسيون مدرن" جوانه زد. ويژگي اين گرايش اين بودکه معتقد بود تحکيم جايگاه اش در جامعه مدني است و بايد مشروعيت خود را از دانشجويان بگيرد و مستقل از دولت و قدرت عمل. گفتمان آزاديخواهي و دمکراسي خواهي را مبناي فعاليت خود قرار بدهد و در کنار آن به عدالت بپردازد. اين تفکر همچنين معتقد بود تا زماني که نهاد نمايندگي دانشجويان ايجاد نشده تحکيم اين نقش را ايفا بکند و به سمت اعتراضات جدي برود."

به گفته علي افشاري، در اين دوره و در کنار ديدگاه فوق، دو ديدگاه ديگر هم در درون دفتر تحکيم وحدت وجود داشت. اولي معتقد بود دفتر تحکيم بايد رويکرد دهه 60 را داشته باشد و بخش ديگر هم موسوم به خط امام بود که به اعتقاد آن، تحکيم بايد به عنوان شاخه دانشجويي گروههاي خط امامي فعاليت مي کرد. فعاليت و رقابت اين سه طيف تاريخ تحولات دفتر تحکيم را رقم مي زند.

يه اين ترتيب در کنار فراکسيون مدرن دفتر تحکيم وحدت، "فراکسيون دموکراسي خواه" نيز به فعاليت پرداخت. اين دو فراکسيون هميشه باهمديگر بر سر سياستگزاري و ترکيب تشکيلاتي رقابت داشتند. به مروراما فراکسيون مدرن، به جريان غالب تبديل شد به طوري که بعد از سال 80 و در دور دوم رياست جمهوري سيد محمد خاتمي، اين جريان، دفتر تحکيم را به سوي رويکرد دوري از قدرت و ديده باني جامعه مدني سوق داد.

و اما محمد مسعود سلامتي فعاليت هاي دانشجويي در دهه 70 را چنين مي شکافد:" دردهه هفتاد به محض آنکه شرايط جنگي رفع شد و انديشه نوگرايي توسط روشنفکران به داخل محيطهاي دانشجويي رخنه کرد؛ ازيک طرف جنگ چپ و راست اسلامي با حذف چپهاي اسلامي شدت گرفت. از طرف ديگر و مدتي پس از يکدستي حاکميت، اين جنگ جاي خود را به بروز تضادهاي داخل جناح راست داد. جدال بين حاميان سرمايه داري سنتي وسرمايه داري صنعتي منفذهاي تازه اي درآتمسفرسياسي کشور گشود. اين جدال موجب بيداري مجدد چپ هاي حکومتي نيزشد. همچنين نيروهاي ملي که بواسطه سنگيني فضاي جنگي تامدتها امکان نشو ونما نداشتند بتدريج وارد صحنه شدند. اينها همه موجب شد تا چند صدايي به تدريج پاي خودرابه داخل دانشگاه هم بازکند. اين امر هرچند که هنوز حرکتي بطئي داشت اما درنهايت موجب شد بخش بيشتري ازدانشجويان وارد اين عرصه شوند وبه ويژه پس ازدوم خرداد، به خاطرنقش ويژه شان دراين ماجرا درعمل کوشيدند سهم بيشتري درمعادلات سياسي داشته باشند."

جبهه متحد دانشجويي

بعد از دوم خرداد سال 76 با گشايش نسبي درفضاي سياسي، شرايطي بوجود آمد تا عده اي از فعالان دانشجويي با ايجاد تشکل هاي دانشجويي به صورت مستقل فعاليت کنند. ضمن آنکه صداي اعتراضات دانشجوياني نيز به گوش مي رسيد که عضو دفتر تحکيم وحدت نبودند و تمايل داشتند در جبهه ديگري فعاليت کنند. اين موضوع درقالب بيانيه اي تحت عنوان "جبهه متحد دانشجويي" درآذرماه 76 توسط اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويي مطرح واندکي بعد با استقبال برخي گروههاي دانشجويي مواجه شد.

محمد مسعود سلامتي که دبيري جبهه متحد دانشجويي را بر عهده داشته در اين مورد مي گويد: " نمايندگاني ازاتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويي، گروه دانشجويان روشنفکر و انجمن دانشجويان مسلمان دانشگاه آزاد هسته اوليه اين جبهه را تشکيل دادند.البته آن زمان براي تحکيم هم پيام داديم و اگراشتباه نکنم آقاي توکلي[عضوشوراي وقت تحکيم] بطورضمني موضوع را قبول داشتند ولي درآنجا مسايلي پيش آمد که مانع حضورتحکيم دراين جبهه گرديد. حتي يک جلسه هم من به اتفاق يکي ازدوستانم به دفترتحکيم که آن زمان درکوچه رجب بيگي بود، رفتيم وبا آقاي سراج الدين ميردامادي و احتمالا آقاي توکلي به نمايندگي ازشوراي تحکيم صحبت کرديم اما ظاهرا افرادي ازيک سازمان سياسي که نقشي اصلي درگروههاي دوم خردادي داشت مانع حضورتحکيم دراين گروه شد. همچنين تشکلي به نام دانشجويان مستقل دانشگاه اميرکبير قراربود به اين گروه بپيوندند ولي آنها به ما اعلام کردند چون درحال اخذ مجوزفعاليت ازدانشگاه هستند نمي توانند دراين تشکل حضوريابند زيرا ممکن است حضورشان دراين گروه مانع گرفتن مجوز شود. به هرحال اين هسته اوليه "جبهه متحد" بود واندکي بعد" کميته دانشجويي دفاع اززندانيان سياسي"، "سازمان ملي دانشجويان ودانش آموختگان"، "اتحاديه دانشجويي دانشگاه آزاد" و... به اين جبهه پيوستند. فعاليت جبهه برمحورمنشوري آغازگرديد که دو سمت مشخص داشت: تلاش براي ايجاد فضاي مناسب فعاليت آزاد گروههاي مستقل دانشجويي و حمايت ازفرآيند استقرار دمکراسي درکشور."

وي در مورد شرايط حال حاضر اين جبهه مي گويد: "همانطور که مي دانيد بعد ازجنبش 18 تير حاکميت، «جبهه متحد دانشجويي» را بعنوان يکي ازعوامل اين حرکت معرفي کرد. بسياري ازاعضاي اين جبهه بازداشت، محاکمه وزنداني و شماري نيز ناچاربه مهاجرت شدند."

"جبهه متحد دانشجويي" که از سال 77 نقشي اساسي در اعتراضات دانشجويي داشت و تجمعاتي در روزهاي 4 خرداد، 18 تير، 16 آذر و... سازماندهي مي کرد، از سوي نهادهاي امنيتي در بين دانشجويان به عنوان جريان اغتشاشگر معرفي مي شد تا به راحتي از صحنه فعاليت هاي دانشجويي حذف شود. از اواخر سال 1378 تا زمان توقيف فله اي مطبوعات در سال 79، روزنامه "گزارش روز" از جمله نشرياتي بود که به عنوان تريبون جنبش مستقل دانشجويي توسط اعضاي اين جبهه منتشر مي شد.

"سازمان دانشجويان روشنفکر" يکي ديگر از تشکل هاي عضو اين جبهه است که توسط "منوچهر محمدي" در سال 76 تاسيس شد. منوچهر محمدي بعد از سفر برون مرزي اش در سال 1379 نام اين گروه را به" اتحاديه ملي دانشجويان" تغيير نام داد اما با زنداني شدن او و تعدادي از همراهانش، عملا فعاليت هاي اين تشکل و تاثير گذاري آن کمرنگ شد. در حال حاضر منوچهر محمدي فعاليت هاي خود را در خارج از کشور پيگيري ميکند.

"کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي" ديگر تشکل عضو جبهه متحد دانشجويي به مانند ديگر تشکل ها هميشه با برخورد نهادهاي امنيتي روبرو بوده بطوري که بسياري از اعضاي آن بارها زنداني شده و مورد شکنجه قرار گرفته اند. اين تشکل که در سال 77 تاسيس، در حال حاضربه عنوان يک جريان حقوق بشري مستقل فعاليت خود را در ايران ادامه مي دهد. از دل اين تشکل کميته ديگري نيز با عنوان "کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر" شکل گرفته است.

از ديد دانشجويان، مهمترين تشکل عضو جبهه متحد دانشجويي، "اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويي" بود که از اوايل دهه 60 توسط حشمت الله طبرزدي، سيد جواد امامي، پرويز سفري و... تاسيس شد. محمد مسعود سلامتي معتقد است چون دانشگاه به انحصار عده خاصي درآمده بود و هر دانشجويي نمي توانست در تحکيم وحدت فعاليت کند بنابراين دانشجويان با جلسات خانگي فعاليت هايي را آغاز کردند که بعدا به ايجاد" انجمن اسلامي دانشجويان و فارغ التحصيلان" انجاميد.

اين اقدام که به گفته علي افشاري انشعاب از تحکيم وحدت بود، بعدها با گسترش فعاليت هاي اعضاي آن به نام "اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويي ودانش آموختگان" تغيير نام يافت. اما مجوز تاسيس اين اتحاديه از سوي وزارت کشور در سال 1373 به نام "اتحاديه اسلامي دانشجويان ودانش آموختگان دانشگاهها" صادر شده است.

محمد مسعود سلامتي از اعضاي اوليه همين تشکل مي گويد: "گرفتن مجوز کار راحتي نبود، ازيکسو دردانشگاه مانع فعاليت مان مي شدند ـ ابتدا بهانه نام فارغ التحصيل بود ـ ازسوي ديگردرخارج دانشگاه مانع مي شدند مي گفتند مجوزنداريد. باتشکيل انجمنهاي اسلامي دانشجويي اين بهانه مرتفع شد. درخصوص مجوز، مشکلات ديگري هم داشتيم که گروههاي ديگرنداشتند، بعنوان مثال ما در سال 68 وقتي نشريه اي منتشرکرديم به نام فصل نامه "پيام دانشجو" که آن وقت پسوند "بسيجي" هم داشت بصورت موردي به مامجوز دادند. وقتي خواستيم شماره دوم آنرا منتشرکنيم اجازه ندادند و ما 9 ماه درکشمکش وانتظارمجوزازوزارت ارشاد مانديم. آن زمان وزيرارشاد آقاي خاتمي بود. درکميسيون احزاب هم ما حتي براي نام تشکيلات مشکل داشتيم. آقاي بادامچيان مي گفت اتحاديه يک نام کمونيستي است وشما نمي توانيد اين نام را انتخاب کنيد.مسايل ازاين قبيل زياد بود."

اما موضوعي که علي افشاري در ارتباط با نزديکي اين اتحاديه به سران نظام مطرح مي کند، توسط محمد مسعود سلامتي چنين پاسخ داده مي شود: [ ابتدا گروههايي که بعد ها به جناح راست موسوم شدند با ديدن اختلاف ما و دفترتحکيم به فکربهره برداري سياسي افتادند اما ديري نپاييد که به اشتباهشان پي بردند وبخاطر جبران اين قضيه "جامعه اسلامي دانشجويان" را درهمان سالهاي 66 يا 67 ايجاد کردند.]

در سال هاي گذشته اين موضوع از طرف حشمت الله طبرزدي نيز به اين شکل عنوان شده که آنها براي اينکه در برابر هاشمي رفسنجاني انتقادات خود را مطرح سازند مجبور بودند از آقاي خامنه اي حمايت کنند.

"اتحاديه اسلامي دانشجويان" به دليل رويکرد انتقادي خود نسبت به حاکميت با سرکوب دفاتر خود در دانشگاهها روبرو شد و به مرور پايگاههاي دانشجويي رسمي آن در دانشگاهها تعطيل شد. نهايتا اين اتحاديه در سال 1383 از سوي دادگاه انقلاب غيرقانوني اعلام شد. همان رويه اي است که اينک در برابر دفتر تحکيم وحدت در پيش گرفته شده و هر روز شاهد تعطيلي انجمن هاي دانشجويي عضو اين دفتر هستيم.

در حال حاضر تشکلي همنام با اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويي نيز هر از گاهي در زمان انتخابات ديده مي شود که با کارکرد انتخاباتي براي حمايت از هاشمي رفسنجاني و حاميان او وارد صحنه مي شود که هميشه از سوي اتحاديه اصلي به عنوان يک تشکل جعلي معرفي شده است.

مدعيان تحکيم

اگرچه تشکل هاي دانشجويي همچون" بسيج دانشجويي" و "جامعه اسلامي دانشجويان" از سوي جناح راست و نظاميان ايجاد شده اند تا مانع جدي سر راه فعاليت هاي دانشجويان منتقد حاکميت باشند اما تشکل هاي ديگري نيز به وجود آمدند که آنها نيز خود را دفتر تحکيم وحدت معرفي مي کنند.

"اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل" اولين تشکلي بود که با رويکرد دفاع از نظام در روز 13 آبان سال 78 اعلام موجوديت کرد. با اينکه مهدي بلوکات دبير سياسي وقت اين اتحاديه اعلام کرده بود که با بيش از 20 تشکل دانشجويي از مجموعه هاي دفتر تحکيم آغاز به کار کرده اند، اما عبدالله مومني عضو سابق مرکزيت دفتر تحکيم وحدت، پيوستن انجمن هاي عضو تحکيم به اين اتحاديه را تکذيب کرد و گفت: "دانشگاه هاي شهيد چمران اهواز، بوعلي و علوم پزشکي همدان، از قطب هاي دفتر تحکيم اند، و تنها دانشگاه يزد است که مديريت دانشگاه به آن ها اجازه برگزاري انتخابات انجمن را نداد و دفتر اين انجمن به مصادره در آمد، با اين حال در همين دانشگاه هم تشکلي تحت عنوان «انجمن جمهوري خواهان» حضور دارد که از اعضاي داراي حق راي دفتر تحکيم وحدت محسوب مي شوند."

در سال 79 نيز گروهي از انجمن هاي اسلامي که به "طيف شيراز" معروف شدند، از دفتر تحکيم وحدت انشعاب کردند. پس از آن اختلاف ها و جدال هاي سختي بين اين طيف منشعب و ديگر انجمن هاي عضو دفتر تحکيم وحدت که به" طيف علامه" شناخته مي شوند، در گرفت به طوري که هر کدام خود را نماينده اصلي دفتر تحکيم وحدت معرفي مي کردند.

در همين زمينه علي افشاري معتقد است: "اين دست اقدامات نوعي موازي سازي در دانشگاه ها است و نهادهاي مختلفي مانند امنيتي ها سعي کردند تشکل هايي در دانشگاهها ايجاد کنند و يا اختلافاتي در بين دانشجويان بوجود آورند. اتحاديه دانشجويان مستقل در همين راستا و توسط نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها ايجاد شده است. طيف شيراز نيز باز با دست اندازي و حمايت آشکار نهادهاي حکومتي شکل گرفته."

با اين حال و به دليل کشمکش هايي که بين دانشجويان وجود داشت، انجمن دانشجويان دانشگاههايي جون تهران، شهيد بهشتي و تبريز در هيچ يک از طيف هاي دفتر تحکيم وحدت عضويتي ندارند و تشکل هاي ديگري نيز در کنار انجمن ها در بعضي دانشگاهها فعال شده اند. "انجمن دانشجويان جمهوريخواه يزد" از آن جمله است که اعضاي موسس آن درگير مراحل دادگاهي خود هستند.

از تشکل هاي دانشجويي مستقل همچنين مي توان به "کانون دانشجويان مستقل دانشگاه تبريز" اشاره کرد که در سال 78 در پي تظاهرات گسترده 20 تير در تبريز؟، اعضاي آن زنداني شدند و عملا فعاليت هاي آن با موانع جدي روبرو شد.

دوري از قدرت

با اينکه دست اندازي و ايجاد مانع در راه فعاليت هاي دانشجويان روز به روز گسترش پيدا مي کند اما تشکل هاي دانشجويي و فعالان دانشجويي با اعتراضات خود در چند روز گذشته و در جريان حضور محمود احمدي نژاد در دانشگاه امير کبير، عملا نشان دادند که تمام سرکوب هاي دانشجويان، تنها به راديکال شدن جنبش دانشجويي منجر شده است. اينک دانشجويان با شعار آزادي، دمکراسي، حقوق بشر و عدالت و با سياست دوري از قدرت و ديده باني جامعه مدني در ميدان مبارزه حضور دارند و خدمت به جناح هاي سياسي در دستور کار آنها قرار ندارد.

منبع:روزآنلاین

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت

 

hashemi_drgb.jpg

با توجه به اولين نتايج انتخابات، آقاي رفسنجاني در صدر منتخبان مجلس خبرگان در شهر تهران قرار دارد. او حتي از آيت الله علي مشکيني، رياست فعلي اين نهاد نيز پيشي گرفته است.

ميزان مشارکت مردم در اين انتخابات بسيار بي سابقه و در حدود 60 درصد گزارش شده و اين درحالي است که در جريان انتخابات اين نهاد در سال 1998، ميزان مشارکت مردم 42.5 درصد گزارش شده بود. به نظر مي رسد همزماني انتخابات اين نهاد با انتخابات شوراها بر ميزان مشارکت مردم تأثير بسزايي داشته است.

علي اکبر هاشمي رفسنجاني، از انقلابيون قديمي، رييس مجلس تهران، جانشين فرمانده نيروهاي مسلح در زمان جنگ عراق [1980 تا 1988] و سپس رييس جمهور [از 1989 تا 1988] در ايران بود. او در انتخابات رياست جمهوري سال 2005 در اردوگاه مقابل فوق محافظه کاران ظاهر شد، ولي شکست او در اين انتخابات براي بسياري به مثابه کناره گيري او از سياست بود.

ولي رأي دهندگان اصلاح طلب که در آن زمان بسيار بر او خرده گرفتند، امسال او را به اتفاق آراء برگزيدند. اکنون اصلاح طلبان و محافظه کاران ميانه رو تصميم گرفته اند در برابر محمود احمدي نژاد متحد شوند؛ ائتلافي که در روز رأي گيري با عکسي نمادين به تصوير کشيده شد: رفسنجاني در کنار محمد خاتمي، رييس جمهور اصلاح طلب، درحال انداختن برگه رأي خود به درون صندوق بود.

طرفدار اسلام ضد ارتجاعي

رفسنجاني به عنوان يک طلبه ساده علوم ديني، از پيروان سرسخت مؤسس جمهوري اسلامي [آيت الله روح الله خميني] به حساب مي آمد که در سال 1963 به دنبال دستگيري آيت الله خميني در شهر قم توسط نيروهاي شاه، وارد صحنه سياست شد.

دوران رياست جمهوري او با رويدادهاي بسياري توأم بود: بازسازي، گشايش به سوي کشورهاي خارجي و همچنين نقض حقوق بشر، تورم، قرض هاي سنگين و البته چندين تلاش بي نتيجه براي نزديک شدن به ايالات متحده.

او در اواخر دوران رياست جمهوري اش به همراه نزديکان و اطرافيان سياسي خود نقش تعيين کننده اي در انتخاب رييس جمهور اصلاح طلب محمد خاتمي در برابر کانديداي محافظه کار، اکبر ناطق نوري، داشت.

رفسنجاني بيشتر مايل است طلايه دار جناح مخالف با ديدگاه هاي اسلام ارتجاعي ، توسعه هاي سياسي و اقتصادي و همچنين گشايش به سوي کشورهاي خارجي باشد.

وي به عنوان طرفدار اقتصاد آزاد، عليرغم اتهاماتي که درخصوص ثروت شخصي بر خانواده او وارد است، در ماه هاي اخير به دفعات اعلام کرده که "خلق ثروت يک ارزش است". اين اتهامات در انتخابات رياست جمهوري سال 2005 تأثيرات بسياري بر افکار رأي دهندگان داشت و نتيجه آن شکست رفسنجاني در برابر محمود احمدي نژاد بود.

قابل ذکر است که مجلس خبرگان، به دليل داشتن جايگاهي بالاتر از جايگاه رهبر انقلاب، داراي قدرت بيشتري نسبت به رييس جمهور يا مجلس قانون گذاري ايران است.

منبع: شبکه 2 فرانسه، 17 دسامبر ـبه نقل از روز آنلاین ـ

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت

جلوي اجراي حکم دادفر را بگيريد

بيانيه جمعي از فعالان حقوق بشر: - دوشنبه 27 آذر 1385 [2006.12.18]

mohammad_dadfarb.jpg

تعدادي از فعالان سياسي و مطبوعاتي با امضاي نامه اي سرگشاده خواستار مقابله فوري با اجراي حکم زندان محمد دادفر، نماينده مجلس ششم شدند.

در اين بيانيه تصريح شده است: "زنداني كردن دادفر تهديد همه نمايندگان منتخب ملت به عدم مصونيت قضايي حتي در رابطه با طرح ديدگاه‌ها، تحليل‌ها و نظراتشان پيرامون امور جاري كشور است. زنداني كردن ايشان نقض رويّه‌هاي متعارف قضايي بر شمول مرور زمان بر احكامي است كه بيش از 5 سال از صدور آن گذشته است."

امضا کنندگان خاطر نشان کرده اند: "دفاع از محمد دادفر دفاع از حقوق قانوني آزادانديشان و نمايندگان واقعي براي ابراز ديدگاه‌ها و نظرات خويش در رابطه با سرنوشت ملت و امور جاري كشور است. دفاع از اين نماينده مردم دفاع از پايه‌اي‌ترين حقوق بشر در آزادي عقيده و بيان است، دفاع از قانون در برابر كساني است كه قانون را تنها بر پايه سليقه و منافع خويش تفسير و اجرا مي‌كنند."

در خاتمه بيانيه آمده است: "با توجه به اين واقعيات ما امضاء‌كنندگان ذيل از همه مدافعان حقوق بشر، از تمامي نمايندگان راستين مردم و از همه حقوق‌دانان و طرفداران عدالت و آزادي در ايران و هر نقطه‌اي از جهان دعوت فوري مي‌كنيم تا در فرصت بسيار اندك باقيمانده به اجراي حكم، با دفاع از ايشان از بديهي‌ترين حقوق انسان‌ها دفاع كنند. ما از همه كساني كه با طرد تندروي و انتقام به دنبال ايجاد ثبات، نظم، امنيت و فضايي براي رشد و توسعه كشورند دعوت مي‌كنيم تا با پيش‌گيري سريع، از زنداني شدن 24 ساعت آينده‌ي اين نماينده‌ي شجاع جلوگيري نمايند. "

بيانيه فوق، به امضاي علي‌اشرف درويشيان، ناصر زرافشان، احمد زيدآبادي، علي‌اكبر موسوي‌خوئيني، نسرين ستوده، محمد ملكي، پروين بختيارنژاد، سيد علي صالحي، كيوان صميمي، تقي رحماني، رضا عليجاني، محمدعلي عمويي، مجيد تولّايي، فريبا داودي مهاجر، عليرضا جباري، سعيد حبيبي، فاطمه حقيقت‌جو، فريبرز رييس‌دانا، مريم شباني، حجت‌الله شريفي، حسين لقمانيان، نرگس محمدي، محمد بهزادي، علي نيكونسبتي، محمد هاشمي، ميرمحمود يگانلي، فريد مدرسي، عبدالله مؤمني ... و تعداد بسيار ديگري از فعالان ايراني حقوق بشر رسيده است.

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت
در جريان انتخابات اخير گروهي از خبرنگاران در تهران، مشهد، و شيراز به دستور مقامات اجرايي از ستادهاي اجرايي انتخابات اخراج شدند. محمود احمدي نژاد نيز ديروز هنگام بازديد از ستاد انتخابات کشور گفت: "نمره بعضي خبرگزاري ها در اطلاع رساني انتخابات بيست و نمره برخي از خبرگزاري ها و رسانه ها نيز ده است". وزير کشور وي هم به صراحت از خبرگزاري فارس خواست تا خبرنگارش را عوض کند. مصطفي پور محمدي ديروز نيز بار ديگر خبرنگاران را عناصر نامطلوب معرفي کرد و گفت: "خبرنگاران ترديد ايجاد مي کنند".

ماجراي برخورد هاي تند و مانع تراشي بر سر کار خبرنگاران در جريان انتخابات اخير از روزهاي ثبت نام داوطلبان شروع شد. در آن هنگام مجتبي ثمره هاشمي، مشاور ارشد احمدي نژاد به محض ورود به وزارت کشور و جانشيني علي جنتي، اعلام کرد خبرنگاران، بر خلاف سه دهه گذشته، حق حضور در محل ثبت نام نامزدان شوراها و خبرگان در وزارت کشور را ندارند. اين دستور با انتقاد و اعتراض همه رسانه ها و خبرنگاران مواجه شد تا جايي که برخي از رسانه هاي جناح راست نيز آن را ابهام آميز خواندند. پاسخ همه انتقادات، استدلال ثمره هاشمي بود که هدف از "ممنوع الورود کردن خبرنگاران برقراري عدالت" است.

مقامات وزارت کشور در ادامه استدلال عجيب خود تاکيد کردند که خبرنگاران با عکس ها و گزارش هايي که از جريان ثبت نام نامزدان انتخاباتي منتشر مي کنند، عدالت را زير پا مي گذارند و به تبليغ پيش از موعد براي برخي از نامزدها مي پردازند.

صداي انتقاد خبرنگاران و رسانه ها به جايي نرسيد. دستور، دستور مجتبي ثمره هاشمي بود؛کسي که متن دستخط او به احمدي نژاد بر پاره کاغذي، چند روز قبل توسط سايت هاي خبري منتشر شد.

در هفته هاي گذشته و با نزديک شدن به انتخابات به روال معمول رسانه هاي رسمي کشور اعم از خبرگزاري ها و روزنامه ها خبرنگاران خود را براي حضور در ستاد انتخابات به اين ستاد معرفي کردند. خبرنگاران اما وقتي از پله هاي زير زمين وزارت کشور پايين رفتند بر خلاف تمام انتخابات هاي قبلي به جاي ورود به ستاد انتخابات به اتاقي ديگر در مجاورت اين ستاد منتقل شدند. به گفته خبرنگاران پيش از ورود به اين اتاق، نوشته اي بر تابلويي نصب بود که به خبرنگاران اطلاع مي داد حق ورود به ستاد انتخابات را ندارند، اطلاعيه هاي ستاد انتخابات و اخبار مربوط توسط خود ستاد به آنها ارائه مي شود و... تنها خبرنگاران صدا و سيما امکان ورود به ستاد انتخابات را درهفته هاي اخير داشتند. اعتراض و انتقاد خبرنگاران تنها يک پاسخ داشت: اين دستور رييس ستاد انتخابات کشور، مجتبي هاشمي ثمره و تصميم مستقيم شخص اوست.

وزير و خبرنگار

يکي دو روز مانده به انتخابات، خبرگزاري فارس که خود در شمار رسانه هاي جناح راست است، در گزارشي کوتاه با عنوان"سكوت رسانه‌اي وزارت كشور در فضاي انتخاباتي" نوشت: "وزارت كشور در آستانه برگزاري انتخابات، در اقدامي بي‌سابقه، به «سكوت خبري» رو آورده است". اين خبرگزاري همچنين با يادآوري اينکه "سياست اطلاع‌رساني وزارت كشور پس از شروع به كار دولت نهم، مشي «انقباضي» به خود گرفته و از همين‌رو در مقاطع مختلف با انتقاد رسانه‌ها مواجه شده است" تاکيد کرد که ادامه اين عملكرد در مواقع حساس، صدمات جبران ناپذيري را متوجه منافع ملي مي‌كند.

اين انتقاد و سئوالي که پيشتر عطا افشاري خبرنگار فارس از وزير کشور درباره زريبافان، پرسيده و جواب وزير را هم منتشر کرده بود، کافي بود تا پورمحمدي دستور ممنوع الورود کردن خبرنگار فارس به ستاد انتخابات را صادر کند؛ دستوري که در ادامه به ممنوع الورود شدن خبرنگاران و عکاسان اين خبرگزاري به وزارت کشور و استانداري تهران نيز تسري يافت. اعتراض فارس به اين اقدام وزير کشور باعث شد تا پور محمدي، در جمع خبرنگاران رسما اعلام کند: "ما خواستار تغيير خبرنگار فارس هستيم".

وزير کشور به خبرنگاران ديگري که از او درباره علت ممنوع الورود کردن خبرنگار فارس پرسيدند، گفت: "اين تصميم شوراي اطلاع رساني وزارت كشور است كه اجازه ندهد خبرنگار فارس كه مقررات را رعايت نكرده در ستاد انتخابات حضور يابد". او بدون اشاره به اينکه منظورش کدام مقرارت است افزود: "ما به خبرنگاران احترام مي‌گذاريم اما اين بدان معني نيست كه اگر كسي مقررات را رعايت نكرد، پليس دستش را نگيرد و بازداشتش نكند... هر جاكسي اگر به اخلاق حرفه اي عمل نكند با كمال معذرت با او برخورد مي شود".

برخورد با خبرنگاران اما به خبرگزاري فارس محدود نشد، و در روز انتخابات و دو روز گذشته نيز خبرهاي ديگري از اخراج خبرنگاران از ستادهاي انتخاباتي و شعبات شمارش آراء انتشار يافت.

يک روز بعد از آنکه خبرگزاري ايسنا خبر تجمع گروهي از بسيجيان مخالف دخالت بسيج خراسان در انتخابات را منتشر کرد، خبرنگار اين خبرگزاري از ستاد اتخابات خراسان رضوي اخراج شد. در دو روز گذشته نيز که وزارت کشور بر خلاف ادوار گذشته از انتشار نتايج شمارش آراء خودداري کرده و اخبار اعتراض هاي گسترده نسبت به تدارک تقلب و تغيير نتايج انتخابات به نفع حاميان دولتمنتشر شده، ديگر خبرنگاران نيز مورد غضب مجريان قرار گرفته اند. از جمله خبرگزاري مهر خبر داد که فرماندار شيراز با حضور در جمع خبرنگاران به آنها گفته: "خبرنگاران نبايد وارد سايت شمارش آراء شوند و ما تا ساعتي ديگر نتايج شمارش آراء خبرگان را اعلام مي کنيم". اين خبرگزاري همچنين نوشت: "از واپسين ساعات شب گذشته تاکنون با وجود صدور کارت براي خبرنگاران از ورود آنان به سايت شمارش آراي شهرستان شيراز جلوگيري شده است".

اندکي بعد خبر رسيد که خبرنگاران صداوسيما از طرح هر پرسشي از مسئولان درباره سلامت انتخابات ممنوع شده اند. اين بار البته دستور از وزارت کشور نبود که خود مسئولان صدا و سيما به خبرنگارانش دستور داده که به هيچ وجه درباره تقلب، ابهام آميز بودن عدم انتشار نتايج شمارش آراء و هر سئوالي که ممکن است عملکرد مجريان و ناظران انتخابات را زير سئوال ببرد، سئوالي نپرسند.

کار به جايي رسيد که خبرنگاران خبرگزاري مهر در نامه اي به وزير کشور نوشتند: "در اين دوره انتخابات که به دليل اولين تجربه تجميع از اهميت و حساسيت بالايي برخوردار است، ما بارديگر بر اهميت اطلاع رساني مسئولانه تاکيد نموده ومانند هميشه برحضور اصحاب رسانه در ستاد انتخابات بعنوان چشم بيدار افکارعمومي براي کمک به برگزاري انتخاباتي فراگير وآزاد تاکيد مي نماييم".

نمره 10 به خبرنگاران!

رفتار ابهام آميز برگزار کنندگان اولين انتخابات يکدست، و تلاش خبرنگاران براي حل اين معما که چرا نتايج انتخابات به طور تدريجي اعلام نمي شود، احمدي نژاد را هم به واکنش واداشت. وي ديروز در جريان بازديد از ستاد انتخابات کشوردر مورد نقش"خبرگزاري ها"در انتخابات گفت: "همه خوب بودند اما بعضي ها نمره 10 و بعضي ها هم نمره 20" گرفتند. ساعتي بعد وزير کشور نيز بار ديگر درباره نقش خبرنگاران در انتخابات گفت: "وزارت کشور هميشه حرفش حساب بوده و طبق برنامه پيش مي‌رود. اين خبرنگاران هستند که ترديد ايجاد مي کنند و الا ما نتايج را به موقع اعلام خواهيم کرد".

نارضايي دولتيان از اطلاع رساني خبرنگاران به همين جا ختم نمي شود. در روزهاي اخير دفتر رييس جمهوري اسلامي طي دستوري ورود خبرنگاران آسوشيتد پرس را به نشست هاي رسانه اي احمدي نژاد تا اطلاع بعدي ممنوع کرده است. علت صدور چنين دستوري انتشار خبري است درباره آغاز به کار 3000 هزار سانتريفوژ که احمدي نژاد در ديدار يک روز مانده به انتخاباتش با دانش آموزان عضو انجمن هاي اسلامي اعلام کرد. وزارت ارشاد ساعاتي پس از انتشار اين بخش از سخنان آسوشيتد پرس و خبرگزاري فارس خواستار حذف اين خبر شده بود.  

به گفته يکي از روزنامه نگاران باسابقه، دولتيان خبرنگار را با کارمندان روابط عمومي اشتباه گرفته اند.

شروين اميدوار

منبع:روزآنلاین

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت

 با اعلام نتيجه قطعي انتخابات شوراها در تمام مراكز استان‌ها به جز تهران، آرايش پيروز در اين انتخابات تقريبا مشخص شده است.

ويژگي اين انتخابات آن است كه تمامي گروه‌هاي شركت‌كننده در انتخابات پيروزي‌هاي نسبي در كسب كرسي شوراهاي شهر را داشته‌اند.
آنچه در پي مي‌آيد، جدول تفكيكي ميزان كرسي‌هايي است كه چهار گروه اصولگرايان، اصلاح‌طلبان، رايحه خوش خدمت، خدمتگزاران مستقل ايران اسلامي و نيز نامزدهاي مستقل است.

جمع‌بندي اين نتايج حاكي از آن است كه از مجموع 257 كرسي شوراهاي اسلامي 29 مركز استان، اصولگرايان با 115، اصلاح‌طلبان با 63، رايحه خوش خدمت با 40 و خدمتگزاران مستقل ايران اسلامي  43 كرسي به دست آورده‌اند و 49 نامزد مستقل هم به شورا راه يافته‌اند.

1ـ صفر به معناي آن است که گروه مذکور، فهرست معرفي کرد، اما هيچ يک از اعضاي آن حايز اکثريت آرا نشده است.
2ـ خط تيره به معناي آن است که گروه مذکور در شهر يادشده فهرست معرفي نکرده است.
3ـ جاي خالي به معناي آن است که  هنوز از ميزان توفيق گروه مذکور، اطلاع دقيقي در دست نيست.

4- در برخي شهرها، نامزدهاي اصولگرايان با دو گروه رايحه خوش خدمت و خدمتگزاران مستقل اشتراك دارد.

 

منبع :بازتاب 

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت
انتخابات خبرگان و شوراي شهر،‌ سه ناکامي بزرگ براي دولت به همراه داشت و اگر دولت احمدي‌نژاد بي‌توجهي دولت خاتمي به انتخابات شوراي شهر دوم را تکرار کند، ‌نتيجه‌اي جز افول به همراه نخواهد داشت.

يک کارشناس سياسي در گفت‌وگو با «بازتاب»، ضمن بيان مطلب فوق افزود: دولت اصلاح‌طلبان به‌رغم شعار توسعه سياسي و مردم‌مداري، در دور دوم انتخابات شوراهاي شهر نسبت به پيام عدم حضور بخشي از مردم در انتخابات و عدم تمايل شرکت‌کنندگان به اين گروه بي‌توجه بود و به همين‌دليل، دو شکست پياپي را در انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم تحمل کرد و اگر دولت احمدي‌نژاد نيز همين اشتباه را تکرار کند، ‌سرنوشت بهتري در انتظارش نخواهد بود.

اين کارشناس سياسي افزود: در انتخابات شوراي شهر و خبرگان، دولت با سه چالش بزرگ مواجه شد: چالش نخست، ميزان پايبندي مديران دولتي به رهنمودهاي رهبري بود که بي‌توجهي به توصيه صريح رهبر انقلاب درباره عدم دخالت دولت در انتخابات و عدم استفاده از وجهه مسئولان دولتي به‌ويژه رئيس‌جمهور، با ترديد جدي روبه‌روشد و يکي از علل ريزش آراي فهرست حاميان دولت به شمار مي‌رود.
چالش دوم، ناکامي تقريبا فراگير در انتخابات شوراهاي شهر سراسر کشور بود که براي نخستين بار، طيف نزديک به دولت در فاصله يک سال از پيروزي دور نخست خود، در رقابت انتخاباتي ناکام مي‌ماند.

وي ادامه داد: چالش سوم مربوط به انتخابات خبرگان است که از يک‌سو کانديداي اختصاصي اين گروه که در صورت حضور مستقل در انتخابات به احتمال زياد موفق به کسب آرا مي‌شد، با گره خوردن به فهرست منتسب به دولت ناکام ماند و از سوي ديگر چهره‌هايي که بيشترين مخالفت از سوي دولت با آنها شده بود، موفقيت بي‌سابقه‌اي کسب کردند.

اين کارشناس در پايان گفت: اگر رئيس‌جمهور و دولت با آسيب‌شناسي عملکرد گذشته خود و ترميم نقاط ضعف، رويه تازه‌اي را در پيش گيرند، ‌امکان تداوم موفقيت‌هايشان وجود دارد؛ اما در غير اين صورت،‌ افتادن در سراشيبي و افول زودهنگام، سرنوشت محتومي خواهد بود که در انتظار ساکنان پاستور است.

منبع:بازتاب

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 27 آذر1385 ساعت


. . . دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: وقتي مطرح شود راي مصلحتي است؛ تلقي بعضي اين است كه دخل و تصرف در آن حرام محسوب نمي‌شود. وقتي يكي از بزرگان در گذشته مطرح كرد كه راي مشورتي است، بنده عنوان كردم كه اين مساله را مي‌گويند كه برخي را توجيه كنند كه اگر دخل و تصرفي هم صورت گرفت اشكال ندارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجت‌الاسلام و المسلمين مهدي كروبي با تاكيد بر اين‌كه " از مسوولين نظارت و اجرا مي خواهيم كه شفاف و واضح مسايل را با مردم در ميان بگذارند" در عين حال در پاسخ به خبرنگاري كه پرسيد اقدام عملي شما در غير اين صورت چيست؟ گفت: ما جز نامه نوشتن، اعتراض كردن و تذكر دادن كاري نمي‌توانيم بكنيم.

دبيركل حزب اعتماد ملي با اشاره به اقدامات برخي داوطلبان انتخابات شورا‌ها براي بيان دغدغه‌هاي‌شان با مسوولان خاطرنشان كرد كه در اين زمينه تاكنون تنها با هاشمي و خاتمي ديدار داشته ‌است.

منبع:ایسنا

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

تريبون آزاد دانشجويي توسط كميته‌ي دانشجويي استقبال از رييس جمهور با عنوان «پلي‌تكنيك جايگاه بيگانه نيست» در اعتراض به آن چه كه تخريب وجهه اين دانشگاه توسط غوغاسالاران لمپن، مرگ ارزش‌ها در سايه‌ي غوغاسالاري و نفوذ بيگانگان و دخالت جريان‌هاي سياسي در مسائل دانشگاه خوانده شد و در حمايت از حرمت استاد و دانشجو ظهر امروز در صحن مركزي دانشگاه صنعتي اميركبير برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مرتضي قاسمي، عضو گروه علمي و فرهنگي طلوع، با اشاره به رخدادهاي به وقوع پيوسته در دانشگاه اميركبير از دوشنبه‌ي هفته‌ي گذشته تاكنون، گفت: فردي كه عكس احمدي‌نژاد را در آن جلسه سوزاند كسي بود كه به دليل مشروط شدن از دانشگاه اخراج شد و اگر لازم باشد اسم وي را اعلام مي‌كنيم.

وي، با بيان اينكه در اين مراسم برخي به دليل شلوغ كردن‌شان اجازه ندادند كه سوال‌ها را مطرح و از آقاي احمدي‌نژاد پاسخ بگيريم، افزود: اهانت به دكتر احمدي‌نژاد اهانت به جامعه‌ي دانشگاهي كشور بود و خواستار برخورد با تك تك افراد اهانت كننده هستيم.

قاسمي، با اشاره به صحبت دكتر رهايي رييس اين دانشگاه مبني بر آنكه برخورد انضباطي با اين افراد نخواهيم كرد، گفت: با اين سيستم انضباطي كه اكثر دانشجويان از خارج دانشگاه در آن روز حضور داشتند معلوم است كه آنها نمي‌توانند با كسي برخورد انضباطي بكنند.

وي، با ابراز اينكه 20 آذر 85 جز افتخارات پلي‌تكنيك در تاريخ ثبت خواهد شد، تصريح كرد: افتخار مي‌كنيم كه عدالت در صدر شعارهاي احمدي‌نژاد است و از ايشان براي 20 آذر سال 86 براي حضور در اين دانشگاه دعوت مي‌كنيم.

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي نشست مهران سرمد، عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير، با اشاره به اتفاقات رخ داده در روز حضور دكتراحمدي‌نژاد در دانشگاه اميركبير، گفت: به كساني كه اين حركات را انجام داده‌اند تذكر مي‌دهم كه آنها كه شما را براي اين كار تشويق كردند هيچكدام از مشكلات شما را نمي‌بينند و متاسفانه در اين شرايط كه مي‌توانستيم در حضور رييس جمهور مشكلات‌مان را مطرح كنيم برخي با رفتارهايشان اين فرصت را از ما گرفتند.

وي ادامه داد: توصيه مي‌كنم اين افراد با نوشتن نامه‌اي و بيان اينكه قصد داشتند به روند پيش گرفته‌ي ايشان اعتراض كنند اما راهشان را اشتباه رفتند از آقاي احمدي‌نژاد عذرخواهي كنند و بگويند كه اشتباه كردند.

به گزارش ايسنا، روح‌الله رجبي، دانشجوي دانشكده‌ي صنايع اين دانشگاه در ادامه‌ي اين نشست، اظهار داشت: دانشگاه پلي‌تكنيك قلب تپنده‌ي جنبش دانشجويي كشور است، اما اگر يكسري معيارها را رعايت نكنيم اين قلب تپنده مي‌ميرد. جنبش دانشجويي فقط شلوغ كردن و غوغاسالاري توسط يك عده نيست. دانشجو منصف، منطق و اهل گفت‌وگوست. در اين هشت سال شما چه كرديد و چه تفكري ساختيد؟

وي، افزود: احمدي‌نژاد علي‌رغم تمام تهديدهايي كه به ايشان شد جرات كردند و آمدند صحبت كردند. شما زماني شعار گفت‌وگوي تمدن را مي‌داديد اما حتي تحمل حرف‌هاي همفكران خودتان را نداريد. رهبران شما الان كجا هستند؟ برخي از افراد شما در كنگره‌ي آمريكا حضور پيدا كردند و حرف زدند.

رجبي، با بيان اينكه احمدي‌نژاد با 18 ميليون راي رييس جمهور شده است، تصريح كرد: اگر شما معتقد بر گفت‌وگو هستيد پس چرا آن روز حرمت اين گفت‌وگو را حفظ نكرديد؟ در آن روز فقط عده‌اي آمدند تا سخنراني ايشان را به هم بزنند. فكر مي‌كنيد با اين كار چه ثمره‌اي را خواهيد يافت.

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي اين مراسم عليرضا قره‌گزلو، يكي از فعالان دانشجويي دانشگاه اميركبير و يكي از دانشجويان منتخب خرداد ماه دانشگاه اميركبير اكثر شركت‌كنندگان در اين مراسم را بسيجي و دانشجوي دانشگاه هاي امام صادق(ع)، امام حسين(ع) و مالك اشتر خواند و ابراز عقيده كرد: به ما مي‌گويند غوغاسالاريم. آيا غوغاسالار ما هستيم يا شما كه دانشجو را مي‌فروشيد؟

وي با ابراز اينكه احمدي‌نژاد در پاسخ به صحبت‌ها مبني بر اينكه برخي دانشجويان به دليل ستاره‌دار شدن از تحصيل محروم شده‌اندپاسخي نداد، گفت: از آقاي احمدي‌نژاد مي‌خواهم كه اين طور مهرورزي كردن كه ما را با دو ترم تعليق و بستن نشريات مواجه كرده را انجام ندهند.

اين فعال دانشجويي، با بيان اينكه در تاريخ همواره اين موضوع كه برخي افراد كه با پول گرفتن از دولت حمايت مي‌كنند آنها را در سختي رها مي‌كنند، گفت: ما كه انتقاد مي‌كنيم و دل‌مان به حال اين مملكت مي‌سوزد اگر يك وجب از اين خاك را كسي بخواهد بگيرد حتما از آن دفاع خواهيم كرد.

وي با بيان اين ادعا كه احمدي‌نژاد آنها را در آن جلسه عوامل آمريكايي و صهيونيست خوانده است، اظهار داشت: چه كسي گفته كه ما آمريكايي و صهيونيستي هستيم؟ آنهايي كه فكر مي‌كنند جنبش دانشجويي را با تعليق مي‌توانند خفه كنند در خواب زمستاني به سر مي‌برند، چراكه پلي‌تكنيك هنوز هم قلب تپنده‌ي جنبش دانشجويي است.

محمد پورصالحي، فارغ‌التحصيل دانشكده‌ي مكانيك اين دانشگاه نيز با بررسي اتفاقات رخ داده در دوشنبه هفته‌ گذشته و همزمان با حضور رييس جمهور در دانشگاه اميركبير، اظهار داشت: لمپنيسم يعني شعبان بي‌مخ‌ها كه بزرگ‌ترين تهديد براي جامعه‌ي علمي كشور به شمار مي‌روند. اين افراد امروز با لباس دانشجو به دانشگاه آمده‌اند كه مشكل اين افراد دموكراسي و آزادي نيست. مشكل اصلي آنها عدم اعتقاد راستين به اسلام و به طور كلي هر چه كه رنگ و بويي از اسلام دارد، است.

وي ادامه داد: ما از دولت پول نمي‌گيريم بلكه تنها براي شرافت و آبرو حرف مي‌زنيم، ولي در صورتي كه از دولت اسلامي پول گرفته و براي او كار كنيم به اين مساله كه از آمريكا پول بگيريم و براي آمريكا حرف بزنيم شرافت دارد.

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي اين نشست حميد افراشته، دانشجوي دانشكده‌ي مهندسي مكانيك دانشگاه اميركبير با تبريك روز وحدت حوزه و دانشگاه، اظهار داشت: بعد از دوم خرداد در تعريف واژگان جنبش دانشجويي خلط وارد شده است. جنبش دانشجويي به دليل روحيه‌ي جوان بودنش همواره آرمان‌گرا و مطالبه‌گر و نقاد است و مبارزه با امپرياليسم جزء اهداف اين جنبش است. كسي كه در كنگره‌ي آمريكا حرف مي‌زند نمي‌تواند برانگيخته از جنبش دانشجويي باشد، چراكه يكي از ويژگي‌هاي اين جنبش استقلال آن است.

وي، گفت: اعتقاد و افتخارمان اين است كه در راه آرمان، دين و مملكت‌مان جان داده، جانبازي كنيم و شهادت را بپذيريم اما اسير نشويم.

به گزارش ايسنا، مصطفي غفوري، يكي از دانشجويان منتخب خرداد ماه دانشگاه اميركبير، با بيان اينكه ما نيز همچون ساير افراد مذهبي هستيم، گفت: شعبان بي‌مخ آنهايي هستند كه پول گرفته و ما را مي‌زنند و در اين بين نبايد به خاطر اشتباه افرادي، بقيه را مواخذه كرد.

وي ابراز عقيده كرد: احمدي‌نژاد با حضور در اين دانشگاه شكست خورد، ما هوشيارتر از آنيم كه در اين بازي‌ها شركت كنيم. اين اعتراضات صورت گرفته تنها حرف ما نبود، بلكه حرف تمام دانشگاهيان و جامعه بود و اگر ايشان بخواهند باز هم در پلي‌تكنيك شركت كنند كسي نمي‌آيد.

به گزارش ايسنا، ملاداوودي، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير در ادامه‌ي اين نشست، گفت: كسي كه فضاي دانشگاه را خفقان مي‌خواند آنهايي هستند كه اجازه ندادند در سال 75 انجمن دانشجويان مستقل فعاليت كند.

وي ادامه داد: مجموعه‌اي كه خود را منادي استقلال كشور و ضدامپرياليست بودن مي‌دانند نماينده‌ي انجمنش تبديل به سازشكار در آمريكا و كارشناس صداي آمريكا شده است.

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي اين نشست ستاري، دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير با ابراز اينكه دانشجويان مي‌توانستند از حضور رييس جمهور در اين دانشگاه حداكثر استفاده را كرده و مشكلات‌شان را بيان كنند و پاسخ بگيرند، گفت: برخي دوستان آقاي احمدي‌نژاد را تهديد كردند كه نبايد در اين دانشگاه حضور پيدا كند اما احمدي‌نژاد كه در مواضع بين‌المللي از هيچ تهديدي نمي‌ترسد مسلما از تهديد اين افراد نيز بيمي به دل خود راه نداد. اين افراد روز قبل از حضور ايشان با ايجاد فضايي فكر كردند كه مي‌توانند وي را از حضور در دانشگاه منصرف كنند اما همگان ديديم كه چنين اتفاقي نيافتد.

وي، افزود: با حركت‌هاي برخي افراد در اين جلسه كه تنها قصدشان بهم زدن جلسه و شلوغ كردن بود بسياري از موقعيت‌ها كه ما را مي‌توانست در حل مسائل دانشگاه كمك كند از بين رفت.

اين فعال دانشجويي، با بيان اينكه فردي در اين جلسه تنها براي چند ثانيه مقوايي را كه در آن شعارهايي نوشته شده بود بالا مي‌گرفت و با اشاره به عكاسي از آن عكس گرفته مي‌شد و يكساعت بعد در صفحه‌ي اول CNN آن عكس ديده مي‌شد، اين حركت به چه معنا مي‌تواند باشد؟ انجمن اسلامي يك جايگاه تاريخي دارد و تنها كساني كه به اساسنامه و مرامنامه‌اش پايبند و آن را قبول داشته باشند مي‌توانند در آن فعاليت كنند.

به گزارش ايسنا، محمد منصوري، دانشجوي هوا و فضاي اين دانشگاه، گفت: برخي افراد تنها معيار فعاليت را پول مي‌دانند و ادعا مي‌كنند كه ما با پول براي مملكت كار مي‌كنيم. ما فقط به خاطر غيرت‌مان فعاليت مي‌كنيم.

وي، با بيان اينكه به دليل كم‌كاري من و امثال من اين جريانات رخ داده است، گفت: آقايان با توهين به احمدي‌نژاد در آن جلسه در واقع به تك تك مردم كه به ايشان راي داده‌اند توهين كرده‌اند.

منصوري، با بيان اينكه تا كي بايد با محافظه‌كاري از اعتقادات‌مان دفاع نكنيم، گفت: افتخار من اين است كه بسيجي‌ام و اگر بسيجي بودن ننگ است من به اين ننگ افتخار مي‌كنم و به برخي از آقايان مي‌گويم اگر مقابل دين و اعتقادات ما بايستند مقابل تمام دنيايشان خواهيم ايستاد.

به گزارش ايسنا، در اين نشست امين مدني، عضو كانون انديشه‌ي دانشجوي مسلمان، اظهار داشت: توهين كردن به هر شخصيتي جز اعمال زشت به شمار مي‌رود. اميدوارم در آينده شاهد چنين رخدادهايي نباشيم و بتوانيم تضاد و انتقاد را در جهتي سازنده و نه مخرب استفاده كنيم.

در ادامه محمدمهدي موسوي فراز، مسوول بسيج دانشجويي دانشگاه اميركبير نيز اظهار داشت: عده‌اي درصدند كه فضاي دانشگاه را برهم زنند. اگر جلسه‌ي هفته‌ي گذشته آرام بود مي‌توانستيم بسياري از مباحث را مطرح كرده و پاسخ بگيريم. دشمن تنها خواستار است كه دانشجو دعوا كرده و فضاي دانشگاه را متشنج كنند. دغدغه‌ي اصلي ما بايد بحث اقتصادي، جنبش نرم‌افزاري و بحث‌هايي از اين قبيل باشد.

امير داوود علمي، عضو انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه نيز در ابتداي اين مراسم رفتارهاي برخي دانشجويان را در هفته‌ي گذشته محكوم كرد.

به گزارش ايسنا، در حاشيه‌ي اين مراسم عده‌اي از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه با اعضاي منتخب خرداد ماه دانشگاه اميركبير صحبت‌هايي را درخصوص عدم مشروعيت انجمن اين دانشگاه مطرح كردند. اعضاي منتخب خرداد ماه دانشگاه اميركبير معتقد بودند كه بايد با برگزاري رفراندومي مشروعيت انجمن جديد كه به باور آنها انتصابي است با آراي دانشجويان مشخص شود و انجمن اسلامي نيز در پاسخ به آنها گفت كه اين انجمن از مشروعيت برخوردار است و با آراي دانشجويان فعاليت مي‌كند.

در اين مراسم پس از سخنراني هر كدام از سخنرانان از هر دو گروه با تشويق يا هو كردن مواجه مي‌شدند.

يكي از سخنرانان در صحبت‌هايش بيان كرد كه با وجود افراد كميته‌ي انضباطي اين دانشگاه اميدوار است كه با تعليق و تحريم مواجه نشود چراكه اين تريبون با مجوز و قانوني برگزار شده و وي با اجازه صحبت مي‌كند و ابراز اميدواري كرد كه دو ترم تعليق از تحصيلش بعد از اين صحبت‌ها به محروميت از تحصيل دچار نشود.

در پايان اين مراسم دست‌اندركاران تشكيل‌دهنده‌ي اين تريبون ابراز خرسندي كردند كه اين تريبون برخلاف تريبون‌هاي گذشته بدون تشنج برگزار شد و با هيچ مشكلي مواجه نشد

منبع :ایسنا
دوشنبه 27 آذر1385 ساعت

شوراي تجديدنظر كميته انضباطي دانشگاه تهران حكم توبيخ كتبي يك عضو سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران را تاييد كرد.

وحيد عابديني در گفت‌و‌گو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار داشت: كميته انضباطي ششم آبان ماه حكم توبيخ كتبي و درج در پرونده را به اتهام اخلال در نظم دانشگاه و شركت در تجمعات غيرقانوني براي من صادر كرده بود.

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت

دبير انجمن اسلامي دانشكده علوم تربيتي دانشگاه فردوسي گفت: اگر انجمن اسلامي زير پرچم سازمان تبليغات اسلامي برود، دانشجويان ديگر رغبتي براي فعاليت سياسي ندارند، استقلال انجمن محدود مي‌شود و دانشجويان نمي‌توانند اين روند را بپذيرند.

"نرگس خدادادي" در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه خراسان، درباره نظر يک مقام مسئول در سازمان تبليغات اسلامي كه گفته بود "مي‌خواهيم با گام‌هاي آهسته انجمن اسلامي دانش‌آموزان و دانشجويي را به زير پرچم تبليغات اسلامي برگردانيم" افزود: کار انجمن اسلامي سياسي است و در حيطه سازمان تبليغات اسلامي نمي‌گنجد.

او ادامه داد: حيطه کاري انجمن اسلامي با سازمان تبليغات اسلامي فرق مي‌کند و اگر لازم باشد، بايد تشكل دانشجويي ديگري را که بيشتر در حوزه ديني و اجتماعي کار مي‌کند، زير پرچم خود ببرند نه انجمن اسلامي را که کار سياسي مي‌کند.

خدادادي با اشاره به سوابق انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان، افزود: انجمن اسلامي تشکل ريشه‌داري است و با وجود اينکه الان جنبش دانشجويي فعاليت زيادي ندارد، ولي انجمن به طور مستقل عمل مي‌کند و هر تصميمي را خود انجمن مي‌گيرد.

وي با اعلام مخالفت خود درباره اظهار نظر صورت گرفته، گفت: اين کار باعث ضرر دانشجويان و سرخوردگي آنان مي‌شود.

منبع: ایسنا

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت

 

وكيل مدافع منصور اسالو، از متهمان پرونده‌ي بازداشت‌شدگان شركت واحد خبر داد كه مقدمات آزادي موكلش با پذيرش كفالت ۳۰ ميليون توماني فراهم شده است.

يوسف مولايي در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين‌كه امروز -دوشنبه- به معاونت امنيتي دادسراي انقلاب مراجعه كرده است، اظهار داشت: مقدمات آزادي اسالو با پذيرش وجه كفالت ۳۰ ميليون توماني از سوي همسرش، فراهم و در اين زمينه مدارك لازم به معاونت دادسرا ارائه شده است.

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت

 

مقامات دانشگاهي ايران، براي دانشجوياني که فعال سياسي هستند، سيستم “ستاره گذاري” را در پيش گرفته است و اين قسمتي از برنامه هاي احمدي نژاد براي سختگيري درمورد نخبگان دانشگاهي است.

طبق اين امريه، دانشجويان منتقد رژيم، بنا بر موضع گيري هايشان بين يک تا سه ستاره مي گيرند و سازماندهي کنندگان اصلي تظاهرات دانشجويي هفته گذشته عليه احمدي نژاد در تهران هم در ميان اين افراد بوده اند.

در اين اعتراض که بعد از روي کار آمدن رئيس جمهور تندرو، اولين اعتراض بود، دامشجويان عکس هاي او را به آتش کشيدند و او را “فاشيستي” خطاب کردند که در محيط دانشگاهي جايي ندارد.

در سيستم گزينشي دانشگاه ها، دانشجوياني که از لحاظ ايدئولوژيک مورد قبول واقع نمي شدند، بلافاصله از تحصيل محروم مي شوند.

علي نيکو نسبتي، ۲۶ ساله، عضو تحکيم وحدت، نهاد دانشجويي که در اعتراض شرکت داشتند، مي گويد: “دانشجوياني که يک ستاره دارند، بايد نامه اي را امضا کنند که قبل از ثبت نام متعهد مي شوند که در هيچ فعاليت سياسي شرکت نمي کنند. دانشجوياني که دو ستاره دارند، با ماه ها تاخير ثبت نام مي شوند و نامه الزام آورتري را امضا خواهند کرد. کساني که سه ستاره دارند- ۱۷ دانشجو- از ثبت نام شان جلوگيري مي شود.”

با اين حال، سيستم ستاره گذاري، در ميان کساني که آن را در پيشينه خود ثبت کرده اند، برچسب افتخار محسوب مي شود. دانشجويان آن را با ستاره هاي داوودي که در زمان آلمان نازي به يهودي ها مي چسباندند، مقايسه مي کنند و اين مقايسه اي است با کنفرانس نفرت انگيزي که احمدي نژاد در تهران براي کساني که هولوکاست را انکار مي کنند، برپا کرده بود.

اعتراض روز دوشنبه، در تهران و دردانشگاه اميرکبير، پلي تکنيک سابق، با سابقه تندروي هاي دانشجويي انجام شد که در آن زمان، معادلي ايراني براي دانشگاه اقتصاد لندن و دانشگاه برکلي در کاليفرنيا بود.

دانشجويان اين دانشگاه جزو سردمداران انقلاب اسلامي ايران در سال ۱۹۷۹ بودند، که باعث سقوط شاه شد. امروز، آنها پيشقراول بازمانده هاي جنبش اصلاحات دموکراتيک ايران، هستند که در سال هاي اخير به دليل کمبود توسعه سياسي، توسط انشعاب ها و دلزدگي ها، پژمرده است.

احمدي نژاد که ايدئولوژيست هاي مذهبي را جايگزين بسياري از اساتيد ليبرال کرده بود، زماني که با اعتراض ۲۰۰ نفره روز دوشنبه مواجه شد، با چابکي تلاش کرد تا اين اعتراض را بخواباند.

او بر خلاف چهره استبدادي اش، در ميان جمع قول داد که به هيچ يک از کساني که اعتراض کرده و شعار داده اند، آسيبي نمي رسد و درحالي که معترضين عکس هايش را به آتش کشيده بودند، گفت: “سوختن در راه تعالي ملت و دفاع از نظام، افتخار من است.” آقاي نسبتي، به اين اظهارات اطمينان ندارد، او گفت: “او فقط شعار مي دهد و اين حقيقت ندارد. هرکس او را نقد کند، به سختي مواجه مي شود. آنها فعلا اقدامي نمي کنند و ترجيحا يک ماه يا حتي يک سال صبر مي کنند و در زمان ثبت نام، به ما اجازه ثبت نام نخواهند داد. اين براي ما نگران کننده است، اما ما وظيفه داريم که صدايمان را بلند بکنيم.” او افزود کساني که عکس ها را به آتش کشيدند، براي اعضاي تحکيم وحدت شناخته شده نبودند و گفته مي شود که آنها از گروه هاي مخالفي بودند که قصد آشوب داشتند.
اعتراض در زماني صورت گرفت که احمدي نژاد براي اولين بار محبوبيت خود را در انتخابات شوراي شهر و مجلس خبرگان - مجلسي که در آن ۸۶ روحاني قدرتمند، بر اقدامات آيت الله خامنه اي نظارت کرده و جانشين او را تعيين مي کتتد- به آزمايش مي گذاشت.

جنبش اصلاحات تعداد کمي کانديدا را براي مبارزه با دوستان اولترا محافظه کار احمدي نژاد انتخاب کرد، اما اولين نشانه ها از انتخابات که روز جمعه برگزار شد و نتيجه آن تا امروز مشخص مي شود، حاکي از آن است که حمايت از گروهي از محافظه کاران که گرايش پراگماتيک دارند، بيشتر بوده است.

حتي بعضي از دوستان احمدي نژاد هم به او معترضند که با اظهاراتش عليه غرب- بخصوص در مورد برنامه هاي اتمي- با دعوت کردن از غربي ها به تحريم، اقتصاد کشور را به خطر انداخته است.

او همچنين متهم است به اينکه در اجرا کردن وعده اي که سال گذشته در شعار انتخاباتي خود مبني بر آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و کاهش بيکاري و سرو سامان دادن به زندگي محرومان، داده بود، شکست خورده است. آقاي نسبتي مي گويد: “اگر صندوق آراي مخفي در دانشگاه بگذارند، ۸۰ درصد دانشجويان سياست هاي داخلي و خارجي دولت احمدي نژاد را نقد مي کنند. آقاي احمدي نژاد در خارج از کشور دشمن تراشي مي کند و بعد ناکامي در اجراي سياست هايش را به گردن آنها مي اندازد. بعد منتقدانش را ساکت مي کند که صدايشان در داخل کشور شنيده نشود.”.

منبع: ساندي تلگراف، ۱۷ دسامبر ۲۰۰۶

دوشنبه 27 آذر1385 ساعت

 

یک عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه لرستان، اظهار داشت: هيأت مركزي نظارت وزارت علوم بررسي پرونده شكايت انجمن اسلامي از رييس دانشگاه به دليل بستن درب اين انجمن را به دليل نقص در پرونده به جلسه آتي موكول كرد.

آرش خاندل،  درخصوص نتيجه جلسه رسيدگي به شكايت انجمن اسلامي اين دانشگاه از سوي هيأت نظارت مركزي وزارت علوم گفت: هدف از برگزاري اين جلسه رسيدگي به پرونده انجمن اسلامي اين دانشگاه بود اما هيأت نظارت مركزي به دليل نقص پرونده، به شكايت ما پاسخ نداد.

اين دانشجوي دانشگاه لرستان، با بيان اينكه پاسخ ارائه شده قانع كننده نيست، افزود: شروع به كار اين دفتر نه تنها روال پيچيده‌اي ندارد بلكه در صورت ارائه مجوز از سوي مسوولان وزارتخانه به سادگي مي‌توان در كمتر از ۱۰ روز، انتخابات انجمن را برگزار و اعضاي شوراي مركزي مشخص شوند.

در اين زمينه يك مقام مسوول در دبيرخانه هيأت نظارت مركزي وزارت علوم گفت: پس از بررسي پرونده شكايت انجمن اسلامي دانشگاه لرستان به دليل آن‌كه انتخابات اين انجمن ۲سال گذشته برگزار شد و بررسي اساسنامه و نحوه تداوم فعاليت اين تشكل در دستور كار هيأت نظارت نبود قرار بر اين شد به دليل نقص پرونده، بررسي نهايي به جلسه آتي هيأت نظارت موكول شود.

وي در پايان با بيان اينكه در اين جلسه هيچ تصميم قطعي درباره‌ي اين تشكل اتخاذ نشده است، تصريح كرد: از آن جا كه جلسات هيأت نظارت مركزي وزارت علوم يك بار در ماه برگزار مي‌شود، جلسه آتي در دي‌ماه برگزار خواهد شد.

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه 26 آذر1385 ساعت
هاشمي، خاتمي و كروبي براي صيانت از آراي مردم فعال مي‌‏شوند


در پي ديدار شنبه شب نامزدهاي فهرست اصلاح‌‏طلبان براي شوراي شهر تهران با مهدي كروبي، دبيركل حزب اعتماد ملي، مقرر شد سران ائتلاف اصلاح‌‏طلبان رايزني‌‏هاي فشرده‌‏اي را با مقامات مسوول در وزارت كشور و مسولان ديگر براي صيانت از آراي اصلاح‌‏طلبان انجام دهند.


به گزارش خبرنگار "ايلنا"، امروز صبح كروبي و هاشمي با يكديگر ديدار كردند و با سيدمحمد خاتمي نيز كه به دليل كسالت امكان حضور در جلسه مشترك را نيافته بود، به صورت تلفني مذاكره كردند.
پس از اين مذاكرات، اعضاي ستاد ائتلاف اصلاح‌‏طلبان هم‌‏اكنون در دفتر خاتمي به سر مي‌‏برند و سرگرم رايزني درباره اقدامات مشترك هستند.
آخرين خبرها حاكي است با شمارش آرا در مناطق شرقي تهران از جمله نارمك كه پايگاه اجتماعي رييس‌‏جمهور به شمار مي‌‏رود، اصلاح‌‏طلبان حداقل يك سوم شوراي شهر را در اختيار گرفته‌‏اند. گزارش‌‏هاي ديگر از بهبود وضعيت اصلاح‌‏طلبان در مناطق يك، دو، شش، هشت و ساير مناطق تهران حكايت دارد.

منبع:ايلنا

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه 26 آذر1385 ساعت

 

   تعدادی از کارشناسان آمریکایی می‌گویند که آمریکا برای مقابله با فعالیت‌های هسته‌ای ایران گزینه‌های بسیار کمی پیش‌روی خود دارد. بنابر اظهارات این کارشناسان دولت بوش پس از پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات اخیر دیگر حتی فضای سیاسی مورد نیاز برای حمله به ایران را ندارد. این در حالی است که به باور آنان، قبل از اینکه دموکرات‌ها در ماه گذشته کنترل کنگره را بدست بگیرند احتمال اینکه دولت بوش در سال 2007 به ایران حمله کند 60 درصد بوده است.

 
 

به گزارش شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (بخش انگلیسی) باری پوسن، پرفسور موسسه تکنولوژی علوم سیاسی ماساچوست معتقد است که دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای سرآغاز یک مسابقه تسلیحاتی در منطقه خاورمیانه خواهد بود ولی حمله پیشگیرانه به تاسیسات هسته‌ای این کشور یک اشتباه بزرگ خواهد بود. 

جوزف کرینکون کارشناس عدم تکثیر تسلیحات هسته‌ای نیز گفت که: «قبل از اینکه دموکرات‌ها در ماه گذشته کنترل کنگره را بدست بگیرند احتمال اینکه دولت بوش در سال 2007 به ایران حمله کند 60 درصد بود ولی انتخابات خیلی چیزها را عوض کرد». 

بنابر اظهارات کرینکون جابجایی قدرت در کنگره، استعفای دونالد رامسفلد از وزارت دفاع، استعفای جان بولتون در سازمان ملل و روی کار آمدن رابرت گیتس وزیر دفاع جدید که طرفدار مذاکره با ایران است محاسبات سابق را به شدت تحت تاثیر قرار داده ولی با این حال احتمال حمله به ایران هنوز به صفر نرسیده است. 

اظهارات کارشناسان آمریکایی مبنی بر محدود شدن گزینه‌های آمریکا برای مقابله با فعالیت‌های هسته‌ای ایران در حالی صورت می‌گیرد که دولت بوش اعلام کرده تا زمانی که تهران فعالیت‌های هسته‌‌ای خود را به حال تعلیق در نیاورد با ایران تعامل نخواهد نکرد. 

در همین خصوص می‌توان به مصاحبه اخیر کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا با روزنامه واشنگتن پست اشاره کرد. رایس در آن مصاحبه با رد پیشنهادات گروه مطالعه عراق برای مذاکره بدون شرط با ایران و سوریه گفت:«معامله با ایران و سوریه ممکن است تاوان سنگینی داشته باشد». بنابر اظهارات رایس آمریکا قصد ندارد حق حاکمیت دولت لبنان را با سوریه معامله کند یا در عوض کمک ایران به ایجاد ثبات در عراق به تهران اجازه دهد سلاح هسته‌ای بدست آورد. 

فلینت لورت دیپلمات سابق و تحلیلگر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) نیز با اشاره به تضعیف موقعیت آمریکا در برابر ایران می‌گوید: «دولت بوش در موقعیتی قرار گرفته که برای برقراری ثبات در عراق به کمک ایران نیاز دارد». 

بنابر اظهارات لورت، ایرانی‌ها در حال حاضر در موقعیت خوبی قرار گرفته‌اند و بدون کمک آمریکا می‌توانند از منافع خود در عراق دفاع کنند ولی آمریکا خود را در موقعیتی قرار داده که بیشتر از آنکه ایران به او نیاز داشته باشد واشنگتن به تهران نیازمند است.

 

منبع:خبرگزاري آفتاب

یکشنبه 26 آذر1385 ساعت
 

 با آغاز شمارش آرای انتخابات شورای شهر تهران حامیان هر سه لیست اصلی حاضر در این انتخابات یعنی اصولگرایان، حامیان دولت و اصلاح طلبان مدعی پیروزی و کسب اکثریت در شورای شهر تهران هستند.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز ، سعید شریعتی ، صفدر حسینی و مصطفی تاجزاده سه تن از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت آرای اصلاح طلبان در تهران را بسیار بالا توصیف کرده و از پیروزی لیست این ائتلاف در شهر تهران خبر داده اند. اصلاح طلبان همچنین نسبت به احتمال تقلب در انتخابات هشدار جدی داده و خواستار صیانت ناظرین و مجریان از آرای ماخوذه شده اند. سایت امروز نزدیک به جبهه مشارکت نیز راهیابی هادی ساعی معصومه ابتکار احمد مسجد جامعی و محمد علی نجفی به شورای تهران را قطعی اعلام کرد.

همچنین خبرگزاری ایرانیوز و مهر ، نزدیک به طرفداران لیست اصولگرایان اصلاح طلب نیز از راهیابی دستک 10 عضو از این ائتلاف به شورای شهر تهران خبر داده و 5 عضو بعدی را متعلق به لیست حامیان دولت و اصلاح طلبان دانسته اند.

از سوی دیگر منابع نزدیک به ائتلاف رایحه خوش خدمت از پیروزی قاطع خود در انتخابات جمعه خبر می دهند.

همچنین رییس ستاد انتخابات تهران در گفتگو با واحد مرکزی خبر میزان مشارکت مردم تهران را بین 35 تا 40 درصد تخمین زد. استاندار تهران نیز مشارکت تهرانیها را حدود 40 درصد ارزیابی نمود
منبع:ادوارنیوز
یکشنبه 26 آذر1385 ساعت

 

بعد از سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر، اظهارات مقامات دولتی و یا شخصیت های نزدیک به او و همچنین نوشته های احمدی نژاد در وبلاگ شخصی اش موجب شد تا جامعه دانشجویی کشور بار دیگر اعتراض خود را به آنچه “زمینه سازی برای برخورد با دانشجویان” عنوان می کنند، نشان دهند.روز گذشته محمد رضا باهنر نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در جلسه سخنرانی در دانشگاه شیراز به دلیل توهین به دانشجویان دانشگاه امیر کبیر، مورد حمله دانشجویان دانشگاه شیراز قرار گرفت. نایب رئیس مجلس بیشتر سئوال های دانشجویان را بی پاسخ گذاشت و سرکوب دانشجویان را با سخنان خود تایید کرد و گفت: ” هر کس خربزه می خورد ، پای لرزش هم می نشیند. ”

نایب رئیس مجلس در جلسه سخنرانی خود، دانشجویان پلی تکنیک را که به حضور احمدی نژاد در این دانشگاه اعتراض کردند، طرفداران مشروبات الکلی و سکس معرفی کرد، که این سخن موجب اعتراض شدید دانشجویان قرار گرفت.

روز پنج‌شنبه نیز روزنامه جوان، به نقل از ملاباشي، معاون دانشجويي وزير علوم خبر داد كه وي با انتقاد از رفتار زشت دانشجويان عليه رئيس‌جمهور از كميته‌هاي انضباطي خواسته است با شناسايي “اغتشاش‌گران” با آنها برخورد كنند. ملاباشي گفت: “برخورد با برخي مصالح اكثريت را متضرر كرده و لازم است هتاكان مواخذه شوند.”

آن هم در شرایطی که محمود احمدي‌نژاد در پايان آن سخنراني، اگر چه برخي از دانشجويان معترض را “عامل امريكا” دانست، اما تاكيد كرد كه هيچ گله و شكايتي از آنها ندارد.

با این حال جامعه دانشجویی نگران برخوردهای وزارت علوم و وزارت اطلاعات است. اکبر عطری، عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با اشاره به موضع گیری هایی که علیه دانشجویان شده، به روز می گوید: ” به نظر می رسد در روزهای آتی برای عده ای از دانشجویان پرونده سازی شود و با آنها برخوردهای امنیتی صورت گیرد؛ بخصوص برای آن دسته که به سخنرانی احمدی نژاد اعتراض کردند.”

به اعتقاد وی،” احمدی نژاد در یک شرایط غیر قابل پیش بینی شده با اعتراضات شدید دانشجویان مواجه شد و آن خواب آشفته که در جاهای دیگر تعبیر می کرد که دایره نوری او را احاطه کرده، بر اثر مطالبات اساسی جامعه دانشگاهی به مثابه پتکی بر سر وی فرود آمد؛ این شروع جدیدی برای فعالیت های دانشجویی و الگویی برای سایر دانشگاهها است که در برابر شرایط امنیتی تحمیل شده به دانشجویان حرکتی جدی را شروع کنند.”

علی افشاری دیگر عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که خود در دانشگاه امیر کبیر تحصیل کرده، نیز معتقد است: ” دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک در تمام دوران فعالیت و به ویژه پس از انقلاب نشان دادند که رادیکال ترین بخش جنبش دانشجویی کشور هستند. آنها در دوره تجدید حیات جنبش دانشجویی هم به طور نسبی بیشترین نقش را در تحرک و پویایی جنبش داشتند. به همین دلیل هم احمدی نژاد پلی تکنیک را انتخاب کرده بود که به زعم خودش قله را فتح بکند، در حالیکه بیشترین سرکوب ها در همین دانشگاه بوده و حتی ساختمان انجمن را یک شبه تخریب کرده بودند. بنابراین طبیعی بود که دانشجویان پلی تکنیک واکنش نشان بدهند و از حرمت و احترام و جایگاه جامعه دانشجویی دفاع بکنند و اجازه ندهند احمدی نژاد از این دانشگاه برای یک نمایش تبلیغاتی استفاده بکند.”

علی افشاری، یکی از ویژگی های اصلی اعتراضات اخیر را شکست سیاست مشت آهنین دولت احمدی نژاد عنوان می کند و به روز می گوید: ” این سرکوب ها نشان داد این نوع برخوردها بی نتیجه است و نه تنها باعث نشده فضای تسلیم وتک صدایی در دانشگاه بوجود بیاید، بلکه باعث گسترش اعتراضات دانشجویی هم شده است. در طول تاریخ جمهوری اسلامی سابقه نداشته که رئیس جمهوری نظام این چنین و با این گستردگی مورد اعتراض و مخالفت دانشجویان قرار بگیرد. حتی در دوره ریاست جمهوری بنی صدر هم شاهدش نبودیم.”

یکی از موارد مهمی که در اعتراض دانشجویان دیده می شود، اعتراض به حضور نهادهای غیر دانشگاهی در دانشگاه است که تنها به منظور سرکوب دانشجویان مورد استفاده قرار می گیرند. وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی، سپاه پاسداران، دادگاههای انقلاب و عمومی، صدا و سیما، وزارت کشور از جمله این نهادها هستند.

از این رو، اکبر عطری، حرکت های اعتراضی دانشجویان از جمله در برابر احمدی نژاد را عکس العملی به دخالت نهادهای بیرون از دانشگاه، بخصوص نهادهای امنیتی در دانشگاه می داند و می گوید: ” نباید همه علل را در مسائل سیاسی خلاصه کرد. باید رکود فرهنگی و بسته شدن کانون های علمی، نابسامانی ها و بی برنامگی های مقامات را به آن اضافه کنیم، منتها شروع این کار با اعتراض رویکرد سیاسی بوده اما در آینده نزدیک خواهیم دید دانشجویان دیگری هم به خاطر مناسبات و مشکلات صنفی شان در چنین اعتراضاتی حضور پررنگی پیدا کنند.”

به گفته وی” این برخوردها از زمان خاتمی با انحلال بعضی از انجمن ها و احضار دانشجویان شروع شده و حالا در دولت احمدی نژاد هم ادامه یافته.این حرکت ها، مانند انتصاب روسای بی لیاقت که از هیچ جهت استانداردهای ریاست دانشگاه را ندارند،و حتی به لحاظ مرتبه علمی هم در این جایگاه نیستند ـ مانند خود وزیر علوم که برایش خارج از مقررات دانشگاهی کلاس درس گذاشته اند ـ تحمیلی بر فضای دانشگاه است و طبیعتا این واکنش ها را نیز به دنبال دارد

اکبر عطری در پایان سخنانش به گلایه از اصلاح طلبان می پردازد و می گوید: ” حضور احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر برای آنها به جشن پایان دادن به اعتراضات دانشجویی در دانشگاه امیر کبیر معنی شده بود، اما بعدا شاهد موضع گیری های غیر اخلاقی و غیر منطقی از سوی عده ای چون دبیر حزب مشارکت بودیم که اعتراض دانشجویان را محکوم و احمدی نژاد را رئیس جمهور منتخب مردم معرفی کرد. در حالیکه به خاطر داریم،همه آنها در انتخابات ریاست جمهوری تمام امکانات را برای تشکیل دادن یک ائتلاف ضد فاشیسم بسیج کرده بودند و قهرمان این ائتلاف هم شخص رفسنجانی بود که می خواستند او را به عنوان منجی به جامعه معرفی کنند. دانشجویانی که بدون ترس و تنها در برابر دولت فاشیستی صدای اعتراض خودشان را بلند می کنند از طرف اینها و زودتر از حامیان دولت، تخطئه و تحقیر می شوند که این بیانگر عدم صداقت آنها در ۸ سالی است که با عوامفریبی شعار اصلاح طلبی می دادند.”

دانشجویان نشان دادند می توانند ورای مناسبات حزبی هم خواسته های خود را در قالب”اعتراضی صحیح و موثر” بیان بکنند و هیچ مصلحتی را به مصلحت مردم ترجیح ندهند ولو اینکه مرگ بر استبداد گفتن باشد.

این نکته را علی افشاری چنین می شکافد: ” نوع رویکردی که بخشی از جریانات اصلاح طلب، بخصوص اصلاح طلبان حکومتی در پیش گرفتند و به نوعی به این برخوردها چراغ سبز نشان دادند،نه تنها چیزی را حل نمی کند بلکه اعتراضات دانشجویی را شدت می دهد. دیگر مقامات نهادهای حکومتی و دولت پادگانی احمدی نژاد هیچ امنیتی در داخل دانشگاه نخواهند داشت و دانشجویان همانطور که مانع حضور وزیر علوم شدند چنین اقداماتی را ادامه خواهند داد.”

به اعتقاد وی، “هر میزان که حکومت عرصه را بر حرکت های دانشجویی ببندد به همان میزان اعتراضات و مخالفت ها هم بیشتر خواهد شد و حضور حاکمیت در دانشگاه ها با مشکل مواجه خواهد شد؛ همانطورکه رئیس جمهور آن را تجربه کرد.”

منبع:روزآنلاین

حسن زارع زاده اردشیر

یکشنبه 26 آذر1385 ساعت

 

دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان امير کبيراز احتمال برخورد انضباطی و قضايی با دانشجويان اين دانشگاه به دليل اعتراض به حضور رييس جمهوری در دانشگاه امير کبير ابراز نگرانی کرد.
ياشار قاجار، دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان امير کبير، احتمال می دهد برخوردهای شديدتری با دانشجويان صورت گيرد و می گويد: «من احتمال می دهم برخوردهای شديدی صورت خواهد گرفت اما دامنه اين برخوردها را به کميته های انضباطی محدود نمی دانم و فکر می کنم طی چند ماه آينده برخورد های قضايی با دانشجويان صورت گيرد.»
محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران در پايان سخنرانی هفته پيش خود در دانشگاه امير کبير، برخی از دانشجويان معترض را «عامل آمريکا» خطاب کرد.
دبير سابق انجمن اسلامی دانشجويان امير کبير احتمال می دهد برخوردهای شديدی با دانشجويان صورت گيرد و معتقد است که  دامنه اين برخوردها به کميته های انضباطی محدود نخواهد شد و طی چند ماه آينده برخوردهای قضايی با دانشجويان صورت  خواهدگرفتدر همين زمينه،  روزنامه «جوان» چاپ تهران گزارش داد معاون دانشجويی وزير علوم به کميته های انضباطی دستور داده است که با
دانشجويان امير کبير که به گفته وی «رفتار زشتی» در مقابل رييس جمهور از خود نشان داده و يا به زعم وی «اغتشاش» کرده اند، برخورد شود.
انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير تهران درباره حضور هفته گذشته محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران در اين دانشگاه و اعتراض های دانشجويان به اين حرکت، بيانيه ای منتشر کرد.
در اين بيانيه آمده است تجمع بزرگ دانشجويی دفتر تحکيم وحدت در دانشگاه تهران و متعاقب آن تجمع دانشجويی دوم در روز ۲۰ آذرماه در دانشگاه امير کبير، نشانه پويايی دوباره جنبش دانشجويی است.
محمود احمدی نژاد، روز دوشنبه در دانشگاه امير کبير حاضر و با اعتراض شديد دانشجويان اين دانشگاه رو به رو شد. اعتراض دانشجويان تا آنجا پيش رفت که برخی از دانشجويان عکس رييس جمهور ايران را آتش زدند.
ياشار قاجار درباره اين اعتراض می گويد: « رييس جمهوری در دومين سال رياست جمهوری خود در دانشگاه امير کبير حاضر شد درحاليکه محمد خاتمی، رييس جمهوری پيشين با ۲۰ ميليون رای در دو دوره انتخابات و با محبوبيت زياد به خود اجازه نداد در اين دانشگاه حاضر شود.»
ياشار قاجار علت حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاه امير کبير را ايجاد محدوديت برای دانشجويان می داند.
او می افزايد: «محمود احمدی نژاد با حضور در اين دانشگاه می خواست نشان دهد در دومين سال حضور در مسند رياست جمهوری، تمام صداهای اعتراضی در سطح دانشگاه ها را بويژه در راديکال ترين دانشگاه ايران يعنی دانشگاه امير کبير خاموش کرده است اما اعتراضات تند دانشجويان دانشگاه امير کبير نشان داد هنوز اين پايگاه آزاديخواهی پابرجاست و رييس جمهوری موفق نشد صدای آزاديخواهی اين دانشگاه را ساکت کند.»
پس از اعتراض روز دوشنبه ۲۰ آذرماه دانشجويان اميرکبير به حضور محمود احمدی نژاد،  در اين دانشگاه، رييس اين دانشگاه از برخی از دانشجويان امير کبير دعوت کرد تا در جلسه ای با حضور رييس جمهوری شرکت کرده و از وی دلجويی کنند. دانشجويان دانشگاه امير کبير نيز با انتشار نامه ای سرگشاده به رييس جمهوری، دانشجويان دعوت شده را بسيجی خوانده و به اين حرکت اعتراض کردند.
 از سوی ديگر در طی يکسال گذشته بسياری از دانشجويان با تعليق، اخراج، ممنوع الورود شدن به دانشگاه و محروميت از تحصيل مواجه شده اند. حتی بسياری از آنان مشمول طرح ستاره دار شدن دانشجويان شده اند. دانشجويان ستاره دار از ادامه تحصيل محروم خواهند شد.
ياشار قاجار، دبير انجمن اسلامی دانشجويان امير کبير می گويد:« رفتار زشت رفتار آقای احمدی نژاد بوده که بدون اينکه کسی از وی دعوت کند، خود را به دانشگاه امير کبير دعوت کرد و با حضور دانشجويان امام صادق و دانشگاه مالک اشتر و حوزه های علميه از خود استقبال کرده و در نهايت خود وی، خودش را بدرقه کرد.»
ياشار قاجار می گويد پاسخ های محمود احمدی نژاد به اعتراض های دانشجويان توهين آميز بود.
وی می افزايد: «محمود احمدی نژاد در برابر سوالات و پرسش های دانشجويان، با به سخره گرفتن دانشجويان به آنان پاسخ داد و برخی از پاسخ های رييس جمهور به شدت توهين آميز بود.»
ياشار قاجار همچنين می گويد اعتراض دانشجويانی که هيچگونه فرصتی برای بيان پرسش های خود پيدا نکردند، کاملا طبيعی است و نمی توان واژه زشت را برای حرکت اعتراضی دانشجويان بکار برد

یکشنبه 26 آذر1385 ساعت
 

سعيد يعقوبي‌‏نژاد، دبير انجمن اسلامي دانشگاه مازندران و گيتا آذري، دبير كانون دختران انجمن اسلامي دانشكده فني دانشگاه مازندران به كميته انضباطي احضار شدند.


عميد مشرف‌‏زاده، دبير سياسي انجمن اسلامي دانشكده فني دانشگاه مازندران با اعلام اين خبر به خبرنگار ادوارنیوز گفت: سعيد يعقوبي‌‏نژاد به اتهام توهين به حراست و بسيج دانشجويي دانشكده فني و گيتا آذري به اتهام ترويج افكار غير اسلامي و توزيع نشريات با محتواي انديشه‌‏هاي چپ به كميته انضباطي احضار شده‌‏اند.
وي با بيان اينكه از ابتداي سال جاري فشار بر فعالان دانشجويي دانشگاه مازندران به شدت افزايش يافته است، گفت: تشديد فضاي امنيتي در محيط دانشگاه،نصب دوربين‌‏هاي با قابليت شنود در محوطه دانشگاه و مقابل انجمن اسلامي دانشكده فني و احضار متعدد دانشجويان به كميته انضباطي، اعتراضات دانشجويان را در پي داشته است.
مشرف‌‏زاده با اشاره به اينكه از آغاز سال تحصيلي اين هفتمين احضار فعالان دانشجويي و اعضاي انجمن اسلامي به كميته انضباطي بوده است، گفت: انجمن اسلامي نسبت به اين‌‏گونه پرونده‌‏سازي‌‏ها در مورد دانشجويان و به خطر افتادن آينده شغلي آنان هشدار مي‌‏دهد و باز هم با اعتراضات دانشجويي از حقوق اين دانشجويان دفاع خواهد كرد

یکشنبه 26 آذر1385 ساعت
 

روز یک شنبه ۱۹/۹/۸۵ تعداد زیادی از هموطنان مسیحی در شهرهای مختلف ایران از جمله تهران، کرج، رشت بازداشت گردیده اند و وزارت اطلاعات آنها را تحت فشار قرار داده است تا از اجرای مراسم مذهبی خودداری کنند. همچنین به منازل تعداد زیادی از مسیحیان یورش برده و کتاب های مذهبی، سی دی ها و عکس های آنها را ضبط نموده است. خانواده های معترض تهدید شده اند که در صورت ادامه ی اعتراضات، آن ها نیز دستگیر خواهند شد ...

به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، وزارت اطلاعات در آستانه کریسمس تعداد زیادی از هموطنان مسیحی را دستگیر و بازداشت نموده است.
طی روز یک شنبه ۱۹/۹/٨۵ تعداد زیادی از هموطنان مسیحی در شهرهای مختلف ایران از جمله تهران، کرج، رشت بازداشت گردیده اند و وزارت اطلاعات آنها را تحت فشار قرار داده است تا از اجرای مراسم مذهبی خودداری کنند. همچنین به منازل تعداد زیادی از مسیحیان یورش برده و کتاب های مذهبی، سی دی ها و عکس های آنها را ضبط نموده است.
اسامی تعدادی از بازداشت شد گان که در پی یورش وزارت اطلاعات به محل های اجرای مراسم مذهبی دستگیر شده اند به قرار زیر می باشند .

۱- خانم شیرین صادق خانجانی، از اعضای کلیسایی در تهران
۲- آقای بهروز صادق خانجانی، شبان کلیسایی در تهران
٣- آقای حمید رضا طلوعی نیا، از اعضای کلیسایی در تهران
۴- آقای بهنام ایرانی، از اعضای کلیسایی در کرج
۵- آقای بهمن ایرانی، از اعضای کلیسایی در کرج
۶- آقای شاهین تقی زاده، از اعضای کلیسایی در رشت، دارای یک فرزند ۴ ساله
۷- آقای یوسف نور خانی، از اعضای کلیسایی در رشت، دارای دو فرزند
٨- آقای ماتیاس حق نژاد، از اعضای کلیسای رشت، دستگیری در روز سه شنبه، طی روز گذشته آزاد شد
۹ - آقای پرویز خلج زمانی، از اعضای کلیسایی در رشت، دارای یک فرزند ٣ ساله
۱۰- آقای محمد بلیاد، از اعضای کلیسایی در رشت
۱۱- آقای پیمان سالا روند، سهراب صیادی
۱۲- آقایان داود و امین از اعضای کلیسای رشت آزاد شدند.
در پی بازداشت هموطنان مسیحی از کلیسای رشت خانواده های آنها نسبت به این مسئله با تجمع در مقابل دادگستری رشت اعتراض نمودند و خواهان اطلاع یافتن از وضعیت عزیزان خود شدند که با برخورد اهانت آمیز و خشن وزارت اطلاعات روبرو گردیدند . مامورین وزارت اطلاعات آنها را تهدید نمودند که در صورت ادامه دادن به اعتراضات بازداشت خواهند شد و همچنین روی آنها فشار می آورد که مراسم مذهبی خود را برگزار نکنند. در آستانه میلاد حضرت مسیح، فشار ها و دستگیری ها شدت یافته و همچنان ادامه دارد.
از سوی دیگر آقای شاهین تقی زاده که دارای مدرک کارشناسی نساجی می باشد به دلیل اعتقادات مذهبی از کار اخراج گردیده است. و اخیرا وزارت اطلاعات از اقلیت های مذهبی که مراسم مذهبی خود را در کلیسای رشت به جا می آورند خواسته است کپی مدارک شناسایی خودشان را به وزارت اطلاعات تحویل دهند.

منبع: اخبارروز

یکشنبه 26 آذر1385 ساعت
 
 دانشگاه شیراز ، به فاصله ی یک روز از سخنرانی وزیر کشور ، شاهد حضور محمدرضا باهنر، نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی بود. سخنرانی باهنر ، در حالی در دانشکده ی مهندسی آغاز شد که دانشجویان نسبت به سوء استفاده از عنوان انجمن اسلامی دانشجویان توسط برگزارکنندگان اعتراض داشتند. تا آنجا که مجری برنامه را وادار به استفاده از واژه ی "مستقل" در طول برگزاری جلسه نمودند.
محمدرضا باهنر که برای تبلیغ ائتلاف آبادگران شهر راز به شیراز آمده بود ، دقایقی به سخنرانی در باره ی اهمیت انتخابات شوراهای اسلامی و مجلس خبرگان پرداخت. در ادامه ، دقایق کوتاهی که به اذان مغرب باقی بود به پرسش و پاسخ اختصاص یافت. یکی از دانشجویان حاضر در جلسه از باهنر پرسید:" آیا فضای بسته ی دانشگاه ها مورد تائید شما هست؟ آیا مطابق قانون کسی می تواند نشریات دانشجویی را پیش از انتشار بازبینی کند؟" و دانشجوی دیگری نیز درباره ی میزان آزادی بیان و عقیده در دانشگاه ها اظهار داشت:" خواسته ی ما این است که وقتی همه ی تریبون های رسمی کشور و صدا و سیما در اختیار یک جریان خاص قرار دارد ، آقای دکتر سروش هم لااقل بتواند یک کرسی در در دانشگاه های کشور داشته باشد." باهنر به این سوال پاسخ نداد اما در مورد بازبینی نشریات دانشجویی پیش از انتشار گفت :"نمی توانیم اجازه دهیم که مطالب غیر اخلاقی منتشر شود." وی در مورد فضای بسته ی دانشگاه ها به اعتراض دانشجویان در حضور رئیس جمهور اشاره کرد و آتش زدن عکس رئیس جمهور را توسط دانشجویان نشانه ی باز بودن فضا دانست.
در واکنش به این اظهارات ، دانشجویی با حضور در تریبون پرسش و پاسخ اظهار داشت:" آقای باهنر! شما از فضای باز حرف می زنید اما من که الان اینجا ایستاده ام ، با ترس و لرز از ستاره دار شدن و تعلیق و اخراج صحبت می کنم." باهنر در پاسخ به این دانشجو گفت:" هر کس خربزه می خورد ، پای لرزش هم می نشیند"
همچنین نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با منتسب کردن دانشجویان معترض به رئیس جمهور در دانشگاه پلی تکنیک به طرفداران مشروبات الکلی و سکس اظهار داشت:" اگر از آن دانشجو بپرسید که به چه چیزی اعتراض دارد ، خواهد گفت فقط به این که رئیس جمهور نباید به دانشگاه بیاید." این قسمت از سخنان باهنر به شدت مورد اعتراض دانشجویان حاضر قرار گرفت اما برگزارکنندگان مراسم با وعده ی این که فرصت سخن گفتن را به معترضین خواهند داد ، موقتا اعتراض ها را آرام کردند. دقایقی بعد، زمانی که باهنر به منظور مواجه نشدن با دانشجویان معترض ، قصد داشت جلسه را ترک کند ، محمود قنبرپور ، یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان ، خود را به تریبون رسانده و از باهنر خواست تا به خاطر اظهارات زشت و توهین آمیز خود از دانشجویان عذرخواهی کند. این دانشجو که سخنانش با تشویق دانشجویان همراه بود اظهار داشت : "آقای باهنر! حضورتان در دانشگاه قابل احترام است . اما صحبت های زشتی داشتید که به خاطر آن ها باید عذرخواهی کنید" وی ادامه داد:" دانشجویی که عکس رئیس جمهور را آتش می زند، صرف نظر از درست یا غلط بودن این کار به هیچ عنوان با تعابیری که شما به کار بردید نسبتی ندارد. در پلی تکنیک عکس کسی را آتش زده اند که دولتش پا بر حلقوم جامعه ی دانشگاهی گذاشته است و وزیر علومی را به کلاسش راه نمی دهند که دانشگاه را به پادگان تبدیل کرده است." قنبرپور در ادامه با اشاره به اخراج مهدی خلیلی ، دبیر شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز افزود: "در دانشگاه شیراز دبیر شورای مرکزی انجمن اسلامی را بعد از به پایان بردن تمام 144 واحد درسی از دانشگاه اخراج کرده اند .کسی دلیل واقعی چنین برخوردی با ایشان را نفهمید اما روسای دانشگاه به ایشان گفته اند که " ببین دبیر کجا بوده ای!"
گفتنی ست در تالار خوارزمی دانشکده مهندسی ، حضور بسیار چشمگیر افراد غیر دانشجو و بعضا مسن که نیمی از سالن را اشغال کرده بودند از ابتدا مشهود بود
منبع:ادوارنیوز
یکشنبه 26 آذر1385 ساعت

 
زير زمين خانه يكي از حاميان كمپين پنج شنبه 23 آذر، ميزبان اولين نشست سراسري دست اندركاران «كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز» بود.

در اين نشست كه با حضور اعضاي كمپين، داوطلبان جمع آوري امضا و فعالان اين حركت در شهرهاي كرمانشاه، گرگان، زنجان، مشهد، كرج، تبريز و همدان برگزار شد، نقاط ضعف و قوت كمپين طي سه ماهي كه از آغاز به كار آن مي گذرد مورد بررسي قرار گرفت.



زير زمين خانه يكي از حاميان كمپين پنج شنبه 23 آذر، ميزبان اولين نشست سراسري دست اندركاران «كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز» بود.

در اين نشست كه با حضور اعضاي كمپين، داوطلبان جمع آوري امضا و فعالان اين حركت در شهرهاي كرمانشاه، گرگان، زنجان، مشهد، كرج، تبريز، همدان و کرج برگزار شد، نقاط ضعف و قوت كمپين طي سه ماهي كه از آغاز به كار آن مي گذرد مورد بررسي قرار گرفت.


در ابتدا رضوان مقدم ، يكي از اعضاي كمپين، با صحبت خود در مورد اين كه خواست تغيير قوانين در ايران 100 سال قدمت دارد برنامه را آغاز كرد. وي افزود در ايران جنبش زنان همواره در پي تغيير قوانين تبعيض آميز بوده است و اين خواست سال هاست كه توسط جنبش زنان پيگيري شده است تا اينكه به طرح كمپين يك ميليون امضاء رسيده است. او سپس از مه لقا ملاح دعوت كرد تا سخنان خود را بيان كند.

مه لقاح ملاح، مدير انجمن زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست كه به مادر سازمان هاي غيردولتي ايران معروف است، اولين سخنران اين نشست بود.

او با بيان اينكه 60 سال است در زمينه زنان كار مي كند، اتفاقي را كه منجر به حساسيتش به حقوق زنان شده اينگونه تعريف كرد:«11 ساله بودم كه يكي از زن هاي فاميل در يك مهماني گفت ما زنها ضعيفه و توسري خور هستيم. بعد از آن من مدام از خودم مي پرسيدم كه آيا من ضعيفه ام ؟ و هميشه سعي كردم خلاف اين را ثابت كنم.»


نوه بي بي خانم استرآبادي، به فعاليت هايي كه از زمان مشروطه در زمينه احقاق حقوق زنان آغاز شده است اشاره كرد و گفت: « مادربزرگ من، آن موقع در كتاب معايب الرجال نوشته بود اينهايي كه بر خلاف حقوق زن حرف مي زنند، رجال نيستند، دجالند.»

چرا قانون؟

«چرا قانون؟» موضوع پانل اول اين نشست بود كه پريسا كاكائي اين پانل را اداره مي كرد.

در اين پانل «خديجه مقدم»، درباره اهميت تغييرات قانوني سخن گفت. مقدم با اشاره به ديدگاهي كه اعتقاد دارد با وجود شكاف طبقاتي در جامعه، تلاش براي تغيير قوانين در حوزه زنان بي فايده است، گفت: «اتفاقا تغييرات قانوني در درجه اول در زندگي زنان طبقات پايين جامعه تاثير مي گذارد، چرا كه زنان طبقه متوسط با توجه به امكاناتي كه دارد مي تواند قانون را دور بزند و در زندگي شخصي اش تا حدي مشكلات را حل كند.»


او اضافه كرد:« با اين وجود همه زنان فارغ از طبقه اجتماعي شان، در زندگي اجتماعي شان با مشكلات ناشي از نابرابري هاي قانوني درگير هستند.»

به گفته مقدم تغيير قوانين تبعيض آميز قدم اول اين حركت است و پس از آن بايد براي آماده سازي فرهنگي جامعه و اجراي قوانين جديد و برابر تلاش كنيم.

مقايسه تغيير قانون حضانت در ايران و قانون سقط جنين در فرانسه موضوع سخنان «ناهيد كشاورز»، بود.

به گفته او، در سال 1973 زنان فزانسوي موفق شدند قانون منع سقط جنين را كه به نام قانون 1920 معروف بدهند تغيير دهند. ماجرا اينگونه بود كه در آوريل 1971 تعدادي از زنان تصميم گرفتند حركتي را براي محكوم كردن جلوگيري از سقط جنين راه بياندازند و از همين رو 343 نفر از زناني كه بيشتر آنها چهره هاي شناخته شده ادبيات، سينما و تئاتر بودند بياينه اي را در مخالفت با اين قانون امضا كردند.

آزادي وسائل پيشگيري از بارداري و آموزش جنسي، حذف قانون 1920 و دفاع از متهمين سقط جنين از جمله خواسته هاي اين حركت بود.

كشاورز با اشاره به اينكه فعالان اين حركت با شركت در دادگاهي كه زنان متهم به سقط جنين را محاكمه مي كرد، در كنار آنها ايستادند و از آنها دفاع كردند، گفت: « پس از برگزاري اين دادگاه و پوشش رسانه اي آن ميليون ها فرانسوي در دورترين شهرها و روستاهاي فرانسه از اين حركت آگاهي يافتند و فهميدند كه بزرگترين اسايتد فرانسه آشكار ضد اين قانون هستند و در كنار سقط جنين كرده ها قرار گرفته اند. چاپ صدها مقاله در روزنامه هاي و پخش چند برنامه تلويزيوني درباره سقط جنين باعث شد كه زنان تمام طبقات اجتماعي اتحاد خودشان را اعلام كنند و آماده ورود به مبارزه شوند.»


وي با توضيح تلاش هايي كه منجر به تغيير قانون حضانت كودكان در ايران شد، گفت: « مطالعه اين تلاش ها نشان مي دهد كه ما زنان اعم از شرقي و غربي چه تجربيات مشتركي داريم و چقدر مي توانيم از اين تجربيات استفاده كنيم.»

«بازهم بحث تغير قوانين پيش آمده و بازهم عده اي كه نشانه رفته اند كه اي ليبرال هاي سطحي نگر ما شكست شما را پيش بيني مي كنيم.» اين سخنان آغاز مبحثي بود كه از سوي «سونيا غفاري»، با عنوان «گرايش هاي مختلف فمنيستي و تعهدشان به تغييرات قانوني» مطرح شد.


غفاري با بررسي تلاش هاي گرايش هاي مختلف فمنيستي در رابطه با تغيير قوانين، گفت: «مبارزات عملي زنان مملو از مواردي است كه نشان مي دهد آنها فارغ از اينكه كدام كار ليبرالي است و كدام كار غير ليبرالي، مصمصم در راهي كه درست مي دانستند گام برداشته اند و به انصاف اقداماتشان هيچ گاه منجر به عقب رفتن جامعه و بدتر شدن وضع زنان نشده است.» او با طرح اين سوال كه : آيا حركتي كه سعي مي ند با زنان طبقات مختلف جامعه ارتباط برقرار كند و از رنج مشتركشان بگويد و بشنود سطحي است؟ تاكيد كرد:« در هر صورت به ياد داشته باشيم بريا همني خواسته هايي كه از جانب منتقدين به صفت هايي چون سطحي و پيش پا افتاده مزين شده است نيز بايد ساعت ها گفتگو كرد، وزها وقت گذاشت، و سال ها صبر كرد.»

فعالان شهرستان ها از كمپين يك ميليون امضا مي گويند

پانل دوم اين نشست اختصاص به بررسي مشكلات كمپين در شهرستان ها داشت كه توسط سارا لقماني گردانده شد. در اين پانل نمايندگاني از گرگان، زنجان، همدان و تبريز سخنراني كردند و فعالان كمپين در كرج، مشهد وكرمانشاه نيز در زمان پرسش و پاسخ وضعيت كمپين در اين شهرها را با حاضران در ميان گذاشتند.


«ايمان مظفري» كه به نمايندگي از اعضاي گرگاني كمپين در اين نشست شركت كرده بود، كمپين را پيوند دهنده روزنامه نگاران، فعالان سازمان هاي غيردولتي و فعالان سياسي_ اجتماعي گرگان عنوان كرد.

او با اشاره به انكه هر يك از اين سه طيف از پتانسيل هاي مخصوص به خودش براي پيشبرد كمپين كمك مي گيرد، راه اندازي صفحه زنان در مطبوعات محلي گرگان، مجمع مشورتي زنان گلستان و وجود نيروهايي كه آموزش تسهيلگري و آموزشگري را ديده اند از جمله فضاهاي مثبت اين استان براي فعاليت هاي كمپين يك ميليون امضا برشمرد.

گرگاني ها با وجود استقبال همشريانشان از كمپين ، نگراني هاي نيز دارند. نگراني هايي همچون: « نداشتن امكانات مالي، تمكز فعاليت ها در يك گروه كوچك و توزيع نشدن مسئوليت ها بين باقي كنشگران، كمرنگ شدن هدف آگاهسازي كمپين به جهت گسترش كمي كار و متمركز شدن كمپين در تهران و ايجاد فاصله ميان شهرستان ها.»

زنجان نيز يكي از شهرهايي است كه با سازماندهي قوي، اهداف كمپين يك ميليون امضا را دنبال مي كند. به گفته «صفيه قره داغي»، عضو گروه دختران ترانه پس از برگزاري سميناري با موضوع حقوق زنان و معرفي كمپين يك ميليون امضا ، شش كميته براي برنامه ريزي و پيشبرد كمپين در زنجان تشكيل شده است و با اجاره يك دفتر، دادن حق عضويت و برگزاري جلسات منظم براي جمع آوري امضا و آگاهسازي مردم در زمينه نابرابري هاي حقوقي تلاش مي شود.

قره داغي مشكلات مالي را يكي از موانع مهم در زنجان اعلام كرد و ادامه داد: « با وجود اينكه ما كميته شهرستان ها را براي ارتباط گيير با شهرستان هاي استان زنجان تشكيل داده ايم و از شهرهايي همچون ابهر نيز تقاضاي برگزاري كارگاه را داشته ايم اما به خاطر تامين نشدن هزينه ها موفق به انجام اين كار نشده ايم.»

وي همچنين بر لزوم ارتباط مستمر فعالان كمپين در شهرهاي مختلف تاكيد كرد و پيشنهاد داد راهكاري براي استفاده از تجربيات يكديگر اتخاذ شود.

«الناز سرداني»، از فعالين تبريزي كمپين ديگر سخنران اين پانل بود. سرداني با بيان اينكه تبريز اولين شهري بود كه با برگزاير كارگاه آموزشي به كمپين پيوست، گفت:« در اين مدت علاوه بر جمع آوري امضا از مردم با عده اي از نويسندگان و شاعران سرشناس تبريز نيز درباره كمپين گفت و گو كرده ايم تا هم بيانيه را امضا كنند و هم در كنار كمپين باشند.» به گفته او راه اندازي وبلاگ ويژه كمپين، چاپ دفترچه هاي كمپين براي تبريزي ها و برگزاري جلسات ماهانه از ديگر اقدامات تبريزي ها براي گسترش كمپين در شهرشان است.


سرداري موانع پيش روي فعالان تبريزي را اينگونه بيان كرد:« تعداد افرادي كه به صورت جدي و مستمر براي كمپين وقت بگذارند كم است و بيشتر كارها توسط يك عده محدود انجام مي شود، سازمان هاي غيردولتي تبريز يا محافظه كارند و در زمينه حقوق زنان فعاليت نمي كنند و يا اينكه انسجام لازم براي وارد شدن به اين حركت را ندارند، دسترسي به اينترنت و استفاد از آن رواج نيافته و به همين دليل برقراري ارتباط و آگاهسازي زنان كمي مشكل است.»

«مهرداد حمزه» نيز كه با وجود هواي برفي و بسته شدن راه ها، در آخرين دقائق برنامه خودش را رسانده بود، وضعيت كمپين در شهر همدان را شرح داد.

حمزه اضافه شدن تعداد فعالان كمپين در همدان، همكاري قشرهاي مختلف اجتماعي و به ويژه معلمان همداني و وجود يك حقوق‌دان در جمع كمپيني ها را به عنوان نقاط قوت گروه همدان بيان كرد و گفت: « كمپين در مدارس دخترانه همدان خيلي خوب پيش رفته است و زنان خانه دار هم با روش هاي ابتكاري مثل برگزار كردن جلسات خانگي براي معرفي كمپين در كنار اين حركت هستند.»

با اين وجود اما، همداني ها نيز با مشكلات مختلفي دست و پنجه نرم مي كنند: « اطلاعاتي كه درباره كمپين و درباره مسائل حقوقي در اختيارافراد قرار مي گيرد كم است، تنها منبع اطلاع رساني كمپين سايت اينترنتي است و در همدان به خاطر فراگير نشدن اينترنت و پايين بودن سرعت، كمبود منابع اطلاع رساني به وضوح احساس مي شود، كار به سرعت در همدان و شهرستن هاي اطراف در حال گسترش است و اين نگراني كه زمام كار از دستمان خارج شود وجود دارد.»

استراتژي ها و روش هاي حركت

در ادامه نشست، اعضاي كمپين به بررسي استراتژي ها و روش هاي به كار برده شده در كمپين يك ميليون امضا پرداختند كه اين پانل را زارا امجديان مي گرداند. استراتژي هاي زنان در كشورهاي منطقه، موضوع سخنان «هما مداح»، بود. او با طبقه بندي تلاش هاي زنان براي تغيير قوانين، گفت: « در موج اول، زنان ادغام و همگاري تنگاتنگ با ديگر جنبش ها را پيش رو گرفته بودند كه نمونه آن را مي توان در مصر و الجزاير مشاهده كرد و در موج دوم به تشكيل اتئلاف هاي دروني روي آورند.»

مداح با بيان اينكه جنبش زنان براي تغيير قوانين و كمپين يك ميليون امضا چه از لحاظ استراتژي و چه از لحاظ شكل عمل، به خوبي از تجربيات زنان منطقه استفاده كرده است، افزود:« اين كمپين نتيجه يك ائتلاف در سراسر ايران است كه ظرفيت توسعه و اضافه شدن گروه هاي جددي و افكار جديد را دارد.»

او ادامه داد:« كمپين يك ميليون امضا از راهكارهاي متفاوتي استفاده مي كند. مثلا در 22 خرداد به خيابان مي آيد. در طول سال كارگاه هيا آموزشي برگزار مي كند، بحث حقوق زنان را به فضاهاي عمومي همچون مترو مي برد و بحث هاي دانشگاهيان درباره لزوم تغيير قوانين را در فضاي اينترنت مطرح مي كند.»


«مريم حسين خواه»، نيز با اشاره به اينكه يكي از انتقاد هايي كه هميشه در رابطه با جنبش زنان مطرح شده «نخبه گرايي» اين جنبش است، «فراروي كمپين يك ميليون امضا از نخبگان» را مورد بررسي قرار داد. حسين خواه ترويجي بودن حركت كمپين، محدود نكردن كنشگران كمپين به اعضاي سازمان هاي غيردولتي و فعالان حوزه زنان، اقدام به جذب نيرو از ميان مخاطبان كمپين و پرهيز از قيم مآبي و تعيين اولويت و روش براي كنشگران را از جمله ويژگي هاي كمپين يك ميليون امضا عنوان كرد.

وي ادامه داد:«در حقيقت اين مطالبات كمپين يك ميليون امضا نبود كه توانست آن را به سطح جامعه برده و فراگير كند،چون اين خواسته ها از زمان مشروطه مطرح بوده اند. اين بار اما روش ها كمي متفاوت بود و چگونگي بيان خواسته ها، سازمان دهي نيروها، شكل مشاركتي و افقي كار و توجه به آموزش و جذب نيروهاي جديد همه و همه معطوف به گسترش كمپن در بين مردم است.»

«جلوه جواهري»،نيز طي سخناني به روش هاي پيشبرد اهداف كمپين پرداخت.

او با تاكيد بر اينكه کمپین از ابتدای شکل گیری خود به صورت منعطف و با ساخت شبکه های نامتمرکز پیش رفته است، توضيح داد:«اگر کمپین شیوه ای نامتمرکز را در کار خود پیش بگیرد، افراد و گروه ها با انتخاب های بیشتری روبرو هستند. آنها می توانند خود گروهی را تشکیل دهند که در آن، شیوه عمل خود را ابداع کنند و یا در صورت تمایل به کمیته های موجود بپیوندند.»


به اعتقاد جواهري این گروه ها می توانند گروه هایی باشند که از قبل وجود داشته اند و اکنون به صورت یک گروه ولی به صورت جدا از هسته اولیه ولی هماهنگ با دیگر گروه ها، فعالیت کنند. در این صورت پس از مدتی نقش هسته مرکزی به تدریج کمرنگ شده ، قدرت و مسئولیت هایش در بین گروه ها و هسته های بوجود آمده پخش می شود و کمیپن مجموعه ای از هسته های پراکنده و متکثر در عمل و اندیشه خواهد بود.

اين عضو كمپين يك ميليون امضا اضافه كرد:« نیروهای جدیدی که به کمپین می پیوندند باید در اندیشه باشند که چگونه می توانند با کمپین تعامل داشته باشند و بهترین شیوه ای را که می توانن عاملی موثر باشند بیابند. برای این کار باید جلسات متعددی برقرار شود و افراد با یکدیگر تعامل داشته باشند تا هر کس بنا به تفکر و شیوه عمل خود، همراهان خود را بیابد.» او با تاكيد بر اينكه کمپین یک طرح باز است و تنها چیزی که در آن بین همه کنشگرانش، مشترک است بیانیه است، گفت:« ما می توانیم از این امکان در جهت رشد هر چه بیشتر خود و دیگران تلاش کنیم و تلاشمان را به تلاشی بلند مدت پیوند زنیم.» در پايان هر پانل شركت كنندگان به بررسي موارد مطرح شده از سوي سخنرانان پرداخته و راهكارهاي خود را براي رفع موانع ارائه مي دادند. تشكيل كميته هنري و ايجاد وبلاگ هاي مشترك از جمله پيشنهاداتي بود كه در دستور كار كمپين قرار گرفت. در اين نشست بروشوري از عملكرد كمپين و گزارش مالي كمپين به كليه اعضاي كمپين ارائه شد/


اين نشست در حالي برگزار شد كه بسياري از مدعوين به دليل كمبود جا ايستاده برنامه را دنبال مي كردند.اعضاي كمپين يك ميليون امضا در نظر داشتند با برگزاري نشست هاي ماهانه اين حركت گسترده را به صورت مداوم مورد بررسي و ارزيابي قرار داده و افراد بيشتري را با آن آشنا كنند، اما در نزديك به چهار ماهي كه از آغاز به كار كمپين مي گذرد هيچ كدام از سالن هاي عمومي شهر اجازه برگزاري نشستي با موضوع حقوق زنان را به فعالان اين حركت نداده اند. برنامه افتتاحيه اين كمپين نيز كه قراربود در سالن اجتماعات يكي از سازمان هاي غيردولتي برگزار شود از سوي نيروي انتظامي لغو شد.

از همين رو به دليل ضرورت داشتن برگزاري نشست ها عمومي براي پيشبرد اهداف كمپين، اين نشست با حداقل امكانات و استفاده از امكانات شخصي اعضا وحاميان كمپين برگزار شد.


منبع: تغییر برای برابری
یکشنبه 26 آذر1385 ساعت
به دنبال ریزش سقف خوابگاه؛دانشجویان دختر نیمه شب پنجشنبه را در هوای برفی در محوطه خوابگاه گذراندند
شنبه، 25 آذر 1385

درپي ريزش بخشي از سقف خوابگاه دخترانه ملت دانشگاه شاهددانشجويان ساعاتي از نيمه شب پنجشنبه را_ در هواي برفي محوطهء خوابگاه سپري كردند

دانشجويان خوابگاه دخترانهء ملت دانشگاه شاهد، به دليل ريزش بخشي از سقف يكي از بلوك‌هاي خوابگاه در پي تركيدگي لولهء شوفاژ، ساعات بامدادي پنجشنبه را در محوطهء بيروني خوابگاه و در هواي سرد و برفي سپري كردند.

اين دانشجويان پس از ساعات‌ها انتظار در محوطهء خوابگاه، سرانجام با حضور معاون دانشجويي دانشگاه در نمازخانه و اتاق تلويزيون خوابگاه اسكان يافتند.

اين اتفاق كه در يك يا دو ماه اخير براي دومين بار رخ داده است، باعث نگراني دانشجويان شده است، آن‌ها خواستار رسيدگي سريع مسوولان وزارت علوم و دانشگاه به اين مشكلات شدند. اين دانشجويان با انتقاد از عدم توجه برخي از مسوولان دانشگاه، مدعي شدند كه برخي از آن‌ها بدون تلاش براي حل اين مشكلات، دانشجويان را براي سكوت و عدم اعتراض به كميتهء انضباطي تهديد مي‌كنند.

به گفتهء اين دانشجويان، آن‌ها پيش از اين در خوابگاهي در خيابان كريم خان زند ساكن بودند كه به دليل افزايش ظرفيت از اول مهرماه به اين خوابگاه منتقل شدند و هم اكنون بيش از 500 نفر در پنج بلوك مستقرند.

منبع: ایسنا

یکشنبه 26 آذر1385 ساعت

خبرنگار ادوار نيوز از كيوان صميمي مدير مسؤول نشريه توقيف شدة نامه پرسيد: شنيده شده كه در سالروز 16 آذر و با اشاره به مسايل دانشگاه‌ها، پيشنهاد محاكمه وزير علوم را مطرح كرده‌ايد .


○ ضرورت محاكمه وزير علوم درواقع از دل جنبش دانشجويي در آمده است و تنها پيشنهاد من نيست. اين يك محصول مباركي است كه در روز دانشجو جوانه زد و قبلاً توسط خون دانشجويان شهيد چند ساله اخير آبياري شده بود. كود آن هم ظلم‌هايي بود كه در ساليان اخير و به‌ويژه در يكسال گذشته بر دانشگاهيان رفته است و خاك آن نيز بستر آمادة حركت دانشجويي است .
تندروهاي حكومت در يكسال اخير موتور حركت دموكراسي‌خواهي مردم را نشانه گرفته‌اند . آنها مي‌خواهند اين موتور يعني دانشجويان را خاموش كنند . احضارها و تهديدهاي گستردة دانشجويان، ستاره‌دار كردن آن‌ها، تعليق‌ها و اخراج‌ها، دستگيري‌ها و محاكمه‌ها، سربه نيست كردن، فشار روي خانواده دانشجويان مؤثر، تصفيه اساتيد و بسياري اعمال سركوبگرانه ديگر .

 
تندروها در 15 ماه گذشته با سعي در اجراي سازمان يافتة پروژة به صفر رساندن دور موتور، در انتظار مشاهدة سكوت قبرستاني بودند ولي نتيجه برعكس شد . 16 آذر امسال چهره‌اي متفاوت از خود نشان داد و از آن جالبتر شعارها و خواسته‌ها بود . خواسته‌هايي راديكال و در عين حال قانوني. دانشجويان ابتدا خواستار استعفاي وزير علوم شدند ولي به تدريج شعار خود را تكامل بخشيده و محاكمه او را مطرح كردند . بدين ترتيب خواستة تازه متولد شدة محاكمة يكي از تندروها، به بركت خون شهداي دانشجو متولد شد .


* شما كه 15 آذر در دانشگاه تهران و مجدداً 16 آذر در مراسمي كه در امامزاده عبدالله بر سر مزار سه دانشجوي شهيد سال 1332 برگزار شد از اين خواسته حمايت كرديد، لابد تصورتان اين است كه سيستم قضايي صلاحيت اين را دارد كه به خواسته دانشجويان به‌طور عادلانه رسيدگي كند.


○ دادرسي عادلانه، نسبي است و بستگي به كيفيت و كميت پي‌گيري اين خواسته دانشجويان دارد . حقوقدانان و سياسيون متعددي نظر داده‌اند كه چنانچه تعداد زيادي از دانشگاهيان براي عملي كردن اين شعار اقدام جدي و قانوني كنند حركت، مؤثرخواهد بود . دانشجويان براي شروع اقدامات قانوني خود مي‌توانند با اساتيد حقوق در دانشگاهها مشورت كنند . هر فردي از اهالي دانشگاه در سرتاسر كشور كه تصور مي‌كند به او در زمان دولت نهم ظلم شده است، از آنجايي كه مسئوليت اصلي دانشگاهها با وزير علوم است مي‌تواند پس از مشورت با مدرسين حقوق و با يك مراجعه ساده به دادگستري شهر خود شكايتنامه‌اي را بنويسد و خواهان رسيدگي قانوني شود .

در قوانين كشور تصريح شده است كه هيچ وزير و مسئولي نمي‌بايست قانون اساسي را نقض كند بنابراين بسياري از دانشجويان و دانشگاهيان در سرتاسر كشور مي‌توانند با استناد به اين‌كه برخي از عملكردهاي دانشگاهها در تناقض آشكار با قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است، اعلام جرمي را عليه وزير علوم به دادگستري تقديم كنند . اين حركت در عين اينكه خواسته‌اي بسيار آرام، كاملاً قانوني و اصلاح‌طلبانه است، تكرار آن توسط تعداد زيادي دانشگاهي در شهرهاي مختلف مي‌تواند به حركتي راديكال تبديل شود . چنانچه دانشجويان در سطحي وسيع اين خواسته خود را پي‌گيري كنند، گستردگي اين اقدام باعث خواهد شد كه هزينه آن ناچيز و حتي شايد نزديك به صفر شود .

 بديهي است كه همين گستردگي حركت، فايده آن را بسيار بالا خواهد برد . يك حركت در مقياسي وسيع ولي به‌صورتي هم‌جهت و با شعاري واحد كه به شدت بسيج‌كننده است و در عين كاملاً قانوني .
مؤلفة بسيج‌كنندگي اين حركت علني، قانوني و اصلاح‌طلبانه است كه ضامن عادلانه بودن آن مي‌شود . اگر چند نفر به‌صورت پراكنده شكاياتي را از مسئول دانشگاههاي كشور تسليم قوة قضاييه كنند، در اين سيستم موجود به‌طور قطع نتيجه مثبتي حاصل نمي‌شود . ولي هنگامي كه شكايت‌كنندگان به‌صورتي رسمي و علني اما در عين‌حال وسيع و گسترده به اين امر قانوني اقدام كنند، پي‌گيري اين خواسته در ذات خود به تولد يك حركت سازمان يافته خواهد انجاميد و همين انسجام است كه جبراً رسيدگي را عادلانه خواهد كرد . و اين همان قدرت عرصه عمومي است .

شنبه 25 آذر1385 ساعت

فاش شدن زواياي تازه اي از حضور محمود احمدي نژاد از دانشگاه اميرکبير، اصلاح طلبان را واداشته تا واکنش اوليه خود را در تقبيح بي احترامي دانشجويان به رييس جمهور منتخب پس بگيرند و خواستار تحقيقاتي براي ريشه يابي ماجرائي شوند که اگر نه توطئه اي براي سرکوب دانشجويان، فرصت برنامه ريزي شده اي براي تبليغات دولتي بوده است.

مطبوعات و محافل سياسي از ميان اتفاق هاي سئوال برانگيز آن روز، انفجار چند ترقه، حضور عده زيادي از افراد امنيتي، اقدام هاي انجام شده پيش از سخنراني احمدي نژاد براي تحريک دانشجويان و ناديده گرفتن توصيه هاي قبلي وزارت اطلاعات را موضوع گمانه زني هاي خود قرار داده اند.

به نوشته همبستگي، يک عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبيرگفته: دانشجويان حتي اجازه بردن موبايل به سالن نداشتند، چگونه ممكن بود بتوانند با ترقه يا نارنجك دستي وارد سالن شوند. عليرضا قره‌گوزلو، در گفت‌وگو با ايلنا، با اشاره به پرتاب ترقه يا نارنجك دستي در جريان سخنراني رييس دولت، گفت: مشخص نيست اين اقدام با چه هدفي صورت گرفته است اما خود من در آنجا بودم و اطمينان دارم اين كار از دانشجويان سر نزده است. زيرا كنترل روي دانشجويان به حدي بود كه امكان بردن چنين وسايلي به داخل سالن وجود نداشت.

ديگر حاضران در جلسه هم گفته اند اگر احتمالا يکي از دانشجويان معترض دست به چنين کاري زده بود به اطمينان مي توان گفت با پخش فيلم و عکس وي تا به حال اقدامات خيلي جدي صورت مي گرفت که اينک چنين اتفاقي نيفتاده است. بايد پرسيد چرا چنين صحنه اي حذف شده.

آينده نو، فاش کرده که قبل از آن‌كه رييس‌جمهور به دانشگاه اميركبير برود، يكي از دستگاه‌ها [وزارت اطلاعات] به مسوولان نهاد رياست‌جمهوري توصيه كرده بود كه رييس‌جمهور از حضور در اين دانشگاه خودداري كنند و اگر اصرار به حضور در دانشگاه در چنين روزهائي دارد در دانشگاهي مانند علم و صنعت كه همه دوستان وي در آن جا حضور دارند به ايراد سخنراني بپردازند. از ابتدا گفته شد كه دانشگاه اميركبير، نزاع‌هاي بسياري را به صورت سنتي در درون خود دارد و رييس‌جمهور بايستي در محيطي آرام به صحبت با دانشجويان بپردازد وليكن اين مهم مورد توجه قرار نگرفته است.

به نوشته آينده نو پلمب دفتر انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير در شب قبل از مراسم سخنراني رييس‌جمهور نيز باعث تحريك ۶۵۰ عضو اين انجمن شد كه باز اقدامي، شايسته تامل بسيار است. علاوه بر اين در دو خوابگاه دانشجويان اميرکبير شب قبل تحريک هائي صورت گرفته و يک دانشجو هم دستگير شده بود.

زاويه ديگري که مردم سالاري مطرح کرده حضور مهرداد بذرپاش نامزد ائتلاف حاميان دولت در انتخابات شوراهاست که معلوم نيست چرا همراه رييس جمهور به دانشگاه رفته بود در حالي که نه ربطي به اين دانشگاه دارد و نه بر اساس ادعاي خود سمت مشاورت دارد. او براي شرکت در انتخابات شوراها از اين سمت استعفا داده است. به نوشته مردم سالاري يك فعال سياسي پرسيده اگر آقاي بذرپاش از سمت مشاورت رييس‌جمهور استعفا داده است پس به چه مناسبتي در محل سخنراني رييس‌جمهور در دانشگاه اميركبير حاضر شده و همچنان مشغول انجام برخي هماهنگي‌ها بود؟

دبير سياسي يکي از روزنامه هاي توقيف شده به روز گفت اگر تمام شواهدي را که نشان مي دهد نقشه اي در کار بود و خنثي گرديد ناديده گرفته شود از يک تاسف نمي توان گذشت و آن هم هديه گران بهاست که از سوي شرکت کنندگان در آن جلسه به کسي داده شد که کوچکترين اعتقادي به آزادي بيان ندارد.

به گفته اين روزنامه نگار با سابقه، جاي خاتمي را که همه مي دانستند به طور واقعي مدافع حقوق بشرست به کسي دادن که وزيران ارشاد و علوم کابينه وي بيش ترين محدوديت ها را براي دانشجويان ايجاد کرده اند جاي افسوس دارد. بايد مي آمد و با هواداران پادگاني خود سخنراني مي کرد و صدا و سيما و روزنامه هاي معلوم هم آن را منعکس مي کردند. نه اين که چند صداي اعتراض هم به گوش ها برسد و به او امکان دهد که درباره علاقه خود به آزادي تبليغات کند.

همزمان با گفته هاي اين روزنامه نگار که با گلايه مي گفت که نظرش را روزنامه هاي تهران منعکس نکرده اند در وب لاگ محمود احمدي نژاد نوشته شد: “در نشست دانشگاه اميرکبير، وقتي جمعي کوچک در ميان اکثريتي مطلق در حضور رييس جمهور، با آزادي کامل، به رييس جمهور منتخب مردم توهين کردند و نمي ترسيدند، احساس مسرت بخشي به من دست داد.”

واکنش اصلاح طلبان

چند ساعت بعد از حادثه دانشگاه اميرکبير، و در حالي که صدا و سيما به طور عادي خبري از اصلاح طلبان منتشر نمي کند در چند بخش خبري اعلام کرد که محسن ميردامادي اقدام دانشجويان را تقبيح کرده و خواستار احترام گذاشتن به رييس جمهور منتخب شده است. نظري که علي شکوري راد معاون جبهه مشارکت هم آن را تائيد کرد. اين واکنش در پايان روز با واکنش اصلاح طلبان ديگر و از جمله اعضاي ائتلاف نامزدهاي شوراي شهر تهران روبرو شد. اول از همه محمد علي نجفي مردي که طولاني ترين سابقه را در هيات دولت دارد و به نرمي مشهورست گفت که با جنين ابراز نظري مخالف است و آن را نظر ميردامادي و يا جبهه مشارکت ميداند و خود اعتقاد دارد که بايد علت اعتراض دانشجويان را جست و جو کرد.

فرداي آن روز قائم‌مقام حزب مشاركت از اظهارات دبيركل حزب مشاركت در تقبيح رفتار عوامل اغتشاش دانشگاه اميركبير عذرخواهي كرد. محمدعلي ابطحي با درج مطلبي در سايت خود با اعلام اين خبر ضمن عجولانه خواندن اظهارات ميردامادي و شكوري‌راد در تقبيح رفتار عوامل اغتشاش روز دوشنبه و توهين‌كنندگان به رييس‌جمهور نوشت: رمضانزاده به عنوان قائم‌مقام حزب مشاركت به خاطر اظهارات ميردامادي و شكوري از دانشجويان عذرخواهي كرد.

وي افزود: من هم با ميردامادي صحبت كردم كه چرا با اين عجله اظهارنظر كرده است. گفتني است ميردامادي و شكوري اعلام كردند: ما حركت برخي افراد در حرمت‌شكني به رييس‌جمهور در دانشگاه اميركبير را محكوم مي‌كنيم.

همان روز محمد رضا خاتمي دبيرکل اول جبهه مشارکت با اشاره به حوادث دانشگاه اميركبير، اعتراض‌‏هاي دانشجويان را نشانگر ظلمي خواند كه بر جامعه دانشگاهي روا مي‌‏دارند و گفت: مگر دانشجويان ما چه مي‌‏خواهند؟ زماني حركت‌‏هاي دانشجويي را متهم مي‌‏كنند كه بخواهند اساس نظام را تغيير دهند اما مگر اين بار دانشجويان چه مي‌‏خواستند؟ آيا جز اين بود كه مي‌‏پرسيدند چرا از بيرون اتوبوس اتوبوس دانشجو مي‌‏آورند و به دانشجويان پلي‌‏تكنيك اجازه ورود نمي‌‏دهند؟ مگر غير از اين مي‌‏گفتند كه چرا دانشجويان را از تحصيل محروم مي‌‏كنيد و دوست ما و استاد ما به چه جرمي در زندان هستند؟ چرا رييس دانشگاه نشريات را مي‌‏بندد؟ و چرا تصفيه دانشجويان رواج يافته است؟

دکتر ابراهيم يزدي دبيرکل نهضت آزادي هم به نوشته روزنامه هاي تهران گفته است حق آن بود احمدي‌‏نژاد كه به هر دليلي امروز رييس‌‏جمهور ايران شده است، خود را مدافع همه ايرانيان بداند؛ چه موافقانش و چه مخالفانش.

يزدي تصريح كرد: كساني كه به دانشجويان ايراد مي‌‏گيرند، بايد به مسوولان به خاطر رفتارشان با دانشجويان ايراد بگيرند. بهتر بود رييس‌‏جمهور بگويد كه به دانشگاه آمده است تا مستقيم انتقادات و شكايات دانشجويان را بشنود، نه آنكه افرادي را به دانشگاه بياورند تا اجازه ندهند صداي اعتراض دانشجويان به رييس‌‏جمهور برسد.
وي گفت: كسي كه خود را استاد دانشگاه مي‌‏داند و امروز رييس‌‏جمهور شده است، اولي است كه با خونسردي و متانت صداي دانشجويان را بشنود و به اعتراضشان توجه كند نه اينكه كساني به دانشگاه بيايند و با دانشجويان درگير و اين پيام را برسانند كه با برخورد به صداي دانشجويان جواب داده مي‌‏شود.

حمید احدی

روزآنلاین

شنبه 25 آذر1385 ساعت

رييس دانشگاه اميركبير، با اشاره به مراسم روز دوشنبه‌ي دانشگاه اميركبير با حضور رييس جمهور، گفت: تصور من بر اين است كه برخي اتفاقاتي كه در اين ديدار افتاد را بايد به حساب ديدگاه‌هاي احساسي و احساسات برخي دانشجويان گذاشت و نبايد عمق چنداني براي آن قائل شد

 

 

دكتر رهايي در نشستي خبري اظهار داشت: رياست محترم جمهوري چهره‌اي آشنا در دانشگاه اميركبير هستند و سوابق فعاليت‌هاي آموزشي در اين دانشگاه دارند و با توجه به اهميت دانشگاه اميركبير مايل بودند كه در آستانه‌ي ۱۶ آذر و روز دانشجو در اين دانشگاه حضور يابند. تشكل‌هاي دانشجويي نيز كميته‌ي دانشجويي براي برگزاري مراسم تشكيل دادند كه به روند برگزاري مراسم كمك كرد

 

رهايي، در پاسخ به سوال خبرنگاري درباره‌ي حاشيه‌هاي ديدار رييس جمهور با دانشجويان، گفت: با توجه به ايام ۱۶ آذر و روز دانشجو، اقشار مختلفي از دانشجويان چه در روز يكشنبه و چه در روز دوشنبه از دانشگاه‌هاي علامه طباطبايي، خواجه نصير، علم و صنعت و چند دانشگاه ديگر در دانشگاه اميركبير حضور داشتند البته اين گردهمايي براي دانشجويان دانشگاه اميركبير بود اما گروه‌هاي دانشجويي ديگري هم در اين جلسه حضور داشتند

 

رهايي، در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اينكه آيا جواب توهين‌ها به رييس جمهور داده مي‌شود؟ گفت: اگر توهيني هم بوده رييس جمهور با نقش پدرانه با آن برخورد كردند و گفتند كه آن را مي‌بخشند. در نهايت هم ايشان با رضايت جلسه را ترك كردند. همچنين دانشجويان هم به طور آزاد پراكنده شدند و حتي درگيري نيز در اين ميان رخ نداد. ما در ارتباط با اين مراسم برخورد انضباطي يا تنبيه را براي هيچ دانشجويي اعمال نخواهيم كرد

 

رهايي، در پاسخ به پرسش ديگري مبني براينكه چند درصد از كساني كه جنجال مي‌كردند، دانشجوي دانشگاه اميركبير بودند؟ گفت: اكثريت حاضران جلسه از دانشجويان دانشگاه اميركبير بودند اما همانطور كه روز يكشنبه هم اين سابقه وجود داشت شايد بتوان گفت تا ۱۰ درصد از دانشجويان از بيرون و دانشگاه‌هاي ديگر بودند

 

وي، در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينكه اكثريت دانشجويان خواستار استعفاي شما بودند؟ گفت: من اين برداشت را نداشتم و سلايق مختلفي در اين ميان بيان شد

شنبه 25 آذر1385 ساعت

بنا بر گزارشات رسیده  از بند ۲۰۹ زندان اوین آقای احمد باطبی همچنان تحت فشار های وزارت اطلاعات قرار دارد .
احمد باطبی از جمله دانشجویانی بود که در ۱۸ تیر ماه ۷۸ دستگیر و به اعدام محکوم شد که در دادگاه تجدید نظر به ۱۵ سال زندان محکوم گشت . وی در اثر شکنجه ها در طول دوران بازداشت به انواع بیماری ها دچار گشت و زمانی که در مرخصی استعلاجی بسر می برد از سوی وزارت اطلاعات در ۷ مرداد ماه ۸۵ دستگیر و روانه زندان گردید . او بیش از ۷۰ روز در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ تحت انواع فشار و شکنجه های روحی و جسمی قرار داشت . اخیرا وزارت اطلاعات  او را تحت فشار قرار داده و از او می خواهند با نوشتن توبه نامه با آنها همکاری کند.
 آقای باطبی که اکنون بیش از ۱۳۰ روز در بند ۲۰۹ زندان اوین قرار دارد و دچار بیماری های کلیوی ، کمر درد ، ناراحتی های پوستی شده است و از درمان جدی او خودداری می کنند.
 از سوی دیگر، وزارت اطلاعات  تهدید ها و فشار ها را بر خانواده ایشان افزوده است و از این خانواده می خواهند که به وکلای احمد باطبی اعلام نمایند از به عهده گرفتن وکالت او صرف نظر کنند و به آنها مکرر گفته  می شود که وضعیت احمد باطبی را در اختیار رسانه ها و فعالین حقوق بشری قرار ندهند در غیر اینصورت آنها را بازداشت خواهند کرد.
فعالان حقوق بشر در ایران از کلیه سازمان های حقوق بشری می خواهد تهدیدات و فشارها بر علیه این زندانی و خانواده اش را محکوم کنند و خواستار آزادی بی قید شرط او شوند.
Human Rights Activists in Iran
Hra.Iran@Gmail.Com
www.Iran-Hra.blogfa.com
Tel: ۰۰۳۱۶۲۰۷۲۰۱۹۳

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه 25 آذر1385 ساعت

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير(پلي تكنيك تهران) بيانيه اي در خصوص حضور هفته گذشته محمود احمدي نژاد در اين دانشگاه، اعتراضات دانشجويان به اين حركت و مسائل پيش آمده پس از اين حركت صادر كرد. متن اين بيانيه به شرح زير است:

۱۶ آذر هر سال از سالياني پيش و به همت فعالان سابق انجمن اسلامي دانشجويان اميرکبير و به ياد مبارزات آزاديخواهانه دانشجويان در سنگر دانشگاه به نام روز دانشجو مزين شده است و هر سال بهانه اي است تا دانشجويان ايراني نداي آزاديخواهي و روشن انديشي خود را در برابر تحجر و واپس گرايي و آزادي ستيزي سر دهند.

اما بي گمان روز دانشجو و روزهاي پس از آن در سال ۸۵ در تاريخ جنيش دانشجويي ايران ثبت خواهد شد و خاطره آن در يادها خواهد ماند. سالي که در آن بسياري از شهروندان ايراني داغ غيرخودي بودن را بر پيشاني خود احساس کردند و بسیاری از دانشجويان، زنان، فعالين کارگري، وکلا، روزنامه نگاران و ساير فعالان مدني روزها و ماه ها را در پس پشت ميله هاي زندان گذراندند.

در اين ميان دانشجويان همچون هميشه بيش از همه آماج تير بلا بودند و تيغ تيز کينه مستبدين، عريان و مستقيم، به رويشان کشيده شد. شب نهادان، سرمست از پيروزي هاي پوشالي و سوار بر مرکب وعده هاي توخالی در حالي به قلع و قمع فرزندان ايران زمين پرداختند که در عرصه خارجي سخن از دفاع از حقوق شهروندان ديگر کشورها مي گفتند و براي آنان فرياد وامظلوما سر مي دادند.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير(پلی تکنیک تهران) به عنوان نهادي برآمده از خواست دانشجويان که در ساليان اخير همواره نماينده خواست دانشجويان در دفاع از آزادي و حقوق بشر بوده و فعالين آن زير بار فشار اقتدارگرايان و مصلحت سنجي هاي دروغين مدعيان اصلاح نرفته اند، در صف نخست انتقام جويي سرکوبگران قرار گرفت. حجم کينه توزي اقتدارگرايان از اين نهاد مدني به حدي بود که نه تنها فعالان فعلي و سابق آن هر يک به نحوي بارکش اين بار نفرت و تباهي شدند که حتي ساختمان آن نيز که ساليان دراز محل رجوع دانشجويان بود، شبانه با بولدوزر به ويرانه اي تبديل شد. تا بلکه شعله جاويد آزادي خواهي دانشجويان پلي تکنيک به خاموشي گرايد و شب نهادان را آرامشي افتد از اين سکون و سکوت.

در اين شرايط و در بحبوحه صدور احکام تعليق و اخراج و ممنوع الورود شدن به دانشگاه ها و ستاره باران شدن فعالان دانشجويي به تلافي فعاليت هايشان در دفاع از دموکراسي، آزادي و حقوق بشر، بار ديگر جنبش دانشجويي ايران ققنوس وار از ميان خاکستر تيره سرکوب و ابرهاي عبوس مهرورزي پروبال گشود.

تجمع بزرگ دانشجويي دفتر تحکيم وحدت در دانشگاه تهران و متعاقب آن تجمع دانشجويي دوم در دانشگاه پلي تکنيک نشانه پويايي دوباره جنبش دانشجويي و آمادگي جامعه دانشگاهي ايران براي دفاع از خواسته هاي آزادي خواهانه اش است. در چنين شرايطي رييس دولتي که برآمده از خواست صاحبان اصلي قدرت در ساختار حاکم است و مشخصه اصلي خود و دولتش بله قربان گويي در برار ایشان محسوب مي شود و در همين راستا در يک سال گذشته تمام تلاش خود را براي بريدن نفس منتقدين و به ويژه ساکن کردن دانشگاهها کرده است بر آن شد تا با حضور در دانشگاه پلي تکنيک و ترتيب دادن ديدار مجعول صميمانه با جمعي مطيع و منقاد که همگي با هماهنگي کامل و از دانشگاههاي امام صادق، امام حسين، حوزه هاي علميه و… به پلي تکنيک آورده شده بودند، هم تير خلاص بر پيکر انجمن اميرکبير و کليت جنبش دانشجويي ايران وارد آورد و هم دست مريزادي به چکمه پوشان و قلم به مزداني که عامل مستقيم اوامر سرکوبگران بوده اند، بگويد.

اما پلي تکنيک بار ديگر پرچمدار نهضت مقاومت مدني دانشگاه در مقابل فاشيسم و لمپنيسم گرديد و اجازه نداد که حريم دانشگاه لگدکوب حضور نظاميان شود. فرو ريختن ابهت پوشالين و متکي بر پايه هايي از جنس دروغ و ترس و سرکوب تفکر سرکوبگرانه حاکم، بزرگ ترين نتيجه اعتراضات فرزندان ايران در دانشگاه ها بود و از اين جهت شايسته تقدير و تحليل فراوان است. اما نمي توان بر يکي ديگر از نتايچ اين اقدام که رسوا شدن چندباره مدعيان دروغين اصلاح طلبي در برابر سنگ محک آزاديخواهي و پاي بندي به شعارهايشان است، اشاره اي نکرد.

کساني که زماني نه چندان دور و براي جلب آرا دانشجويان دم از جبهه دموکراسي و حقوق بشر مي زدند و از آن مضحکتر شعار جبهه ضدفاشيسم سر مي دادند اکنون حتي بيش و پیش از اقتدارگرايان براي محکوم کردن اعتراضات مدني دانشجويان سر و دست مي شکنند و پيش قراول حمله به دانشجويان شده اند. سرانشان دم از احترام به رييس دولت مي زنند و بدين گونه از او دلجويي مي کند تا بلکه سهمي هر چند ناچيز و درخور وسعشان در ساختار حاکم پاداش بگيرند و عناصر دست چندمشان هم به تاسي، به خود جرات مي دهند تا سرحد جرم خواندن اعتراضات دانشجويان پيش بروند، تا از اين طريق دلربايي از حاکميت اقتداگرا را به اوج خود برساند. به سردمداران اين گروه ها توصيه مي کنيم پيش از دعوت دانشجويان به مدنيت و حفظ احترام مخالف، آن هم در شرايطي که دانشگاهيان در برابر سرکوب و خشونت دولت مهرورز تنها تجمع، تحصن و اعتراض مدني پيشه کرده اند، ابتدا نيم نگاهي به سابقه خودشان در زمينه خشونت و احترام به مخالف از ۲۸ سال پيش تاکنون بيندازند و سپس به نصيحت کردن دانشجويان بپردازند.

وانگهي اگر مدعيان اصلاح و صلاح توان و جسارت نقد اقتدارگرايي را ندارند و يا صلاح کار خود را آن مي دانند که دانگي از خوان قدرت بر گيرند و بانگي بر نياورند، بهتر است به کار دروغ پروري مشغول باشند و در برابر موضوعي که مشروعيتي براي رهنمود دادن در آن ندارد سکوت پيشه کنند و اين پيام را به گوش جان نوش کند که: مرا به خير تو اميد نيست، شر مرسان.

در پايان به عاملين استبداد در دانشگاه که در برابر فشارهاي نهادهاي امنيتي اقدام به قلع و قمع فعالان دانشجويي پلي تکنيک و حاکم کردن فضاي امنيتي بر دانشگاه نموده اند اعلام مي کنيم، به آنچه در فضاي دانشجويي پلي تکنيک براي اربابانتان رقم خورد به ديده عبرت بنگريد و ضمن متوقف کردن تلاش هاي بيوده براي به سکوت کشاندن دانشجويان با کنار رقتن از مسندي که هيچ شايستگي براي تکيه زدن بر آن نداريد بيش از این نامتان را در تاريخ اين دانشگاه ملازم نفرت دانشجويان و اساتيد نگردانيد.

انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه صنعتي اميرکبير
(پلي تکنيک تهران)
۲۳ آذرماه ۱۳۸۵

شنبه 25 آذر1385 ساعت

مرتضي تمدن نماينده شهركرد درمجلس طی اظهارات مضحکی مدعی شد: براساس اطلاعات رسيده برخي از جريانات قصد داشتند سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه امير كبير را به تكرار واقعه كوي دانشگاه تبديل كنند.

تمدن درگفت و گویی اظهار داشت: همچنين منابع امنيتي خبر داده‌اند كه تعداد زيادي از افراد ناشناس با سلاح گرم درخارج از درب هاي دانشگاه منتظر شروع درگيري بودند تا جنگ خياباني به راه بياندازند.

وی تاكيد كرد: همچنين طراحان تشنج ديروز دانشگاه اميركبير امكانات و اكيپ هايي را براي انتقال مجروحان و كشته شدگان درگيري ها به كار گرفته بودند كه خوشبختانه اين توطئه‌ها عملي نشد.

وي ادامه داد: نفوذ جريانات غير خودي در ميان دانشجويان به بروز حوادث ديروز منجر شد و در اين رابطه بايد گفت كه دشمن در كمين است تا آرامش را از كشور بگيرد.

منبع: ايرانيوز

نوشته شده توسط خبرنامه انجمن اسلامی | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه 25 آذر1385 ساعت

مديريت دانشگاه اميرکبير از جمعی از دانشجويان اين دانشگاه دعوت کرد تا روز پنج شنبه به ديدار محمود احمدی نژاد رفته و از نزديک و در فضايی آرام مسائل و مشکلات خود را با وی در ميان بگذارند. گفتنی است جمع کثيری از دانشجويان مدعو را مانند هميشه دانشجويان بسيجی تشکيل می دهند. از سوی ديگر جمعی از دانشجويان پلی تکنيک نامه ای خطاب به احمدی نژاد نوشته و پيرامون ديدار وی از دانشگاه اميرکبير توضيحاتی داده اند. به خاطر انتشار اين نامه، دانشجويان غيربسيجی که از سوی مديريت دانشگاه برای ديدار با احمدی نژاد در روز پنج شنبه (امروز) دعوت شده بود، با انتشار نامه ديگری از اين ديدار اعلام انصراف کرده اند. متن اين دو نامه به شرح زير است:

بسمه تعالی

جناب آقای محمود احمدی­نژاد

با سلام

با توجه به نامه­ای که توسط دانشجويان پلی­تکنيک در پی وقايع اخير خطاب به شما به نگارش درآمده است و در آن مواضع دانشجويان پلی­تکنيک نسبت به اتفاقات اخير اتخاذ گرديده است، لذا حق شرکت در برنامه­ی ديدار با جناب­عالی به واسطه احترام به رای دانشجويان از اينجانبان سلب می­گردد. برای اطلاع شما از نامه مذکور و همچنين تسريع در رساندن پيغام دانشجويان، اين نامه پيوست می­شود و به اطلاع دانشجويان نيز رسانيده می شود تا هم از اقدام ما مطلع گردند و هم مراجعه­ی عده­ای ديگر لازم نباشد.

با تشکر
نگار زمانفر – مجيد ساده­دل – مهدی سعيدی­پور – علی صابری – راحيل عادلی – مهيار عبدالصمدی – مصطفی غفوری – مازيار کريمی – مجتبی کلانتری



متن نامه دانشجويان دانشگاه اميرکبير به شرح زير است:


بسمه تعالی

جناب آقای محمود احمدی­نژاد

با سلام

حضور شما در پلی­تکنيک روزی خاطره­انگيز برای جامعه پلی­تکنيک بود. روزی که دانشگاه زنده بودن خود را با تمام وجود فرياد زد. جناب آقای دکتر اين فرياد، فرياد نسل فرهيخته­ی اين جامعه بود شايد نپسنديد، شايد به زعم شما قربان صدقه رفتن­های مردمی که گناهی جز ناآگاهی ندارند، شيرين­تر باشد ولی از سر دلسوزی لازم است مطالبی را به اطلاع برسانيم تا شايد در ادامه فعاليت­های خود، دقيق تر اوضاع را بنگريد و عمل کنيد.

۱ – لازم است بدانيد که هر کس جايگاهی دارد و برای حفظ آن بايد در حد جايگاه خود رفتار کند. خاتمی با بيست ميليون رای برای حفظ شأن خود در پلی­تکنيک پرسش­گر حاضر نشد، چه برسد به شما با حدود ۵ ميليون رای. (آرای ۳ تير به شخصی ناشناس در برابر گذشته هاشمی داده شد) بايد درک می­کرديد که آمدن به پلی­تکنيک با سفرهای استانی فرق دارد، بايد می­فهميديد حتی با فشار و حمايت دانشجويان امام صادق و امام حسين هم نمی­توانيد راحت از اين لانه زنبور خارج شويد. اگر مشاوران شما کمی درايت داشتند و اگر فکر نمی­کردند با حاکم کردن فضای امنيتی و تهديد و تعليق می­توانند دانشگاه را ساکت کنند، اين رسوايی پيش نيامده بود.

۲ – ترکيب سخنرانان به گونه­ای بود که همگی يا موافق دولت و سياست­های آن بودند و يا از تشکل­های کانون­های فرهنگی - هنری و شوراهای صنفی بودند. نمايندگان کانون­ها که می­بايست از مشکلات کانون­ها می­گفتند و دبير شورای صنفی هم مجبور بود که از مسائل صنفی سخن بگويد و عملاً نماينده­ای از تشکل­های مخالف سياست­های دولت نهم وجود نداشت. چرا که اساساً تشکلی وجود نداشت و انجمن اسلامی دانشجويان که تنها نهادی بود که منتقد دولت و سياست­هايش به حساب می­آمد، توسط دانشگاه قلع و قمع شده است. حال همان سؤالات فرهنگی و صنفی هم که پرسيده شد از سوی شما بی جواب ماند و پاسخی که در خور شأن دانشجويان پلی­تکنيک باشد از شما شنيده نشد و جواب­ها همگی موضوعات مضحکی بود که به درد سفرهای استانی شما به روستاهای دورافتاده می­خورد.

۳ – "افتخار اين دولت اين است که بازترين فضای سياسی را در طول تاريخ کشور ايجاد کرده"، "با آزادی در اين مملکت راه می­روند و باز می­گويند آزادی نيست و خفقان است." جناب دکتر شايد تنها موردی که هنوز سلب نشده باشد، همين راه رفتن مردم است. اگر فکر کرده­ايد که خفقان يعنی اينکه حق راه رفتن و نفس کشيدن هم از مردم گرفته شود، اگر معنی آزادی و خفقان در ديد شما اين است، بگوئيد. از نظر ما کتک خوردن دانشجو مقابل چشم رئيس­جمهور، تعطيلی تشکل­های منتقد، تعليق­ها، توبيخ­ها، نزديک به ۲۰ مورد حکم اوليه تعليق، ۳ حکم تعليق تائيد شده، ۳ دانشجوی ممنوع الورود به دانشگاه، اخراج يک دانشجوی دکترا (متين مشکين) آن هم دانشجويی که شايد از خود شما فعاليت علمی و مقالات ISI بيشتری داشته باشد، عدم ثبت­نام ياشار قاجار و روزبه رياضی در مقطع کارشناسی ارشد، بسته شدن بيش از ۵۰ فايل آموزشی در ابتدای سال تحصيلی، فقط در يک دانشگاه و به جرم انتقاد مصداق خفقان است. فشار وارد شده به نشريات که علاوه بر توقيف­های نشريات منتقد دولت، با تهديد مکرر، ايجاد مانع در مسائل مالی، ممنوعيت در توزيع آزاد و در آخرين اقدام محدوديت در تکثير با تهديد چاپخانه­ها و مراکز کپی بر نشريات مستقل وارد شده است، هيچ نشان از آزادی ندارد. البته شايد مصداق سخن شما کيوان انصاری و شايد هم اکبر محمدی باشد.

۴ - "شنيدم که عده­ای از دانشجويان می­گويند، عده­ای از دانشجويان سه ستاره شده­اند، آن­ها با اين ستاره­ها ستوان يک شده­اند" جناب رئيس­جمهور نمی­خواهد نظامی بودن خود را به رخ ما بکشيد. می­دانيم درجه­ها را حفظيد. ما به ستوان شدن که هيچ به ژنرال شدنش هم افتخار نمی­کنيم، اين درجه­ها را به نوچه­های شبه نظامی خود در بسيج بدهيد، ما نيازی به ستاره­های شما نداريم. بدهيد به آن­ها که برای ستوانی سر و دست می­شکنند و برای ترفيع خبرچين اطلاعات شده­اند. از شخصی در جايگاه رئيس­جمهور بعيد است اين چنين بی منطق و هزل گونه يکی از مهمترين دغدغه­های دانشجويان را به باد تمسخر بگيرد.

۵ - جناب آقای احمدی­نژاد معترضين در سالن با وجود اينکه بيش از نيمی از سالن از صبح توسط غير پلی­تکنيکی­­ها پر شده بود، اقليت نبودند. اگر نسبت به دانشجويان مهمان! از امام صادق و امام حسين هم که در جلوی سالن بودند مقايسه کنيد، باز هم در اقليت نبودند. مگر اينکه شما هم سالن را از ديد دوربين صدا و سيما ديده باشيد. جناب دکتر دانشجونما آن نان به نرخ روزخورهايی هستند که برای مجلس گرمی ساعت ۶ صبح از امام حسين، اتوبوس اتوبوس به اين طرف و آن طرف می روند تا در ملاقات­ها و سفرهای استانی حنجره پاره کنند و به خاطرات شما گوش دهند. اگر تهمت زده­ايد که به خدا واگذارتان می­کنيم ولی اگر مدرکی بر عامل بيگانه بودن دانشجويان داريد، آن کتک­هايی که زديد کم بود. مدرکتان را رو کنيد ما خودمان چوبه­دارش را می­آوريم!

۶ – گفته­ايد اساتيد هيچ گاه بازنشسته نمی­شوند. فقط يک خفاش حرفه­ای می­تواند در روزِ روشن خورشيد را انکارکند، جناب آقای دکتر چگونه تکذيب می­کنيد. برای پيرزن­های روستاهای دورافتاده که صحبت نمی­کنيد. دانشجويان ديده­اند! چگونه شعور دانشجو را آن­قدر پايين تصور کرده­ايد. کاش شهامت تائيد کارهای خود را داشتيد و رو به کل گويی و هزل نمی­آورديد.

۷ – دانشجو با توجه به مؤلفه­های ذاتيش در مقابل فشار عکس العمل سريع نشان می دهد و نمی­شود تمام آرمان­های او را زير پا له کنيد. نمی­شود روز قبل از حضورتان نيروهای انتظامی به دانشجويان حمله کنند و با باتوم به مهرورزی با دانشجو بپردازند. نمی­شود دانشجو را تهديد کنيد، در همان جلسه ضرب و شتمش کنيد، بزنيد، ببريد و آينده­اش را نابود کنيد و دانشجو برايتان سوت و کف بزند. جناب دکتر اگر عکس شما آتش گرفت، عاملش طرفداران شما بود که با وجود اين­ها از هر دشمنی بی­نيازيد. وقتی دانشجو را منافق می خوانند، وقتی انجمنش را تخريب می­کنند، شوراهايش را محدود می­کنند، نشرياتش را توقيف می­کنند، دانشجو نمی­تواند ساکت بنشيند و فرياد نکشد. دانشجو مديون هيچ جريانی نيست که مثل برخی­ها تحت هر شرايطی سنگ شما را به سينه بزند؟ البته شايد از شما که به جای بحث و تبادل نظر، دانشجو را به فرياد کشيدن دعوت و توصيه می­کنيد نبايد جز اين انتظار داشت.

با توجه به تمامی موارد بالا برای سرپوش گذاشتن بر فضاحت برنامه دوشنبه جمعی به حضور شما دعوت شده­اند تا با شما صحبت کنند و يک شوی تبليغاتی و سياسی برای شما بازی کنند. تا نقصان برنامه دوشنبه که تبليغی برای انتخابات ۲۴ آذر بود، جبران گردد. اما بدانيد صدای برآمده از پلی­تکنيک صدای دانشگاه­ها و صدای واقعی ملت ايران بود. صدای فرد نبود که با تهديد و تطميع آن را از بين ببريد.

دانشجويان مستقل از حاکميت اين دعوت را نمی پذيرند و اگر حرفی داريد و اگر می­خواهيد حرفی بشنويد دوباره به پلی­تکنيک بياييد. البته اين بار به دعوت دانشجويان پلی­تکنيک بياييد و مهمان دانشجويان پلی­تکنيک باشيد نه اينکه مهمان ناخوانده مديريت انتصابی و تشکل­هايی که مجموع طرفداران آن­ها ۵ درصد دانشجويان پلی­تکنيک را شامل نمی­شود، شويد. اين بار به جای اينکه در جمع امام صادقی­ها و امام حسينی­ها صحبت کنيد در جمع پلی­تکنيکی­ها به بيان سخن بپردازيد و آيا بدون سوت و کف آن­ها که مدعی­اند ۲۰ ميليون نفرند می­توانيد دانشجو را به بازی بگيريد؟

با تشکر

دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک

چهارشنبه 22 آذر1385 ساعت
جلسه ی سخنرانی و پرسش و پاسخ وزیر کشور با عنوان ” از شعار تا عمل ، نقد عملکرد دولت نهم” امروز در تالار فجر دانشگاه شیراز برگزار شد.

این جلسه توسط انجمن فرهنگ و سیاست، بسیج دانشجویی ، جامعه اسلامی دانشجویان و انجمن اسلامی مستقل ، دانشگاه شیراز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز، با توجه به وقایع روز پیش از برگزاری این مراسم دانشگاه پلی تکنیک ، مسئولین برگزاری تمام تلاش خود را برای برگزاری برنامه در فضایی امنیتی و از پیش تعیین شده به کار برده بودند. به طوری که حضور افراد غیر دانشجو در سالن مشهود بود. در این جلسه رئیس دانشگاه شیراز ، استاندار فارس و سایر مسئولان استانی نیز حضور داشتند.

پس از سخنرانی وزیر کشور مجری برنامه اعلام کرد که پرسش های شفاهی فقط از سوی نمایندگان چهار تشکل میزبان و سئوالات سایر دانشجویان به صورت کتبی مطرح خواهد شد.
به عنوان اولین سوال ، نماینده ی انجمن اسلامی مستقل بدون ذکر عنوان “مستقل” از سوی مجری برنامه به جایگاه دعوت شد. در این هنگام تعدادی از دانشجویان با فریاد زدن واژه ی “مستقل” اعتراض خود را نشان دادند. اما سوال نماینده ی این تشکل ، تبدیل رابطه ی تعامل بین مجلس و دولت به معامله بین این دو قوه بود. سوال دوم توسط نماینده ی انجمن فرهنگ و سیاست، میزان همکاری بسیج در برگزاری انتخابات بود که پور محمدی در پاسخ عنوان کرد که بسیج فقط گزارش های مردمی را تائید می کند و گزارش های تائید شده توسط بسیج می تواند در تائید یا رد صلاحیت افراد مورد استفاده باشد. این قسمت از سخنان وزیر با اعتراض دانشجویان رو به رو شد و حاضران در سالن وزیر کشور را به شدت هو کردند.در ادامه ، اولین سوال کتبی توسط وزیر پاسخ داده شد. این سوال در مورد هزینه ها و بودجه های تخصیص یافته در سفرهای استانی از محل صندوق ذخیره ی ارزی بود. در این حین یکی از دانشجویان از میان جمع نسبت به سفرهای استانی اعتراض و عنوان کرد که این سفرها بیشتر جنبه ی تبلیغاتی دارد و رئیس جمهوراز هم اکنون به دنبال رای جمع کردن برای انتخابات آتی می باشد. سخنان این دانشجو با تشویق ممتد حضار مواجه شد.

نماینده ی بسیج دانشجویی در مورد فضای راکد دانشجویی در دانشگاه ها صحبت کرد که دانشجویان با فریاد ” فضا بسته است ، نه راکد” ، اعتراض خود را اعلام کردند.در حالی که وزیر کشور از سالم بودن فضای سیاسی دانشگاه ها و سفر های استانی هیئت دولت سخن می گفت ، محمد هادیان ، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی که اجازه ی صحبت کردن در پشت تریبون را نیافته بود ، از میان جمعیت با فریاد خطاب به وزیر کشور اظهار داشت : ” نمونه ی سفرهای استانی هیئت دولت ، سفر شما به دانشگاه شیراز است. اینجا چند نفر به صورت دستچین شده اجازه ی صحبت کردن یافته اند که همگی نمایندگان تشکل های دست ساز مدیریت امنیتی دانشگاه شیراز هستند. ” وی وی افزود ؛ شخصی که به عنوان نماینده ی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز صحبت کرد ، عضو انجمن اسلامی مستقل است که به تازگی و توسط مدیریت دانشگاه تاسیس شده است و اخیرا با حذف کلمه ی “مستقل” تلاش می کنند که از پیشینه ی ۲۷ ساله ی انجمن اسلامی دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی سوء استفاده کنند.” عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان ادامه داد : “شما از فضای سالم سیاسی در دانشگاه ها صحبت کردید ، معنای دانشجوی ستاره دار چیست؟”

صحبت های هادیان در چندین نوبت با تشویق های مکرر دانشجویان همراه بود.

در ادامه و پس از آن که دانشجوی دیگری نسبت به کمک های صد ملیون دلاری به کشور های خاص اعتراض کرده بود ، هادیان به خاطر طفره رفتن وزیر کشور از پاسخ گویی به سوال دانشجویان ستاره دار، اعتراض کرده و افزود : “جناب وزیر که دم از قانون می زنند بفرمایند که بر طبق کدام اصل قانون مطبوعات ، نشریات دانشجویی در دانشگاه شیراز قبل از انتشار بازبینی می شوند؟”

وزیر کشورپاسخ داد :” از میان ۱۴ هزار دانشجو ، احضار ۵۰ نفر به کمیته ی انظباطی امری طبیعی است.. در این هنگام دانشجویان زیادی فریاد زدند:” به چه جرمی؟” که با تشویق شدید دانشجویان حاضر مواجه شدند.

پورمحمدی در تلاش برای توجیه عملکرد خلاف قانون دانشگاه شیراز در بازبینی نشریات عنوان کرد که نشریاتی وجود دارند که مطالب غیر اخلاقی منتشر می کنند.

همچنین دانشجویان نسبت به عملکرد ضعیف استانداری فارس اعتراض کردند.

***در حاشیه:
وقتی پور محمدی سوال کتبی در مورد عملکرد دولت در مساله هسته ای قرائت کرد ، دانشجویان به نحوی وزیر کشور را هو کردند که وی از پاسخ گویی به این سوال منصرف شد.

وزیر کشور در قسمتی از سخنان خود اعلام کرد که دولت در راستای دقت در خرج کردن پول هایش از کمکی که متعهد شده بود به مردم سونامی انجام دهد ، صرف نظر کرده است.

منبع:خبرنامه امیرکبیر